محاصره حریم تخت جمشید با توسعه حریم شهری/ خطر ساخت و ساز پشت دروازه مهم ترین میراث ایران باستان
تحریریه آوش/ شهرها اما همچنان بزرگتر میشوند و زمین هر روز ارزش اقتصادی بیشتری پیدا میکند. برای حفاظت از یک میراث جهانی، فقط نباید سنگهایش را خراب کرد؛ باید اجازه داد فضای تاریخی اطرافش نیز زنده بماند. وقتی حریم از دست برود، شاید خود تختجمشید هنوز سر جایش باشد؛ ستونها همچنان ایستاده باشند و گردشگران از آن بازدید کنند؛ اما چیزی که از دست رفته، دیگر به این آسانی بازنمیگردد و آن چشماندازی است که تختجمشید برای هزاران سال در آن ایستاده است
برای آسیب زدن به تختجمشید، گاهی لازم نیست کسی به ستونهایش دست بزند، روی سنگهایش چیزی بسازد یا دیوارهایش را خراب کند.گاهی کافی است آنچه در اطرافش قرار دارد، آرامآرام تغییر کند.این همان موضوعی است که امروز درباره حریم درجه دو تختجمشید محل نگرانی ایرانیان شده است.ماجرا از تصمیم برای الحاق بخشی از محدوده حریم درجه دو تختجمشید، به محدوده شهری مرودشت آغاز شد؛ تصمیمی که با مخالفت کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی روبهرو و حالا بحث بازنگری در آن نیز مطرح است.اما اصلاً چرا حریم درجه دو اهمیت دارد؟ اگر خود تختجمشید و حریم درجه یک آن دستنخورده باقی بماند، چه خطری برایش به وجود می آید؟
پاسخ در معنای «حریم» نهفته است.یک اثر تاریخی فقط دیوارها، ستونها و سنگهای باقیمانده از آن نیست.محیط پیرامون، منظر تاریخی، مسیرهای دسترسی، محوطههای باستانی اطراف و حتی تصویری که از فاصله دور از یک اثر دیده میشود، بخشی از ارزش آن را میسازند.حریم درجه دو تختجمشید دقیقاً یکی از همین لایههای حفاظتی است؛محدودهای وسیع در اطراف این میراث جهانی که قرار است میان یک محوطه تاریخی چند هزارساله و توسعه امروز فاصلهای امن ایجاد کند.در این حریم، برخلاف عرصه و حریم درجه یک، هرگونه فعالیت و ساختوساز الزاماً ممنوع نیست؛ اما ارتفاع ساختمانها، نوع کاربری زمین و مداخلات عمرانی باید تابع محدودیتهای میراثی باشد.فلسفه این محدودیتها ساده است؛ شهر نباید آنقدر پیش برود که یک روز تختجمشید در میان ساختوسازهای شهری محاصره شود.اینجاست که الحاق بخشی از این حریم به محدوده شهری اهمیت پیدا میکند.ممکن است گفته شود ضوابط میراث فرهنگی حتی پس از الحاق نیز پابرجا میماند. اما منتقدان نگران مرحله بعد هستند؛ زمانی که زمینی رسماً وارد محدوده شهر میشود، فشار برای خیابانکشی، تأمین زیرساخت، تغییر کاربری، ایجاد مراکز تجاری و خدماتی، تأسیسات گردشگری و افزایش ارزش اقتصادی زمین نیز بیشتر میشود.یک ساختمان شاید بهتنهایی خطری برای تختجمشید نباشد؛ یک خیابان هم شاید نباشد. اما مساله، اثر تجمعی همین تغییرات است. حریمهای میراثی یکشبه از بین نمیروند.ابتدا یک استثنا پذیرفته میشود، بعد یک کاربری تازه، بعد یک مسیر دسترسی و بعد ساختوسازی دیگر.
نتیجه ممکن است سالها بعد دیده شود؛ زمانی که بازگرداندن منظر تاریخی دیگر تقریباً ناممکن است.اهمیت حریم درجه دو دقیقاً همینجاست که این حریم، خط دفاعی پیش از رسیدن توسعه شهری به خود اثر است.
تختجمشید نزدیک به دو هزار و پانصد سال دوام آورده است. شهرها اما همچنان بزرگتر میشوند و زمین هر روز ارزش اقتصادی بیشتری پیدا میکند. برای حفاظت از یک میراث جهانی، فقط نباید سنگهایش را خراب کرد؛ باید اجازه داد فضای تاریخی اطرافش نیز زنده بماند. وقتی حریم از دست برود، شاید خود تختجمشید هنوز سر جایش باشد؛ ستونها همچنان ایستاده باشند و گردشگران از آن بازدید کنند؛ اما چیزی که از دست رفته، دیگر به این آسانی بازنمیگردد و آن چشماندازی است که تختجمشید برای هزاران سال در آن ایستاده است.