EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۸۵۸۸

حد یقف حمله به همسایگان کجاست؟

زینب اسماعیلی - روزنامه‌نگار

حد یقف حمله به همسایگان کجاست؟

چندی پیش دیپلماتی از خاطرات دوران کاری‌اش در زمان اشغال افغانستان توسط طالبان تعریف می‌کرد و گفت که در جلسه شورای‌‌عالی امنیت‌ملیِ وقت برای ارائه گزارش فراخوانده شده و یکی از مقامات بعد از شنیدن گزارش و توضیحاتش پرسیده که بالاخره چه کار می‌توانیم بکنیم که از آفت این همسایگان و آسیب‌هایش در امان باشیم؟ دیپلمات حاضر در جلسه به طنز گفته تنها راه این است که ایران را جابه‌جا کنیم و به نقطه‌ای که همسایگان بی‌دردسری دارند جابه‌جا کنیم.

امروز و شرایطی که در یک هفته گذشته تجربه کرده‌ایم به‌طور ملموسیوضعیت پهنه ایران در ارتباط با همسایگانش را مشاهده کرده‌ایم. همسایگانی که یا بخشی از خاک خود را برای راه‌اندازی پایگاه نظامی به ایالات متحده امریکا هبه کرده‌اند یا روابط گرمی با رژیم اسراییل دارند و به راحتی پهباد و جنگنده‌اش از خاک آن‌ها به سمت ایران سرازیر می‌شود. 

در میان این همسایگان اما تعداد آن‌ها که می‌توان مطمئن بود که از خاک و حریمش  علیه ایران استفاده نمی‌شود اندک هستند، شاید تا حدودی عراق و عمان در این وضعیت قابل اطمینان هستند و پاکستان که به‌صورت علنی اعلام کرده با دشمنان جمهوری اسلامی همکاری نمی‌کند. اما آن‌ها هم نمونه‌های نقیضی داشته‌اند که فاحش ترین آن ترور سردار قاسم سلیمانی در خاک عراق طی همکاری مقامات عراقی با ایالات متحده امریکا بود یا حمله یک‌سال پیش از خاک پاکستان به سمت جنوب شرق ایران. که البته بعد از همان یک حمله، جمع و جور شد.   

دست‌کم در دو دهه گذشته، سیاست خارجی ایران مبتنی بر انتقاد از این رویکرد همسایگان بوده ‌است؛‌ از انتقاد به تبدیل‌شدن خاورمیانه به انبار تسلیحات تا گاو شیرده نامیدن آ‌ن‌ها. از تاکید بر این‌که دادن بخشی از خاک برای احداث و راه‌اندازی پایگاه امریکایی برایتان امنیت نمی‌آورد تا طرح ایده‌هایی مانند صلح هرمز و فراخوان به همکاری‌های درون منطقه‌ای. اما هیچ‌یک از انتقادات و توصیه‌های ایران منجر به تغییر رویه در بین همسایگان نشده و تلاش‌های جسته و گریخته ایران نیز نتوانسته آن‌ها را به طرح صلح و توسعه درون منطقه‌ای جذب کند. 

در همه این کشاکش‌ها اما چند نقطه همیشه پررنگ ‌بوده ‌است. منطقه خاورمیانه در سیر تحولاتی که طی چند قرن اخیر پشت سر گذرانده، همیشه در موقعیت «هراس» قرار دارد. یا از امپراتوری عثمانی و کشورگشایی‌های خوانین ترک در هراس بوده یا از دخالت استعمار فرانسه و بریتانیا و بعد نگرانی از کمونیسم که مثل خمیری کشورها و قدرت‌های نوظهورشان را شکل می‌داد. از پس همان هراس بود که با قدرت‌گرفتن ایالات متحده در منطقه، بخش گسترده‌‌ای از آن‌ها در این ابرقدرت جدید مستحیل شدند و اکنون حتی با مشاهده تغییرات واضحی که در پهنه قدرت جهانی در حال بروز است، توان تغییر رویکرد ندارند. اگرچه برخی از آن‌ها از جمله عربستان سعودی وامارات متحده ‌عربی به سمت چین هم متمایل هستند و در تلاشند تخم‌مرغ‌هایشان را در دو سبد قدرت بزرگ جهان پخش کنند. 

در این صحنه جمهوری اسلامی ایران،‌ نظامی است مبتنی بر دین اسلام که نقطه اشتراک با همسایگان عربش است اما در زبان و تاریخ و تمدن از آن‌ها متمایز است. چه آن‌که در پهنه تاریخی می‌تواند مدعی تمدنی کهن باشد در‌حالی‌که کشوری مانند امارات متحده عربی تنها یک ‌روز بعد از خروج بریتانیا از شرق سوئز وارد عرصه سیاست جهانی شده‌ است که حتی هنوز به یک قرن نرسیده‌است. همه شواهد نشان می‌دهد که آن‌چه بین ایران و همسایگان می‌گذرد یک موقعیت برابر نیست. آن‌چه بیش از همه به‌ویژه در منظر مردمی متأثرکننده است سطح توسعه در کشورهای عربی منطقه و توقف ایران در بسیاری از طرح‌های توسعه‌ای به دلیل تحریم و فساد لایه‌به‌لایه جاری درکشور است. 

 همان‌طور که در یک ‌ماه گذشته دیدیم برخی از کشورهای همسایه حتی برای توقف تنش بین ایران و ایالات متحده تلاش‌هایی ترتیب دادند که مهم‌ترین آن‌ها عمان و ترکیه بودند و نهایتاً با این تلاش‌ها دو جلسه مذاکره بین ایران و امریکا به‌طور غیرمستقیم در ژنو انجام شد.  

اما چرا این کشورها چنین میانجی‌گری‌ای کردند؟ شاید این روزها پاسخ این سوال را بهتر بتوانیم بدهیم. کشورهای عربی منطقه می‌دانستند که اگر آتشی بلند شود آن‌ها از لهیبش در امان نخواهند بود. همان‌طور که این روزهای جنگی در امان نبودند. همچنین این قابل بررسی است که آیا یک ایران ضعیف، یا یک ایران با داشتن نقطه ضعف، مطلوب همسایگان است یا نه؟ شواهد بسیاری نشان می‌دهد که حتی همسایگان به این وضعیت استخوان لای زخم در رابطه ایران با اروپا و امریکا، رضایت نسبی دارند و چرا  این وضعیت ادامه دار نباشد؟  

طبیعی است که حسن هم‌جواری و رعایت حال همسایگی امری دو‌سویه است. کشورهای عربی منطقه همه مدعی حمایت از حقوق فلسطین و حق سرزمینی آن‌ها هستند و هم‌زمان در حال پالوده‌خوردن با رژیم اسراییل. و این دو موقعیت در یک ظرف جمع نمی‌شود.   

ایران در یک هفته‌ای که از جنگ گذشته همان‌طور عمل کرده که وعده داده بود؛ کشورهایی که از مبدأ آن‌ها به ایران حمله شده در امان نبودند. شاید به‌عنوان یک ایرانی وطن‌دوست می‌توان به این راهبرد دست‌مریزاد گفت اما در کنار آن باید مراقب آینده هم بود. سیاست همسایگی را چگونه می‌توان ترمیم کرد؟ آیا با عذرخواهی آقای رییس‌جمهور که سبب واکنش‌هایی شد روابط همسایگی ترمیم می‌شود؟ آن‌هم وقتی عذرخواهی رییس جمهور را چند مقام دیگر به اشکال مختلف تفسیر متناقض کردند. 

آن‌چه بعد از جنگ دوازده روزه بین ایران و قطر گذشت به شرایط قبل از حمله به پایگاه العدید برگشته ‌است؟ شواهد این را نشان نمی‌دهد.

این نقطه همان موقعیتی است که باید دیپلماسی اثرگذارتر وارد عمل شود و همسایگان را به آتش نگشودن به‌سمت ایران ترغیب کند. همان‌گونه که وزیر خارجه خبر داده که در ارتباط با همتای سعودی‌اش به این موضع مشترک رسیده‌اند و حال در عمل باید دید.    

آن‌چه سیاست‌گذاران این روزهای جنگ باید بیشتر به آن دقت کنند این است که همسایگان همیشگی هستند و قابلیت جابه‌جایی هم ندارند. در یک موقعیت نمی‌توان هم با قدرت بزرگ جهان جنگید و هم همسایگان را علیه خود کرد و هم در داخل با چالش‌های عظیم مبارزه کرد. هر سیستمی با چنین شرایطی شکننده خواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار