EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۱۴۰۳

همه روایت‌ها درباره سقوط بالگرد سید ابراهیم رئیسی از ۱۴۰۳ تاکنون

کولیوند، رئیس جمعیت هلال‌احمر، علم‌الهدی، محمد صدر، قاضی‌زاده هاشمی، حمید رسایی و برادر سید مهدی موسوی به اشکال مختلف احتمال ترور را در سانحه بالگرد مطرح کرده‌اند

همه روایت‌ها درباره سقوط بالگرد سید ابراهیم رئیسی از ۱۴۰۳ تاکنون
هفت صبح

روزنامه هفت صبح در گزارشی نوشت:

پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال‌احمر به تازگی در گفت‌وگو با جواد موگویی مدعی شده است که سید ابراهیم رئیسی، سیزدهمین رئیس‌جمهور ایران، در سال 1403 ترور شد و شهادت او، نه ناشی از یک حادثه بلکه به دلیل ترور بوده است. او در این گفت‌وگو مطرح کرده است: «محل شهادت شهید رئیسی انگار جمینگ (اختلال و فریب رادار) می‌شد و لوکیشن‌هایی که می‌دادند همه اشتباه بود. وقتی به محل حادثه رسیدیم هم آنتن بود هم موبایل‌ها زنگ می‌خورد». او در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا رئیسی ترور شد یا خیر، گفت: «من این اعتقاد را دارم [که ترور بوده است] و هیچ‌وقت نمی‌توانم بپذیرم یک حادثه طبیعی است».

پس از انتشار سخنان کولیوند، غلامحسین اسماعیلی، رئیس‌دفتر رئیسی در حاشیه مراسم سالگرد درگذشت سردار علیرضا افشار، در جمع خبرنگاران درباره احتمال ترور رئیسی گفت: «من به لحاظ سبقه حقوقی که دارم معتقدم که در ارتباط با موضوع شهید رئیسی، به‌طور طبیعی باتوجه به جایگاه حقوقی که دارم، نظر نهایی در این ارتباط را هیئتی که از سوی امام شهید برای بررسی این موضوع مأمور شدند، ارائه می‌کند و قطعا یافته‌ها و اظهارنظرهای آن‌ها می‌تواند به‌عنوان یک نظریه متقن مورد استناد قرار گیرد». از سخنان اسماعیلی نکته تازه‌ای استخراج نمی‌شود اما اهمیت این سخنان در تکذیب‌نکردن آن است؛ به این معنا که اسماعیلی احتمال ترور را رد نمی‌کند و می‌گوید مسئولیت اظهارنظر در این ارتباط با هیئتی است که از سوی رهبری شهید تعیین شده بود.

چند روز پیش نیز مجتبی امانی، سفیر پیشین ایران در بیروت نیز حادثه منجر به شهادت رئیسی و امیرعبداللهیان را مشکوک دانست و گفت: «اسرائیل از فروردین 1403 شروع به گسترش جنگ کرد و به‌سراغ مهره‌های کلیدی رفت که شهادت شهید امیرعبداللهیان و شهید رئیسی هم همان زمان اتفاق افتاد که آن حادثه هم برای ما مشکوک است و ممکن است در همین راستا تلقی شود؛ هرچند ممکن است موضع دولت تأیید این موضوع نباشد.

 

یک بار به شهید نصرالله گفتم آقا سید، نمی‌دانم حکمت خدا چگونه است که رئیس‌جمهور و وزیر خارجه ما اینگونه در یک سانحه، شهید می‌شوند و برای عناصر جنایتکار آمریکا و اسرائیل اتفاقی نمی‌افتد. سید گفت ما این حکمت‌ها را نمی‌دانیم آقای سفیر و باید راضی قضا و قدر الهی باشیم. او پاسخی نداشت اما شاید یک برداشتی در ذهن خود نسبت به این موضوع داشت».

شرح ماجرا و روایت رسمی؛ شهادت در سانحه هوایی

سی‌ام اردیبهشت ۱۴۰۳ بود که سید ابراهیم رئیسی در بازگشت از مراسم افتتاح سد قیز قلعه‌سی در مرز ایران و جمهوری آذربایجان، همراه با حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه وقت، آیت‌الله آل‌هاشم امام جمعه وقت تبریز، مالک رحمتی، استاندار وقت آذربایجان شرقی و سرتیم حفاظت، در منطقه ورزقان دچار سانحه هوایی شدند و جان باختند.

 

 

بنای رسانه‌های رسمی ایران از همان ابتدا آن بود که شهادت رئیسی و همراهانش به دلیل شرایط نامساعد جوی بوده است. صداوسیما در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ گزارش داد: «بالگرد رئیس‌جمهور به علت شرایط نامساعد آب و هوایی دچار سانحه شده است و مه‌آلود بودن هوا و سخت‌گذر بودن منطقه جنگلی و کوهستانی باعث شد تلاش‌های امداد ساعاتی به طول انجامد». صداوسیما یک هفته بعد از سقوط بالگرد، گزارشی پخش کرد و در آن به جزئیات این سقوط پرداخت. بر مبنای این گزارش، سه بالگرد در ساعت ۱۳:۱۰ نقطه مرزی را ترک می‌کنند. سپس حوالی ساعت ۱۴ با توده ابری روبه‌رو شدند و خلبان بالگرد که در آن رئیسی و همراهان حضور داشتند، فرمان ارتفاع گرفتن بالگرد را می‌دهد.

 

دو بالگرد دیگر از توده ابر عبور کردند اما در همین لحظه ارتباط با بالگرد رئیسی قطع می‌شود و تلاش‌ها برای برقراری تماس بی‌نتیجه می‌ماند. برای نجات، تیم واکنش سریع و پهپادهایی به محدوده سقوط اعزام می‌شوند اما عملیات امداد و نجات به‌دلیل شرایط نامساعد جوی با مشکل مواجه می‌شود و خبری از سلامت این افراد به دست نمی‌آید. تصاویر ماهواره‌ای مؤسسه پلنت از محل احتمالی سانحه بالگرد حامل رئیسی نشان می‌داد که شرایط آب‌وهوایی به شدت نامساعد بوده و مه و ابر منطقه را احاطه کرده بود. علی بهادری جهرمی، سخنگوی وقت دولت، حدود ساعت 8 شب اعلام کرد که هنوز «هیچ خبر جدیدی» نیست.

تا آن زمان ۴۰ تیم امداد و جست‌وجوی تخصصی هلال احمر به همراه ۱۵ تیم از آذربایجان شرقی و استان‌های همجوار در حال جست‌وجو بودند. عبدالقادر اورال اوغلو، وزیر حمل و نقل ترکیه، با اشاره به قرار گرفتن ایران در منطقه مسئولیت واکنش اضطراری ترکیه، گفت مقامات ترکیه با شنیدن خبر سقوط هلیکوپتر ایرانی، سیگنال‌ها را بررسی کردند اما سیگنالی از هلیکوپتر دچار سانحه دریافت نکردند که نشان می‌داد هوانورد یا سیستم سیگنال را روشن نکرده است، یا چنین سیستمی نداشته است. سرانجام پس از گذشت حدود ۱۵ ساعت از سانحه، حوالی ساعت ۵:۳۰ بامداد ۳۱ اردیبهشت عملیات جست‌وجو با پیدا شدن لاشه بالگرد و پیکرهای سرنشینان به پایان رسید و فردای آن روز پیکرها به تبریز منتقل شد.

 

 

روایت علم‌الهدی بر پایه کتاب «رایحه مرگ»

از همان زمان برخی به صورت مبهم احتمالاتی به جز سانحه هوایی را مطرح می‌کردند اما چون داده‌های متقنی وجود نداشت، این روایت‌ها یا بسیار محدود بود یا تکذیب می‌شد. روایت غیررسمی غالب، ادعای ترور ابراهیم رئیسی توسط اسرائیل بوده است. در این میان ادعای احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد و پدر همسر رئیسی، بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. او برای بار نخست درباره این موضوع در نهم خرداد 1403 یعنی چند روز پس از سانحه اظهارنظر کرد؛ اظهارنظری که با لحنی تردیدآمیز نسبت به آنچه رخ داده همراه بود. او در نشست شورای اداری استان خراسان رضوی گفته بود: «فرضیه‌های مختلفی پیرامون سقوط بالگرد مطرح بود که آیا این حادثه طبیعی بود و یا نشان از عوامل خارجی وجود داشت».

 

علم‌الهدی یک سال و نیم بعد یعنی در اواخر آذر 1404، در خطبه‌های نماز جمعه، علت شهادت رئیسی را ترور دانست که این بخش از سخنان او از صداوسیما پخش نشد و کانال علم‌الهدی در پیام‌رسان «ایتا» متن سخنرانی او در این خصوص را به این شرح منتشر کرد: «وقتی مردم کشور ما دل‌هایشان به واسطه مقاومت و ایستادن در مقابل دشمن متوجه رئیس‌جمهور شهید آیت‌الله رئیسی شد، ایشان را متأسفانه با یک حرکت ناجوانمردانه‌ای ترور کردند و در کتابی که اخیرا منتشر کردند، جزئیات ترور این شهید خدمت را با جزئیات توضیح دادند.

 

 

امروز نیز مزدوران خود را در مناطقی مانند خراسان جنوبی که کانون محبت و ارادت به آن رئیس‌جمهور شهید بود فرستادند که با توهین و سمپاشی، محبوبیت او را بشکنند. این، همان سیاست دشمن برای شکستن قبله دل‌هاست». اشاره علم‌الهدی به «کتابی که اخیرا منتشر کردند» به کتاب «رایحه مرگ» است که بعد از شهادت رئیسی توسط یک نویسنده اسرائیلی به نام «اسحاق گلدشتین» نوشته شد و در ایران نیز از سوی رضا رضایی (مصدق) ترجمه و توسط انتشارات «مؤسسه مطالعات جهان معاصر» انتشار یافت و گزارشی از آنچه در این کتاب آمده در پایگاه خبری «عصر ایران» نیز منتشر شد؛ کتابی که روایت رسمی ایران از سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش در استان آذربایجان شرقی را رد می‌کند و نویسنده مدعی می‌شود که «در راهروهای ساکت مقر موساد در تل‌آویو محاسبه‌ای متفاوت در جریان بوده و مرگ رئیسی حامل ردپاهایی ظریف از یک اقدام فعال بوده است؛ عملیاتی که به‌گونه‌ای طراحی شد تا به شکل سانحه‌ای طبیعی یا بدشانسی محض جلوه کند».

 

بر اساس این کتاب «موساد احتمالا ماه‌ها یا سال‌ها تمرکز بی‌وقفه‌ای بر حلقه درونی رژیم داشته و بر آسیب‌پذیری تیم امنیتی، واحد هوانوردی و برنامه‌ریزی لجستیکی رئیس‌جمهوری ایران آگاه بوده است». بنا بر این کتاب، موساد می‌دانست که ابراهیم رئیسی اغلب با وجود هوای نامساعد بر پروازها اصرار داشته و به پروتکل‌ها بی‌اعتنایی می‌کرده است. در این کتاب آمده است: «مسئله کلیدی یافتن تلاقی روال عادی، دارایی شکننده و آب‌وهوای نامساعد بود. سفر آقای رئیسی به مرز ایران و آذربایجان برای افتتاح سد چنین فرصتی را فراهم کرد. پرواز برگشت بر فراز منطقه‌ای ناهموار و مرتفع بود که به تغییرات سریع آب‌وهوایی معروف بود. این شرایط زمینه بی‌نظیری برای عملیات بود».

 

به گفته این کتاب، خرابکاری مستقیم روی هلیکوپتر «راهبرد پرخطر و با احتمال کم موفقیت» بود. زیرا هلیکوپتر حفاظت می‌شد و هرگونه دستکاری فیزیکی که ردی بر جا می‌گذاشت، حکم اعلان جنگ را داشت و می‌توانست تلافی فوری را در پی داشته باشد. به گفته کتاب، روش احتمالی طوری طراحی می‌شد که رد پزشکی قانونی برجای نگذارد و به جای کار گذاشتن یک بمب فیزیکی از ضعف‌های سیستمی بهره ببرد. نکته قابل توجه این است که کتاب از هیچ کدام از موضوعات با قطعیت صحبت نمی‌کند و مدام از روش‌های «احتمالی» سخن می‌گوید.

 

به گفته کتاب «رایحه مرگ» دو احتمال اصلی درباره شیوه عملیات موساد وجود دارد؛ یکی این که «یک بازیگر دولتی بسیار پیشرفته می‌توانست دستکاری نرم‌افزاری یا نفوذ به زنجیره نگهداری و تامین، داده‌های ناوبری را به شکل نامحسوس دچار اختلال کند. این اختلال در شرایط دید محدود، خطر گم کردن وضعیت فضایی را بالا می‌برد و می‌تواند به برخورد کنترل شده با زمین منجر شود.» احتمال دوم این که «با اتکا به جنگ الکترونیک، سامانه‌های موقعیت‌یابی و ارتباطی هلیکوپتر به گونه‌ای هدف گرفته شوند که خدمه، در مه تصویری نادرست از موقعیت خود دریافت کنند و هم زمان ارتباط مؤثر با کنترل زمینی مختل شود. نتیجه این امر انزوا و سردرگمی در شرایط اضطراری است».

 

 واکنش به علم‌الهدی

علم‌الهدی تکیه ادعای خود را بر مطالب عنوان‌شده در این کتاب می‌داند و بر این اساس می‌گوید که رئیسی ترور شده است. البته که سخنان علم‌الهدی با واکنش‌هایی هم روبه‌رو شد؛ برای مثال سالار ولایت‌مدار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفت‌وگویی مطرح کرد: «تا این لحظه، درباره این‌که ما به یقین رسیده باشیم که بالگرد توسط یک اقدام سایبری سقوط کرده است، منبع معتبر و موثقی هنوز این موضوع را اعلام نکرده است اما با توجه به اقداماتی که امروز در دنیا می‌بینیم و رفتارهایی که در حذف مخالفان توسط دشمنان مشاهده می‌کنیم، این گمانه بسیار قوی است که در آینده به این اطلاع و علم برسیم که بالگرد آیت‌الله رئیسی هم توسط همین شیوه‌های فناوری و سایبری سقوط کرده باشد». روح‌الله جمعه‌ای، از فعالان سیاسی اصولگرا نیز در حساب کاربری‌اش در شبکه «ایکس» سخنان علم‌الهدی با استناد به منابع اسرائیلی را «خلاف امنیت ملی و اعتباربخشی به دشمن» خواند.

 

 روایت صدر

البته پیش از علم‌الهدی نیز افرادی بودند که احتمال ترور رئیسی را مطرح کرده باشند؛ مشخصا کمی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مصاحبه‌ای گفت که ابراهیم رئیسی از سوی اسرائیل ترور شده است. صدر گفت: «لحظه‌ای که آقای رئیسی را زدند، اگرچه تئوری‌های مختلفی وجود داشت، من از همان لحظه اول گفتم که این کار اسرائیل بود و دارد زمینه‌سازی می‌کند. من روزی که آقای رئیسی را زدند، گفتم که این کار اسرائیل بود و دارد پیام می‌دهد». البته صدر گفت که سندی بر این ادعای خود ندارد و به صورت تحلیلی این موضوع را مطرح می‌کند.

 

   گزارش رسمی هیئت عالی بررسی ابعاد حادثه

از مجموع روایت‌هایی که از زمان شهادت رئیسی تا به امروز مطرح شده است، می‌توان چنین برداشت کرد که شائبه ترور بسیار جدی مطرح است؛ به ویژه آنکه بعد از شهادت رئیسی اتفاقاتی رخ داد که این احتمال را تقویت کرد؛ از ترور اسماعیل هنیه در تهران تا وقوع جنگ 12 روزه و ترور چندین تن از فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای در آن بازه زمانی و بعدتر وقوع جنگ 40 روزه و به شهادت رساندن رهبر انقلاب و جمعی دیگر از شخصیت‌های نظامی. برخی می‌گویند که شهادت رئیسی را نیز باید در منظومه همین رخدادها تعبیر و تحلیل کرد .

 

اما از آن سمت اطلاعات دقیق و متقنی وجود ندارد که بتوان به قطعیت از ترور سخن گفت و همه کسانی که احتمال ترور را مطرح کرده‌اند نیز یا کلامشان آمیخته به تردید بوده است یا آنکه صراحتا گفته‌اند که سندی بر آنکه ترور رخ داده است، ندارند و صرفا به تحلیل واقعه می‌پردازند. با این اوصاف هنوز به عنوان روایت رسمی باید به گزارش «هیئت عالی بررسی ابعاد علل سانحه بالگرد رئیسی‌جمهور و هیئت همراه» زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح تکیه کرد که در تاریخ 11 شهریور 1403 در جمع‌بندی گزارش خود آورده بود: «علت اصلی سقوط بالگرد، شرایط پیچیده اقلیمی و جوی منطقه در فصل بهار در به‌وجود آمدن ناگهانی توده غلیظ مه و متراکم بالارونده به سمت ارتفاع و برخورد بالگرد با کوه تشخیص داده شد».

 

  روایت قاضی‌زاده هاشمی

امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، معاون رئیسی و رئیس بنیاد شهید در دولت او، نیز در مرداد ۱۴۰۴ در گفت‌وگو با پایگاه خبری «خبرفوری» این حادثه را «غیرطبیعی» خواند و گفت: «چگونه از ۳ هلیکوپتر که با هم بودند، هلیکوپتری که جدیدتر بود و خلبان بهتری داشت سقوط می‌کند و دو هلیکوپتر دیگر سالم می‌رسند، این چه پدیده آب‌وهوایی بوده که فقط روی یک هلیکوپتر اثر گذاشته است؟ نمی‌توانیم به سادگی بپذیریم که این یک حادثه طبیعی بوده است. شاید سال‌ها بعد معلوم شود که دستی در کار بوده است. این نشان می‌دهد که ما حفره‌های [امنیتی] عمیقی ناشی از ساده‌انگاری، نفوذ و یا ترکیبی از هر دو داریم». او نیز البته مطرح کرد که «ما مستندات روشنی برای اینکه بگوییم ترور بوده، نداریم اما این حادثه نمی‌تواند طبیعی بوده باشد.»

 

 روایت رسایی

حمید رسایی، نماینده مجلس هم دهم دی ۱۴۰۳ یعنی چندماه پس از سانحه، گفته بود: «اتفاقی که برای رئیس جمهور این کشور اتفاق افتاد با یک علامت سوال مواجه است؛ هیچ‌کس نتوانسته این علامت سوال را تا الان پاک کند. باید یک مانعی در داخل ایران ایجاد می‌شد تا آن اتفاقات منطقه بتواند یکی‌یکی پیشروی کند. آن اتفاق داخل، حذف یک رئیس‌جمهور مکتبی و انقلابی بود. مانع چه بود؟ دو مانع متصور است؛ «مانع اول مسئولین مرددی که باورشان این نیست که ما می‌توانیم و دومین مانع افکار عمومی تحمل ندارد». رسایی به صراحت از واژه «ترور» استفاده نکرد  اما او نیز به نوعی حادثه را  مشکوک تلقی کرد و واژه «حذف»  را به کار گرفت.

 

 

روایت برادر سید مهدی موسوی، سرتیم حفاظت رئیسی

مجتبی موسوی، برادر سید مهدی موسوی، سرتیم حفاظت ابراهیم رئیسی که در سانحه به شهادت رسید نیز در 27 دی 1403 گفته بود: «آقا سیدمهدی هر کاری کرد که این سفر را لغو کند نتوانست. حتی مکتوب با رونوشت به فرمانده سپاه نوشت که سپاه حفاظت مخالف این سفر است اما حسب وظیفه ذاتی خود، رئیس‌جمهور را همراهی می‌کند. قرار بود به سیستان و بلوچستان بروند اما ناگهان برنامه تغییر کرد.

 

خیلی ناراحت بود چون هیچ زمانی برای رفتن و بررسی محل نداشت و دیگر اینکه مرز ایران و آذربایجان بود. می‌گفت کجا ببرمش؟ نقطه صفر مرزی؟ اشراف دارند به ایران، همسایه اسرائیل؟ پیش آقای علی‌اف؟!» برادر سید مهدی موسوی درباره احتمال ترور نیز مطرح کرده بود: ««برای ما خانواده شهدا هیچ چیز بهتر از دانستن حقیقت نیست. اما ما هم تابع نظام هستیم و ستاد مشترک نتیجه بررسی خود را اعلام کرده است. احتمال عمدی بودن صفر نیست اما صحبت‌های ما خانواده‌ها آب به آسیاب دشمن ریختن است. بالاخره بررسی شده و نتیجه آن اعلام شده است».

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار