EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۱۸۸۹
گزارش روز

بحران سئوتا در اسپانیا؛ میان هجوم مهاجران و بازی ژئوپلیتیک تنگه جبل‌الطارق!

تحریریه آوش/ مقامات اسپانیایی خاستگاه این هجوم را حکمی از دیوان‌عالی کشور می‌دانند که بازگرداندن فوری مهاجرانِ بازداشت‌شده هنگام عبور دریایی را ممنوع کرده، اما شامل عبورهای زمینی نمی‌شود. به گفته پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، شبکه‌های قاچاق انسان با تفسیری هدفمند و نادرست از این حکم، شایعه‌ای را میان مهاجران دامن زدند که به‌سرعت گسترش یافت

بحران سئوتا در اسپانیا؛ میان هجوم مهاجران و بازی ژئوپلیتیک تنگه جبل‌الطارق!

روز پنج‌شنبه، ۸ مرداد ۱۴۰۵ (۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶)، مرز میان مراکش و سئوتا -شهر خودمختار اسپانیا در ساحل شمالی آفریقا- شاهد یکی از بزرگ‌ترین موج‌های عبور غیرقانونی مهاجران در تاریخ اتحادیه اروپا بود. بر پایه آمار مقامات محلی، در کمتر از بیست‌وچهار ساعت نزدیک به ۶۰ هزار نفر -معادل هفتاد درصد جمعیت این شهر ۸۵ هزار نفری- با شنا، دور موج‌شکن ساحل تارخال یا عبور پیاده، وارد خاک اسپانیا شدند. به گفته وزارت کشور اسپانیا، دست‌کم ۶۷ نفر -برخی غرق‌شده و برخی در ازدحام و له‌شدگی نزدیک حصار مرزی- جان باختند. رئیس دولت محلی سئوتا وضعیت را «کاملاً غیرقابل‌تحمل» توصیف کرد و از دولت مرکزی خواست وضعیت اضطراری ملی اعلام کند. 

مقامات اسپانیایی خاستگاه این هجوم را حکمی از دیوان‌عالی کشور می‌دانند که بازگرداندن فوری مهاجرانِ بازداشت‌شده هنگام عبور دریایی را ممنوع کرده، اما شامل عبورهای زمینی نمی‌شود. به گفته پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، شبکه‌های قاچاق انسان با تفسیری هدفمند و نادرست از این حکم، شایعه‌ای را میان مهاجران دامن زدند که به‌سرعت گسترش یافت. سانچز این هجوم را «تجاوز به تمامیت ارضی اسپانیا» خواند و ارتش را برای بازگرداندن نظم به سئوتا اعزام کرد. تا عصر جمعه، بیش از ۴۸ هزار نفر به مراکش بازگردانده شده بودند و دولت اسپانیا از ساخت حصار نگهدارنده‌ای به طول نزدیک به ۵۰۰ متر در بخش دریایی مرز خبر داد. 
 

واکنش بروکسل

اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، صحنه‌های سئوتا را «غیرقابل‌قبول» خواند و نوشت هیچ‌کس نباید بدون رعایت قوانین اتحادیه وارد خاک آن شود. وی دو کمیسر را مسئول نظارت بر واکنش به بحران کرد و کمیسیون پیشنهاد داد در صورت درخواست رسمی مادرید، حضور فرونتکس در سئوتا تقویت شود. ماگنوس برونر، کمیسر مسئول این پرونده، تأکید کرد تقریباً همه مهاجران کشور را ترک کرده‌اند و «حتی یک نفر» به خاک اصلی اتحادیه نرسیده است. یک مقام اروپایی ضمن اذعان به نگرانی برخی دولت‌ها، اولویت را «تأمین امنیت مرزهای خارجی» عنوان کرد و درخواست ایتالیا برای تعلیق عضویت اسپانیا در شینگن را رد کرد. بروکسل یادآور شد این بحران محدود به سئوتا در قاره آفریقاست و هیچ جابه‌جایی غیرمجازی به خاک اصلی اروپا ثبت نشده است. 

اسپانیا

واکنش رم و دیگر پایتخت‌ها

واکنش ایتالیا از میان کشورهای عضو اتحایده اروپا، تندترین بود. جورجا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، تصاویر سئوتا را «تکان‌دهنده» خواند و خواستار «اقدامات فوق‌العاده» و حتی تعلیق عضویت اسپانیا در پیمان شینگن شد. رم فراتر از بیانیه رفت و به‌صورت یک‌جانبه اجرای توافق آزادی تردد شینگن با اسپانیا را برای یک ماه معلق و بازرسی‌های مرزی -از جمله برای پروازها و کشتی‌ها میان دو کشور- را از سر گرفت. خوسه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه اسپانیا، در واکنش گفت امنیت حوزه شینگن «کاملاً تضمین‌شده» است و از آنچه «سردرگمی عامدانه» خواند انتقاد کرد. فرانسه بازرسی‌های مرزی با اسپانیا را تشدید کرد و ایرلند -رئیس دوره‌ای شورای اتحادیه اروپا- جلسه فوری سازوکار واکنش سیاسی یکپارچه بحران (IPCR) را فراخواند. 
 

لایه‌ای عمیق‌تر: از مهاجرت تا حاکمیت

فراتر از بحران انسانی جاری، سئوتا -همراه با ملیله، دیگر جیب اسپانیایی در شمال مراکش- از دیرباز موضوع ادعای حاکمیتی رباط بوده است. مقاله‌ای تحلیلی به قلم امین ایوب، تحلیل‌گر مراکشی و پژوهشگر بنیاد خاورمیانه، که در اردیبهشت‌ماه (۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ آوریل ۲۰۲۶) در پایگاه خبری اسرائیلی ynet منتشر شد، استدلال می‌کند شکاف دیپلماتیک میان واشنگتن و مادرید -ناشی از امتناع اسپانیا از واگذاری پایگاه‌های روتا و مورون برای عملیات آمریکا علیه ایران، کوتاهی مزمن این کشور در تأمین سهم هزینه‌های ناتو، و لحن تقابلی سانچس با دولت ترامپ- برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر رخنه‌ای واقعی در مصونیت دیپلماتیک اسپانیا بر سر سئوتا و ملیله ایجاد کرده است. 

نویسنده به اظهارات پیشین برخی چهره‌های آمریکایی اشاره می‌کند؛ از جمله مایکل روبین از مؤسسه امریکن‌اینترپرایز که اسپانیا را «قدرتی استعمارگر با مستعمراتی در آن‌سوی تنگه جبل‌الطارق» خوانده، و ماریو دیاز-بالارت، نماینده کنگره و از نزدیکان مارکو روبیو، که سرنوشت این مناطق را موضوعی برای مذاکره «میان دوستان و متحدان» دانسته است. ایوب همچنین به گزارشی از رویترز درباره ایمیل داخلی پنتاگون درباره احتمال تعلیق عضویت ناتوی اسپانیا اشاره می‌کند و یادآور می‌شود ماده ششم پیمان واشنگتن، سرزمین‌های قاره آفریقا را از چتر دفاع جمعی ناتو مستثنا کرده است. نتیجه‌گیری او آن است که اسرائیل، به‌واسطه همکاری نظامی فزاینده با مراکش در چارچوب توافقات ابراهیم، می‌تواند از طریق علامت‌دهی دیپلماتیک، نفوذ در واشنگتن، و برجسته‌کردن آنچه «تناقض» اسپانیا در انتقاد از سیاست‌های سرزمینی اسرائیل در عین حفظ جیب‌های استعماری در آفریقا می‌خواند، ادعای رباط را تقویت کند؛ استدلالی که بر خلاف بحران مهاجرتی اخیر، به فشار حقوقی و دیپلماتیک بلندمدت نظر دارد، نه رویدادی آنی. 

اسپانیا

آیا بحران کنونی به مسئله حاکمیت دامن می‌زند؟ 

با این‌همه، خوانش‌های دیگر این دو مسیر را از هم جدا می‌دانند. بر اساس این تحلیل، سئوتا و جبل‌الطارق -در دو سوی تنگه- میراث ترتیبات چندسده‌ای‌اند که اکنون در ساختارهای نهادی بزرگ‌تری ادغام شده‌اند: مرز خارجی اتحادیه اروپا از یک‌سو، و حاکمیت بریتانیا از سوی دیگر؛ ساختارهایی که نه بروکسل و نه لندن تمایلی به بی‌ثبات‌کردن آن‌ها ندارند. از این منظر، تلاش برخی مخالفان سانچس در اروپا -به‌ویژه در فضای سیاسی ناشی از مواضع او درباره غزه- برای بهره‌برداری از این بحران، محاسبه‌ای اشتباه است، چون اتحادیه اروپا خود را ملزم به حمایت از مرزهای اسپانیا می‌داند، زیرا این مرزها عملاً مرزهای اتحادیه نیز هستند.

اسپانیا

بریتانیا نیز انگیزه‌ای برای دامن‌زدن به این مناقشه ندارد، چون هر تضعیف اصل ثبات حاکمیت‌های موجود می‌تواند پرونده جبل‌الطارق و حتی جزایر فالکلند را دوباره به کانون تنش بازگرداند. بر این پایه، بحران کنونی احتمالاً به‌سرعت با همکاری مراکش، اسپانیا و اتحادیه اروپا مهار خواهد شد، و مراکش نیز می‌داند شانس چندانی برای تغییر وضعیت حقوقی این دو منطقه ندارد. جالب آنکه مدیریت موفق این بحران می‌تواند، برخلاف انتظار مخالفان سانچس، به تحکیم موقعیت سیاسی او بینجامد -چنان‌که مدیریت موفقِ یک بحران مرزی یا امنیتی غالباً به تقویت دولت مستقر منجر می‌شود، نه تضعیف آن. 

آن چه در سئوتا در جریان است، دست‌کم دو لایه متفاوت را در خود دارد: بحران انسانی و امنیتی آنیِ ناشی از هجوم مهاجران، و زیرجریانی ژئوپلیتیک که ریشه در فشار آمریکا و اسرائیل برای انزوای هرچه بیشتر اسپانیا از جنگ ایران دارد. اگرچه این دو لایه در کوتاه‌مدت مستقل از هم به‌نظر می‌رسند، هر دو از یک آسیب‌پذیری مشترک تغذیه می‌شوند: ضعف موقعیت دیپلماتیک مادرید در برابر متحدان سنتی‌اش. همین آسیب‌پذیری است که ایتالیا این هفته از آن برای فشار سیاسی بهره برد، و همان چیزی است که تحلیل‌گرانی مانند ایوب امیدوارند در میان‌مدت به سود ادعای حاکمیتی مراکش تغییر جهت دهد -هرچند بعید است بحران مشخص کنونی، به‌تنهایی، به تغییری در وضعیت حقوقی سئوتا بینجامد.

ارسال نظر

آخرین اخبار