EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۸۹۴۱

وقتی نیمکت فقط تماشاچی بود؛ ای‌کاش مربیان لیگ می‌آمدند

تیم ملی فوتبال ایران این روزها بیشتر شبیه تیمی است که فقط باید تقویم را رد کند تا به جام جهانی برسد؛ بدون هیجان، بدون رقابت واقعی و شاید حتی بدون دغدغه برای بهتر شدن.

وقتی نیمکت فقط تماشاچی بود؛ ای‌کاش مربیان لیگ می‌آمدند

دیروز عصر در ورزشگاه پاس اکباتان، همان سناریوی تکراری همیشگی دوباره اجرا شد؛ تیم ملی به دو گروه قرمز و آبی تقسیم شد، بازیکنان برای چهارمین بار مقابل هم قرار گرفتند و قرار بود چیزی شبیه «بازی درون‌تیمی» ببینیم. اما کیفیت مسابقه آن‌قدر پایین و بی‌رمق بود که حتی تلاش بازیکنان برای وانمود کردن به وجود رقابت سنگین هم نمی‌توانست فضای سرد زمین را پنهان کند.

چند پیشکسوت و سردبیر رسانه‌ها هم در ورزشگاه حضور داشتند؛ آدم‌هایی که آمده بودند کنار تیم ملی باشند، شاید برای دلگرمی، شاید برای امید دادن. اما واقعیت این بود که بیشتر از هر چیز، دل‌مان برای این تیم می‌سوخت؛ تیمی که قرار است با همین وضعیت راهی جام جهانی شود.

البته هنوز می‌شود امیدوار بود. فوتبال ایران بارها نشان داده از حداقل‌ها، حداکثر استفاده را می‌گیرد. اما سؤال اصلی اینجاست؛ آیا واقعا تمام تلاش برای بهتر شدن انجام می‌شود؟

مهم‌ترین نکته‌ای که در تمرینات اخیر توی ذوق می‌زند، نبود «کوچینگ» واقعی روی نیمکت‌هاست. بازی‌های درون‌تیمی بیشتر شبیه فوتبال گل‌کوچ محلات برگزار می‌شود تا یک مسابقه جدی برای رسیدن به ترکیب نهایی جام جهانی.

وقتی سعید الهویی روی صندوق آب معدنی کنار زمین نشسته و چندان توجهی به جریان بازی ندارد و امیر قلعه‌نویی هم روی صندلی داور چهارم لم داده و میلی به دنبال کردن مسابقه نشان نمی‌دهد، طبیعی است که این حس به وجود بیاید؛ ترکیب اصلی تیم ملی از همین حالا انتخاب شده و این بازی‌ها فقط برای پر کردن برنامه تمرینی برگزار می‌شود.

شاید اگر روی نیمکت دو تیم، حتی به‌صورت نمادین، کادرفنی واقعی حضور داشت شرایط فرق می‌کرد. ایده‌ای که دیروز بین اهالی رسانه مطرح شد، اتفاقا ایده جذابی بود؛ اینکه از سرمربیان لیگ برتری دعوت شود تا هدایت تیم‌های قرمز و آبی را برعهده بگیرند.

تصورش را بکنید؛ یک سمت محمد ربیعی، سمت دیگر سهراب بختیاری‌زاده. یا مهدی رحمتی مقابل مهدی تارتار. حتی حضور چهره‌هایی مثل مجید جلالی یا فیروز کریمی می‌توانست حال و هوای تمرین را عوض کند.

آن وقت بازیکنان مجبور بودند برای دیده شدن بجنگند، مربیان لیگ برتری نقاط ضعف و قوت ملی‌پوشان را دقیق‌تر منتقل می‌کردند و کادر فنی تیم ملی هم به جای تماشای یک نمایش بی‌هیجان، خروجی فنی واقعی دریافت می‌کرد.

شاید حتی جذابیت تمرینات برای رسانه‌ها و هواداران هم بیشتر می‌شد. بالاخره رقابت وقتی واقعی می‌شود که نیمکت‌ها نفس بکشند، فریاد بزنند و تیم را هدایت کنند؛ نه اینکه بازی در سکوت و بی‌تفاوتی برگزار شود.

تیم ملی ایران هنوز زمان دارد. هنوز می‌شود این فضای خواب‌آلود را تغییر داد. اما اگر قرار باشد همه‌چیز از همین حالا قطعی و از پیش تعیین‌شده باشد، آن وقت جام جهانی برای این تیم، بیشتر از آنکه یک ماجراجویی بزرگ باشد، تبدیل به سفری تشریفاتی خواهد شد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار