پدر استقلال هنوز طلبکار است؛ پروندهای که ۱۰ سال بسته نشد!
سه ماه دیگر، دهمین سالگرد درگذشت منصور پورحیدری فرا میرسد؛ مردی که نامش با تاریخ باشگاه استقلال گره خورده و بسیاری او را «پدر استقلال» میدانند. اما در آستانه این مناسبت، موضوعی قدیمی دوباره مورد توجه قرار گرفته؛ آخرین مطالبات مالی پورحیدری از باشگاه استقلال، هنوز پس از گذشت نزدیک به یک دهه تسویه نشده است.
شاید رقم این بدهی در مقایسه با قراردادهای میلیاردی امروز فوتبال ایران ناچیز به نظر برسد، اما آنچه این پرونده را مهم میکند، ارزش مالی آن نیست؛ بلکه جایگاه کسی است که این طلب به نام او ثبت شده است.
آخرین قرارداد؛ آخرین طلب
منصور پورحیدری تا آخرین روزهای حضورش در استقلال، از این باشگاه جدا نشد. او در سال ۱۳۹۵ به عنوان مدیر فنی و عضو هیئتمدیره فعالیت میکرد و حتی در روزهایی که بیماری مجال چندانی برای حضور فعال به او نمیداد، همچنان کنار تیم بود. پس از درگذشت او مشخص شد که بابت آخرین قراردادش، حدود ۵۰ میلیون تومان از باشگاه طلبکار بوده است؛ مبلغی که در آن مقطع با توجه به نرخ ارز و شرایط اقتصادی، رقم قابل توجهی محسوب میشد.
با این حال، این طلب هرگز پرداخت نشد.
قراردادی که گم شد
ماجرای این بدهی، تنها به پرداخت نشدن آن ختم نمیشود. خانواده پورحیدری حدود یک سال پس از درگذشت او، برای دریافت مطالباتش به باشگاه مراجعه کردند اما با پاسخ عجیبی روبهرو شدند؛ قرارداد وجود ندارد و گم شده است. پس از آنکه خانواده نسخهای از قرارداد را ارائه کردند، مسئولان وقت وعده دادند که مطالبات در نوبت پرداخت قرار خواهد گرفت.
اما آن نوبت، هنوز فرا نرسیده است.
مدیران آمدند و رفتند؛ بدهی ماند
در این سالها استقلال مدیرعاملهای مختلفی را تجربه کرده، هیئتمدیره چندین بار تغییر کرده، ساختار مالکیتی باشگاه دستخوش تحول شده و منابع مالی قابل توجهی نیز وارد مجموعه شده است. باشگاه برای جذب بازیکنان و مربیان جدید، قراردادهای سنگین امضا کرده و هزینههای قابل توجهی انجام داده است؛ اما ظاهراً هیچیک از این تغییرات، فرصتی برای بستن پرونده آخرین طلب اسطوره باشگاه ایجاد نکرده است.
مسئله فقط ۵۰ میلیون تومان نیست
اگر امروز از زاویه اقتصادی به این پرونده نگاه کنیم، شاید ۵۰ میلیون تومان رقم بزرگی نباشد؛ اما اگر از زاویه فرهنگی و مدیریتی به آن بنگریم، ماجرا کاملاً متفاوت خواهد بود. باشگاههای بزرگ، پیش از آنکه با جامها شناخته شوند، با احترام به تاریخ و سرمایههای انسانی خود اعتبار پیدا میکنند. منصور پورحیدری تنها یک سرمربی موفق یا مدیر باشگاه نبود؛ او بخشی از هویت استقلال بود. کسی که سالها در روزهای سخت کنار باشگاه ایستاد و حتی در مقاطعی، برای حل مشکلات مالی تیم، از سرمایه شخصی خود نیز هزینه کرد.
حضور همسر پورحیدری هم گره را باز نکرد
نکته قابل تأمل اینکه در سالهای اخیر، فریده شجاعی، همسر مرحوم منصور پورحیدری، برای مدتی عضو هیئتمدیره باشگاه استقلال نیز بود؛ اتفاقی که شاید بسیاری تصور میکردند مسیر پرداخت این مطالبات را هموار کند. اما حتی حضور یکی از اعضای خانواده پورحیدری در بدنه مدیریتی باشگاه نیز نتوانست این پرونده را به سرانجام برساند و بدهی همچنان باقی ماند.
آزمونی برای مدیران امروز
شاید مدیرانی که امروز در استقلال حضور دارند، نقشی در شکلگیری این بدهی نداشته باشند، اما مسئولیت پایان دادن به آن، بر عهده آنهاست.
پرداخت این طلب، بیش از آنکه یک اقدام مالی باشد، میتواند یک پیام روشن به هواداران و پیشکسوتان استقلال ارسال کند؛ اینکه باشگاه، تاریخ خود را فراموش نکرده است.
استقلال نباید به اسطورههایش بدهکار بماند
باشگاهها با اسطورههایشان زنده میمانند. اگر قرار باشد نام منصور پورحیدری هر سال در مراسمهای یادبود و پیامهای احساسی تکرار شود، اما سادهترین تعهد مالی نسبت به او همچنان روی زمین بماند، این تناقضی است که با شأن باشگاه استقلال همخوانی ندارد.
شاید بهترین هدیه به یاد مردی که عمرش را برای استقلال گذاشت، نه یک مراسم بزرگداشت، بلکه بستن پروندهای باشد که ده سال است باز مانده؛ پروندهای که ارزش واقعی آن، نه ۵۰ میلیون تومان، بلکه احترام به تاریخ و هویت باشگاه استقلال است.