فاجعه پشت فاجعه/ چه کسی این تیم ملی را گردن میگیرد؟
2 تساوی و یک شکست حاصل تلاش تیمی بود که داعیه المپیکی شدن پس از نیم قرن را در ذهن دارد اما آیا کسی این فاجعه را دید
امید روانخواه که در سالهای اخیر به لطف حمایت های برخی چهره های مطرح مجلس و البته بانفوذ، توانسته پلههای ترقی را به سرعت برق و باد سپری کند شخصا با این عملکردی که در جام ملتها کسب کرد مهر تایید به منتقدانش زد. منتقدانی حنجره پاره کردند که او در قواره این تیم ملی نیست اما صدای شان هرگز شنیده نشد. خداروشکر که الان کسی دسترسی به اینترنت ندارد تا فاجعه تلخ رخ داده در عربستان را بوضوح ببیند.
حالا نوبت کدام گزینه سفارش شدهای است که آقایان برسر این تیم بی صاحب بگذارند و یک فاجعه تلخ دیگر رقم بزند.
امیدهای ایران در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا با کسب ۲ امتیاز کنار رفتند تا بیش از پیش ناامیدی برای این تیم شکل بگیرد. تیمی که رویای المپیکی شدن را به دوش میکشد.
کسب دو تساوی برابر کرهجنوبی و ازبکستان نمیتواند موفقیت محسوب شود اما شکست برابر لبنانی که این بازی برایش تشریفاتی بود یک شکست محض است؛ شکستی که کمترین عواقب آن قعرنشینی در جدول گروه بود. حالا هم که گفته میشود مسیر که قرار بود «آغازی برای یک پایان باشکوه» باشد، خیلی زود بدون دستاورد و شکوهی به پایان رسیده و احتمالا امید روانخواه از هدایت تیم ملی فوتبال امید کنار برود تا «پایانی برای یک آغاز پرسروصدا» رقم خورده باشد.
یکی از بااستعدادترین تیمهای امید دو دهه اخیر فوتبال ایران حتی در غیاب چند ستاره، به اندازه کافی قدرت دارد که بتواند حداقل یک بار در یک تورنمنت آسیایی گلزنی کند؛ آن هم تحت هدایت امید روانخواه که ادعای فوتبال تهاجمی و زیبا دارد اما امیدهای ایران به عنوان باارزشترین تیم گروه در زدن حتی یک گل ناتوان بودند.
رضا غندیپور و محمد عسگری تنها مهاجمان دعوت شده بودند که عسگری در بازی برابر ازبکستان مصدوم شد. اینکه کادر فنی ترجیح داده با دو مهاجم به این تورنمنت برود دیگر نمیتوان گفت موقعیت داشتیم اما فرصت سوزی کردیم چراکه این شرایطی است که پیشبینی میشده و جای بهانه آوردن ندارد.
البته که فدراسیون فوتبال از تساوی مقابل کرهجنوبی و ازبکستان با تیترهای «تساوی ایران مقابل قهرمان سابق قاره کهن» و «دومین تساوی ایران مقابل یکی دیگر از قهرمانهای قاره کهن» و چندین مقاله حماسی سعی در ساختن دستاورد داشت اما اینها دستاوردهایی است که حاصل سالها مدیریت غلط فوتبال است وگرنه دو دهه قبل فوتبال ازبکستان کجا بود و فوتبال ایران کجا!
پس چه زمانی وقت آن میرسد که یک پروژه برای فوتبال ایران تعریف شود تا بالاخره نام ایران در آسیا و رقابتهای جهانی بدرخشد؟ تا چه زمانی باید نسلهای مختلف فوتبال ایران پا سوز تصمیمات سلیقهای و بیبرنامه شوند؟ آن چه که واضح است ضعف و افت فوتبال ایران است، از بزرگسالان گرفته تا نوجوانان؛ فدراسیون باید هر چه زودتر چارهای بیندیشد که اگر این امر صورت نگیرد، به زودی بردن تیمهای درجه چندم آسیا برایمان دستاورد محسوب خواهد شد.
در نهایت آنچه که عیان است و نیازی به شرح دادن ندارد، مدیریت بیچشمانداز فدراسیون فوتبال در این مدت است. تیمهای پایه یکی پس از دیگری از رقابتهای بینالمللی کنار میروند و از پس تیمهای هند و لبنان هم برنمیآیند. البته وقتی تیم بزرگسالان در تورنمنت کافا از ازبکستان شکست میخورد، باید هم بردن لبنان برای امیدها سخت باشد.