موقعیت خاص آقای سرمربی؛ آیا «حیا کن، رها کن» برای تارتار منصفانه است؟
شکست مقابل فجرسپاسی، فقط سه امتیاز را از پرسپولیس نگرفت؛ بلکه فشار روی نیمکت مهدی تارتار را به نقطه تازهای رساند. حالا سرمربی سرخپوشان باید ثابت کند تیمش توان عبور از نخستین بحران جدی فصل را دارد.
پرسپولیس در شرایطی دومین شکست خانگی متوالی خود را تجربه کرد که شاید کمتر کسی تصور میکرد فجرسپاسی بتواند در ورزشگاه خانگی سرخپوشان به چنین نتیجهای دست پیدا کند. شکست ۲ بر یک مقابل نماینده شیراز، علاوه بر از دست رفتن امتیازهای مهم، یک پیام روشن از سکوها داشت؛ بخشی از هواداران دیگر از عملکرد تیم رضایت ندارند و مهدی تارتار نیز در تیررس انتقادها قرار گرفته است.
شعارهای اعتراضی علیه سرمربی پرسپولیس را نمیتوان صرفاً یک واکنش مقطعی به نتیجه یک مسابقه دانست. این اتفاق نشان میدهد انتظارات از تیمی که با هدف قهرمانی وارد فصل شده، با آنچه در زمین مسابقه دیده میشود فاصله پیدا کرده است. با این حال، پرسش مهم اینجاست که آیا شرایط فعلی پرسپولیس به اندازهای بحرانی است که بتوان از پایان دوران تارتار صحبت کرد؟
از شروع امیدوارکننده تا گرفتار شدن در چرخه نوسان
پرسپولیس در هفتههای ابتدایی لیگ ۲۶ تصویری امیدوارکننده از خود ارائه داد. نتایج مناسب و جایگاه این تیم در جمع مدعیان باعث شد انتظارات از تارتار افزایش پیدا کند؛ اما در هفتههای اخیر، روند حرکتی سرخپوشان از ثبات فاصله گرفته است.
مشکل اصلی پرسپولیس صرفاً شکست مقابل فجر یا فولاد نیست؛ مسئله نگرانکنندهتر، ناتوانی تیم در حفظ کیفیت فنی از یک مسابقه به مسابقه دیگر است. تیمی که در مقاطعی از فصل ساختار دفاعی منسجمی داشت و در فاز هجومی نیز موقعیتهای مناسبی خلق میکرد، حالا در برخی مسابقات برای رسیدن به سادهترین راههای گلزنی با مشکل مواجه میشود.
البته نمیتوان از تأثیر غیبت بازیکنانی مانند محمدحسین کنعانیزادگان و محمد خدابندهلو چشمپوشی کرد. این دو نفر در ساختار دفاعی و میانه میدان نقش مهمی دارند و نبودشان میتواند تعادل تیم را برهم بزند. با این حال، مصدومیتها نمیتوانند تمام مشکلات فنی پرسپولیس را توضیح دهند. تارتار باید برای افت کیفیت تیمش، بهویژه در هفتههای اخیر، پاسخ فنی داشته باشد.
جایگاه دوم؛ تضمینکننده رضایت نیست
یکی از نکاتی که در ارزیابی عملکرد تارتار باید مورد توجه قرار بگیرد، جایگاه پرسپولیس در جدول است. سرخپوشان با وجود دو شکست خانگی متوالی، همچنان در رتبه دوم قرار دارند و تنها سه امتیاز با صدر جدول فاصله دارند.
آمار هجومی و دفاعی تیم نیز تصویر کاملاً سیاهی از عملکرد سرمربی ارائه نمیدهد. پرسپولیس با ۲۰ گل زده، یکی از بهترین خطوط حمله لیگ را در اختیار دارد و با دریافت هفت گل، از نظر دفاعی نیز در جمع تیمهای برتر قرار گرفته است. ثبت کلینشیت در نیمی از مسابقات هم نشان میدهد ساختار دفاعی این تیم در بخش قابل توجهی از فصل عملکرد قابل قبولی داشته است.
اما این آمارها نباید به ابزاری برای نادیده گرفتن ضعفهای اخیر تبدیل شوند. پرسپولیس تیمی نیست که صرفاً با حضور در رتبه دوم بتواند رضایت هوادارانش را جلب کند. توقع از این تیم، رقابت جدی برای قهرمانی و ارائه فوتبالی متناسب با ظرفیتهایش است.
در واقع، تارتار نه آنقدر کارنامه ضعیفی دارد که بتوان حکم به پایان همکاری داد و نه آنقدر عملکرد بینقصی داشته که انتقادها را غیرمنصفانه بدانیم.
خریدهای گلگهری؛ اتهامی که با واقعیت فاصله دارد؟
یکی از انتقادهای پرتکرار به عملکرد نقلوانتقالاتی پرسپولیس، تعداد بازیکنان جذبشده از گلگهر، تیم سابق تارتار، بوده است. برخی معتقدند سرمربی سرخپوشان بیش از اندازه به شاگردان سابق خود اعتماد کرده و این مسئله به کیفیت ترکیب لطمه زده است.
با این حال، بررسی عملکرد این بازیکنان نشان میدهد نمیتوان تمام خریدهای صورتگرفته از گلگهر را ناموفق ارزیابی کرد.
پویا پورعلی در میانه میدان به یکی از مهرههای قابل اتکای پرسپولیس تبدیل شده، مجید عیدی در سمت راست خط دفاعی عملکرد باثباتی داشته و با ثبت یک گل و دو پاس گل، در فاز هجومی نیز اثرگذار بوده است. پوریا شهرآبادی هم با وجود فرصت محدود بازی، توانسته دو بار دروازه رقبا را باز کند.
از سوی دیگر، مهدی تیکدرینژاد با تغییر پست به سمت چپ خط دفاعی رفت و توانست در غیاب ابوالفضل جلالی، عملکردی ارائه دهد که جایگاهش را در ترکیب اصلی تثبیت کند.
در این میان، پوریا لطیفیفر هنوز نتوانسته انتظارات را برآورده کند و فرصتهای بهدستآمده برای اثبات تواناییهایش را به شکل مطلوبی مورد استفاده قرار نداده است.
محمدمهدی زارع نیز که سابقه حضور در گلگهر را دارد، در بخش مهمی از مسابقات یکی از بازیکنان مؤثر پرسپولیس بوده است.
بنابراین، نقد انتخابهای نقلوانتقالاتی تارتار زمانی میتواند معتبر باشد که بر مبنای عملکرد واقعی بازیکنان مطرح شود، نه صرفاً سابقه همکاری آنها با سرمربی. اتفاقاً در این مقطع، بخش قابل توجهی از خریدهای او توانستهاند به ترکیب اصلی راه پیدا کنند و نقش مؤثری داشته باشند.
آزمون اصلی تارتار هنوز باقی مانده است
شاید مهمترین مسئله درباره پرسپولیس، عملکرد این تیم مقابل رقبای مستقیم باشد. سرخپوشان برای اثبات اینکه مدعی واقعی قهرمانی هستند، باید در مسابقات بزرگ نیز کیفیت و شخصیت رقابتی خود را نشان دهند.
دیدارهای پیشروی پرسپولیس مقابل پیکان، آلومینیوم، سپاهان، گلگهر و چادرملو میتواند تصویر روشنتری از تواناییهای فنی این تیم ارائه دهد. بهخصوص تقابل با سپاهان و گلگهر میتواند محک جدی برای تارتار و شاگردانش باشد.
وقفه فیفادی نیز فرصت مناسبی برای بازسازی تیم خواهد بود؛ فرصتی که سرمربی پرسپولیس باید از آن برای رفع ایرادهای تاکتیکی، بازگرداندن بازیکنان مصدوم و افزایش هماهنگی میان خطوط استفاده کند.
در چنین شرایطی، ادامه فصل برای تارتار اهمیت دوچندانی دارد. او باید نشان دهد پرسپولیس صرفاً تیمی نتیجهگرا در برابر رقبای پایین جدول نیست و توانایی رقابت با مدعیان اصلی را هم دارد.
نه اخراج فوری، نه مصونیت از انتقاد
شعار «حیا کن، رها کن» شاید در فضای احساسی ورزشگاه قابل درک باشد، اما تبدیل آن به مطالبهای جدی برای برکناری سرمربی، با توجه به شرایط فعلی جدول و مدت زمان حضور تارتار روی نیمکت پرسپولیس، نیازمند بررسی دقیقتری است.
از یک سو، هوادار حق دارد از نمایش ضعیف تیمش ناراضی باشد و از سرمربی پاسخ بخواهد. از سوی دیگر، تغییرات گسترده در ترکیب، مصدومیت مهرههای کلیدی و فاصله اندک با صدر جدول، عواملی هستند که باید در قضاوت درباره عملکرد کادر فنی لحاظ شوند.
پرسپولیس هنوز از کورس قهرمانی خارج نشده و تارتار نیز فرصت دارد شرایط را تغییر دهد؛ اما این فرصت نامحدود نیست. اگر افت فنی تیم در هفتههای آینده ادامه پیدا کند و سرخپوشان در مسابقات سرنوشتساز نیز نتوانند نتیجه بگیرند، دیگر نمیتوان همه انتقادها را به حساب هیجان سکوها گذاشت.
تارتار فعلاً بیش از آنکه به حمایت بیقیدوشرط نیاز داشته باشد، به یک پاسخ قانعکننده در زمین مسابقه احتیاج دارد. پاسخ به این سؤال که آیا میتواند پرسپولیس را به تیمی در اندازه قهرمانی تبدیل کند یا نه؛ سؤالی که جواب آن را نه شعارهای ورزشگاه، بلکه نتایج و کیفیت بازیهای آینده مشخص خواهند کرد.