EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۰۴۳۳

شاهکار تازه فدراسیون شمشیربازی/ غیبت جوانان در رقابت‌های جهانی!

در آستانه جام جهانی سابر الجزایر و آغاز مسیر المپیک لس‌آنجلس، سه شمشیرباز ایران بدون اردوی آماده‌سازی راهی مسابقات می‌شوند؛ بائو هم به ترکیه پیوسته و وضعیت اعزام جوانان نامشخص است. در این میان، پورسلمان بار دیگر به‌عنوان سرپرست پاراشمشیربازی راهی ژاپن می‌شود؛ تصمیم‌هایی که پرسش از برنامه فدراسیون برای خروج از بحران را جدی‌تر می‌کند.

شاهکار تازه فدراسیون شمشیربازی/ غیبت جوانان در رقابت‌های جهانی!

بازی‌های آسیایی ناگویا باید برای فدراسیون شمشیربازی نقطه پایان یک دوره از اشتباهات و آغاز بازنگری در مسیر آماده‌سازی تیم ملی می‌بود؛ فرصتی برای بررسی عملکرد کادر فنی، ارزیابی وضعیت ملی‌پوشان، تعیین تکلیف همکاری با مربیان خارجی و تدوین برنامه‌ای روشن برای فصل جدید. اما آنچه در آستانه نخستین جام جهانی بزرگسالان فصل دیده می‌شود، بیشتر از آنکه نشانی از اصلاح مسیر داشته باشد، تکرار همان آشفتگی‌های قبلی است؛ گویی نتیجه ناگویا قرار نیست تغییری در شیوه اداره یکی از مهم‌ترین رشته‌های مدال‌آور ایران ایجاد کند.

سابر ایران در بازی‌های آسیایی فقط یک مدال برنز انفرادی به دست آورد؛ مدالی که علی پاکدامن برای کشورمان کسب کرد، اما نتوانست ناکامی تیم در بخش‌های دیگر را جبران کند. پس از چنین نتیجه‌ای، انتظار می‌رفت فدراسیون با حساسیت بیشتری شرایط آماده‌سازی ملی‌پوشان را زیر نظر بگیرد، برای رفع نقاط ضعف برنامه‌ریزی کند و پیش از آغاز فصل جدید، تیم را در شرایطی مناسب به رقابت‌های بین‌المللی برساند. آنچه از وضعیت فعلی برمی‌آید، اما فاصله زیادی با چنین انتظاری دارد.

چطور می‌توان پس از نتیجه‌ای که خود فدراسیون باید درباره آن پاسخ‌گو باشد، بدون برگزاری اردوی آماده‌سازی وارد نخستین مسابقه فصل شد و همچنان انتظار داشت اتفاق متفاوتی رقم بخورد؟ اگر مشکلات فنی و آماده‌سازی در ناگویا وجود داشت، فاصله میان پایان آن مسابقات و جام جهانی الجزایر دقیقاً چه زمانی قرار بود برای رفع این مشکلات استفاده شود؟ آیا قرار است هر بار با همان مقدمات قبلی وارد مسابقه شویم و پس از هر نتیجه نامطلوب، دوباره از بدشانسی، قرعه یا ضرورت بازسازی تیم صحبت کنیم؟

سه شمشیرباز برای شروع مسیری که هیچ نشانی از آمادگی ندارد

بر اساس برنامه فدراسیون بین‌المللی شمشیربازی، جام جهانی سابر بزرگسالان در الجزایر از ۱۵ تا ۱۸ اکتبر، برابر با ۲۳ تا ۲۶ مهر، برگزار می‌شود و علی پاکدامن، طاها کارگرپور و نیما زاهدی سه نماینده ایران در این رقابت‌ها خواهند بود. این مسابقات نخستین ایستگاه مهم فصل جدید است و پس از آن نیز جام جهانی قاهره در ماه نوامبر در تقویم قرار دارد.

اهمیت این شروع را نباید دست‌کم گرفت. شمشیربازی رشته‌ای نیست که بتوان در آن با چند مسابقه پراکنده و بدون برنامه مستمر، انتظار حفظ جایگاه بین‌المللی را داشت. آماده‌سازی فنی، حضور منظم در اردو، شناخت حریفان و رقابت مستمر در سطح جهانی، اجزای جدایی‌ناپذیر مسیر پیشرفت هستند؛ به‌ویژه برای تیمی که باید در چرخه منتهی به المپیک لس‌آنجلس جایگاه خود را تثبیت کند.

طبیعی است که نتیجه یک جام جهانی به‌تنهایی تعیین‌کننده سرنوشت المپیکی یک تیم نباشد، اما وقتی فصل با چنین اهمیتی آغاز می‌شود، کیفیت برنامه‌ریزی و امتیازهایی که ملی‌پوشان می‌توانند در مسیر رنکینگ جهانی جمع کنند، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. نمی‌توان از یک طرف درباره اهداف بزرگ المپیکی حرف زد و از طرف دیگر، تیم را بدون یک دوره آماده‌سازی منسجم به میدان فرستاد.

سؤال روشن است: سه ملی‌پوش ایران با چه برنامه‌ای به الجزایر می‌روند؟ قرار است کدام ضعف‌های فنی شناسایی‌شده در ناگویا را برطرف کنند؟ آیا کادر فنی فرصت کافی برای تحلیل عملکرد حریفان و آماده‌سازی اختصاصی داشته است؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نیست، مشکل را نمی‌توان صرفاً به گردن ورزشکارانی انداخت که باید در پیست مسابقه پاسخ‌گوی نتیجه باشند.

بائو رفت؛ فدراسیون هنوز درگیر همان ابهام‌هاست

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های فدراسیون شمشیربازی در ماه‌های گذشته، وضعیت همکاری با کریستین بائو بود؛ مربی فرانسوی شناخته‌شده‌ای که حضورش در کنار سابر ایران قرار بود به تقویت فنی تیم کمک کند، اما حدود اختیارات و نقش دقیق او در ساختار کادر فنی هیچ‌گاه به شکلی کاملاً شفاف برای افکار عمومی توضیح داده نشد.

حالا بائو رسماً هدایت تیم ملی سابر ترکیه را تا المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس پذیرفته است و برنامه همکاری او با ایران عملاً به پایان رسیده؛ اتفاقی که پرسش‌های تازه‌ای درباره وضعیت کادر فنی سابر ایران ایجاد می‌کند.

بنابراین، مسئله فقط رفتن یک مربی خارجی نیست؛ مسئله این است که فدراسیون در ماه‌های گذشته چه ساختار فنی مشخصی برای تیم تعریف کرده و پس از پایان همکاری با بائو، قرار است با چه برنامه‌ای ادامه دهد.

وقتی یک مربی خارجی به تیم اضافه می‌شود، باید از ابتدا روشن باشد که مسئولیتش چیست، چه اختیاراتی دارد، در چه مسابقاتی کنار تیم خواهد بود و عملکرد او بر چه اساسی ارزیابی می‌شود. اگر قرار است مربی صرفاً در مقاطعی به اردوها اضافه شود، باید دستاورد مورد انتظار این همکاری مشخص باشد؛ اگر قرار است هدایت فنی تیم را بر عهده بگیرد، باید حدود مسئولیتش با سرمربی داخلی روشن شود. نمی‌توان چند ماه از یک همکاری مبهم عبور کرد و پس از جدایی مربی، تازه با این پرسش روبه‌رو شد که چه کسی قرار است تیم را هدایت کند.

در این میان، فدراسیون باید به یک سؤال اساسی پاسخ دهد: آیا محمد رهبری با اختیارات روشن و برنامه‌ای مشخص به کار خود ادامه می‌دهد یا قرار است سرمربی دیگری انتخاب شود؟ ادامه دادن با یک کادر فنی بلاتکلیف، درست در زمانی که فصل مسابقات آغاز شده، نه تصمیمی کم‌هزینه است و نه راهکاری قابل دفاع برای تیمی که باید به فکر المپیک باشد.

جوانگرایی با حذف جوانان؟ تناقضی که دیگر نمی‌توان نادیده گرفت

اگر ناکامی در آماده‌سازی تیم بزرگسالان یک روی ماجرا باشد، بی‌توجهی به فرصت‌های بین‌المللی جوانان روی دیگر آن است؛ تناقضی که مستقیماً با ادعای فدراسیون درباره بازسازی تیم و پرورش نسل آینده ارتباط دارد.

قرار نیست همه جوانان اعزام‌شده به مسابقات بین‌المللی مدال بگیرند؛ اتفاقاً ارزش چنین تورنمنت‌هایی برای ورزشکاران رده‌های پایه، فقط در نتیجه نهایی خلاصه نمی‌شود. حضور در کنار رقبای قدرتمند، تجربه مسابقه در سطح جهانی، شناخت فاصله فنی با حریفان و یادگیری مدیریت فشار رقابت، بخش مهمی از فرایند تبدیل یک استعداد جوان به ملی‌پوش بزرگسال است. اگر قرار است نسل جدیدی برای سابر ایران ساخته شود، این نسل باید فرصت رقابت پیدا کند؛ نه اینکه در مهم‌ترین مقاطع رشد خود، از چرخه مسابقات کنار بماند.

طبق برنامه فدراسیون بین‌المللی، جام جهانی رده‌های جوانان و نوجوانان سابر در الجزایر از ۲۲ تا ۲۵ اکتبر، برابر با ۳۰ مهر تا ۳ آبان، برگزار می‌شود؛ یعنی تنها چند روز پس از رقابت‌های بزرگسالان.

با این حال، بنا بر اطلاعات مربوط به برنامه اعزام ایران، قرار نیست تیم جوانان کشورمان در این مسابقات حضور داشته باشد.

این تصمیم در کنار غیبت ایران در رقابت‌های اخیر جوانان در ازبکستان، یک پرسش جدی ایجاد می‌کند: فدراسیون دقیقاً چگونه می‌خواهد به تغییر نسل برسد؟ اگر هدف، کاهش وابستگی به چند چهره باتجربه و ساختن تیمی برای سال‌های آینده است، چرا فرصت‌هایی که می‌توانند به این فرایند کمک کنند، یکی پس از دیگری از دست می‌روند؟

جوانگرایی با کنار گذاشتن چند بازیکن باتجربه یا اعلام اینکه باید به نسل جدید فرصت داد، اتفاق نمی‌افتد. این فرایند به برنامه مسابقات، اردوهای هدفمند، ارزیابی مستمر استعدادها و حضور در تورنمنت‌هایی نیاز دارد که جوانان را برای رقابت در سطح بزرگسالان آماده کنند. نمی‌توان از ضرورت بازسازی حرف زد، اما در عمل، فرصت کسب تجربه را از همان بازیکنانی گرفت که قرار است آینده تیم ملی را بسازند.

فدراسیون نمی‌تواند هم از نبود پشتوانه نگران باشد و هم فرصت پرورش پشتوانه‌ها را از دست بدهد. این تناقض، بیش از هر نتیجه‌ای، نشان می‌دهد که ادعای جوانگرایی تا زمانی که به برنامه اجرایی و تصمیم‌های قابل سنجش تبدیل نشود، چیزی بیشتر از یک شعار نخواهد بود.

رئیس فدراسیون در سفر؛ شمشیربازی در انتظار پاسخ

در میان تمام این پرسش‌ها، برنامه سفر علیرضا پورسلمان نیز قابل تأمل است. رئیس فدراسیون شمشیربازی که در بازی‌های آسیایی ناگویا حضور داشت، حالا قرار است در بازی‌های پاراآسیایی نیز به‌عنوان سرپرست پاراشمشیربازی راهی ژاپن شود. نام پورسلمان در اطلاعات منتشرشده درباره کاروان پاراآسیایی هم در جایگاه سرپرست این رشته آمده است.

اصل حضور مدیران ورزشی در رویدادهای بین‌المللی به‌خودی‌خود ایرادی ندارد و همراهی مسئولان با ورزشکاران پارالمپیکی نیز می‌تواند بخشی از مسئولیت مدیریتی باشد. اما پرسش اینجاست که در شرایط فعلی شمشیربازی، انتخاب رئیس فدراسیون برای این مسئولیت چه ضرورتی دارد و چه کسی باید در غیاب او پیگیر مسائل متعدد تیم ملی، برنامه آماده‌سازی، تعیین تکلیف کادر فنی و مسیر جوانگرایی باشد؟

فدراسیون در مقطعی قرار دارد که باید درباره ناکامی ناگویا پاسخ بدهد، برنامه فصل جدید را روشن کند، وضعیت همکاری با مربیان را تعیین تکلیف کند و توضیح دهد چرا جوانان از برخی فرصت‌های بین‌المللی محروم مانده‌اند. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود رئیس فدراسیون بیش از هر چیز بر همین پرونده‌های باز تمرکز داشته باشد و مشخص کند چه برنامه‌ای برای حل آن‌ها در نظر گرفته است.

اگر حضور پورسلمان در ژاپن برای انجام وظایف مشخص و ضروری در حوزه پاراشمشیربازی است، فدراسیون باید این ضرورت و حدود مسئولیت او را توضیح دهد؛ اما اگر قرار است مسئولیت سرپرستی به شکلی انجام شود که بدون حضور شخص رئیس فدراسیون نیز امکان‌پذیر باشد، سؤال درباره چرایی این انتخاب همچنان پابرجاست. مسئله، سفر رفتن یک مدیر نیست؛ مسئله اولویت‌بندی مدیریتی در فدراسیونی است که چند بحران هم‌زمان دارد و برای هرکدام به پاسخ روشن نیاز است.

از ناگویا تا لس‌آنجلس؛ چه کسی مسئول تکرار اشتباهات است؟

فدراسیون شمشیربازی اکنون با چند پرسش روبه‌روست که نمی‌توان پاسخ به آن‌ها را به پایان فصل یا نتایج مسابقات آینده موکول کرد: چرا پس از ناگویا اردوی آماده‌سازی برگزار نشده است؟ برنامه فنی تیم ملی پس از جدایی بائو چیست؟ چرا جوانان از فرصت حضور در جام جهانی الجزایر محروم مانده‌اند؟ و رئیس فدراسیون برای مدیریت این وضعیت چه برنامه‌ای دارد؟

این‌ها پرسش‌هایی درباره یک نتیجه یا یک مسابقه نیستند؛ پرسش‌هایی درباره شیوه اداره یک رشته ورزشی‌اند که سال‌ها برای حضور در جمع مدعیان آسیا تلاش کرده و حالا باید برای حفظ جایگاه خود و رسیدن به المپیک برنامه‌ای روشن داشته باشد.

جام جهانی الجزایر در آستانه آغاز است و پس از آن نیز مسابقات جوانان و جام جهانی قاهره در پیش خواهد بود. فرصت اصلاح مسیر هنوز از دست نرفته، اما این فرصت با بیانیه و وعده حفظ نمی‌شود؛ به برنامه تمرینی، تصمیم روشن درباره کادر فنی، اعزام هدفمند جوانان و پاسخ‌گویی مدیران نیاز دارد.

ناگویا باید هشداری برای فدراسیون شمشیربازی می‌بود، نه مقدمه‌ای برای تکرار همان وضعیت. اگر قرار است مسیر لس‌آنجلس با همان بی‌برنامگی، همان ابهام در کادر فنی و همان فرصت‌سوزی در رده‌های پایه ادامه پیدا کند، دیگر نباید از تغییر نسل و اهداف المپیکی به‌عنوان نشانه‌های پیشرفت یاد کرد. پیشرفت را نه در تعداد سفرهای مدیران و نه در شعارهای فدراسیون، بلکه در کیفیت آماده‌سازی ورزشکاران و تصمیم‌هایی باید جست‌وجو کرد که آینده این رشته را می‌سازند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار