از چلوکباب و استیک تا اتهام دلالی؛ شبی که هیئترئیسه میز را بهم ریخت
یک شب دیگر از فوتبال ایران گذشت و یک رکورد دیگر هم به دفتر افتخاراتش اضافه شد؛ این بار نه در گلزنی، نه در قهرمانی و نه در توسعه فوتبال پایه.
آنچه دوشنبهشب در «فوتبال برتر» اتفاق افتاد، صرفاً یک مشاجره تلویزیونی میان دو مدیر فوتبال نبود؛ شاید حتی اهمیت اصلی ماجرا هم در اتهامهایی که علیه یکدیگر مطرح کردند خلاصه نشود. آنچه میلیونها بیننده دیدند، تصویری عریان از سطح اختلافات در ساختار مدیریتی فوتبالی بود که این روزها بیش از همیشه به آرامش، تصمیمگیری و مدیریت نیاز دارد. برنامهای که قرار بود درباره دلایل شرایط نامطلوب فوتبال ایران و راههای عبور از این وضعیت بحث کند، در بخش مهمی از زمان خود به محلی برای طرح اختلافات شخصی و مدیریتی دو عضو شناختهشده فوتبال تبدیل شد؛ آن هم با ادبیاتی که کمترین تناسبی با جایگاه افرادی که در ساختار مدیریتی فوتبال کشور حضور دارند، نداشت.
ماجرا از جایی جدی شد که حجت کریمی به صورت تلفنی وارد برنامه شد و انتقادهای خود را متوجه علی خطیر کرد. گفتوگو خیلی زود از بحثهای مدیریتی فاصله گرفت و به موضوعاتی کشیده شد که اساساً ارتباطی با هدف اولیه برنامه نداشت. صحبت از گفتوگوهای خصوصی و چتهای شخصی، تهدید به افشاگری و سپس طرح اتهامهای متقابل، فضایی را رقم زد که مخاطب تلویزیونی بیش از آنکه درباره مشکلات فوتبال ایران اطلاعات تازهای به دست بیاورد، شاهد اختلافات درونی مدیران فوتبال بود.
وقتی جایگاه مدیریتی فراموش میشود
البته اختلاف نظر میان مدیران نه عجیب است و نه لزوماً اتفاق بدی محسوب میشود. حتی میتوان گفت وجود دیدگاههای متفاوت در یک مجموعه مدیریتی، اگر در چارچوب حرفهای و با هدف اصلاح امور مطرح شود، نشانه سلامت آن مجموعه است. مشکل از جایی آغاز میشود که اختلاف نظر جای خود را به تخریب، متهم کردن یکدیگر و طرح مسائل شخصی در برابر افکار عمومی بدهد. آنچه در برنامه دیشب اتفاق افتاد، دقیقاً از همین جنس بود و به همین دلیل نمیتوان آن را صرفاً یک «دعوا میان دو نفر» تلقی کرد.
افرادی که در ساختار مدیریتی فدراسیون فوتبال حضور دارند، صرفاً نماینده خودشان نیستند. آنها بخشی از مدیریتی هستند که درباره مهمترین مسائل فوتبال کشور تصمیم میگیرد؛ از تیمهای ملی و فوتبال پایه گرفته تا مسابقات باشگاهی و ساختارهای اجرایی فوتبال. بنابراین طبیعی است که جامعه فوتبال از آنها انتظار داشته باشد حتی در شدیدترین اختلافات نیز حداقلی از خویشتنداری، منطق و ادبیات حرفهای را رعایت کنند. اینکه دو مدیر بتوانند با یکدیگر اختلاف داشته باشند قابل پذیرش است، اما اینکه اختلاف آنها به تهدید به انتشار چتهای خصوصی و اتهامهای متقابل روی آنتن زنده برسد، دیگر اختلاف مدیریتی نیست؛ این نشانهای از یک مشکل عمیقتر در مناسبات مدیریتی فوتبال است.
فوتبال ایران بیش از این حاشیه، به پاسخ نیاز دارد
اتفاقات برنامه «فوتبال برتر» از این جهت نیز قابل تأمل است که فوتبال ایران در شرایطی قرار دارد که مسائل واقعی و جدی آن آنقدر زیاد است که اساساً نیازی به تولید حاشیههای تازه ندارد. تیم امید در بازیهای آسیایی ناگویا نتیجهای بسیار ضعیف به دست آورده و حذف شده است، تیم ملی بزرگسالان همچنان با انتقادهای مختلف درباره کیفیت فنی و مدیریتی مواجه است، فوتبال پایه سالهاست از مشکلات ساختاری رنج میبرد و باشگاهها نیز با مسائل مالی، مدیریتی و زیرساختی دستوپنجه نرم میکنند.
در چنین شرایطی انتظار میرود مدیران فوتبال درباره همین مسائل توضیح بدهند؛ درباره اینکه چرا فوتبال پایه به این وضعیت رسیده، چرا تیم امید چنین عملکردی داشته، چرا فاصله فوتبال ایران با استانداردهای حرفهای بیشتر شده و چه برنامهای برای اصلاح ساختار وجود دارد. اما بخش قابل توجهی از برنامهای که قرار بود به همین پرسشها پاسخ دهد، صرف اختلاف دو عضو از ساختار مدیریتی فوتبال شد. این اتفاق به خودی خود یک پیام روشن دارد: فوتبال ایران حتی در بالاترین سطح مدیریتی خود نیز نتوانسته اختلافاتش را در مسیری حرفهای مدیریت کند.
از اتاق هیئترئیسه تا آنتن تلویزیون
شاید مهمترین پرسشی که بعد از اتفاقات دیشب مطرح میشود این باشد که اگر اختلاف میان اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال تا این اندازه جدی است، چرا سازوکاری برای حل آن در داخل مجموعه وجود ندارد؟ هیئترئیسه دقیقاً برای همین شکل گرفته است که مسائل کلان فوتبال در آن بررسی و درباره آنها تصمیمگیری شود. اگر اعضای این مجموعه در موضوعی اختلاف دارند، محل طبیعی طرح اختلافات، جلسات مدیریتی، کمیتههای مربوطه و در نهایت ساختار رسمی فدراسیون است، نه برنامه زنده تلویزیونی.
از سوی دیگر، اگر اختلافات شخصی و مدیریتی به اندازهای عمیق شده که امکان همکاری میان افراد وجود ندارد، آن وقت مسئله از یک مشاجره تلویزیونی فراتر میرود و باید درباره کارآمدی ترکیب مدیریتی فدراسیون سؤال کرد. نمیتوان از یک سو ادعای مدیریت حرفهای فوتبال داشت و از سوی دیگر شاهد بود که اختلافات مدیران به شکل عمومی و با ادبیاتی نامتناسب با جایگاه آنان مطرح شود.
آنچه مردم دیدند، فقط یک دعوا نبود
شاید به همین دلیل بود که واکنشها به اتفاقات دیشب بسیار فراتر از یک اختلاف معمولی بود. بسیاری از مخاطبان و اهالی فوتبال، مسئله را نه در محتوای اتهامهای مطرحشده، بلکه در شکل بیان و جایگاه افرادی دیدند که این سخنان را بر زبان آوردند. وقتی چنین ادبیاتی از سوی افرادی مطرح میشود که بخشی از مدیریت فوتبال کشور را بر عهده دارند، طبیعی است که مخاطب درباره کل ساختار مدیریتی قضاوت کند.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که مدیران فوتبال فقط تصمیماتشان را به جامعه منتقل نمیکنند؛ رفتارشان نیز بخشی از تصویری است که از مدیریت فوتبال ساخته میشود. وقتی یک بازیکن یا مربی رفتار نامناسبی داشته باشد، میتوان آن را به عملکرد همان فرد نسبت داد، اما وقتی چنین رفتاری از سطح مدیریتی فدراسیون دیده میشود، آسیب آن متوجه کل مجموعه خواهد بود.
در واقع، مردم دیشب فقط دعوای خطیر و کریمی را ندیدند؛ بخشی از آن چیزی را دیدند که پشت درهای بسته مدیریت فوتبال ایران میگذرد. طبیعی است که این تصویر برای فوتبالی که همین حالا هم با انبوهی از بیاعتمادی و انتقاد مواجه است، تصویر خوشایندی نباشد.
مسئله بزرگتر از خطیر و کریمی است
نباید اجازه داد اتفاقات دیشب صرفاً به اختلاف میان دو چهره فوتبال تقلیل پیدا کند. مسئله اصلی این نیست که کدام طرف در این مشاجره درست میگفت و کدام طرف اشتباه میکرد. اگر اتهامی علیه فردی مطرح شده، مسیر اثبات یا رد آن مشخص است و باید از طریق اسناد و مراجع قانونی دنبال شود. آنچه برای فوتبال اهمیت دارد، این است که چرا اختلافات مدیریتی به چنین سطحی رسیده و چرا ساختار فوتبال نتوانسته آنها را پیش از رسیدن به آنتن تلویزیون مدیریت کند.
این همان جایی است که مسئولیت مدیران ارشد فدراسیون فوتبال پررنگ میشود. مهدی تاج و مجموعه مدیریتی فدراسیون نمیتوانند نسبت به چنین اتفاقی صرفاً با این نگاه عبور کنند که «دو نفر با هم اختلاف داشتند». وقتی اختلاف دو مدیر در برابر میلیونها بیننده به چنین شکلی آشکار میشود، دیگر موضوع شخصی نیست و به اعتبار فدراسیون و اعتماد عمومی نسبت پیدا میکند.
فوتبال ایران نیازمند آرامش مدیریتی است
فوتبال ایران در شرایط فعلی بیش از هر چیز به مدیریتی نیاز دارد که بتواند اختلافات را درون خود حل کند و انرژی مجموعه را به سمت مسائل اصلی فوتبال هدایت کند. نمیتوان انتظار داشت تیم ملی، تیم امید، فوتبال پایه، لیگ برتر و باشگاهها در مسیر حرفهای حرکت کنند، اما در رأس فوتبال کشور، مدیران خودشان گرفتار اختلافات علنی و فرسایشی باشند.
آنچه در «فوتبال برتر» دیده شد، شاید در ظاهر یک دعوای تلویزیونی بود، اما در واقع میتواند زنگ هشداری برای ساختار مدیریتی فوتبال ایران باشد. فوتبال با چنین تصویری نمیتواند اعتماد از دسترفته را بازسازی کند. جامعه فوتبال از مدیرانش انتظار دارد اگر اختلافی وجود دارد، آن را در اتاقهای تصمیمگیری حل کنند، اگر اتهامی مطرح است، آن را با سند پیگیری کنند و اگر نقدی دارند، با منطق پاسخ بدهند.
فوتبال ایران امروز به مدیرانی نیاز دارد که بلد باشند بحران را مدیریت کنند، نه اینکه خودشان به بخشی از بحران تبدیل شوند. اتفاقات دیشب نشان داد که شاید پیش از هر برنامهای برای اصلاح فوتبال، باید فکری به حال مناسبات مدیریتی آن کرد؛ چرا که وقتی مدیران فوتبال نتوانند اختلاف خودشان را مدیریت کنند، انتظار مدیریت بحرانهای بزرگتر فوتبال، انتظاری بسیار دشوار خواهد بود.