احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا 50-50 است/ اهرمهای ایران در مذاکره با آمریکا از دست رفته است
یک دیپلمات پیشین گفت: متاسفانه خیلی از اهرمهایی که از ابتدای دور اول ترامپ داشتیم که میتوانست در مذاکره به ما کمک کنند یکی یکی از دست رفتهاند و متناسب با از دست رفتن اهرمهای ما، طرف آمریکایی توقعات خود را افزایش داده و زیادهخواهیهای آنها فزونی گرفته است.
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، در گفتوگو با آوش ضمن ارزیابی رفتارهای متناقض دونالد ترامپ در برابر ایران گفت: بطور معمول صحبتهای پراکنده و ضدونقیض زیادی از ترامپ میشنویم. در دوره اخیر، یک بار ترامپ صحبت از این کرد که دستور دادم مذاکره با ایرانیها انجام نشود و سپس گفت مذاکرات در جریان است و تماسهایی انجام میشود. لذا باید صحبتهای ترامپ را با احتیاط تلقی کرد ضمن اینکه به رغم ضدونقیضگوییها همیشه میتوان خط مشی را از صحبتهای او استخراج کرد و متوجه شد بهدنبال چیست و میخواهد چه کاری انجام دهد. ترامپ معتقد است باید از طریق مذاکره با ایران به نتیجه برسد اما باید توجه داشت که طی یک سال گذشته شرایط خیلی تغییر کرده است.
احمدی افزود: متاسفانه خیلی از اهرمهایی که از ابتدای دور اول ترامپ داشتیم که میتوانست در مذاکره به ما کمک کنند یکی یکی از دست رفتهاند و متناسب با از دست رفتن اهرمهای ما، طرف آمریکایی توقعات خود را افزایش داده و زیادهخواهیهای آنها فزونی گرفته است. کمااینکه در آخرین یعنی در مهمترین تحول که صحبتهای اخیر ویتکاف بود، او 4 موضوع را مطرح کرد که بهزعم او باید میان ایران و آمریکا مورد مذاکره قرار بگیرد. این چهار مورد عبارتند از غنیسازی اورانیوم، تعیین تکلیف اورانیوم غنیشده، موشکها و گروه های نیابتی.
احمدی تصریح کرد: دو موضوع اول همیشه مورد بحث بوده و آمریکاییها بر روی آن تاکید داشتهاند. ترامپ در یک سال گذشته بر توقف غنیسازی اصرار داشته است البته ترامپ در 4 سال اول تنها از «اصلاح برجام» صحبت میکرد و این «اصلاح برجام» در هر شرایطی مستلزم ادامه غنیسازی بود چون بدون غنیسازی، برجام نمیتوانست معنایی داشته باشد. او در دور جدید ریاستجمهوری خود از ابتدا بر روی توقف غنیسازی تاکید کرد. موضوع موشکها و گروههای نیابتی برای اولین بار است که توسط یک مقام رسمی آمریکایی بیان میشود. در گذشته و درمورد برنامه موشکی ایران فقط دو بار آمریکا بر امکان ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما توسط ایران تاکید و آن را خط قرمز اعلام کرد. ترامپ یک بار در 4 فوریه در دستورالعمل ریاستجمهوری این خط قرمز را مطرح کرد و یک بار هم روبیو در ماه می حرف مشابهی زد منتها در مورد برنامه موشکی کوتاه بُرد و میان بّرد ایران، آمریکاییها موضعی مطرح نکردهاند. صحبتی که ویتکاف مطرح کرد خیلی کلی است. او میگوید: «موشکها، اما نگفته منظور او موشکهای قاره پیما است یا موشکهای میان بُرد و کوتاه بُرد؟ من فکر میکنم این بار منظورش موشکهای میان بُرد و کوتاه بُرد باشد.
این دیپلمات پیشین ایران ادامه داد: درباره گروههای منطقهای اولین بار است که گفته شده باید در دستورکار مذاکرات باشد. آنها همیشه با فعالیتهای منطقهای ایران مخالفت کردهاند اما خواستار قرار داشتن آن در دستور مذاکرات نبودهاند. در این شرایط نمیتوان گفت چه نوع مذاکرهای میتواند شکل بگیرد؟ آیا آمریکا دو موضوع جدید را به عنوان تاکتیکی برای تحت فشار قرار دادن ایران با این هدف که ایران درباره غنی سازی کوتاه بیاید، مطرح کرده یعنی یک تاکتیک است یا در این مقطع خواهان در دستورکار قرار گرفتن موضوع است؟ باتوجه به شرایط و دشواری کار ایران هر دو احتمال را باید درنظر داشت.
احمدی بااشاره به اعتراضات در ایران اظهار کرد: مسئله دیگر ضعف شدن یا از بین رفتن اهرمهای ایران، مربوط به اعتراضات است. این اعتراضات صفحه جدیدی در روابط ایران و جهان باز کرد. باتوجه به انعکاس گسترده اعتراضات در سطح بینالمللی در همه سطوح از جمله رسانه، پارلمان و دولتها و جوامع مدنی به نظر میرسد آمریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که موضع آنها تقویت شده و میتوانند از این اتفاقات به عنوان اهرم فشاری علیه ایران استفاده کنند که کار را برای مذاکره سختتر و سختتر میکند. فاکتور دیگری که اضافه شد بحث تجمع نیرو در منطقه و تحرکات ناوهای آمریکایی است که گفته میشود وارد منطقه سنتکام شده و کشتیهایی که در دریای سرخ میتوانند موشک پرتاب کنند و هواپیماهایی F15 و سوخترسان که به تازگی در اردن مستقر شدند. مجموعه تحرکات میتواند دو هدف داشته باشد؛ یکی اقدام نظامی علیه ایران و دیگری افزایش فشار و تهدید نظامی علیه ایران. یعنی افزایش تهدید و تشدید فشار در کنار فشارهای قبلی ناشی از تحریم و اقدامات دیپلماتیک و غیره. این قبیل تحرکات و تهدیدات نظامی ظرف چند ماه گذشته علیه ایران در جریان نبود و تمرکز آمریکا بَر ونزوئلا بود. صحبت از احتمال محاصره دریایی ایران به سبکی که در مورد ونزوئلا اعمال شد نیز هست. اما باید در نظر داشت که اولا طی ماههای اخیر اقداماتی از سوی آمریکا برای توقیف کشتیها مرتبط با تحریم ایران انجام شده که میتواند در مناطق دور دست تشدید شود؛ ثانیا اگر قرار باشد یک چنین محاصرهای در آبهای نزدیک به ایران انجام شود، در آن صورت احتمال واکنش ایران علیه برخی کشتیها را نیز باید درنظر بگیرند. تحرکات نظامی میتواند بر روی تماسهایی که فعلاً گویا برای مذاکره در جریان است تاثیر داشته باشد.
دیپلمات پیشین ایران در پاسخ به اینکه در چنین شرایطی چقدر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران وجود دارد؟ افزود: فکر میکنم هنوز قطعیتی در این مورد وجود ندارد و احتمال جنگ 50-50 است. فکر نمیکنم ترامپ درباره اقدام نظامی تصمیم خود را گرفته باشد. هدف او افزایش فشار و اضافه کردن فاکتور جدید یعنی تهدید نظامی است که این تهدید نظامی البته روی شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخل ایران میتواند تاثیر داشته باشد و تعلیق اقتصادی که بعد جنگ 12 روزه شروع شد را ادامه دهد و منجر به افزایش آن شود. در مورد اینکه آیا اقدام نظامی انجام خواهد شد یا نه مهمترین نکته این است که هدف اقدام نظامی چه چیزی اعلام شود. یعنی ترامپ اقدام نظامی را در میان پایگاه رأی خود در آمریکا چگونه توجیه خواهد کرد. تا یک هفته پیش او میگفت ایران در حال سرکوب و کشتن مردم خود است. ما باید مانع اعدامها شویم اما با فروکش کردن اعتراضات در ایران این موضوع تقریباً منتفی شده یعنی دلیلی که برای اقدام نظامی مطرح میکرد، فعلاً منتفی شده است.
احمدی خاطرنشان کرد: ترامپ روشن کرد که دنبال ملتسازی و تغییر رژیم در کشورهای دیگر نیست در نتیجه نمیتواند با این اهداف دست به اقدام نظامی بزند. تنها بهانهای که ممکن است مطرح کند انجام اقدام تنبیهی است، یعنی بگوید باتوجه به اتفاقاتی که داخل ایران افتاد، قصد دارم اقدام تنبیهی علیه کسانی که با معترضین برخورد کردند، انجام دهم. صرف نظر از اینکه چنین اقدام تنبیهی در حقوق بینالملل قابل توجیه نیست، بعید است مجازات و تنبیه ایران، برای پایگاه رأی ترامپ در آمریکا توجیه قابل قبولی باشد. باتوجه به اینکه بهانهای برای حمله به ایران ندارد، سخت میتوان درباره اقدام نظامی او حدس زد.
او در پایان یادآور شد: ایران باتوجه به توان موشکیاش همچنان توان بازدارندگی دارد و یک اقدام نظامی توسط آمریکا میتواند به مقابله به مثل توسط ایران منجر شود. حملات موشکی از طرف ایران به پایگاههای آمریکایی در منطقه و علیه اسرائیل عامل موثری است که ترامپ باید آن را جدی بگیرد. در نتیجه جنگ ممکن است به آن شکل که ترامپ میخواهد محدود، موردی و نقطهای نشود و امکان گسترش پیدا کند. متحدان آمریکا در منطقه اعلام کردند با چنین تنش نظامی موافق نیستند. نشانههایی در دست است که اسرائیل طی یکی دو هفته گذشته نشان داده در این مقطع زمانی علاقه چندانی به وقوع جنگ دیگری ندارد. در مجموع همچنان که باعدم قطعیت مواجه هستیم، نمیتوانیم بگوییم هیچ اقدام نظامی صورت نخواهد گرفت چراکه ترامپ صحبت از اقدام نظامی کرده است. او خطاب به معترضان گفت شما ادامه دهید، کمک در راه است، این سخنان برای او مهم است. تجربه و روانشناسی ترامپ نشان میدهد که سعی دارد به خط قرمز کشیدنها و تهدیدها پایبند بماند و عمل کند و اعتبار شخصی برای او مطرح است. باید ببینیم باتوجه به فاکتورهایی که مطرح کردم، کار به کجا خواهد رسید.