پایکوبی روی جسد برجام
شهاب شهسواری-خبرنگار
دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ در مراسمی در کاخ سفید با امضای یک بخشنامه رسما از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام – توافق هستهای ایران و ۶ قدرت جهانی در سال ۱۳۹۴) خارج شد.
ترامپ از ابتدای ورودش به رقابتهای انتخاباتی ۲۰۱۶، به شدت از برجام انتقاد کردهبود و آن را بدترین توافق تاریخ آمریکا خواندهبود. رئیس جمهور آمریکا که در تمام طول دوران حضورش در رسانههای آمریکا از دولتهای وقت انتقاد میکرد که آمریکا را در معرض سوءاستفاده و دوشیدن دیگر کشورهای جهان (از ژاپن و چین گرفته تا اروپا) قرار دادهاند، برجام را نمونهای مهم از موفقیت کشورهای دیگر در فریب دادن کاخ سفید میدانست.
ترامپ با این ادعا که برجام مصداق کلاهبرداری از واشنگتن است با تشویق سیاستمداران جنگطلب، فعالان سیاسی ضدایران در آمریکا، برخی رژیمهای منطقه و لابیهای اسرائیل در آمریکا دقیقا یک سال و نیم بعد از آغاز کارش به عنوان رئیس جمهور آمریکا با ادعای رسیدن به یک توافق بهتر با ایران از برجام خارج شد و سیاست محکوم به شکست فشار حداکثری را علیه ایران آغاز کرد.
این اقدام ترامپ با انتقادهای تند از سوی متحدان آمریکا در سراسر جهان مواجه شد، تا جایی که متحدان اروپایی آمریکا تا مدتها حاضر به همکاری با برنامههای آمریکا علیه ایران نشدند. (هر چند این دولتها عملا در جبران پیامدهای اقتصادی خروج آمریکا از برجام نشدند و عملا تحریمهای آمریکا را اجرا کردند.)
بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان معتقد بودند که اقدام ترامپ، نه تنها نمیتواند به توافقی بهتر میان تهران و واشنگتن منجر شود، بلکه به تشدید تنشهای غرب با ایران دامن خواهد زد و مسیر توافق دیپلماتیک را مسدود میکند. وقایع یک سال گذشته، از جنگ دوازده روزه تا جنگ سوم تحمیلی در اسفند ماه سال گذشته، نشان داد که پیشبینی تحلیلگران و کارشناسان در این مورد کاملا درست بود.
اتحاد ناباورانه
درست در روزهایی که در ایران، اروپا و آمریکا موج انتقادها علیه ترامپ به دلیل خروج از برجام بالا گرفتهبود، عدهای در داخل ایران اقدام ترامپ را جشن میگرفتند. مخالفان برجام در داخل ایران، خروج ترامپ را از برجام فرصتی بینظیر برای خود میدیدند که میتوانست ادعاهای آنها را در مورد خسارتبار بودن توافق هستهای اثبات کند.
برای این عده سیاستمدار افراطی، هر اقدام ضد ایرانی ترامپ در طول هشت سال گذشته یک موهبت بود که موضع آنها را در داخل کشور تقویت میکرد. آنها با وارونهنمایی واقعیت، به جای اینکه خروج آمریکا را از برجام عامل شرایط تحمیلی به ایران ارزیابی کنند، خود برجام را عامل تحریمها و فشار اقتصادی آمریکا تلقی میکردند.
بعد از گذشت ۸ سال از هدیه ترامپ به ضدبرجامیهای داخل ایران، به نظر میرسد که این عده هنوز هم همسو و همراه با سیاستهای رئیس جمهور جنایتکار آمریکا مشغول تسویه حسابهای داخلی هستند.
پیراهن عثمان
برای برخی سیاستمداران در داخل ایران، کینه توافق هستهای پایانناپذیر است. گذشت ۸ سال از خروج آمریکا از برجام، توقف اجرای کلیه تعهدات ایران در برجام از سال ۱۳۹۸ و انقضای رسمی قطعنامه ۲۲۳۱ و به تبع آن برجام در مهرماه سال گذشته، باعث نشدهاست تا این عده دست از عقدهگشایی علیه کسانی که برای توافق مذاکره کردند، بردارند.
سید محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی که ۸ سال پیش همزمان با خروج ترامپ از برجام پشت تریبون مجلس این اقدام دشمنان کشور را جشن گرفت، روز گذشته با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «حضور اصحاب توافق ذلت بار برجام بههمراه آقای قالیباف در مذاکرات، هیچ امیدی به مذاکره و توافق مطلوب برای ایران وجود ندارد. لازم است آقای قالیباف اصحاب توافق خسارت بار برجام را از تیم مذاکره کننده کاملا حذف نماید.»
سید محمدباقر خرازی، از روحانیان قم نیز با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ویراستی همزمان با متوجه کردن اتهامهایی خطرناک به وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به دولت جمهوری اسلامی حمله کرد و نوشت : «اقسم بالله اگر مذاکرات کنونی به وادادگی همانند برجام تبدیل شود در ایجاد اعتراضات خیابانی و ویران کردن وزارت خارجه و دولت پزشکیان لحظهای تردید نخواهیم کرد.»
تجربه ۱۰ ساله سیاست داخلی ایران پس از انعقاد برجام نشان میدهد که توافق هستهای برای عدهای در داخل کشور صرفا یک ابزار تسویه حسابهای سیاسی و فشار به رقبای سیاسی بودهاست. این عده بدون توجه به منافع ملی ایران، در کنار ترامپ ایستادند و به توافقی که به باور ترامپ گشادترین کلاه تاریخ بر سر آمریکا بود تاختند و مذاکرهکنندگان آن را خائن نامیدند.
هشت سال بعد از خروج ترامپ از برجام، برای همه روشن شدهاست که این اقدام ترامپ، با حمایت دنبالههای داخلی او، خسارتی بسیار بزرگ برای ایران، آمریکا و بقیه جهان بود. جنگی که امروز به ایران تحمیل شدهاست، نتیجه طبیعی اقدام هشت سال پیش ترامپ است. چه بسا عدهای از تحمیل جنگ به مردم خوشحال باشند، اما تردیدی وجود ندارد که همین خوشحالی هم چیزی جز همراهی با تحمیلکنندگان جنگ نیست.