بازی انتخاباتی نتانیاهو و ترامپ
اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و همچنین سخنان دونالد ترامپ در جمع هواداران حزب جمهوریخواه علیه ایران، اگرچه میتواند جدا از هم تحلیل شود.
روزنامه آرمان ملی گفتگوئی را با جعفر قنادباشی منتشر کرده است:
اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و همچنین سخنان دونالد ترامپ در جمع هواداران حزب جمهوریخواه علیه ایران، اگرچه میتواند جدا از هم تحلیل شود.
اما واقعیت این است که هر دوی آنها در آستانه انتخاباتی حیثیتی قرار دارند و حالا به دنبال جلب نظر رایدهندگان هستند. در این خصوص «آرمان ملی» برای واکاوی مواضع این دو، به گفتوگو با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل بینالملل پرداخته است که میخوانید.
*دلیل تند شدن سخنان نتانیاهو و ترامپ علیه ایران، صرفاً انتخاباتی است؟
سخنان نتانیاهو و ترامپ، به دلیل تکرار مکرر تهدیدهایی که مطرح کردهاند، دیگر در فضای رسانهای از اهمیت و اعتبار گذشته برخوردار نیست. در گذشته، زمانی که آنها درباره جنگ، ایران، منطقه و اقدامات نظامی صحبت میکردند، رسانههای گروهی جهان برای این اظهارات نوعی اعتبار و تأثیرگذاری در عرصه عمل قائل بودند؛ اما تکرار این تهدیدها و بازگشت مداوم به همان واژهها و جملات باعث شده است که رسانههای جهان اهمیت چندانی برای آنها قائل نباشند. حتی در اندیشکدهها هم این اظهارات چندان جدی گرفته نمیشوند. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که انتخابات در پیش است. معمولاً سخنان پیش از انتخابات، چه در آمریکا، چه در اسرائیل و چه در جغرافیای دیگر، در دسته اظهاراتی قرار میگیرند که با هدف کسب آرای بیشتر، جلب توجه رأیدهندگان و شکست دادن رقبا مطرح میشوند. در صحنه سیاسی آمریکا، دموکراتها رقبای ترامپ هستند و پیوسته تلاش میکنند او را به دلیل عملکردش زیر سؤال ببرند. در اسرائیل نیز نتانیاهو رقبایی دارد که میکوشند او و حزبش (لیکود) را در پیشبرد اهداف و برنامههایشان ناتوان جلوه دهند و از این طریق آرای بیشتری به دست آورند و در نهایت پیروز شوند. بهویژه آنکه بخش بزرگی از پیامدهای جنگ صرفاً به تحقق اهداف نظامی محدود نبوده، بلکه مشکلات اقتصادی نیز در داخل جامعه اسرائیل به وجود آورده است. ناامنیها همچنان ادامه دارند و تهدیدهایی که از جانب غزه و لبنان متوجه اسرائیل هستند، با وجود این میزان از عملیات نظامی، بهطور کامل پایان نیافتهاند. این موارد مسائلی هستند که رقبا بر آنها انگشت میگذارند و تأکید میکنند که اسرائیل همچنان بنابراین، بخشی از اظهارات نتانیاهو و همچنین ترامپ را باید از این زاویه بررسی کرد که آنها میکوشند از یک سو به انتقادهای مطرحشده پاسخ دهند و از سوی دیگر، موفقیتهای ادعایی خود را، چه در گذشته و چه در آینده، ارزشمند جلوه دهند.
*این سخنان به معنای اجماع دو طرف علیه ایران برای فاز جدید درگیری است؟
خیر، این موضوع برعکس است. آنچه به نظر میرسد این است که ترامپ و نتانیاهو میکوشند با سخنان خود جای خالی یک عملیات نظامی را پر کنند؛ چراکه به نظر میرسد در شرایط کنونی، امکان انجام عملیاتی نظامی که بتواند ثمربخش باشد و اهداف موردنظر آنها را محقق کند، فراهم نیست. بهویژه اینکه کشورهای عربی نیز به دلیل محقق نشدن وعدههای ترامپ و نتانیاهو، با تردید بیشتری به آنها نگاه میکنند. وعدههایی مانند تضعیف ایران، ازهمپاشیدن جبهه مقاومت و تحقق اهداف موردنظر آنها در منطقه، آنگونه که ادعا میشد، محقق نشدهاند. این مسأله نیز عامل دیگری است که آنها را آزار میدهد. در واقع، اعتبار سخنان این دو نفر نزد کشورهای عربی، که آنها علاقهمند بودند از خاک، امکانات و شهرهایشان برای پیشبرد جنگ استفاده کنند، کاهش یافته است. اظهارات کنونی ترامپ و نتانیاهو دیگر نمیتواند برای این کشورها همان اعتبار سابق را داشته باشد و این مسئله خود به مانعی در برابر انجام یک عملیات نظامی تازه علیه ایران تبدیل شده است.
* نتانیاهو تا چه اندازه میتواند ترامپ را برای اقدام علیه ایران تحریک کند؟
تنها عاملی که میتواند ترامپ را در این زمینه تحت تأثیر قرار دهد، متأسفانه نفوذ لابیهای صهیونیستی و فشارهای مرتبط با آنها است. این جریانها از اهرمهای مختلفی برای تأثیرگذاری بر ترامپ استفاده میکنند که یکی از موارد مطرحشده در این زمینه، پرونده اپستین است. بااینحال، آنچه اهمیت دارد این است که میزان تأثیرگذاری نتانیاهو بر ترامپ، در مقایسه با گذشته، بهشدت کاهش یافته است. ترامپ به این جمعبندی رسیده که بسیاری از موضوعاتی که نتانیاهو وعده داده بود، محقق نشده است. در حال حاضر، بسیاری از آمریکاییها ترجیح میدهند از ورود به جنگ جدید در حمایت از اسرائیل خودداری کنند؛ چراکه چنین اقدامی ممکن است به یک شکست سیاسی و رسوایی برای آمریکا تبدیل شود. به همین دلیل، ترامپ تمایلی ندارد که شخصاً آغازگر جنگ باشد. او میداند که شروع جنگ از سوی آمریکا میتواند پیامدهای بسیار نامطلوبی داشته باشد و به اعتبار این کشور آسیب بزند. در چنین شرایطی، به نظر میرسد نفوذ و تأثیرگذاری اسرائیل بر تصمیمگیریهای آمریکا در این زمینه به پایینترین سطح خود رسیده است. در مقابل، محافلی در اسرائیل و جریانهای حامی آن تلاش میکنند با تشدید فشارها و تهدیدها، ترامپ را به سمت جنگ با ایران سوق دهند. از جمله ابزارهایی که در این زمینه مطرح میشود، تهدید به افشای برخی مسائل یا پروندههایی است که ممکن است برای ترامپ پیامدهای سیاسی سنگینی داشته باشند؛ پروندههایی که در صورت افشای آنها، میتوانند به رسواییهایی مشابه ماجرای واترگیت منجر شوند. در مجموع، به نظر میرسد اهرمهای فشار بر ترامپ تغییر کردهاند و دیگر نمیتوان با همان قطعیت گذشته از میزان نفوذ نتانیاهو بر او سخن گفت. بااینحال، فشارهای سیاسی و تلاش برای استفاده از ابزارهای مختلف همچنان ادامه دارند.