EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۵۷۷۴
دوگانه های خطرناک آتش بس موقت بیش از جنگ برای اقتصاد خطرناک است؟

پارادوکس صلح در محاصره پیش روی بازارهای مالی

تحریریه آوش/ معامله‌گران نه می‌خرند و نه می‌فروشند، آن‌ها منتظرند. اما نباید اشتباه کرد؛ این درجا زدن به معنای تغییر مسیر به سمت ریزش نیست. تاریخ اقتصادی ایران نشان داده که هرگاه زیرساخت‌های تورمی پابرجا باشند، این سکوت‌ها تنها حکم نفس‌گیری در دل یک روند صعودی میان‌مدت را دارند

پارادوکس صلح در محاصره پیش روی بازارهای مالی

این روزها در پیاده‌روهای خیابان فردوسی و کریمخان و در میان هیاهوی تابلوی صرافی‌ها و فروشندگان طلا و سکه، سکوتی سنگین‌تر از همیشه حکم‌فرماست. بازار طلا و ارز ایران، گویی در میانه یک راند استراحت اجباری، نفس‌های خود را حبس کرده است. قیمت طلای ۱۸ عیار در محدوده ۱۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان لنگر انداخته، اما زیر پوست این ثبات ظاهری، اتفاقی غیرعادی در حال رخ دادن است و آن حباب منفی است. وقتی طلا ۲ درصد ارزان‌تر از ارزش ذاتی‌اش معامله می‌شود، یعنی بازار در حال مخابره یک پیام اضطراری است. بیایید نگاهی عمیق به لایه‌های پنهان شطرنجی بیاندازیم که یک ضلع آن در واشنگتن، ضلعی در تهران و ضلع دیگر آن در نشست‌های احتمالی پاکستان رقم می‌خورد.
نکته کلیدی بازار این روزها، عقب‌ماندگی معنادار طلا از دلار است. طلا در حال حاضر با دلاری که حوالی ۱۵۳هزار تومان محاسبه شده، تطبیق ندارد. این حباب منفی ۲ درصدی نشان‌دهنده یک ترس انتظاری است؛ معامله‌گران نه می‌خرند و نه می‌فروشند، آن‌ها منتظرند. اما نباید اشتباه کرد؛ این درجا زدن به معنای تغییر مسیر به سمت ریزش نیست. تاریخ اقتصادی ایران نشان داده که هرگاه زیرساخت‌های تورمی پابرجا باشند، این سکوت‌ها تنها حکم نفس‌گیری در دل یک روند صعودی میان‌مدت را دارند.

وقتی بازار طلا از واقعیت عقب می‌ماند

در تحلیل تکنیکال و فاندامنتال، قیمت همیشه همه چیز را نمی‌گوید. نکته کلیدی بازار این روزها، عقب‌ماندگی معنادار طلا از دلار است. طلا در حال حاضر با دلاری که حوالی ۱۵۳ هزار تومان محاسبه شده، تطبیق ندارد. این حباب منفی ۲ درصدی نشان‌دهنده یک ترس انتظاری است؛ معامله‌گران نه می‌خرند و نه می‌فروشند، آن‌ها منتظرند. اما نباید اشتباه کرد؛ این درجا زدن به معنای تغییر مسیر به سمت ریزش نیست. تاریخ اقتصادی ایران نشان داده که هرگاه زیرساخت‌های تورمی پابرجا باشند، این سکوت‌ها تنها حکم نفس‌گیری در دل یک روند صعودی میان‌مدت را دارند. غول تورم هنوز در صحنه حاضر است؛ نقدینگی همچنان با شتاب در حال رشد است و هزینه‌های جاری دولت به سقف چسبیده است. طلا در محدوده ۱۷ میلیونی، تنها در حال استراحت است تا خود را با واقعیت‌های جدید دیپلماتیک تنظیم کند.

طلای جهانی

 

آیا تمدید آتش‌بس، نشانه‌ای از حرکت به سمت صلح است؟

تمدید آتش‌بس در نگاه اول برای بازارها یک چراغ سبز است، اما تحلیلگران استراتژیک به آن با دیده شک می‌نگرند. این پیشنهاد کوتاه‌مدت، لزوما نشان دهنده اراده‌ای واقعی برای صلح نیست و بیشتر به یک بازی با زمان شباهت دارد. واقعیت میدانی نشان می‌دهد که این بازه زمانی، دقیقا همان فرصتی است که ماشین جنگی ایالات متحده برای تکمیل آرایش نظامی و استقرار تجهیزات سنگین در منطقه نیاز دارد. ما در یک فضای خاکستری قرار گرفته‌ایم؛ وضعیتی که در آن دیپلماسی نه برای حل بحران، بلکه به عنوان پوششی برای محاصره دریایی عمل می‌کند. این وضعیت تعلیق، برای اقتصاد ایران فرساینده‌تر از درگیری مستقیم است. چرا که در درگیری، تکلیف بازار روشن است، اما در تعلیق، هزینه‌های پنهان به شدت بالا می‌رود و عنصر غافلگیری از دست می‌رود.

 

چرا وضعیت فعلی خطرناک است؟

برخلاف تصور عمومی، صلح تحت محاصره، لزوما به نفع ریال نیست. در زمان درگیری یا تهدید به درگیری، قیمت جهانی نفت صعود می‌کند و این موضوع برای ایران که بخش عمده درآمدش از صادرات انرژی است، یک اهرم قدرت ایجاد می‌کند. اما با طرح آتش‌بس، فشار بر قیمت نفت جهانی افزایش یافته و قیمت‌ها پایین می‌آید. پایین آمدن قیمت جهانی در حالی که مسیرهای صادراتی ایران به دلیل محاصره دریایی محدودتر و پرهزینه‌تر می‌شود به بودجه دولتی آسسیب جدی وارد می‌کند. از سوی دیگر، حتی اگر توافقی حاصل شود و منابع ارزی (اعدادی مثل ۸۰ میلیارد دلار) آزاد شود، باید از خود بپرسیم این مبالغ در کجای اقتصاد می‌نشیند؟ این مبالغ در برابر خسارت‌های صدها میلیارد دلاری به زیرساخت‌های صنعتی و انرژی کشور، تنها حکم یک مسکن موقت را دارند. موتور اصلی تورم، یعنی ناترازی بودجه و نقدینگی با آزادسازی پول‌های بلوکه شده خاموش نمی‌شود، بلکه تنها برای مدتی کوتاه سرد می‌شود.

دلار و طلا

 

سناریوی سقوط

اگر مذاکرات ایران و آمریکا به یک توافق مکتوب یا حتی شفاهی معتبر منجر شود، بازار تهران شاهد یک انفجار خبری خواهد بود. در این سناریو، واکنش‌های هیجانی حرف اول را خواهند زد. در کوتاه مدت احتمال دارد دلار تا محدوده ۱۳۰ هزار تومان عقب‌نشینی کند و طلا تا مرز ۱۵ میلیون تومان بریزد؛ اما این ریزش، پایان گرانی نیست. این یک اصلاح قیمتی ناشی از پیش‌خور کردن اخبار و خوش‌بینی‌هاست. از منظر اقتصاد کلان، وقتی متغیرهای بنیادی مثل رشد نقدینگی و فشار هزینه‌های ناشی از آرایش جنگی همچنان فعال هستند، قیمت‌ها راهی جز بازگشت به سطوح بالاتر نخواهند داشت. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای این ریزش احتمالی را نه موقعیتی برای خروج دائمی از بازار، بلکه به‌عنوان یک فرصت خرید طلایی یا تنظیم دوباره سبد دارایی می‌بینند.

 

هزینه پنهان تعلیق برای سفره‌ها

تمدید مدام فضای نه جنگ و نه صلح، بدترین سناریو برای بخش خصوصی و تولید است. وقتی فضای غافلگیری از بین می‌رود و اقتصاد در شرایط اضطراری طولانی‌مدت قرار می‌گیرد، هزینه‌های لجستیک، بیمه کشتی‌ها و دور زدن تحریم‌ها به شدت افزایش می‌یابد. این هزینه‌ها به صورت مستقیم روی قیمت کالاهای اساسی و تورم مصرف‌کننده می‌نشیند. توافقی که تنها به آزادسازی پول بیانجامد و ریشه‌های محاصره را قطع نکند، تنها زمان می‌خرد تا انفجار بزرگ‌تری در بازارهای مالی رخ دهد.

 

واقعیت‌های اقتصاد، عامل ادامه روند صعودی بازار

بازار ایران امروز بر لبه تیغ حرکت می‌کند. تثبیت فعلی طلا در محدوده ۱۷ میلیون تومان، آرامش پیش از طوفان است. توافق احتمالی در پاکستان یا هر نقطه دیگر، می‌تواند یک شوک کاهشی موقت به قیمت‌ها وارد کند، اما واقعیت‌های سخت زیرپوست اقتصاد از ناترازی بانک‌ها تا هزینه‌های سنگین صلح زیر سایه محاصره، نشان می‌دهند که مسیر کلی بازار دارایی‌ها هنوز صعودی است. برای کسانی که در بازار حضور دارند، روزهای پیش‌رو، وقت هوشمندی است؛ چرا که در این بازی، قیمت‌ها با اخبار پایین می‌آیند، اما با واقعیت‌ها بالا می‌روند. مبالغ آزاد شده احتمالی، تنها می‌توانند ترک‌های دیوار اقتصاد را بپوشانند، اما پایه‌های این دیوار، همچنان نیازمند مرمتی عمیق‌تر از یک توافق سیاسی است.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار