EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۷۵۶۷
سفرهای داخلی هم برای طبقه کارگر ایران تبدیل به رویا شد

جغرافیای جدید فقر تفریح و سفر در ایران/ هزینه ۳ روز اقامت در ۸ قطب گردشگری ایران از شیراز و رشت تا مشهد + جدول قیمت‌ها

تحریریه آوش/ تهران با مجموع هزینه ۱۹ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای ۳ روز، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شود در صدر جدول گران‌ترین مقاصد قرار دارد. مشهد که روزگاری پناهگاه امن و ارزان‌قیمت زائران طبقات محروم جامعه بود، اکنون با هزینه ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای ۳ روز به یک مقصد سنگین تبدیل شده و تبریز در این لیست با مجموع ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، ارزان‌ترین شهر به شمار می‌رود

 جغرافیای جدید فقر تفریح و سفر در ایران/ هزینه ۳ روز اقامت در ۸ قطب گردشگری ایران از شیراز و رشت تا مشهد + جدول قیمت‌ها

در روزهایی نه‌چندان دور، سفر، ویترین خاطرات مشترک خانواده‌های ایرانی بود؛ سفرهای اداری و کاری به تهران، پیکنیک‌های شلوغ کنار زاینده‌رود، بوی نم باران در بازارهای رشت و زیارت‌های بی‌تکلف در مشهد. اما امروز، چرتکه‌انداختن برای یک سفر کوتاه ۳ روزه، بیشتر به یک ماموریت غیرممکن اقتصادی شبیه است. در حالی که حداقل دستمزد قانون کار در ایران، کفاف هزینه‌های اولیه مسکن و بقا در شهرهای بزرگ را نمی‌دهد، بررسی سبد هزینه سفر به ۸ قطب گردشگری کشور نشان می‌دهد که حق سفر و تفریح رسما از پیوست فرهنگی زندگی طبقه متوسط و کارگر حذف شده است.

وقتی برای ۳ روز اقامت و صرفا سه وعده غذا در هر روز در پایتخت باید نزدیک به ۲۰ میلیون تومان یا در اقتصادی‌ترین حالت در تبریز، نزدیک به ۱۱ میلیون تومان هزینه کرد، یعنی سفر داخلی به یک کالای لوکس و انحصاری تبدیل شده است. این روایتی است عریان از سقوط قدرت خرید مردم و شکاف عمیقی که بین دستمزدهای ریالی و هزینه‌های دلاریزه شده گردشگری ایجاد شده است. عملا سفرهای تاریخی داخلی به ثروتمندان و کارکنان ادارات و سازمان‌هایی که اقامت‌گاه تفریحی در سراسر کشور دارند، اختصاص یافته است.
 

ریاضیات بقا در سفر

برای درک عمق فاجعه، ابتدا باید هزینه‌ها را به تفکیک هر شهر محاسبه کنیم. فرض را بر این می‌گذاریم که یک مسافر انفرادی بخواهد ۳ روز یعنی ۳ شب اقامت، ۳ وعده صبحانه، ۳ وعده نهار و ۳ وعده شام را در این شهرها سپری کند. جدول زیر مجموع این هزینه‌ها را نشان می‌دهد:

 

نام شهر

هزینه ۳ شب اقامت (تومان)

مجموع ۳ وعده صبحانه (تومان)

مجموع ۳ وعده نهار (تومان)

مجموع ۳ وعده شام (تومان)

جمع کل هزینه ۳ روز (تومان)

تهران

۱۲,۰۰۰,۰۰۰ ۱,۲۰۰,۰۰۰ ۳,۰۰۰,۰۰۰ ۳,۰۰۰,۰۰۰ ۱۹,۲۰۰,۰۰۰

مشهد

۱۰,۰۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۱۰۰,۰۰۰ ۲,۱۰۰,۰۰۰ ۱۵,۱۰۰,۰۰۰

رشت

۸,۰۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۰,۰۰۰ ۱۴,۳۰۰,۰۰۰

یزد

۸,۰۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۰,۰۰۰ ۱۴,۳۰۰,۰۰۰

اصفهان

۶,۰۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۰,۰۰۰ ۱۲,۳۰۰,۰۰۰

ساری

۷,۰۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۴۰۰,۰۰۰ ۲,۴۰۰,۰۰۰ ۱۲,۷۰۰,۰۰۰

شیراز

۶,۰۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۴۰۰,۰۰۰ ۲,۴۰۰,۰۰۰ ۱۱,۷۰۰,۰۰۰

تبریز

۵,۱۰۰,۰۰۰ ۹۰۰,۰۰۰ ۲,۱۰۰,۰۰۰ ۲,۱۰۰,۰۰۰ ۱۰,۲۰۰,۰۰۰

 

این محاسبات در حداقلی‌ترین حالت ممکن انجام شده است. در این جدول، هزینه‌های حیاتی دیگری مانند بلیط هواپیما، قطار یا بنزین ماشین شخصی، جابجایی درون‌شهری (تاکسی و مترو)، بلیط ورودی اماکن تاریخی و خرید سوغات اصلا لحاظ نشده و صرفا هزینه‌های اولیه اقامتگاه و خوراک محاسبه شده است. قطعا احتساب سایر هزینه‌ها، این قصه را پرغصه‌تر خواهد کرد.

 

پایتخت گران‌قیمت و هتل‌های دست‌نیافتنی

تهران با مجموع هزینه ۱۹ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای ۳ روز، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شود در صدر جدول گران‌ترین مقاصد قرار دارد. پایتخت ایران مدت‌هاست که دیگر شهری برای مسافران کم‌درآمد نیست. هزینه یک شب اقامت در تهران به طور متوسط ۴ میلیون تومان است. اگر یک کارگر با حداقل حقوق مصوب قانون کار بخواهد فقط ۳ روز در تهران بماند و ساده‌ترین غذاها را بخورد، باید تقریبا تمام یا بخش اعظم حقوق یک ماه خود را تقدیم هتل‌داران و رستوران‌های پایتخت کند.

این یعنی یک کارگر ایرانی برای ۳ روز زندگی در تهران، باید یک ماه تمام، روزی ۸ تا ۱۲ ساعت دوام بیاورد، هیچ چیز نخورد، اجاره خانه ندهد و فرزندی نداشته باشد. حالا تصور کنید که افراد برای امور اداری و کاری خود ناچار به مراجعه به پایتخت باشند.

گردشگری ایران

زیارت و سیاحت به قیمت خون‌بها

مشهد که روزگاری پناهگاه امن و ارزان‌قیمت زائران طبقات محروم جامعه بود، اکنون با هزینه ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای ۳ روز به یک مقصد سنگین تبدیل شده است. هتل‌آپارتمان‌های اطراف حرم که روزی با مبالغ اندک پذیرای مسافران بودند، تحت تاثیر تورم ملکی و هزینه‌های سرسام‌آور انرژی، قیمت‌های خود را به شدت بالا برده‌اند. دیگر نمی‌توان در وصف این شهر مقدس خواند:

اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند
ای به قربان تو آقا که تو حج فقرایی

از سوی دیگر، رشت و ساری به عنوان قطب‌های گردشگری شمال کشور، هزینه‌های عجیبی را روی دست مسافر می‌گذارند. ۳ روز اقامت در رشت ۱۴ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان آب می‌خورد. نهار و شام یک میلیون تومانی در این شهرها نشان‌دهنده آن است که حتی جوجه کباب و کباب ترش محلی نیز از سفره مسافر عادی پر کشیده‌اند. شمال رفتن که روزی با یک پیکان و یک چادر مسافرتی حل می‌شد، حالا فرمول مالی پیچیده‌ای دارد. دیگر چای گس خوردن در میدان شهرداری رشت یا جگر خوردن در میدان ساعت ساری، بدل به حسرت طبقات متوسط و کارگری شده است.

 

مثلث طلایی که نقره‌داغ می‌کند

مثلث تاریخی ایران، یعنی اصفهان، شیراز و یزد که سالانه بیشترین جذب توریست داخلی و خارجی را دارند، حالا به باشگاه‌های اختصاصی ثروتمندان تبدیل شده‌اند.

یزد با هزینه ۱۴ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان هم‌قیمت رشت شده است. اصفهان با ۱۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان در رده بعدی است. شیراز با ۱۱ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان کمی منصفانه‌تر به نظر می‌رسد.

با این حال، تماشای عالی‌قاپو، تخت جمشید یا بافت تاریخی یزد، مشروط به پرداخت هزینه‌های گزاف غذا و اقامت است. رستوران‌های سنتی این شهرها قیمت یک پرس بریانی یا کلم‌پلو را به شکلی تعیین کرده‌اند که مسافر ترجیح می‌دهد به جای تجربه طعم‌های محلی به نان و پنیر یا فست‌فودهای درجه سه بسنده کند.

 

اقتصادی‌ترین گزینه هم کمرشکن است

تبریز در این لیست با مجموع ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، ارزان‌ترین شهر به شمار می‌رود. اقامتگاه‌های تبریز با ۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای ۳ شب، کمترین نرخ را دارند. اما آیا ۱۰ میلیون تومان برای ۳ روز، عدد کوچکی است؟
وقتی این عدد را در کنار واقعیت‌های جامعه قرار می‌دهیم، متوجه می‌شویم که حتی ارزان‌ترین شهر ایران نیز برای بخش بزرگی از جامعه غیرقابل دسترسی است. ۱۰ میلیون تومان دستمزد خالص نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ روز کار یک کارگر ساده در ایران است. حالا طبقه متوسط و قشر کارگر برای دیدن ائل‌گلی و ساعات‌قاباقی در بهترین حالت باید دو سوم درآمد ماهانه خود را هزینه کند.

 

تورم ساختاری در برابر دستمزدهای منجمد

ریشه این بحران کجاست؟ پاسخ در دو کلمه خلاصه می‌شود: تورم ساختاری و انجماد دستمزدها.

دلاریزه شدن هزینه‌ها: هتل‌داران و صاحبان رستوران‌ها استدلال می‌کنند که هزینه‌های آن‌ها از خرید گوشت و برنج گرفته تا حقوق پرسنل، قبوض آب و برق تجاری و استهلاک تجهیزات با تورم بالای ۸۸درصدی کشور رشد می‌کند. آن‌ها قیمت‌های خود را با واقعیت‌های بازار آزاد و گاهی نیم‌نگاهی به توریست‌های خارجی (عراقی، عمانی و...) تنظیم می‌کنند.

سرکوب دستمزدها: در طرف مقابل، حقوق کارگران، کارمندان و بازنشستگان به صورت سالانه و بسیار کمتر از نرخ واقعی تورم افزایش می‌یابد. این ناترازی شدید باعث می‌شود که تفریح و سفر اولین گزینه‌ای باشد که از سبد خرید خانواده حذف می‌شود تا بودجه صرف شکم و اجاره مسکن شود.

گردشگری ایران

 

سقوط به عصر چادرخوابی

پیامد ملموس این ارقام هولناک، پدیده‌ای است که بشود آن را فقر توریستی و تفریحی نامید. وقتی هزینه‌های یک اقامت ساده ۳ روزه برای یک خانواده ۴ نفره در شهرهایی مثل تهران یا مشهد به راحتی از مرز ۵۰ میلیون تومان (با احتساب رفت و آمد و جزییات) فراتر می‌رود، فرمول سفر در ایران تغییر می‌کند.

طبقه متوسط و به پایین جامعه حالا یا اصلا سفر نمی‌کنند یا در صورت اجبار به چادرخوابی در پارک‌ها، پخت‌وپز با پیک‌نیک در حاشیه خیابان‌ها و خوابیدن در خودرو روی می‌آورند؛ پدیده‌ای مخدوش و هولناکی که نه تنها روحیه مسافر را بازسازی نمی‌کند، بلکه چهره بازارهای توریستی را به کمپ‌های پناهجویی شبیه می‌سازد.

سفر که باید ابزاری برای سلامت روان، رونق اقتصادی بوم‌گردی‌ها و شناخت فرهنگ‌ها باشد، حالا به یک رویای اشرافی تبدیل شده است که برای دهک‌های بالای درآمدی کارکنان و وابستگان به ادارات و نهادهای خاص قابل تعبیر است. دیوارهای بلند قیمتی، دور شهرهای توریستی ایران کشیده شده‌اند و روی آن‌ها تابلویی نامرئی نصب شده است: ورود افراد با حقوق قانون کار ممنوع!

ارسال نظر

آخرین اخبار