خودرو را اسقاط کن و پیاده شو!/ طرح اسقاط روی کاغذ ماند و فرسودهها در خیابان هستند
تحریریه آوش/طرح اسقاط و نوسازی ناوگان فرسوده قرار بود همزمان چند مسئله را هدف بگیرد: کاهش آلودگی هوا، کنترل مصرف بنزین، افزایش ایمنی تردد و احیای صنعت بازیافت خودرو. بااینحال، فاصله میان ارزش خودروی فرسوده و هزینه خرید وسیله نقلیه جایگزین، عملا انگیزه مالکان برای ورود به این طرح را کاهش داده است.
خودروی فرسوده را تحویل بدهید، کمتر از ۲۰۰ میلیون تومان بگیرید و بعد برای تهیه وسیلهای جایگزین با بازاری روبهرو شوید که قیمتها در آن چندین برابر توان شماست. این خلاصه تلخ وضعیتی است که طرح اسقاط خودروهای فرسوده را از یک سیاست زیستمحیطی و انرژیمحور به دغدغهای معیشتی برای هزاران خانوار تبدیل کرده است. طرح اسقاط و نوسازی ناوگان فرسوده قرار بود همزمان چند مسئله را هدف بگیرد: کاهش آلودگی هوا، کنترل مصرف بنزین، افزایش ایمنی تردد و احیای صنعت بازیافت خودرو. بااینحال، فاصله میان ارزش خودروی فرسوده و هزینه خرید وسیله نقلیه جایگزین، عملا انگیزه مالکان برای ورود به این طرح را کاهش داده است.
طبق اظهارات فعالان صنفی، مجموع ارزش گواهی اسقاط و لاشه یک خودروی سواری فرسوده به حدود ۲۰۰میلیون تومان میرسد؛ حدود ۱۸۰میلیون تومان بابت گواهی و نزدیک به ۲۰ میلیون تومان بابت لاشه. این رقم در شرایطی پرداخت میشود که برای خیلی از مالکان، خودرو صرفا یک وسیله رفتوآمد نیست؛ تاکسی، وانت، سواری شخصی یا خودروی فرسوده آنها، ابزار کار و منبع درآمد روزانه خانواده است.
در این وضعیت، مالک بین دو انتخاب سخت قرار میگیرد: تحویل خودرو و ورود به بازار گران وسیله نقلیه یا صرف هزینه برای تعمیر و ادامه فعالیت با همان خودروی قدیمی. طبیعی است که بسیاری مسیر دوم را انتخاب کنند. وقتی با هزینهای حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان میشود خودرو را برای مدتی قابل استفاده نگاه داشت، دریافت مبلغی مشابه برای خروج کامل از چرخه حملونقل، برای صاحب خودرو جذابیت چندانی ندارد.
سیاستگذار تلاش کرده بخشی از مشکلات را از مسیر اصلاح مقررات حل کند. در آییننامه قبلی بهازای اسقاط یک خودرو، امکان شمارهگذاری ۱۲ خودروی تولید داخل فراهم بود؛ نسبتی که تقاضا برای گواهی اسقاط را کاهش میداد. اصلاحیه جدید، این نسبت را به یک گواهی در برابر هر چهار خودروی تولیدی تغییر داده است؛ اقدامی که انتظار میرود نیاز خودروسازان به گواهی اسقاط و در نتیجه تقاضا برای آن را افزایش دهد.
اما اصلاح یک نسبت اداری، بهتنهایی برای خروج خودروهای فرسوده از خیابانها کافی نیست. مسئله اصلی، تامین مالی نوسازی است. اگر تسهیلات کمبهره، اعتبار خرید یا بستههای جایگزینی قابل دسترس برای مالکین طراحی نشود، افزایش تقاضا برای گواهی هم الزاما به افزایش عرضه خودروهای فرسوده منجر نمیشود.
آمارها هم از عقبماندگی طرح نسبت به اهداف خبر میدهند. سال ۱۴۰۳ حدود ۳۴۹هزار خودرو از چرخه خارج شد، اما اسقاط خودرو در نیمه اول امسال به حدود ۷۲هزار دستگاه رسید. این در حالی است که برنامه هفتم توسعه، هدف سالانه ۵۰۰هزار دستگاه را پیشبینی کرده است؛ هدفی که تحقق آن مستلزم ورود روزانه هزاران خودرو به مراکز اسقاط است.
از طرف دیگر، مراکز اسقاط هم با مسئله نقدینگی دستوپنجه نرم میکنند. فروش اعتباری گواهیها و تاخیر در دریافت مطالبات از خودروسازان، توان این مراکز برای خرید خودرو از مالکان و پرداخت بهموقع وجه را محدود کرده است. در نتیجه، زنجیرهای که باید پیوسته عمل کند، در چند نقطه متوقف میشود: مالک تمایل ندارد خودروی خود را تحویل دهد، مرکز اسقاط توان خرید ندارد و بازار گواهی با کمبود عرضه پایدار روبهرو میشود.
راه برونرفت، تبدیل اسقاط از یک فرآیند صرفا اداری به یک برنامه واقعی جایگزینی است. دولت باید برای خودروهای معیشتی و مالکین کمدرآمد، تسهیلات ارزانقیمت، پرداخت سریع و امکان خرید وسیله نقلیه جایگزین فراهم کند. اسقاط وقتی موفق میشود که تحویل خودروی فرسوده، پایان راه درآمد یک خانواده نباشد؛ بلکه شروع مسیر دسترسی به وسیلهای ایمنتر، کممصرفتر و قابل اتکاتر باشد.