دفاع عقلانی یا توجیه پسابحران؟
بیانیه رئیس هیئت مدیره استقلال درباره قرارداد یاسر آسانی، بیش از آنکه پاسخی مستقیم به نگرانی هواداران استقلال باشد، تلاشی برای بازتعریف شیوه قضاوت درباره تصمیمهای مدیریتی است.
بیانیه اخیر رئیس هیئتمدیره استقلال، تلاشی بود برای دفاع از تصمیمهای مدیریتی گذشته؛ بیانیهای که بیش از آنکه پاسخی روشن به نگرانی فعلی هواداران بدهد، بر «شیوه قضاوت» درباره مدیران فوتبال تمرکز داشت.
او در ابتدای بیانیه خود تأکید میکند:«در فضای فوتبال، قضاوت درباره مدیران نباید اسیر موجهای مقطعی، هیجانات رسانهای و واکنشهای احساسی شود.»
ادعایی که از نظر تئوریک قابل دفاع است، اما در شرایطی مطرح میشود که مسئله اصلی، نه هیجان لحظهای، بلکه نگرانی مشخص و قابل اندازهگیری درباره احتمال جدایی یکی از مهرههای کلیدی تیم است.
او با یادآوری فضای ابتدای فصل مینویسد: «در ابتدای فصل، زمانی که باشگاه استقلال موفق شد چند بازیکن خارجی معتبر را جذب کند، فضای عمومی باشگاه، رسانهها و هواداران سرشار از امید، جاهطلبی و رضایت بود.»
این بخش از بیانیه درست به نقطهای اشاره میکند که بسیاری از تصمیمها در آن مقطع مورد استقبال قرار گرفت؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا استقبال اولیه، میتواند معیار نهایی درستی تصمیم باشد یا تصمیم حرفهای باید تابآوری بلندمدت هم داشته باشد؟
رئیس هیئت مدیره استقلال در ادامه، تمرکز انتقادات روی بند فسخ قرارداد یاسر آسانی را اینگونه توصیف میکند: «تمرکز بر یک بند مشخص از یک قرارداد و برجستهسازی عددی خاص از جمله مبلغ تعیینشده برای فسخ قرارداد یکی از بازیکنان بهانهای شده برای هجمه به باشگاه و شخص مدیرعامل پیشین.»
در حالی که برای هوادار استقلال، این «عدد خاص» یک جزئیات حاشیهای نیست؛ بلکه هسته اصلی نگرانی است. بند فسخ ۵۰۰ هزار دلاری برای بازیکنی با بازار خارجی، صرفاً یک عدد نیست؛ یک مسیر خروج آسان است.
او در دفاع از منطق قراردادها مینویسد: «وجود بند فسخ یا تعهدات مالی سنگین، الزاماً به معنای خطای مدیریتی نیست؛ بلکه در بسیاری موارد، نتیجه اجبار به انتخاب میان “ریسک معقول” و “از دست دادن فرصت” است.»
این گزاره، مرز باریکی دارد که در بیانیه به آن پرداخته نمیشود؛ تفاوت میان «ریسک معقول» و «ریسک خوشبینانه». ریسک زمانی معقول است که یا ابزار کنترلی داشته باشد یا پلن جایگزین؛ موضوعی که فعلاً توضیحی درباره آن ارائه نشده است.
تاجرنیا هشدار میدهد: «تداوم این نوع برخوردهای احساسی، بزرگترین مانع شکلگیری ثبات و آرامش در مدیریت فوتبال ایران است.»
اما نگرانی درباره جدایی احتمالی یاسر آسانی، بیش از آنکه احساسی باشد، محاسبهمحور است؛ چرا که قرارداد تا سال ۲۰۲۷ اعتبار دارد اما امکان خروج با رقمی نسبتاً پایین، موازنه قدرت را بهطور کامل به سود بازیکن تغییر میدهد.
او در بخشی دیگر از بیانیه مینویسد: «مدیری که بداند هر تصمیم او ممکن است ماهها بعد، بدون توجه به شرایط زمان تصمیمگیری، به ابزار تخریب تبدیل شود، ناگزیر محافظهکار، کوتاهمدت و بیانگیزه خواهد شد.»
این نگرانی قابل فهم است، اما از سوی دیگر، مدیریت حرفهای دقیقاً به همین معناست که تصمیمها در برابر زمان و تغییر شرایط هم قابل دفاع بمانند.
در مجموع، بیانیه آقای سرپرست بیش از آنکه ناظر به آینده و مدیریت یک بحران فعال باشد، معطوف به دفاع از گذشته است؛ دفاعی که از منظر اخلاقی قابل درک است، اما برای هواداری که نگران از دست دادن یکی از بازیکنان تأثیرگذار تیمش است، هنوز پاسخ روشنی به این سؤال نمیدهد:
اگر آسانی رفت، برنامه استقلال چیست؟