فوتبال ایران را چه کسی اداره میکند؛ هیئترئیسه یا رینگ دعوا؟
یک شب دیگر از فوتبال ایران گذشت و یک رکورد دیگر هم به دفتر افتخاراتش اضافه شد؛ این بار نه در گلزنی، نه در قهرمانی و نه در توسعه فوتبال پایه.
دیشب در «فوتبال برتر» قرار بود درباره وضعیت فوتبال ایران حرف بزنند؛ اما ظاهراً فوتبال، خودش را هم فراموش کرده بود. دو عضو هیئترئیسه فدراسیون فوتبال روی آنتن رفتند و خیلی زود مشخص شد که قرار نیست درباره فوتبال حرف بزنند؛ قرار است درباره هم حرف بزنند!
و چه حرف زدنی!
اگر مخاطب برای چند دقیقه تصور کرده بود که اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال قرار است با ادبیات مدیریتی، منطقی و در شأن جایگاهشان صحبت کنند، احتمالاً تا پایان برنامه فهمید که این تصور بیش از حد خوشبینانه بوده است.
فوتبال برتر یا «فوتبالِ به جان هم افتاده»؟
ماجرا یک اختلاف نظر ساده نبود. اختلاف نظر در هر مجموعهای طبیعی است. حتی در فدراسیون فوتبال هم اگر همه با هم موافق باشند، باید به سلامت آن مجموعه شک کرد. اما اختلاف نظر با آنچه دیشب دیده شد فرق دارد. آنچه روی آنتن رفت، بیشتر از آنکه اختلاف دو مدیر باشد، فروپاشی تصویر مدیریتی یک فدراسیون بود.
دو عضو هیئترئیسهای که باید درباره آینده فوتبال تصمیم بگیرند، در مقابل میلیونها بیننده چنان به جان یکدیگر افتادند که آدم ناخودآگاه دنبال سوت داور میگشت. یک لحظه فکر کردیم شاید مجری باید وسط بیاید و بگوید: «آقایان! لطفاً به گوشههای خود برگردید. راند بعدی بعد از پیام بازرگانی!» البته مشکل اینجاست که اینجا بوکس نبود. اینجا هیئترئیسه فدراسیون فوتبال بود.
وقتی «مدیریت» از پنجره بیرون میرود
سؤال اصلی اصلاً این نیست که حق با خطیر بود یا کریمی. سؤال مهمتر این است که چرا اختلاف اعضای هیئترئیسه باید به چنین سطحی از ادبیات برسد؟ اگر مدیران ارشد فوتبال در تلویزیون نتوانند اختلاف خود را مدیریت کنند، از آنها چگونه میتوان انتظار داشت اختلافات فوتبال ایران را مدیریت کنند؟ اگر نمیتوانند با یکدیگر گفتوگو کنند، چطور قرار است با باشگاهها، مربیان، بازیکنان، داوران و جامعه فوتبال گفتوگو کنند؟ و اگر هر اختلاف مدیریتی قرار است نهایتاً به افشاگری و درگیری لفظی ختم شود، اصلاً جلسه هیئترئیسه برای چیست؟جلسه بگذارید، میکروفنها را روشن کنید، دوربین را هم روشن کنید؛ لااقل مردم بدانند چه خبر است!
یک سؤال ترسناکتر
حالا باید یک سؤال دیگر را هم پرسید؛ سؤالی که شاید از خود دعوای دیشب مهمتر باشد: اگر دو عضو هیئترئیسه مقابل دوربین چنین رفتاری دارند، پشت درهای بسته چه اتفاقی میافتد؟
آیا آنجا هم همین ادبیات حاکم است؟ آیا جلسات هیئترئیسه محل تصمیمگیری درباره فوتبال است یا محل تسویهحساب؟ آیا آنجا هم هرکس پروندهای علیه دیگری دارد، منتظر فرصتی است که آن را رو کند؟ اگر چنین باشد، باید پذیرفت که فوتبال ایران فقط مشکل فنی و مدیریتی ندارد؛ مشکلش این است که مدیریت فوتبال خودش تبدیل به یک بحران شده است.
از تیم امید تا هیئترئیسه؛ همهچیز به هم ریخته
این دعوا را نمیتوان جدا از شرایط امروز فوتبال ایران دید. تیم امید در بازیهای آسیایی ناگویا یکی از تلخترین نمایشهای سالهای اخیر را داشت و حذف شد. تیم ملی بزرگسالان هم با وجود همه امکانات و ادعاها، همچنان نتوانسته تصویر یک تیم مقتدر و آیندهدار را به جامعه فوتبال ارائه کند. یک شب دیگر از فوتبال ایران گذشت و یک رکورد دیگر هم به دفتر افتخاراتش اضافه شد؛ این بار نه در گلزنی، نه در قهرمانی و نه در توسعه فوتبال پایه.
فوتبال پایه همچنان با مشکلات خودش دستوپنجه نرم میکند.
باشگاهها هزار و یک مشکل دارند.
و حالا در رأس هرم هم به جای اینکه مدیران درباره راه خروج از این وضعیت صحبت کنند، شاهد مسابقهای هستیم که موضوع اصلیاش دیگر فوتبال نیست؛ چه کسی میتواند دیگری را بیشتر زیر سؤال ببرد؟
واقعاً چه ترکیب شگفتانگیزی!
فوتبال در زمین مشکل دارد، فوتبال بیرون زمین مشکل دارد و حالا مدیرانش هم در تلویزیون با هم مشکل دارند. فقط مانده بود وسط برنامه توپ را هم به استودیو بیاورند تا کامل شود.
این فوتبال مدیر میخواهد، نه قهرمان دعوا
مشکل فوتبال ایران کمبود آدمهای صاحبنظر نیست. کمبود مدیرانی است که بلد باشند نظر مخالف را تحمل کنند. مدیریت یعنی وقتی با تو مخالفاند، گوش بدهی. یعنی اگر اشتباه کردی، مسئولیتش را بپذیری. یعنی اگر عملکردت قابل دفاع است، با سند دفاع کنی؛ نه با صدای بلندتر. یعنی اگر همکار مدیریتیات اشتباه کرده، در جلسه هیئترئیسه با او بحث کنی، نه اینکه میلیونها نفر را شاهد دعوای خودت کنی. اینها الفبای مدیریت است؛ نه علوم فضایی. اما ظاهراً در فوتبال ایران همین الفبا هم گاهی نیاز به کلاس تقویتی دارد.
فدراسیون، ویترین فوتبال ایران است
هر مدیری که در فدراسیون فوتبال مینشیند باید بداند که فقط نماینده خودش نیست. او ویترین فوتبال ایران است. رفتارش دیده میشود. ادبیاتش شنیده میشود. تصمیمهایش قضاوت میشود. وقتی چنین تصویری از هیئترئیسه ساخته میشود، دیگر نمیتوان از مردم انتظار داشت به ساختار مدیریتی فوتبال اعتماد کنند.
مردم از فوتبال فقط نتیجه نمیخواهند؛ شأن و اعتبار هم میخواهند. و دیشب چیزی که بیش از همه آسیب دید، همین اعتبار بود.
این فوتبال با این دستفرمان درست نمیشود
فوتبال ایران امروز بیش از هر چیز به برنامه نیاز دارد؛ به ثبات، پاسخگویی، ساختارسازی و مدیرانی که بدانند جایگاهشان چیست. با دعوا، فوتبال درست نمیشود. با افشاگری تلویزیونی، فوتبال درست نمیشود. با بالا بردن صدا هم فوتبال بهتر نمیشود. و قطعاً با مدیرانی که نمیتوانند اختلافات خودشان را مدیریت کنند، نمیتوان برای فوتبال نسخه مدیریت پیچید.
دیشب یک چیز برای چند میلیون بیننده روشن شد:
مشکل فوتبال ایران فقط داخل زمین نیست.
گاهی باید به جای اینکه دنبال مقصر روی نیمکت و داخل زمین بگردیم، سری به اتاق مدیریت بزنیم. شاید آنجا جواب خیلی از سؤالها را پیدا کنیم. فقط امیدواریم دفعه بعد که سراغ هیئترئیسه رفتیم، قبل از ورود، یک داور هم آنجا باشد. چون ظاهراً فوتبال ایران مدتهاست یک چیز کم دارد:
مدیری که بلد باشد قبل از اداره فوتبال، خودش را اداره کند.