چرا صداوسیما هنوز با رسانههای مستقل مشکل دارد؟
یک روز پس از پایان جام جهانی، سایت «فوتبال۳۶۰» از دسترس خارج شد؛ اتفاقی که بار دیگر نام عادل فردوسیپور را به صدر اخبار آورد و موجی از واکنشها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به همراه داشت.
رسانهای که طی سالهای اخیر به یکی از پرمخاطبترین پایگاههای تخصصی فوتبال ایران تبدیل شده بود، حالا با محدودیت فعالیت مواجه شده است؛ اتفاقی که بسیاری آن را ادامه همان روند برخورد با عادل فردوسیپور پس از پایان همکاریاش با صداوسیما میدانند.
فردوسیپور در واکنش به این اتفاق، در یک گفتوگوی احساسی از فشارهایی گفت که طی سالهای اخیر برای ادامه مسیر رسانهای خود تحمل کرده است. او از روزهایی سخن گفت که پس از کنار گذاشته شدن برنامه «۹۰»، تلاش کرد مسیر تازهای در فضای رسانهای ایجاد کند؛ مسیری که این بار نه از قاب تلویزیون، بلکه از بستر اینترنت دنبال میشد.
اما ماجرای فوتبال۳۶۰ تنها یک اختلاف حقوقی ساده نیست؛ این اتفاق بار دیگر پرسش قدیمی درباره رابطه صداوسیما با رسانههای رقیب و مستقل را مطرح کرده است. طبق گزارشهایی که منتشر شده، شکایتهای متعدد صداوسیما علیه عادل فردوسیپور و مجموعه تحت مدیریت او، یکی از عوامل اصلی توقف فعالیت این رسانه عنوان شده است؛ موضوعی که اگر صحت داشته باشد، نشاندهنده ادامه رویکردی است که سالهاست منتقدان درباره آن هشدار دادهاند: تلاش برای حفظ انحصار در حوزه رسانه ورزشی.
صداوسیما سالها عادل فردوسیپور را به عنوان یکی از مهمترین سرمایههای رسانهای خود معرفی میکرد؛ مجری و تهیهکنندهای که برنامه «۹۰» با میلیونها مخاطب، به یکی از موفقترین برنامههای تاریخ تلویزیون ایران تبدیل شد. اما اختلافات مدیریتی باعث شد این همکاری پایان یابد و فردوسیپور به سمت تولید محتوا در فضای آنلاین برود.
راهاندازی سایت جدید عادل در واقع تلاش برای بازگشت به همان حوزهای بود که فردوسیپور در آن اعتبار ساخته بود؛ رسانهای تخصصی با تمرکز بر فوتبال، تحلیل و گفتوگو. استقبال مخاطبان از این مجموعه نشان داد که بخش قابل توجهی از جامعه همچنان به دنبال محتوای مستقل، حرفهای و خارج از چارچوبهای سنتی تلویزیون است.
منتقدان صداوسیما معتقدند مسئله اصلی، رقابت سالم رسانهای نیست؛ بلکه نگرانی از شکلگیری برندهایی است که بدون وابستگی به تلویزیون میتوانند مخاطب گسترده جذب کنند. در شرایطی که رسانههای دیجیتال در سراسر جهان به رقبای جدی تلویزیون تبدیل شدهاند، برخورد محدودکننده با رسانههای مستقل میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و فاصله مخاطب با رسانههای رسمی را بیشتر کند.
از سوی دیگر، این پرسش نیز مطرح است که چرا نهادی با بودجه عمومی باید به جای رقابت محتوایی و افزایش کیفیت تولیدات خود، وارد مسیر شکایت و حذف رقیب شود؟ تجربه سالهای اخیر نشان داده است که حذف چهرهها و برنامههای محبوب، لزوماً باعث از بین رفتن مطالبه مخاطب نمیشود؛ بلکه ممکن است مخاطب را به سمت بسترهای دیگری سوق دهد.
فیلتر شدن سایت خبری عادل، فارغ از جزئیات حقوقی پرونده، یک پیام روشن برای فضای رسانهای ایران دارد: رقابت میان رسانههای سنتی و پلتفرمهای جدید وارد مرحله تازهای شده است. اما راه پیروزی در این رقابت، محدود کردن صداهای دیگر نیست؛ بلکه افزایش کیفیت، اعتمادسازی و احترام به انتخاب مخاطب است.
عادل فردوسیپور یک بار با توقف «۹۰» از تلویزیون کنار گذاشته شد، اما حالا با توقف فوتبال۳۶۰ این سؤال دوباره مطرح شده است؛ آیا مشکل از یک فرد و یک رسانه است، یا از ساختاری که هنوز پذیرش رقیب را دشوار میداند؟