EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۶۸۶۴

تنهایی مردی به نام دونالد ترامپ

«نیویورک تایمز» روز پنج‌شنبه در گزارشی با اشاره به افزایش تلاش‌ها برای ترور «دونالد ترامپ» نوشت زبان سیاسی که رئیس‌جمهور آمریکا از آن استفاده می‌کند و فضای متشنجی که خود ترامپ در شکل‌گیری آن بی‌تاثیر نبوده، او را در انزوا قرار داده است.

تنهایی مردی به نام دونالد ترامپ

خلاصه گزارش نیویورک تایمز به شرح زیر است: 

«شنبه‌شب، یک فرد مسلح تلاش کرد جان رئیس‌جمهور ترامپ را بگیرد. این سومین تلاش از این دست در حدود دو سال گذشته بود. نخستین بار در سال ۲۰۲۴ و در جریان یک گردهمایی در باتلرِ پنسیلوانیا رخ داد که ترامپ ـ که آن زمان هنوز نامزد بود ـ دچار جراحات شد. تلاش بعدی در همان سال، این بار در باشگاه گلف ترامپ در وست پالم بیچ فلوریدا اتفاق افتاد که ضارب پیش از نزدیک شدن متوقف شد و سپس این آخرین حادثه در ضیافت انجمن خبرنگاران کاخ سفید در واشنگتن رخ داد.

برای افزودن به فهرست خشونت‌های سیاسی اخیر، می‌توان به ترور «ملیسا هورتمن» رئیس سابق مجلس ایالتی مینه‌سوتا و همسرش در تابستان گذشته و همچنین کشته شدن «چارلی کرک» در رویدادی در یوتا در اواخر همان سال اشاره کرد.

قابل پیش‌بینی بود که پس از این تلاش، متحدان ترامپ فورا مخالفان سیاسی او را مقصر بدانند.

«کارولین لویت» سخنگوی کاخ سفید روز دوشنبه گفت: «دروغ‌ها و تهمت‌های دیوانه‌وار علیه رئیس‌جمهور، خانواده‌اش و حامیانش باعث شده افراد دیوانه به چیزهای دیوانه‌وار باور پیدا کنند و به خشونت تحریک شوند.»

ترامپ نیز در مصاحبه‌ای با سی‌بی‌اس گفت: «به نظر من، سخنان نفرت‌آمیز دموکرات‌ها بسیار خطرناک است و برای کشور خطر بزرگی محسوب می‌شود.»

استدلال جمهوری‌خواهان ساده است: هرچه دموکرات‌ها بیشتر از ترامپ انتقاد کنند و او را به‌عنوان یک نیروی مخرب معرفی کنند، جان او بیشتر در خطر قرار می‌گیرد.

اما این استدلال با بررسی‌های دقیق سازگار نیست. نخست اینکه حتی تندترین اظهارات دموکرات‌ها در سال‌های اخیر نیز در چارچوب گفتمان عادی سیاسی در آمریکا قرار دارد. هیچ مقام منتخب دموکراتی خواستار خشونت علیه ترامپ یا متحدانش نشده و همگی چنین خشونت‌هایی را محکوم کرده‌اند.

در مقابل، در جناح راست سیاسی چنین وضعیتی وجود ندارد. افرادی مانند «استیو بنن» درباره گذاشتن «سرها بر نیزه» در مقابل کاخ سفید صحبت کرده‌اند و قطعا این موضوع درباره خود رئیس‌جمهور نیز صدق می‌کند.

ترامپ از زمان ورودش به عرصه سیاست در سال ۲۰۱۵، برجسته‌ترین چهره در استفاده از زبان خشونت‌آمیز علیه مخالفانش بوده است. در واقع، خیال‌پردازی درباره خشونت علیه دشمنان سیاسی، یکی از ویژگی‌های اصلی ادبیات سیاسی اوست.

ترامپ در نخستین کمپین ریاست‌جمهوری‌اش، زمانی که درباره «هیلاری کلینتون» صحبت می‌کرد، به‌طور ضمنی از امکان اقدام علیه او سخن گفت. در جریان اعتراضات «جورج فلوید» در سال ۲۰۲۰، معترضان را تهدید کرد و گفت: «وقتی غارت شروع شود، تیراندازی هم شروع می‌شود.»

او خواستار مجازات اعدام برای «مارک میلی» شد و مخالفان سیاسی‌اش را «حشرات موذی» خواند. پیش از پیروزی انتخاباتی ۲۰۲۴ نیز از استفاده از ارتش علیه «دشمنان داخلی» سخن گفت.

و البته حمله ۶ ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره نیز رخ داد، جایی که او به هزاران نفر از هوادارانش در مقابل کاخ سفید گفت: «شنا با ضعف کشور را بازپس‌ نمی‌گیرید. ما باید بجنگیم. اگر با تمام توان نجنگید، دیگر کشوری نخواهید داشت.»

این‌ها تنها نمونه‌هایی از استفاده او از زبان خشونت‌آمیز است. محافظه‌کاران زمانی درک می‌کردند که جوامع سیستم‌های پیچیده‌ای هستند و حفظ هنجارها برای جلوگیری از آشوب ضروری است. آن‌ها باور داشتند که باید با احتیاط و فروتنی عمل کرد، چون پیامدهای اقدامات همیشه قابل پیش‌بینی نیست. 

اما در مورد ترامپ، با رئیس‌جمهوری روبه‌رو هستیم که به پیامدهای سخنانش اهمیتی نمی‌دهد و بدون توجه به تاثیرشان از آن‌ها به‌عنوان سلاح استفاده می‌کند. او به‌راحتی مخالفانش را «خائن» می‌نامد و حتی از مجازات مرگ برای آن‌ها سخن می‌گوید، یا کشورها را به نابودی کامل تهدید می‌کند.

ممکن است ترامپ به قدرت کلمات اهمیت ندهد اما این کلمات همچنان تاثیرگذارند. ده سال استفاده از زبان خشونت‌آمیز، دامن زدن به اختلافات و تشویق به تغییر از طریق زور بی‌تاثیر نبوده است.

خشونت سیاسی پدیده جدیدی در آمریکا نیست اما در دهه‌های اخیر کاهش یافته بود. ورود ترامپ به سیاست با افزایش دوباره این نوع خشونت همزمان شده است.

ترامپ عامل مستقیم تلاش‌ها برای ترورش نیست اما نمی‌توان انکار کرد که او در شکل‌دادن به فضایی که چنین حوادثی در آن محتمل‌تر می‌شوند نقش داشته است.

وی در واکنش به این حادثه اخیر گفت که به یک سالن رقص در کاخ سفید نیاز دارد تا در محیطی امن‌تر حضور یابد. این موضوع علاوه بر جنبه خودبزرگ‌بینی، نشان‌دهنده تمایل او به فاصله گرفتن از جامعه نیز هست.

رئیس‌جمهور آمریکا به‌ندرت به خارج از کاخ سفید یا مارالاگو می‌رود و کمتر از روسای‌جمهور پیشین با مردم در ارتباط است. او بیش از بسیاری از روسای‌جمهور دیگر، در یک حباب زندگی می‌کند.»

ارسال نظر

آخرین اخبار