EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۱۲۶۰

آغوش باز افراطیون برای جنگ

در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان زیر فشار تحریم‌ها قرار دارد و خطر بازگشت به درگیری نظامی چشم‌انداز ثبات را تیره می‌کند، برخی چهره‌های سیاسی نه از هزینه‌های بن‌بست دیپلماسی، بلکه از ضرورت ایستادگی در برابر دیپلماسی سخن می‌گویند.

آغوش باز افراطیون برای جنگ
مردم سالاری

روزنامه مردم سالاری در گزارشی ننوشت:

در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان زیر فشار تحریم‌ها قرار دارد و خطر بازگشت به درگیری نظامی چشم‌انداز ثبات را تیره می‌کند، برخی چهره‌های سیاسی نه از هزینه‌های بن‌بست دیپلماسی، بلکه از ضرورت ایستادگی در برابر دیپلماسی سخن می‌گویند و برای به بن بست رسیدن مذاکرات شاد باش می‌گویند.

از استقبال از شکست دیپلماسی تا طرح خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، مجموعه‌ای از مواضع شکل گرفته است که می‌تواند مسیر سیاست خارجی را به سمت تقابل بیشتر سوق دهد، مسیری که نه‌تنها قدرت چانه‌زنی ایران را تضعیف می‌کند، بلکه خطر افزایش فشارهای بین‌المللی و تحمیل هزینه‌های سنگین‌تر اقتصادی و امنیتی بر کشور و جامعه را نیز در پی دارد.

دستاورد خوشحالی از شکست مذاکره چیست؟ 

سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، در خطبه‌های نماز از به بن‌بست رسیدن حرکت‌های دیپلماتیک و میانجیگری‌ها در جنگ سخن گفت و این وضعیت را در چارچوب حفظ عزت و ایستادگی ایران توصیف کرد. اما آنچه واکنش‌برانگیز شد، صرفاً ارزیابی او از وضعیت دیپلماسی نبود؛ واژه «خوشبختانه» بود که به این ارزیابی معنایی فراتر از یک گزارش سیاسی می‌داد.

کاش کسی از آقای علم الهدا سوال می‌کرد که حالا که به قول شما خوشبختانه دیپلماسی به نتیجه نرسیده است، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟ شاید این امام جمعه نمی‌داند که شکست مذاکره نشانه افزایش قدرت اقتصادی نیست، تضمینی برای امنیت پایدار و راه‌حلی برای فشارهای خارجی نیز محسوب نمی‌شود. حتی اگر طرف مقابل در مذاکرات زیاده‌خواهی کند یا شروطی ناموجه پیش بکشد، باز هم باید درباره راه‌های جایگزین و هزینه‌های هرکدام تصمیم گرفت نه اینکه برای شکست دیپلماسی جشن گرفت.

 

روح‌الله جمعه‌ای، فعال سیاسی اصولگرا نیز در واکنش به این اظهارات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که روی دیگر چنین موضعی می‌تواند استقبال از آغاز دوباره جنگ، ادامه تحریم‌ها، تکمیل محاصره، کاهش ارزش پول ملی، افزایش تورم و رکود و تشدید مشکلات معیشتی مردم باشد. او همچنین نسبت به تلفات انسانی و پیامدهای گسترده‌تر تداوم بحران هشدار داد. تفاوت مهمی میان نپذیرفتن توافقی زیان‌بار و استقبال از بسته شدن مسیر دیپلماسی وجود دارد. اولی می‌تواند بخشی از یک راهبرد حساب‌شده باشد، اما دومی، بدون توضیح درباره گزینه جایگزین، تنها صورت مسئله را دشوارتر می‌کند.

 

خروج از NPT و امتیازی برای روایت طرف مقابل

 

اظهارات اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، درباره ضرورت خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیز ضلع دیگری از همین بحث است. کوثری با اشاره به خارج از پیمان بودن اسرائیل و برخورداری این رژیم از ۲۰۰ تا ۲۵۰ کلاهک هسته‌ای، این پرسش را مطرح کرده که در چنین شرایطی قانون بین‌المللی چه معنایی دارد. او همچنین از نزدیک شدن طرح مدیریت و کنترل تنگه هرمز به مراحل پایانی بررسی در کمیسیون خبر داده است.

 

استدلال او درباره استانداردهای دوگانه در نظام بین‌الملل درست است، اما نتیجه‌گیری از این واقعیت که ایران نیز باید از پیمان خارج شود، لزوماً به تقویت موقعیت کشور منجر نخواهد شد. اینجا همان نقطه‌ای است که باید از منظر منافع ملی به موضوع نگاه کرد. یکی از محورهای فشار سیاسی آمریکا و برخی متحدانش علیه ایران، ادعاهای مطرح‌شده درباره ماهیت برنامه هسته‌ای کشور بوده است.  در چنین فضایی، اعلام تمایل به خروج از NPT می‌تواند به مخالفان ایران امکان دهد که ادعاهای پیشین خود درباره ضرورت افزایش فشار بر تهران را تقویت کنند و تصمیم ایران را به‌عنوان شاهدی در تأیید روایت خود به کار بگیرند.

 

وقتی دشمن سال‌ها بر ضرورت محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران تأکید کرده است، طرح خروج از چارچوب نظارتی موجود، بدون محاسبه دقیق پیامدها، می‌تواند به معنای بازی کردن در زمین همان طرف باشد. چنین اقدامی ممکن است به‌جای کاستن از فشارها، زمینه توجیه فشارهای بیشتر را فراهم کند و دست دیپلماسی ایران را در گفت‌وگو با دیگر کشورها ببندد.

 

نباید فراموش کرد که تصمیمی با این ابعاد باید بر پایه ارزیابی روشن از پیامدهای حقوقی، سیاسی و امنیتی اتخاذ شود، نه صرفاً در واکنش به رفتار دوگانه دیگران. بهتر است افزاطیونی که اصرار بر خرج ایران از npt دارند بگویند دستاورد مشخص این اقدام چیست و چگونه قرار است از تبدیل آن به بهانه‌ای برای فشار بیشتر جلوگیری کرد؟

 

از بن‌بست دیپلماسی تا مواضع حداکثری

 

اظهارات اسماعیل کوثری درباره طرح مدیریت و کنترل تنگه هرمز و ضرورت خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، دو موضوع متفاوت را در بر می‌گیرد که نباید آن‌ها را یکسان ارزیابی کرد. مدیریت تنگه هرمز در چارچوب منافع و اقتدار ملی، موضوعی راهبردی است، اما طرح خروج از NPT، به‌ویژه در شرایطی که برنامه هسته‌ای ایران همواره یکی از محورهای فشار سیاسی آمریکا و متحدانش بوده، نیازمند بررسی دقیق پیامدهای آن است. مسئله اصلی، اصل دفاع از منافع ملی یا استفاده از ظرفیت‌های راهبردی کشور نیست، بلکه این است که برخی مواضع حداکثری، بدون توضیح درباره دستاوردهای مشخص و پیامدهای احتمالی‌شان، در فضای سیاسی مطرح می‌شوند. در چنین شرایطی، طرح خروج از NPT می‌تواند به تقویت ادعاهای مخالفان ایران درباره برنامه هسته‌ای کشور کمک کند و زمینه را برای توجیه فشارهای بیشتر فراهم آورد. به این ترتیب، موضعی که ممکن است با هدف نمایش استقلال و اقتدار مطرح شده باشد، در عمل می‌تواند موقعیت دیپلماتیک ایران را دشوارتر کند.

 

چه کسانی هزینه بحران را می‌پردازند؟

 

شکست دیپلماسی و افزایش تنش، در صورت تبدیل شدن به درگیری نظامی یا تشدید تحریم‌ها، هزینه‌هایی دارد که از سطح رقابت‌های سیاسی فراتر می‌رود. کاهش سرمایه‌گذاری، دشوارتر شدن تجارت، افزایش نااطمینانی اقتصادی، فشار بر بازار ارز و تشدید مشکلات معیشتی از جمله پیامدهای محتمل چنین وضعیتی است. در صورت وقوع جنگ نیز خطر تلفات انسانی، تخریب زیرساخت‌ها و گسترش ناامنی به این هزینه‌ها اضافه می‌شود.

در چنین شرایطی، پرسش از انگیزه‌های سیاسی حامیان مواضع حداکثری اجتناب‌ناپذیر است. آیا آن‌ها پیامدهای احتمالی را نمی‌بینند؟ یا تداوم فضای بحران می‌تواند برای بخشی از جریان سیاسی، از نظر حفظ پایگاه، محدود کردن رقبای داخلی یا تبدیل اختلاف‌نظرها به مسئله وفاداری سیاسی، کارکرد داشته باشد؟ ممکن است برخی از این مواضع از بی‌اعتمادی واقعی به طرف مقابل یا اعتقاد به ضرورت افزایش بازدارندگی ناشی شود.

 اما حتی با پذیرش این توضیح، مسئولیت سیاسی ایجاب می‌کند که مدافعان چنین رویکردی درباره هزینه‌ها و دستاوردهای مورد انتظار آن پاسخ‌گو باشند. اگر شکست مذاکرات مطلوب ارزیابی می‌شود، باید روشن شود چه راهی برای کاهش خطر جنگ و رفع فشارهای اقتصادی وجود دارد. اگر خروج از NPT پیشنهاد می‌شود، باید توضیح داده شود چگونه می‌توان از تقویت روایت مخالفان ایران و افزایش فشارهای بین‌المللی جلوگیری کرد.

مسئله اصلی، انتخاب میان مقاومت و تسلیم نیست، مسئله، انتخاب میان سیاستی است که هزینه‌ها و پیامدهای خود را محاسبه می‌کند و سیاستی که ممکن است هزینه تصمیم‌هایش را به جامعه منتقل کند.  منافع ملی را نمی‌توان صرفاً با میزان پافشاری بر مواضع حداکثری سنجید، معیار، امنیت پایدار، حفظ قدرت چانه‌زنی و کاهش هزینه‌هایی است که مردم ناگزیر به پرداخت آن خواهند بود.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار