EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۸۷۸۰

راز زیلوهای آبی بیت رهبری؛ چرا فرش‌های نفیس هرگز پهن نشدند؟

راز زیلوهای آبی بیت رهبر شهید پس از سال‌ها آشکار شد؛ انتخابی که برای حمایت از هنر ایرانی و نان بافندگان بود.

 راز زیلوهای آبی بیت رهبری؛ چرا فرش‌های نفیس هرگز پهن نشدند؟

سال‌ها بود که بسیاری از مخاطبان برنامه‌های عمومی و دیدارهای رسمی، یک سؤال مشترک داشتند؛ چرا کف حسینیه امام خمینی(ره) و دفتر رهبر شهید انقلاب، به جای فرش‌های نفیس و گران‌قیمت، با زیلوهای آبی‌رنگ فرش شده است؟

سال‌ها بود که میلیون‌ها نفر در قاب تلویزیون، همان زیلوهای آبی را زیر پای رهبر شهید انقلاب می‌دیدند؛ زیلوهایی که بی‌هیاهو در همه دیدارها و مراسم‌ها حضور داشتند، اما کمتر کسی از راز ماندگاری‌شان خبر داشت. بسیاری آن را تنها نشانه‌ای از ساده‌زیستی می‌دانستند، اما حالا روایت‌هایی از نزدیکان بیت، پرده از حقیقتی متفاوت برداشته است؛ حقیقتی که نشان می‌دهد پشت آن انتخاب ساده، دغدغه حفظ یک هنر اصیل ایرانی، حمایت از اشتغال بافندگان و پاسداری از تولید ملی نهفته بود.

درباره این زیلوها روایت‌های فراوانی نقل می‌شد. برخی آن را نمادی از ساده‌زیستی می‌دانستند، برخی برداشت‌های شخصی و نمادگرایانه ارائه می‌کردند و عده‌ای نیز گمانه‌های مختلفی را مطرح می‌کردند؛ اما آنچه کمتر بیان شده بود، فلسفه واقعی این انتخاب بود؛ انتخابی که ریشه در حمایت از یک هنر کهن، حفظ اشتغال و صیانت از هویت ایرانی داشت.

روایتی که سال‌ها ناگفته مانده بود

عباس موزون، مجری و مستندساز، در روایت خود از پشت‌صحنه بیت رهبری، به نکته‌ای اشاره می‌کند که پرده از بخشی از این ماجرا برمی‌دارد.

به گفته او، بارها پیشنهاد شده بود که به جای زیلوهای آبی، از فرش‌های اهدایی و ارزشمند استفاده شود؛ فرش‌هایی که بسیاری از مردم و خیران با عشق و ارادت به بیت رهبری هدیه می‌کردند.

اما پاسخ رهبر شهید انقلاب همیشه یکسان بود؛ هیچ‌یک از آن فرش‌ها نباید در حسینیه یا دفتر مورد استفاده قرار گیرد.

حتی نقل شده است که در مقطعی، یکی از مسئولان برای امتحان کردن حساسیت ایشان، فرشی را در گوشه‌ای از حسینیه پهن کرد. رهبر شهید انقلاب به محض ورود، متوجه تغییر شد، کنار همان فرش ایستاد و علت این جابه‌جایی را جویا شد. وقتی توضیح داده شد که فرش هدیه مردم است و هزینه‌ای برای آن پرداخت نشده، ایشان تأکید کردند که همه این فرش‌ها به مساجد، حسینیه‌ها و تکایا اهدا شود و همان زیلوهای آبی در محل باقی بماند.

این حساسیت، تنها یک سلیقه شخصی نبود؛ پشت آن، اندیشه‌ای عمیق قرار داشت.

حمایت از تولید؛ نه در شعار، بلکه در عمل

آن‌گونه که نزدیکان بیت نقل می‌کنند، رهبر شهید انقلاب معتقد بودند گروهی از هنرمندان ایرانی سال‌هاست زندگی خود را از راه زیلوبافی می‌گذرانند و اگر بازار این هنر از بین برود، هم یک صنعت اصیل ایرانی به فراموشی سپرده خواهد شد و هم سفره بسیاری از خانواده‌ها کوچک‌تر می‌شود.

از همین رو، ایشان تصمیم گرفتند خود نخستین خریدار این محصول باشند؛ نه برای نمایش، بلکه برای آنکه چراغ کارگاه‌های زیلوبافی خاموش نشود و در نگاه ایشان، حمایت از تولید ملی تنها با سخنرانی و شعار تحقق پیدا نمی‌کرد؛ بلکه باید از زندگی شخصی آغاز می‌شد.

یک سؤال در یزد و پاسخی که به یک فرهنگ تبدیل شد

ماجرای زیلو، سال‌ها پیش و در جریان سفر رهبر شهید انقلاب به استان یزد شکل جدی‌تری به خود گرفت.

در دیدار با جمعی از نخبگان، یکی از استادان سالخورده زیلوبافی که عمر خود را پای دار این هنر سپری کرده بود، گلایه‌ای صمیمانه مطرح کرد؛ اینکه چرا از زیلوی ایرانی حمایتی نمی‌شود.

پاسخ رهبر شهید انقلاب کوتاه بود اما تأثیر آن سال‌ها ادامه پیدا کرد و ایشان فرمودند که شاید نتوان با دستور اداری مردم را به خرید زیلو تشویق کرد، اما می‌توان یک کار فرهنگی انجام داد؛ به همین دلیل تصمیم گرفتند تمام فضای حسینیه و محل کار و زندگی خود را با زیلو فرش کنند و امیدوار بودند دیگران نیز به این مسیر بپیوندند.

همین اقدام عملی، بعدها به الگویی برای معرفی دوباره این هنر فراموش‌شده تبدیل شد.

زیلویی که دوباره دیده شد

پس از آنکه تصاویر دیدارهای رسمی رهبر شهید انقلاب بارها از رسانه‌ها منتشر شد، نگاه‌ها به سمت همان زیلوهای آبی جلب شد و بسیاری از مردم، مسئولان، مساجد و حتی مجموعه‌های فرهنگی، به استفاده از زیلو علاقه‌مند شدند و سفارش‌های جدید به کارگاه‌های میبد سرازیر شد.

بافندگان قدیمی می‌گویند از آن زمان، مشتریان بسیاری هنگام سفارش تنها یک جمله می‌گفتند: «همان زیلویی را می‌خواهیم که در بیت رهبری پهن شده است.»

همین اتفاق، جانی دوباره به صنعتی بخشید که سال‌ها در آستانه فراموشی قرار داشت.

نقش «زلفک»؛ طرحی که به نام رهبر شناخته شد

زیلوهای بیت رهبری تنها به خاطر رنگ آبی‌شان شناخته نمی‌شوند و این زیلوها با طرحی بافته شده‌اند که در میبد با نام «زلفک» شناخته می‌شود؛ طرحی هندسی، ساده و اصیل که پس از استفاده در بیت رهبری، میان مردم با عنوان «نقش رهبری» شهرت یافت، امروز بسیاری از سفارش‌دهندگان، همین طرح را انتخاب می‌کنند؛ طرحی که به واسطه یک انتخاب فرهنگی، دوباره احیا شد.

یک سفارش که صنعت را متحول کرد

اجرای سفارش زیلوهای حسینیه امام خمینی(ره) نیز خود داستانی شنیدنی دارد و ابعاد بزرگ این زیلوها، با امکانات موجود آن زمان قابل تولید نبود. برای انجام این سفارش، استادکاران میبدی دستگاه‌های جدیدی طراحی کردند و ساختند.

بیش از ۲۰ استادکار نزدیک به یک سال و نیم برای بافت این مجموعه زمان صرف کردند تا زیلوهایی با ابعاد کم‌سابقه آماده شود و کارگاه‌هایی که روزگاری با رکود دست و پنجه نرم می‌کردند، دوباره رونق گرفتند و بسیاری از بافندگان انگیزه تازه‌ای برای ادامه این هنر پیدا کردند.

این دست‌بافته کاملاً از پنبه تولید می‌شود، پرز ندارد، گردوغبار کمتری جذب می‌کند، برای افراد دارای حساسیت مناسب‌تر است، قابلیت شست‌وشوی مکرر دارد و عمر آن به ده‌ها سال می‌رسد و رنگ آبی لاجوردی آن نیز با نیل طبیعی به دست می‌آید؛ رنگی که در برابر نور خورشید و شست‌وشو، دوام بالایی دارد.

به همین دلیل، قرن‌هاست که زیلو در مساجد، حسینیه‌ها و اماکن مذهبی ایران جایگاه ویژه‌ای داشته است.

احیای یک سنت فراموش‌شده

در گذشته، زیلوهای آبی و سفید بخش جدایی‌ناپذیر بسیاری از مساجد ایران بودند و اغلب به صورت وقف در اختیار اماکن مذهبی قرار می‌گرفتند و در بسیاری از وقف‌نامه‌های قدیمی نیز تأکید شده بود که این زیلوها نباید از محل وقف خارج شوند.

رهبر شهید انقلاب با انتخاب دوباره این دست‌بافته ایرانی، تنها از یک محصول حمایت نکردند؛ بلکه سنتی کهن را نیز زنده کردند؛ سنتی که سادگی، پاکیزگی و تواضع را در کنار هنر ایرانی معنا می‌کرد.

سال‌ها بعد، میبد به عنوان «شهر جهانی زیلو» شناخته شد؛ افتخاری که حاصل تلاش هنرمندان این دیار و افزایش توجه عمومی به این هنر اصیل بود و بافندگان قدیمی می‌گویند اگر آن حمایت عملی شکل نمی‌گرفت، شاید امروز بسیاری از کارگاه‌ها تعطیل شده بودند.

دغدغه‌ای که فقط به زیلو ختم نمی‌شد

حمایت رهبر شهید انقلاب از زیلوبافی، بخشی از نگاه گسترده‌تر ایشان به مسئله تولید و اشتغال بود و در سال‌های مختلف، بارها بر ضرورت حفظ امنیت شغلی کارگران، تقویت تولید داخلی، حمایت از صنایع کوچک و جلوگیری از تعطیلی کارگاه‌های ایرانی تأکید کردند.

برای ایشان، تولید تنها یک شاخص اقتصادی نبود؛ تولید یعنی حفظ عزت خانواده‌هایی که با دست‌های خود نان حلال به خانه می‌برند.

امروز، معنای آن زیلوهای آبی روشن‌تر از همیشه است

اکنون که سال‌ها از آغاز آن تصمیم می‌گذرد و روایت‌های تازه‌ای از پشت‌صحنه آن منتشر شده است، بسیاری با نگاهی متفاوت به همان زیلوهای آبی می‌نگرند.

زیلوهایی که شاید در ظاهر ساده بودند، اما هر تار و پودشان روایتگر اندیشه‌ای بود که حمایت از هنر ایرانی، پاسداشت هویت ملی و حفظ اشتغال را از خانه و محل کار خود آغاز کرده بود و شاید راز ماندگاری آن زیلوها نیز همین باشد؛ اینکه گاهی یک انتخاب ساده، می‌تواند بیش از صدها سخنرانی اثر بگذارد. تصمیمی که نه برای نمایش، بلکه برای زنده نگه داشتن دست‌های هنرمندانی گرفته شد که سال‌ها با عشق، تار و پود فرهنگ ایرانی را بر دارهای چوبی می‌بافتند؛ تصمیمی که نشان داد حمایت از مردم، گاهی از زیر پا آغاز می‌شود.

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار