از چوسان تا کیپاپ؛ داستان کشوری که در چند دهه جهان را شگفتزده کرد
تحریریه آوش/ امروز درخصوص کشوری حرف می زنیم که دیگر در جامجهانی فوتبال حریف دست و پا بسته ای نیست. داستان کشوری که برای رسیدن به این نقطه فراز و نشیبهای زیادی را سپری کرده است. کره جنوبی امروز با نامهایی مثل کیپاپ، فناوری، اقتصاد قدرتمند و فوتبال شناخته میشود؛ اما پشت این تصویر مدرن، تاریخی پر از اشغال، جنگ، فقر، دیکتاتوری و مبارزه برای دموکراسی وجود دارد. کشوری که زمانی یکی از فقیرترین نقاط جهان بود، در کمتر از چند دهه توانست به یکی از توسعهیافتهترین کشورهای آسیا تبدیل شود و حالا فرهنگش را به سراسر جهان صادر کند.
کره حدود ۵۰۰ سال تحت حکومت یک پادشاهی واحد به نام دودمان چوسان قرار داشت؛ دورهای طولانی که تأثیر عمیقی بر هویت فرهنگی این کشور گذاشت. در همین دوران، زبان استاندارد کرهای شکل گرفت و فلسفه کنفوسیوسیسم به عنوان پایه اصلی نظام اجتماعی، آموزشی و اداری جامعه کره تثبیت شد. نظم اداری، اهمیت آموزش و احترام به ساختارهای اجتماعی، بخش مهمی از میراث این دوره برای کرهایها بود.
اما این ثبات تاریخی در قرن بیستم با بحرانی بزرگ روبهرو شد. در سال ۱۹۱۰، کره توسط ژاپن اشغال شد و به مستعمره این کشور تبدیل شد. این دوره استعماری تا سال ۱۹۴۵ و شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم ادامه پیدا کرد. پس از خروج ژاپن، شبهجزیره کره با یک خلأ قدرت مواجه شد و هیچ دولت آمادهای برای اداره آن وجود نداشت.
در همین شرایط، شمال شبهجزیره تحت کنترل نیروهای اتحاد جماهیر شوروی و جنوب آن تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرار گرفت. این تقسیم ابتدا اقدامی موقت و اداری بود، اما به مرور اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک شدت گرفت. شمال با حمایت شوروی و چین به سمت نظام کمونیستی رفت و جنوب با حمایت آمریکا مسیر سرمایهداری را انتخاب کرد.
در نهایت در سال ۱۹۴۸ دو دولت جداگانه در شبهجزیره شکل گرفت؛ کره شمالی و کره جنوبی. چند سال بعد، جنگ کره آغاز شد؛ جنگی که نهتنها میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داد، بلکه جدایی دو کره را برای همیشه تثبیت کرد.
پس از پایان جنگ، کره جنوبی یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود. زیرساختهای کشور تقریباً نابود شده بود، اقتصاد وابستگی زیادی به کشاورزی داشت و کمکهای خارجی، بهخصوص از سوی آمریکا، نقش مهمی در ادامه حیات اقتصادی آن ایفا میکرد.
اما از دهه ۱۹۶۰ مسیر تغییر آغاز شد. دولت وقت کره جنوبی که ساختاری نظامی و غیردموکراتیک داشت، برنامهای گسترده برای صنعتیسازی کشور آغاز کرد. این مسیر با توسعه صنایع بزرگ، سرمایهگذاری روی آموزش و برنامهریزی اقتصادی همراه شد و کره جنوبی را به یکی از نمونههای موفق رشد سریع اقتصادی در جهان تبدیل کرد.
البته این پیشرفت اقتصادی هزینههایی هم داشت. دولت برای حفظ قدرت خود محدودیتهایی در آزادی بیان و رسانه اعمال میکرد، انتخابات را کنترل میکرد و مخالفان سیاسی را سرکوب میکرد. تبدیل شدن کره جنوبی از یک حکومت غیردموکراتیک به یک نظام دموکراتیک، مسیری آسان نبود و با اعتراضات گسترده مردمی، درگیری، زندان و خونریزی همراه شد.
یکی از مهمترین نقاط عطف این مبارزات، اعتراضات سال ۱۹۸۰ در شهر گوآنجو بود؛ رویدادی که با سرکوب شدید حکومت و تلفات زیادی همراه شد. سرانجام در سال ۱۹۸۷، اعتراضات گسترده میلیونی مردم باعث شد ساختار سیاسی کشور تغییر کند و کره جنوبی قدم مهمی به سمت دموکراسی بردارد.
امروز فرهنگ کره جنوبی ترکیبی از سنتهای قدیمی و تأثیرات گسترده فرهنگ غربی است. حتی در میان جوانان این کشور زبانی غیررسمی به نام «کانگلیش» شکل گرفته که ترکیبی از کرهای و انگلیسی است. در این زبان، برخی واژههای انگلیسی با معنای تازهای وارد زندگی روزمره شدهاند؛ برای مثال «Eye shopping» در کره به معنای پاساژگردی و تماشای کالاها بدون خرید استفاده میشود یا واژه «Skinship» برای اشاره به تماس فیزیکی و صمیمیت بدنی به کار میرود.
با وجود رشد اقتصادی چشمگیر، کره جنوبی همچنان با چالشهایی روبهرو است. این کشور یکی از بالاترین نرخهای خودکشی در میان کشورهای توسعهیافته را دارد. با این حال، سیستم درمانی پیشرفته، امنیت بالا، بهداشت عمومی مناسب، سبک زندگی سالم و افزایش سطح آگاهی باعث شده امید به زندگی در این کشور به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کند.
تأثیر فرهنگی کره جنوبی حالا به سراسر جهان رسیده است. در حالی که نسل جدید بسیاری از کشورها، از جمله ایران، با کیپاپ و فرهنگ مدرن کرهای آشنا شدهاند، سفیر کره جنوبی برای مخاطبان ایرانی از موسیقی سنتی ایران اجرا کرده تا نشان دهد تبادل فرهنگی تنها یکطرفه نیست.
کرهایها البته پیش از آنکه با فوتبال شناخته شوند، علاقه زیادی به بیسبال دارند، اما فوتبال هم جایگاه ویژهای در میان مردم این کشور پیدا کرده است. تیم ملی کره جنوبی تاکنون ۱۲ بار در جام جهانی حضور داشته و یکی از پرافتخارترین تیمهای فوتبال آسیا در این رقابتها محسوب میشود.
داستان کره جنوبی، داستان کشوری است که از دل جنگ و ویرانی برخاست؛ کشوری که در کمتر از یک قرن مسیر خود را از یک مستعمره ویرانشده به یکی از قدرتهای اقتصادی و فرهنگی جهان تغییر داد.