EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۵۵۵۶
گزارش روز

روزنه‌ ۶۰ روزه بر دیوار تحریم‌های ایران/ معافیت نفتی، آزادسازی دارایی‌ها و بازگشت پول رسمی به رگ‌های اقتصاد

تحریریه آوش/ آن چه در بیانیه پایان مذاکرات اعلام شد، صرفا تشکیل کمیته عالی، طراحی نقشه راه ۶۰ روزه و ایجاد سازوکارهای فنی و امنیتی برای ادامه گفت‌وگوها نیست، بلکه شامل اقدامات عملی مهمی در ابعاد اقتصادی است که در کوتاه‌مدت تاحدی می‌تواند فشار مضاعف بر بازار ارز، بودجه دولت و جریان تجارت خارجی ایران را کاهش دهد

روزنه‌ ۶۰ روزه بر دیوار تحریم‌های ایران/ معافیت نفتی، آزادسازی دارایی‌ها و بازگشت پول رسمی به رگ‌های اقتصاد

با پایان نخستین دور گفت‌وگوهای سطح‌عالی در چارچوب یادداشت تفاهم اسلام‌آباد در بورگن‌اشتوک سوئیس، ایران و ایالات متحده نه‌تنها به یک توافق برای تداوم تماس‌ها دست یافته‌اند، بلکه گامی اولیه و محدود اما ملموس در مسیر کاهش انسداد اقتصادی برداشته‌اند. این گام در ظاهر سیاسی است، اما در عمق خود سه گره اساسی اقتصاد تحریمی ایران را هدف گرفته است: فروش رسمی نفت، بازگشت وجوه صادراتی و دسترسی به دارایی‌های بلوکه‌شده.

 

توافقات انجام‌شده بر سر چیست؟

کمیته رسانه هیئت مذاکره کننده ایرانی (میناب 168)، نکات مهم و توافقات انجام شده در بیانیه پایان گفت و گوهای بورگن اشتوک را به شرح زیر منتشر کرده است:

۱. با فشار هیئت مذاکره کننده ایرانی از عصر شنبه، پایان جنگ به صورت شکننده در لبنان فعلا حفظ شده است که برای تثبیت آن سازوکار نظارتی با عنوان «واحد کنترل منازعه» با حضور ایران ایجاد می شود. با این سازوکار در حقیقت جمهوری اسلامی ایران به صورت رسمی وارد معادلات امنیتی لبنان می شود درحالی که در ماه های اخیر، آمریکایی ها تلاش زیادی کردند تا ایران را از معادلات لبنان حذف کنند. همچنین رژیم اشغالگر قدس هیچ جایگاهی در این سازوکار ندارد.

۲. در بحث مدیریت تنگه هرمز برای ضمانت بازگشایی به مرور تنگه، مقرر شده خط تماسی ایجاد شود تا در صورت اشکال در اجرا با ایران تماس بگیرند و مشکل خود را منتقل کنند. این اتفاق به معنای تثبیت سیادت ایران در تنگه هرمز است.

۳. کارگروه های سه گانه هسته ای، تحریم ها و نظارت که براساس این بیانیه تشکیل می شوند، کار خود را پس از شروع اجرای بند 13 یادداشت تفاهم یعنی توقف آتش در همه جبهه ها به خصوص لبنان، آغاز رفع محاصره دریایی، آغاز آزادسازی اموال بلوکه شده ایران و صدور اسقاطیه (رفع) تحریم های نفتی، پتروشیمی و مشتقات آغاز خواهند کرد. در حقیقت پیش از اجرای بند 13، جمهوری اسلامی وارد مذاکره مرحله نهایی نمی شود.

۴. در این دور از گفت و گوها، یادداشت تفاهم اجرای آزادسازی اموال بلوکه شده ایران نیز میان ایران و قطر به امضای دوکشور رسید.

5. در جریان گفت و گوهای سوئیس همچنین براساس بند 10 یادداشت تفاهم، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) وزارت خزانه داری آمریکا، اسناد رفع تحریم های نفتی، پتروشیمی و مشتقات را به مدت 60 روز صادر کرد. این به معنای آن است که ایران می تواند به صورت رسمی به مشتریان خود نفت بفروشد و پول آن را در سازوکارهای رسمی بانک مرکزی دریافت کند.

 

ابعاد اقتصادی ماجرا

آنچه در بیانیه پایان مذاکرات اعلام شد، صرفا تشکیل کمیته عالی، طراحی نقشه راه ۶۰ روزه و ایجاد سازوکارهای فنی و امنیتی برای ادامه گفت‌وگوها نیست، بلکه شامل اقدامات عملی مهمی در ابعاد اقتصادی است که در کوتاه‌مدت تاحدی می‌تواند فشار مضاعف بر بازار ارز، بودجه دولت و جریان تجارت خارجی ایران را کاهش دهد.

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا از سوی بند ۱۰ یادداشت تفاهم، اسناد رفع یا تعلیق محدودیت‌های نفتی، پتروشیمی و مشتقات را به مدت ۶۰ روز صادر کرده است. این اقدام به ایران اجازه می‌دهد تا به صورت رسمی‌تر به مشتریان خود نفت بفروشد و وجوه حاصل از این فروش را در سازوکارهای بانکی مشخص و از طریق بانک مرکزی دریافت کند. در همین حال، یادداشت تفاهم مربوط به آزادسازی اموال بلوکه‌شده ایران میان ایران و قطر نیز به امضای دو کشور رسیده و نشانه‌هایی از رایزنی آمریکا و قطر برای آزادسازی حدود ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران برای خرید کالاهای بشردوستانه دیده می‌شود. این سه مؤلفه، حتی اگر در سطح محدود و مشروط باشند در اقتصادی که سال‌ها با انسداد ارزی، اتکا به کانال‌های غیررسمی و هزینه‌های پنهان‌سازی روبه‌رو بوده، می‌توانند اثری ملموس داشته باشند.

 

تغییر سازوکار بازگشت پول به کشور

 

اهمیت این تحولات در آن است که ایران طی سال‌های اخیر نه‌تنها در فروش نفت با محدودیت‌های جدی مواجه بوده، بلکه حتی در مواردی که فروش محدود نیز انجام شده، بازگشت پول از مسیرهای رسمی با موانع سنگین‌تری روبه‌رو بوده است. در چنین شرایطی، صدور یک معافیت ۶۰ روزه برای صادرات نفت، پتروشیمی و مشتقات، حتی اگر موقت و قابل بازگشت باشد به ایران اجازه می‌دهد که بخشی از صادرات انرژی خود را از حالت نیمه‌پنهان و پرهزینه به سمت کانال‌های رسمی‌تر سوق دهد. این تغییر مسیر نه‌تنها در تراز صادراتی ایران اثر می‌گذارد، بلکه در بازار ارز، توان واردات، مدیریت بودجه و حتی انتظارات فعالان اقتصادی نیز بازتاب خواهد داشت. از سوی دیگر، آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده، حتی اگر به‌صورت مرحله‌ای و با نظارت بالا انجام شود، می‌تواند نقش ضربه‌گیر برای دولت و بانک مرکزی داشته باشد، به‌ویژه اگر این منابع برای تامین واردات کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات صنعتی و مدیریت هزینه‌های تجاری به کار روند. این دارایی‌ها می‌توانند نه‌تنها به بهبود وضعیت تامین مالی، بلکه به کاهش فشار سفته‌بازی در بازار ارز نیز کمک کنند، زیرا بازار به‌محض دریافت سیگنال روشن از ورود ارز، رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهد. اما این اثر پایدار نخواهد بود مگر آنکه به یک سازوکار قابل اتکا و تکرارشونده تبدیل شود.

در این چارچوب، مهم‌ترین مزیت اقتصادی این توافق، نه در افزایش فروش نفت، بلکه در تغییر سازوکار بازگشت پول است. در سال‌های گذشته، ایران بارها با این مسئله مواجه بوده که حتی در صورت فروش محدود نفت، بازگشت وجوه به حساب‌های رسمی با موانع جدی روبه‌رو شده است. اگر مطابق گزارش‌ها امکان دریافت پول در سازوکارهای رسمی بانک مرکزی فراهم شود، این تحول می‌تواند الگوی گردش ارز را شفاف‌تر کند و به فعالان اقتصادی سیگنال دهد که مسیر تجارت از وضعیت بن‌بست فاصله گرفته است. چنین وضعی می‌تواند منجر به ورود شرکت‌ها به قراردادهای جدید، کاهش احتیاط بیش از حد در واردات و تقویت فضای سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت شود. البته این آثار وابسته به دوام توافق و ثبات تصمیم‌های سیاسی طرفین توافق است، زیرا تجربه نشان داده است که در فضای تحریمی هر امتیاز اقتصادی ممکن است با یک تغییر سیاسی به‌سرعت بازگشت‌پذیر باشد. از همین رو، ارزش واقعی این توافق نه در متن بیانیه، بلکه در قابلیت تبدیل شدنش به روند پایدار درآمد، تجارت و دسترسی ارزی است.

 

تثبیت نسبی چشم‌انداز صادرات انرژی و دسترسی ارزی

نکته کلیدی دیگر این است که این گفت‌وگوها را می‌توان بخشی از تلاش برای طراحی یک مسیر مرحله‌ای کاهش تنش دانست؛ مسیری که در آن نقش اقتصاد، انگیزشی است. در متن توافق از تشکیل کارگروه‌های هسته‌ای، تحریم‌ها و نظارت سخن گفته شده و تاکید شده که این کارگروه‌ها پس از اجرای بند توقف آتش و آغاز برخی اقدامات عملی فعال خواهند شد. از دید اقتصادی این ساختار به معنای آن است که رفع محدودیت‌ها نه یک‌باره، بلکه مرحله‌به‌مرحله و مشروط به پایبندی متقابل خواهد بود. این الگو در کوتاه‌مدت می‌تواند برای طرفین قابل قبول‌تر باشد، چون هر طرف می‌تواند از امتیازات کوچک‌تر برای ساختن اعتماد استفاده کند. برای ایران مهم‌ترین فایده چنین رویکردی آن است که در صورت تحقق می‌تواند به تثبیت نسبی چشم‌انداز صادرات انرژی و دسترسی ارزی منجر شود. برای آمریکا نیز این مدل اجازه می‌دهد فشار تحریمی را به طور کامل کنار نگذارد، اما در برابر آن یک اهرم مذاکره‌ای و نظارتی حفظ کند.

 

روزنه‌های محدود بر دیواری بلند

با این حال نباید اثرات اقتصادی این توافق اولیه را بیش از اندازه بزرگ‌نمایی کرد. معافیت‌های ۶۰ روزه و آزادسازی‌های محدود، به‌تنهایی قادر نیستند ساختار تحریم‌ها را برچینند یا اقتصاد ایران را به وضعیت عادی بازگردانند. چنین اقداماتی بیشتر شبیه گشودن روزنه‌هایی محدود در یک دیوار بلند هستند. این روزنه‌ها ممکن است برای اصلاحات بنیادی کافی نباشند، اما برای تنفس کوتاه‌مدت اقتصاد کافی است. نرخ رشد، سرمایه‌گذاری خارجی، ثبات بودجه و بهبود پایدار تجارت خارجی، همگی به چیزی فراتر از یک توافق موقت نیاز دارند و آن تضمین اجرایی، استمرار سیاسی، سازوکار حل اختلاف و از همه مهم‌تر اعتماد حداقلی میان طرفین است. به همین دلیل ارزش واقعی این توافق نه در متن بیانیه، بلکه در ظرفیت آن برای تبدیل شدن به روندی پایدار است. اما حتی در سطح کوتاه‌مدت نیز پیامدهای اقتصادی مثبت از کاهش فشار بر بازار ارز و تامین مالی واردات تا بهبود نسبی انتظارات فعالان اقتصادی و تقویت چرخه تجاری قابل تصور است.

اقتصاد ایران

حتی یک معافیت کوتاه مدت مهم است

بررسی دقیق نشان می‌دهد که اهمیت اقتصادی این تحولات در آن است که ایران طی سال‌های اخیر با نوعی انسداد چندلایه مواجه بوده است؛ انسدادی که هم فروش رسمی نفت را محدود کرده، هم دریافت پول را دشوار ساخته و هم دسترسی به دارایی‌های مسدودشده در خارج از کشور را کاهش داده است. در چنین شرایطی، حتی یک معافیت محدود ۶۰ روزه نیز از منظر سیاست‌گذاری اقتصادی قابل توجه است، زیرا به ایران اجازه می‌دهد بخشی از صادرات انرژی خود را از حالت نیمه‌پنهان و پرهزینه به سمت کانال‌های رسمی‌تر سوق دهد. در گزارش‌های منتشرشده درباره این توافق آمده است که دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا اسناد مربوط به رفع یا تعلیق محدودیت‌های نفتی، پتروشیمی و مشتقات را صادر کرده است. معنای عملی این اقدام در ساده‌ترین بیان این است که ایران بتواند با مشتریان خود رسمی‌تر معامله کند و وجوه حاصل را از مسیرهای بانکی مشخص دریافت نماید. اگر این روند از سطح نمادین فراتر برود، اثر آن فقط در تراز صادراتی دیده نمی‌شود، بلکه در بازار ارز، بودجه دولت، توان واردات و حتی انتظارات فعالان اقتصادی نیز بازتاب خواهد یافت.

 

منابع بلوکه شده، ضربه‌گیر و تعدیل‌گر اقتصاد

بخش اقتصادی دیگر این توافق که توجه بسیاری را جلب کرده، موضوع آزادسازی اموال بلوکه‌شده ایران است. بر اساس اطلاعات منتشرشده در این دور از گفت‌وگوها میان ایران و قطر نیز تفاهمی درباره آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده حاصل شده است. اهمیت این موضوع فقط در رقم دارایی‌ها نیست، بلکه در دسترسی به آن برای استفاده اقتصادی است. برای اقتصادی که تحت فشار محدودیت‌های ارزی قرار دارد، دسترسی به منابع بلوکه‌شده می‌تواند نقش ضربه‌گیر داشته باشد، به‌ویژه اگر این منابع بتوانند برای تامین واردات کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات صنعتی یا مدیریت هزینه‌های تجاری به کار روند. گزارش‌های خبری درباره رایزنی آمریکا و قطر برای آزادسازی حدود ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران نشان می‌دهد که موضوع صرفا در سطح سیاسی مطرح نشده، بلکه در حال تبدیل شدن به یک سازوکار مالی قابل پیگیری است. البته باید توجه داشت که در فضای تحریمی آزادسازی دارایی‌ها معمولا به‌صورت مرحله‌ای، مشروط و با نظارت بالا انجام می‌شود و بنابراین نباید آن را معادل دسترسی کامل و بی‌قیدوشرط دانست. با این حال، حتی دسترسی محدود نیز می‌تواند در مدیریت نقدینگی ارزی و کاهش فشارهای فوری موثر باشد.

از منظر اقتصادی، مهم‌ترین مزیت چنین آزادسازی‌ای آن است که دولت و بانک مرکزی را از اتکا به روش‌های غیررسمی، پرهزینه و پرریسک تا حدی دور می‌کند. وقتی دارایی‌ها در حساب‌های محدودشده باقی می‌مانند، اقتصاد با نوعی کمبود دسترسی به ارز روبه‌رو می‌شود؛ کمبودی که معمولا خود را در نوسان نرخ ارز، افزایش هزینه واردات و رشد نااطمینانی نشان می‌دهد. آزادسازی بخشی از این منابع می‌تواند انتظارات را تعدیل کند، زیرا بازار به‌محض دریافت سیگنال روشن از ورود ارز، رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهد. در شرایطی که بازار ارز به شدت حساس به اخبار سیاسی است، حتی اعلام یک چارچوب روشن برای آزادسازی دارایی‌ها می‌تواند به‌صورت موقت فشار سفته‌بازی را کاهش دهد. البته چنین اثری پایدار نخواهد بود مگر آنکه به یک سازوکار قابل اتکا و تکرارشونده تبدیل شود.

تحریم های ایران مذاکره

بازشدن شریان رسمی فروش نفت و مشتقات

بند مربوط به معافیت‌های نفتی و پتروشیمی از مهم‌ترین بخش‌های این روایت است، زیرا نفت همچنان مهم‌ترین منبع درآمد ارزی ایران به شمار می‌رود. اگر ایران بتواند فروش رسمی‌تری داشته باشد، این امر چند اثر هم‌زمان دارد. نخست درآمد حاصل از صادرات قابل ردیابی‌تر و قابل وصول‌تر می‌شود. دوم هزینه‌های پنهان‌سازی و دورزدن تحریم‌ها کاهش می‌یابد. و سوم بخشی از فشار ناشی از رقابت در بازارهای غیررسمی از بین می‌رود. زمان‌بندی ۶۰روزه از نظر سیاسی اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد طرف آمریکایی خواسته از یک امتیاز محدود و قابل بازگشت استفاده کند تا هم انگیزه مذاکره حفظ شود و هم ابزار فشار کاملا کنار گذاشته نشود. از منظر ایران، حتی یک پنجره کوتاه برای فروش رسمی نفت می‌تواند به معنای افزایش درآمدهای ارزی، بهبود برنامه‌ریزی مالی دولت و کاهش بخشی از کسری ارزی باشد. با این حال، حتی در سطح کوتاه‌مدت نیز پیامدهای اقتصادی مثبت قابل تصور است. نخست بازار ارز ممکن است از فضای بی‌اعتمادی مطلق فاصله بگیرد، به‌ویژه اگر نشانه‌های عملی از ورود منابع ارزی ظاهر شود. دوم دولت می‌تواند بخشی از فشار تأمین مالی واردات کالاهای اساسی را کاهش دهد. سوم بخش خصوصی ممکن است نسبت به آینده تجارت خارجی خوش‌بین‌تر شود و در برنامه‌ریزی‌های خود انعطاف بیشتری نشان دهد. چهارم آزادسازی نسبی دارایی‌ها می‌تواند به بانک مرکزی امکان دهد که مدیریت نقدینگی ارزی را با قدرت بیشتری انجام دهد. این آثار هرچند محدود و وابسته به زمان در اقتصادی که سال‌ها با تحریم و بی‌ثباتی روبه‌رو بوده، بی‌اهمیت نیستند. از همین رو، هر نشانه‌ای از تداوم گفت‌وگوها و تدوین سازوکار اجرایی از منظر بازارها ارزش خبری و عملیاتی بالایی دارد.

 

تاثیرات بر زندگی روزمره

نکته مهم دیگر این است که چنین توافقی، اگرچه در متن سیاسی تعریف می‌شود، اما آثار آن در زندگی روزمره نیز قابل لمس است. افزایش یا کاهش دسترسی به ارز، مستقیما بر قیمت کالاهای وارداتی، هزینه مواد اولیه، توان تولیدکنندگان و در نهایت بر قدرت خرید خانوارها اثر می‌گذارد. اگر منابع آزادشده واقعا وارد چرخه تامین مالی کشور شوند، می‌توانند در کنترل فشارهای تورمی نقش محدود اما معناداری داشته باشند. به همین ترتیب، درآمدهای نفتی تازه یا بازگشت رسمی‌تر پول نفت، امکان برنامه‌ریزی بهتر برای بودجه عمومی و پرداخت تعهدات دولت را فراهم می‌کند. البته چنین اثری تنها زمانی پایدار خواهد بود که سیاست‌گذاران داخلی از آن برای تثبیت بازار و نه صرفا جبران کسری‌های لحظه‌ای استفاده کنند. در غیر این صورت، حتی گشایش‌های دیپلماتیک نیز ممکن است خیلی سریع در چرخه ناپایدار داخلی مستهلک شوند.

توافق-ایران-آمریکا

خلاصه که آنچه از این دور از گفت‌وگوها برمی‌آید، بیش از آن که یک توافق نهایی باشد، یک چارچوب آزمایشی برای سنجش امکان کاهش تنش است. اما همین چارچوب آزمایشی نیز از نظر اقتصادی معنادار است، زیرا سه گره اصلی اقتصاد تحریمی ایران را هدف گرفته است: فروش نفت، بازگشت پول و دسترسی به دارایی‌های بلوکه‌شده. اگر این سه گره به‌صورت هم‌زمان و عملی گشوده شوند، اقتصاد ایران می‌تواند از یک وضعیت بسته و پرهزینه به وضعیتی کمی بازتر و قابل‌پیش‌بینی‌تر منتقل شود. در نقطه مقابل، اگر توافق در سطح بیانیه بماند و به اجرا نرسد، اثر آن به چند روز خوش‌بینی بازار و چند نوسان کوتاه‌مدت محدود خواهد شد. بنابراین ارزش واقعی این رخداد نه در وعده‌های سیاسی آن، بلکه در قابلیت تبدیل شدنش به جریان پایدار درآمد، تجارت و دسترسی ارزی است.

ارسال نظر

آخرین اخبار