زنان ایرانی، پیشتاز در دانشگاه، عقب مانده در بازار کار
تحریریه آوش/ زنان ایرانی با سهم بیش از ۶۰ درصدی در ورودی دانشگاهها و ۲۴ درصدی در ثبت اختراعات، نقش پررنگی در تولید علم دارند. با این حال، بر اساس آمارهای رسمی، نرخ مشارکت اقتصادی آنان حدود ۱۵ درصد است؛ شکافی جدی میان موفقیت آموزشی و حضور مؤثر در بازار کار کشور.
زنان ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری در آموزش عالی، پژوهش و نوآوری علمی نقش آفرین هستند؛ آماری که از سهم ۶۰ درصدی آنان در ورودی دانشگاهها و مشارکت ۲۴ درصدی در ثبت اختراعات حکایت دارد، تصویری روشن از حضور علمی زنان ترسیم میکند. با این حال، همین تصویر در بازار کار و برخی شاخصهای آموزشی با شکافهایی جدی همراه است؛ شکافهایی که بر اساس آمارهای رسمی داخلی همچنان نیازمند سیاستگذاری و اصلاح ساختاری است.
پیشتازی در دانشگاهها و نوآوری علمی
اظهارات اخیر زهرا بهروز آذر، معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور، درباره سهم زنان در آموزش عالی و نوآوری، تنها یک شعار نیست بلکه بر پایه دادههای رسمی کشور بیان شده است. بر اساس اعلام او، بیش از ۶۰ درصد ورودیهای دانشگاههای کشور را زنان تشکیل میدهند و ۲۴ درصد اختراعات ثبت شده هم به نام آنان زنان است؛ رقمی که به گفته بهروزآذر بالاتر از میانگین جهانی است.
دادههای منتشر شده از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سالهای اخیر نیز نشان میدهد روند فزاینده حضور زنان در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و حتی دکتری همچنان ادامه دارد. در برخی رشتهها، بهویژه علوم پایه، علوم پزشکی و رشتههای علوم انسانی، نسبت دانشجویان دختر به مراتب بیش از پسران است. این روند از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و اکنون به یک الگوی تثبیت شده در نظام آموزش عالی کشور تبدیل شده است.
از سوی دیگر، آمارهای رسمی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور درباره ثبت اختراعات نشان میدهد سهم زنان در مالکیت فکری در حال افزایش است. حضور ۲۴ درصدی زنان در ثبت اختراع، اگرچه هنوز فاصله محسوسی با سهم آنان در آموزش عالی دارد، اما نشان دهنده عبور تدریجی از موانع سنتی در حوزه نوآوری و فناوری است.
زنان و شرکتهای دانشبنیان
در حوزه اقتصاد دانش بنیان نیز بر اساس اعلام معاونت زنان ریاست جمهوری، ۱۲ درصد شرکتهای دانش بنیان کشور توسط زنان مدیریت میشود. این عدد در مقایسه با میانگین جهانی که بین ۸ تا ۱۲ درصد اعلام شده، در سطح قابل قبول قرار دارد. دادههای منتشرشده از سوی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری نشان میدهد طی سالهای اخیر حضور زنان در هیئت مدیره شرکتهای فناوری رشد داشته، هرچند هنوز با توازن جنسیتی فاصله وجود دارد.
کارشناسان حوزه علم و فناوری معتقدند سرمایه انسانی زنانی که در دانشگاهها تربیت میشوند، در صورت اتصال مؤثر به بازار کار و زیست بوم نوآوری میتواند موتور محرک اقتصاد دانش بنیان کشور باشد. با این حال، چالش اصلی نه در آموزش، بلکه در مرحله گذار از دانشگاه به اشتغال پایدار نمایان میشود.
پوشش بالا اما ترک تحصیل نگرانکننده در برخی مناطق
طبق گزارشهای رسمی وزارت آموزش و پرورش، نرخ پوشش تحصیلی در مقطع ابتدایی برای دختران در سطح ملی بیش از ۹۷ درصد است. در دوره متوسطه اول این نرخ اندکی کاهش پیدا میکند و در متوسطه دوم افت بیشتری مشاهده میشود، به ویژه در برخی استانهای کمتر برخوردار کشور.
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، بازماندگی از تحصیل دختران در برخی استانها به دلیل فقر، ازدواج زودهنگام یا فاصله جغرافیایی تا مدرسه بیشتر است. هرچند در سطح ملی تفاوت فاحشی میان دختران و پسران دیده نمیشود، اما تمرکز بازماندگی در مناطق روستایی و حاشیهای زنگ هشدار جدی برای سیاستگذاران است.
در سالهای اخیر طرحهایی برای شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل اجرا شده، اما کارشناسان اجتماعی تاکید دارند که مسئله صرفا ثبت نام نیست؛ کیفیت آموزش، امکانات ضعیف مدارس دخترانه در مناطق محروم و امنیت مسیر مدرسه نیز از عوامل تعیینکننده استمرار تحصیل هستند.
شکاف عمیق در بازار کار
در حالی که زنان اکثریت ورودیهای دانشگاهها را تشکیل میدهند، آمارهای رسمی بازار کار تصویر متفاوتی ارائه میدهد. بر اساس گزارشهای فصلی مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت اقتصادی زنان به طور سنتی بسیار پایین تر از مردان است و در سالهای اخیر در محدوده حدود ۱۴ تا ۱۵ درصد نوسان داشته است. این در حالی است که نرخ مشارکت اقتصادی مردان بیش از ۶۰ درصد گزارش میشود.
نرخ بیکاری زنان هم به طور معمول بالاتر از مردان است و در برخی گروههای سنی، به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی، فاصله قابل توجهی دیده میشود. به بیان دیگر، نظام آموزش عالی توانسته فرصت تحصیل گسترده برای زنان فراهم کند، اما بازار کار ظرفیت جذب متناسب با این سرمایه انسانی را نداشته است.
تحلیل دادههای رسمی نشان میدهد بخش قابل توجهی از زنان تحصیل کرده یا خانهدار باقی میمانند یا در مشاغل غیررسمی و کم درآمد فعالیت میکنند. عوامل فرهنگی، مسئولیتهای خانوادگی، نبود زیرساختهای حمایتی مانند مهدکودکهای در دسترس و همچنین تبعیضهای ساختاری از جمله موانع حضور پایدار زنان در بازار کار عنوان میشود.
علم آموزی گسترده، بهرهبرداری محدود
ترکیب این دادهها تصویری دوگانه ارائه میدهد؛ از یک سو، زنان ایرانی در آموزش عالی و تولید دانش حضوری چشمگیر دارند؛ از سوی دیگر، سهم آنان در اقتصاد رسمی و مناصب مدیریتی همچنان محدود است. این شکاف به معنای اتلاف بخشی از سرمایه انسانی کشور است.
برنامههای توسعهای کشور، از جمله برنامه هفتم توسعه، بر افزایش مشارکت اقتصادی زنان و ایجاد فرصتهای برابر تاکید کردهاند. همچنین اصل ۲۱ قانون اساسی دولت را موظف به تضمین حقوق زنان در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی کرده است. با این حال، تحقق این اهداف نیازمند اصلاحات ساختاری در سیاستهای اشتغال، حمایت از کارآفرینی زنان و ایجاد تعادل میان کار و زندگی خانوادگی است.
آیندهای که به تصمیم امروز گره خورده است
طرحهایی مانند شناسایی «زنان نامدار ایران» که از سوی معاونت امور زنان مطرح شده، میتواند به بازنمایی الگوهای موفق علمی و اجتماعی کمک کند. اما فراتر از نمادسازی، مسئله اصلی ایجاد سازوکاری است که مسیر رشد زنان از مدرسه تا دانشگاه و از دانشگاه تا بازار کار را یکپارچه و پایدار کند.
آمارهای رسمی داخلی نشان میدهد ایران در شاخص دسترسی زنان به آموزش عالی به موفقیت قابل توجهی دست یافته است. با این حال، استمرار بازماندگی تحصیلی در برخی مناطق و شکاف عمیق در مشارکت اقتصادی، نشان میدهد مسیر برابری کامل هنوز طی نشده است.
اگر سرمایه گذاری آموزشی دهههای گذشته با اصلاحات بازار کار و سیاستهای حمایتی همراه شود، زنان ایرانی میتوانند سهمی بسیار فراتر از ۲۴ درصد در نوآوری و فراتر از ۱۲ درصد در مدیریت شرکتهای دانش بنیان داشته باشند. آینده علم و توسعه ایران، بیش از هر زمان دیگری، به بهرهگیری کامل از ظرفیت نیمی از جمعیت کشور گره خورده است.