سقوط کودکی در ایران از نیمکت تا خیابان/ دو میلیون کودک ایرانی درگیر کار هستند
تحرییه آوش/ دفتر ژنو سازمان ملل متحد به تازگی اعلام کرده است که تعداد کودکان کار در سراسر جهان با روندی امیدبخش اما کند، از ۲۴۶ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۱۳۸ میلیون نفر رسیده و تقریبا نصف شده و اما درست در نقطه مقابل این جریان جهانی، جغرافیای ایران شاهدی بر یک واگرایی معکوس و نگرانکننده است.
دفتر ژنو سازمان ملل متحد به تازگی اعلام کرده است که تعداد کودکان کار در سراسر جهان با روندی امیدبخش اما کند، از ۲۴۶ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۱۳۸ میلیون نفر رسیده و تقریبا نصف شده است. اما درست در نقطه مقابل این جریان جهانی، جغرافیای ایران شاهدی بر یک واگرایی معکوس و نگرانکننده است. در حالی که دنیا گامهای هرچند آهستهای را برای پاک کردن لکه استثمار از دامن کودکی برمیدارد، در ایران سایه سنگین بحرانهای اقتصادی، تورم افسارگسیخته و نوسانات ناشی از تحولات منطقهای و جنگ، کودکان بیشتری را به درون چرخه خشن کار سوق میدهد. آخرین دادههای رسمی و منسجم ملی، به گزارش تیرماه سال ۱۴۰۲ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی برمیگردد که نشان داد حدود ۱۵ درصد از جمعیت کودکان کشور، یعنی جمعیتی بالغ بر ۱.۶ تا ۲ میلیون نفر، درگیر پدیده کار کودک هستند. این آمار تکان دهنده که ابعاد پنهانی مانند کارهای خانگی را نیز شامل میشود، تایید میکند که حداقل ۱۰ درصد از این فرشتگان بیدفاع، فرصت تحصیل، رشد طبیعی و ساختن آینده خود را به طور کامل از دست دادهاند.
با این حال، در سالهای اخیر به دلیل نبود آمارهای رسمی جدید، به روز و تفکیک شده، ابعاد واقعی این فاجعه اجتماعی در هالهای از ابهام قرار دارد؛ هرچند شواهد میدانی و ارزیابیهای پژوهشگران اجتماعی از جمله یافتههای مراجع مستقل، به وضوح از رشد تصاعدی این پدیده حکایت میکنند. نگاهی به تمرکز جغرافیایی کار کودکان نشان میدهد که کلانشهرها و مناطق حاشیهای بیشترین بار این آسیب را به دوش میکشند. بر اساس پژوهشهای موجود، تنها در تهران نزدیک به ۲۰ هزار کودک کار شناسایی شدهاند که دست کم ۴ هزار نفر از آنها در شرایط بسیار حاد و در حوزه تفکیک زباله و زبالهگردی استثمار میشوند. این وضعیت در مناطق مرزی و استانهای محرومتر به شکل کارهای کارگاهی زیرزمینی، سوختبری یا دستفروشی نمود پیدا میکند. پیامدهای ناگوار این پدیده فراتر از محرومیت آموزشی است؛ غوطهور شدن در بازارهای کار غیررسمی، این کودکان را در معرض انواع خشونتهای ساختاری، استثمار باندها، بیماریهای جسمی مزمن و آسیبهای عمیق روانی قرار میدهد که بازتولید کننده چرخه فقر بین نسلی خواهد بود و سرمایههای انسانی جامعه را پیش از شکوفایی نابود میکند.