EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۱۹۷۸

سوابق استقرار نظامی آمریکا در خاورمیانه

استقرار اخیر تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه هرچند مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است اما رویدادی جدید نیست و سابقه‌ای طولانی دارد.

سوابق استقرار نظامی آمریکا در خاورمیانه

 آمریکا از دهه‌های گذشته حضور نظامی گسترده‌ای در این منطقه داشته و اغلب از ناو‌های هواپیمابر برای «نمایش قدرت، حمایت از عملیات یا پاسخ به بحران‌ها» استفاده کرده است. استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین نیز بخشی از این حضور بلندمدت به‌شمار می‌رود.

به گزارش ایسنا، در این چارچوب، اظهارات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، درباره گسیل «آرمادا» یا ناوگان عظیم دریایی به نزدیکی ایران، بیش از آنکه نشان‌دهنده تغییر کیفی در آرایش نظامی آمریکا باشد، در امتداد الگوی شناخته‌شده فشار سیاسی و روانی قرار می‌گیرد. هدف اصلی این ادبیات، تأثیرگذاری بر محاسبات تصمیم‌گیران ایرانی و سوق‌دادن آنها به پذیرش توافقی است که از منظر واشنگتن با عنوان «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای» معرفی می‌شود، اما در عمل شامل محدودیت‌های گسترده‌تر در حوزه هسته‌ای و همچنین مطالبات فراتر از آن، از جمله مسائل دفاعی و منطقه‌ای است.

در مقابل، مقامات ایرانی، اما تاکید کرده‌اند که طبق معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی)، تمام کشور‌های عضو این معاهده از جمله ایران حق برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را دارند. درباره موضوعات دفاعی و موشکی نیز هیچ‌گونه مذاکره‌ای در کار نیست.

 

از جنگ خلیج فارس تا طوفان الاقصی

با توجه به فضاسازی سیاسی پیرامون اعزام ناو‌های آمریکایی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا استقرار کنونی آمریکا در منطقه واقعاً از نظر تاریخی «بی‌سابقه» است یا خیر. شواهد موجود نشان می‌دهد که چنین برداشتی دقیق نیست.

در حال حاضر، آمریکا یک ناو هواپیمابر اصلی به نام «یو اس‌اس آبراهام لینکلن» همراه با ناوگروه همراه آن شامل چند ناوشکن و رزمناو در منطقه غرب آسیا مستقر کرده است. این ناو از دریای جنوبی چین به اقیانوس هند و سپس به شمال اقیانوس هند منتقل شده و تحت فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) فعالیت می‌کند.

اما آیا در گذشته این استقرار بیشتر از هم بوده است؟ جواب مثبت است؛ در گذشته آمریکا اغلب بیش از یک ناو هواپیمابر در منطقه مستقر کرده و حتی در برخی بحران‌ها تعداد آنها به ۶ عدد رسیده است.

مثلا در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰-۱۹۹۱) آمریکا ۶ ناو هواپیمابر کوچک و بزرگ شامل «یواس‌اس آمه‌ریکا»، «یواس‌اس رنجر»، «یواس‌اس میدوِی»، «یواس‌اس جان اف کندی»، «یواس‌اس ساراتوگا» و «یواس‌اس تئودور روزولت» را در خلیج فارس و دریای سرخ مستقر کرد. این یکی از بزرگ‌ترین استقرار‌های دریایی آمریکا در تاریخ مدرن و بخشی از عملیات «طوفان صحرا» برای آزادسازی کویت از عراق بود.

پس از عملیات «طوفان‌الاقصی» در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ نیز آمریکا چندین ناو هواپیمابر را به صورت چرخشی و دوره‌ای در مدیترانه، دریای سرخ، شمال اقیانوس هند و خلیج فارس مستقر کرد. اغلب ۲ ناو همزمان در منطقه حضور داشتند.

در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و در پی تشدید تنش‌ها در منطقه، آمریکا اغلب ۲ ناو همزمان در منطقه داشت. مثلاً در می ۲۰۲۵، «یواس‌اس نیمیتز» و «یواس‌اس هری ترومن» همزمان در منطقه بودند. همچنین در ژوئن ۲۰۲۵، «یواس‌اس کارل وینسون» و «یواس‌اس نیمیتز» جایگزین یکدیگر شدند.

به طور کلی از دهه ۱۹۸۰ تاکنون آمریکا معمولاً تلاش کرده حداقل یک ناو هواپیمابر در منطقه غرب آسیا حفظ کند، اما در بحران‌ها مانند جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ یا تنش‌ها با ایران در سال‌های ۲۰۱۹-۲۰۲۰، این تعداد به دو یا سه ناو افزایش می‌یافت. از ۲۰۲۳ به بعد، با تمرکز بیشتر بر چین، حضور دائمی کاهش یافت، اما همچنان در مواقع نیاز افزایش می‌یابد.

 

نبرد با یمنی‌ها در دریای سرخ

قدرت‌نمایی ترامپ در برابر ایران درحالی است که ناو هواپیمابر ترومن اخیرا سابقه فرار از دریای سرخ را دارد. ترومن بار‌ها مجبور شد تا در نیرد علیه ارتش یمن از دریای سرخ عقب‌نشینی کند تا از تیررس موشک‌ها و پهپاد‌های یمنی دور شود. اطلاعاتی که به صورت قطره‌چکانی از تلفات آمریکا درز کرد، عمق شکست آنها را نشان داد. حداقل سه فروند جنگنده اف-۱۸ پیشرفته آمریکا «به دریا افتادند» و آسیب به ناو ترومن نیز مدتی بعد آشکار شد که نظامیان آمریکایی به‌صورت ناشیانه‌ای سعی کردند آن را مخفی کنند. البته آمریکایی‌ها مدعی هستند که ترومن به یک کشتی تجاری برخورد کرده است.

نشانه جنگ یا اعمال فشار سیاسی؟

در این چارچوب، تحلیل‌های منتشرشده در برخی رسانه‌های آمریکایی از جمله نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد که یکی از عوامل اصلی احتیاط واشنگتن در قبال ایران، ارزیابی از توان بازدارندگی این کشور است. این بازدارندگی صرفاً به تجهیزات نظامی متعارف محدود نمی‌شود، بلکه شبکه نفوذ منطقه‌ای، توان موشکی و ظرفیت پاسخ متقابل ایران را نیز دربر می‌گیرد. موشک‌های بالستیک ایران با بردی تا حدود دو هزار کیلومتر، بخش قابل توجهی از غرب آسیا را پوشش می‌دهند و مقام‌های ایرانی بار‌ها هشدار داده‌اند که هرگونه حمله، می‌تواند به واکنشی فراتر از مرز‌های ایران منجر شود.

بر همین اساس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که تهدید‌های نظامی آمریکا، بیش از آنکه بیانگر تصمیم قطعی برای ورود به یک جنگ گسترده باشد، در چارچوب مدیریت بازدارندگی، اعمال فشار سیاسی و کنترل رفتار بازیگران منطقه‌ای قابل تفسیر است؛ رویکردی که هم‌زمان تلاش می‌کند از هزینه‌های بالای یک درگیری فراگیر در غرب آسیا پرهیز کند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار