شمشیربازی در مسیر رفیقبازی؛ پاکدامن بیرون، آقازاده داخل!
شمشیربازی ایران که بعد از درخشش در المپیک ۲۰۲۴ پاریس انتظار میرفت روی ریل پیشرفت بماند، حالا انگار پیچ اشتباهی را انتخاب کرده؛ مسیری که بیشتر از برنامه و آیندهسازی، بوی رفاقت و تصمیمات سلیقهای میدهد. خروجیاش هم شده تیمی که نه نتیجه میگیرد، نه چشمانداز روشنی دارد.
ماجرای اعزام به کاپ جهانی ایتالیا، دقیقاً همان جایی است که این انتقادها پررنگتر میشود. حضور پارسا پورسلمان، پسر رئیس فدراسیون، دیگر از حد یک اتفاق ساده گذشته و تبدیل به یک روند شده؛ روندی که با هیچ متر و معیار فنی جور درنمیآید. نه در ردههای پایه کارنامهای داشته، نه در میدانهای قبلی خروجی خاصی دیده شده، اما همچنان در لیست اعزام است، آن هم با بهترین امکانات.
از همه جالبتر اینکه برای همین مسابقات، مدتها در ایتالیا اردو دیده، هزینه شده، شرایط تمرینش فراهم شده؛ اما آخرش چه؟ مصدومیت و انصراف! واقعاً سوال اینجاست؛ مگر در این سطح از رقابت، به همین راحتی میشود با برچسب «مصدومیت» کنار کشید؟ اگر آماده نبوده، چرا اعزام شده؟ اگر مصدوم بوده، چرا اصلاً در ترکیب قرار گرفته؟ اینها سوالهایی است که جواب روشنی ندارد.
این وسط، داستان علی پاکدامن هم کاملاً برعکس است؛ یکی از چهرههای باتجربه و رنکینگدار شمشیربازی ایران که خودش در آمریکا تمرین میکند تا آماده بماند، اما برای حضور در همین مسابقات، فدراسیون حتی قدمی برای ویزایش برنمیدارد! نتیجه؟ حذف یکی از مهرههای کلیدی و خالی شدن میدان برای نفراتی که هنوز در حد و اندازه این سطح نیستند. البته شنیدیم برای مسابقات بعدی دست با دامان پاکدامن دوباره شدهاند و قصد دارند از او دوباره استفاده کنند تا بلکه ناکامی اخیر جبران شود.
ترکیب تیم ملی حالا بیشتر از هر زمان دیگری شبیه یک تیم در حال آزمون و خطاست. ستارهها یکییکی کنار رفتهاند، جوانها هم بدون اینکه کنار باتجربهها رشد کنند، یکباره پرت شدهاند وسط میدان. نتیجهاش هم همین میشود؛ بردهای پراکنده، حذفهای زودهنگام و تیمی که هنوز نمیداند دقیقاً کجای کار ایستاده.
شمشیربازی ایران الان بیشتر از حریفان خارجی، دارد تاوان تصمیمات داخل خودش را میدهد. وقتی انتخابها شفاف نباشد و معیارها برای همه یکسان نباشد، نتیجه همین میشود؛ تیمی که نه ثبات دارد، نه اعتماد.