EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۶۸۸۱
آزادگان به یک تصمیم نیاز دارد؛

توسعه یک میدان مشترک با خلف وعده پیش نمی‌رود

میدان نفتی آزادگان جنوبی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین میادین مشترک کشور امروز در وضعیتی قرار گرفته، که ادامه این وضعیت چیزی جز اتلاف زمان و آسیب به منافع ملی نیست.

 توسعه یک میدان مشترک با خلف وعده پیش نمی‌رود

میدان نفتی آزادگان جنوبی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین میادین مشترک کشور امروز در وضعیتی قرار گرفته، که ادامه این وضعیت  چیزی جز اتلاف زمان و آسیب به منافع ملی نیست. توسعه این میدان راهبردی، به شرکتی پروژه‌ای متشکل از کنسرسیوم بانکی سپرده شد؛ مدلی که قرار بود با اتکا به توان مالی، مسیر توسعه را هموار کند، اما در عمل با خلف وعده در تأمین منابع، آزادگان را در بلاتکلیفی کامل متوقف کرده است.

عدم تحقق آورده اولیه مالی، با وجود ضرب‌الاجل‌های مکرر، نشان داد که مسئله اصلی این پروژه فقط کمبود زمان نیست، بلکه انتخاب نادرست مدل توسعه است. در میادین مشترک، تأخیر هزینه‌ای دوچندان دارد؛ هر روز معطلی، به‌معنای کاهش سهم ایران از مخزن و انتقال منافع به طرف مقابل است. با این حال، پروژه آزادگان جنوبی در انتظار تحقق وعده‌هایی مانده که هنوز عملی نشده‌اند.

اما بحران آزادگان، صرفاً مالی نیست. شرکت پروژه‌ای که مسئول توسعه این میدان شده، نه از ساختار مدیریتی منسجم برخوردار است و نه دارای سازمان فنی و اجرایی متناسب با پیچیدگی‌های یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های نفتی کشور. 

توسعه آزادگان، پیش از آنکه یک مسئله بانکی باشد، یک مأموریت کاملاً فنی، مهندسی و عملیاتی است؛ مأموریتی که بدون تجربه میدانی و ساختار اجرایی، به سرانجام نمی‌رسد.

در همین نقطه است که نظر قاطبه نفتی، معنا پیدا می‌کند. بخش عمده بدنه تخصصی و کارشناسی صنعت نفت، از ابتدا نسبت به این شیوه واگذاری منتقد بوده‌اند. این مخالفت محدود به یک دوره یا یک دولت خاص نیست؛ چه در دولت سیزدهم و چه در شرایط فعلی، هشدارهای جدی درباره سپردن آزادگان به ساختاری فاقد توان اجرایی داده شده بود. نادیده‌گرفتن این اجماع نانوشته، امروز خود را در قالب توقف پروژه و بلاتکلیفی تصمیم‌گیری نشان می‌دهد.

گمانه‌زنی درباره انتخاب مدیرعامل از میان مدیران یکی از هلدینگ‌های بزرگ کشور نیز، تغییری در اصل مسئله ایجاد نمی‌کند. وقتی منابع مالی تأمین نشده، ساختار فنی شکل نگرفته و برنامه اجرایی روشنی وجود ندارد، پرسش این است که این مدیریت قرار است بر چه چیزی اعمال شود؟ تغییر چهره مدیریتی، جای خالی ساختار و تعهد را پر نمی‌کند.

در مقابل، صنعت نفت ایران دارای شرکت‌های اکتشاف و تولید (E&P) است که علی‌رغم همه محدودیت‌ها، تجربه توسعه میادین بزرگ، دانش مخزنی و توان اجرایی خود را بارها اثبات کرده‌اند. بی‌اعتمادی به این توان فنی و جایگزینی آن با مدل‌هایی که بر وعده‌های محقق‌نشده استوارند، هزینه‌ای است که امروز آزادگان می‌پردازد.

اکنون، نقش مجلس شورای اسلامی به‌عنوان نهاد نظارتی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. ورود جدی برای بررسی خلف وعده‌ها، ارزیابی صلاحیت مدل انتخاب‌شده و مطالبه تصمیم قاطع برای تعیین تکلیف توسعه آزادگان، می‌تواند مانع ادامه این تعلل پرهزینه شود.

آزادگان باید بلد شود؛ توسعه بزرگ‌ترین میدان مشترک نفتی کشور با خلف وعده، بدون ساختار و بدون توان اجرایی ممکن نیست.

هر روز تأخیر، یک خسارت قطعی به منافع ملی است.

ارسال نظر

آخرین اخبار