EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۱۲۱۶

تفاهم اسلام‌آباد؛ چرایی یک ناکامی دیپلماتیک

زینب اسماعیلی - روزنامه نگار

تفاهم اسلام‌آباد؛ چرایی یک ناکامی دیپلماتیک

با توجه به توضیحات صریح سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره حمله به نفتکش‌ها پس از تفاهم اسلام‌آباد، می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که این تفاهم، دست‌کم در سطوح عالی تصمیم‌گیری در ایران و ایالات متحده، از پشتوانه و اراده سیاسی کافی برای اجرای کامل برخوردار نبوده است.

 بیایید این فرضیه را با مرور رویدادها و شواهد مطرح‌شده بررسی کنیم.

۱. مفاد تفاهم اسلام‌آباد

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد میان ایران و ایالات متحده، با میانجی‌گری پاکستان، در ۲۲خرداد امضا شد. امضای الکترونیکی این سند از سوی دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان، رؤسای جمهور دو کشور انجام گرفت. مفاد تفاهم، دست‌کم در روایت ارائه‌شده از آن، به‌طور محسوسی به سود ایران ارزیابی می‌شد.

 بر‌اساس این روایت، ایران در برابر پذیرش تعهداتی محدود، از امتیازهایی همچون رفع محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده برخوردار می‌شد. مهم‌ترین تعهد ایران نیز بازگشایی تنگه هرمز، با رعایت ترتیبات مورد توافق، عنوان شده بود. کاهش تنش و توقف درگیری‌ها در جبهه‌های دیگر، از جمله لبنان {حزب‌الله لبنان به‌عنوان مهم‌ترین گره درگیر به‌عنوان شریک راهبردی ایران در منطقه از این بند تفاهم بهره‌مند می‌شد}، نیز بخشی از چارچوب تفاهم به شمار می‌رفت.

۲. آغاز اختلاف بر سر تفسیر تفاهم

از همان روز پس از اعلام تفاهم، روایت‌های متفاوت و گاه متناقض دو طرف درباره مفاد، تعهدات و امتیازات مندرج در آن آغاز شد. هم‌زمان، وضعیت درگیری‌ها در لبنان نیز به‌صورت نوسانی ادامه یافت و نشانه‌های روشنی از تثبیت آتش‌بس در همه جبهه‌ها مشاهده نمی‌شد. این وضعیت، از همان ابتدا این پرسش را مطرح می‌کرد که آیا طرفین درباره یک چارچوب اجرایی مشترک به توافق رسیده‌اند یا آنکه هر یک، برداشت متفاوتی از تعهدات طرف مقابل داشته‌اند.

۳. حمله به دو نفتکش و مسئله اجرای تفاهم

در همین شرایط، هنگامی که مذاکراتی میان ایران و عمان درباره مسیر عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در جریان بود، دو نفتکش ــ یکی متعلق به قطر و دیگری متعلق به عربستان سعودی ــ بدون هماهنگی با ایران قصد عبور داشتند. بنا بر روایت مطرح‌شده، نیروی دریایی سپاه در ۱۵ تیر به این دو نفتکش حمله کرد. نکته مهم در این میان، ادعای وجود بندی در تفاهم اسلام‌آباد است که عبور کشتی‌ها را مستلزم استفاده از مسیر تعیین‌شده از سوی ایران و طبق ترتیبات ایرانی می‌دانست. اگر چنین بندی در متن نهایی تفاهم وجود داشته و مورد تأیید و امضای طرفین قرار گرفته باشد، رفتار نفتکش‌ها را می‌توان از منظر اجرای ترتیبات مورد توافق بررسی کرد. در این چارچوب، این احتمال نیز مطرح می‌شود که عبور بدون هماهنگی این دو نفتکش، نوعی آزمون برای سنجش میزان پایبندی ایران به ترتیبات اعلام‌شده یا سنجش میزان سعه صدر ایران بوده باشد؛ هرچند اثبات چنین قصدی، به شواهد مستقلی نیاز دارد.

۴. نقض آتش‌بس و افزایش بی‌اعتمادی

این رویدادها در شرایطی اتفاق افتاد که بند مربوط به آتش‌بس در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، نیز با ابهام‌ها و گزارش‌هایی درباره تداوم درگیری‌ها روبه‌رو بود. افزون بر این، بنا بر روایت مورد استناد، ایالات متحده حملاتی پراکنده به چند پایگاه نظامی  اهدافی در جنوب ایران انجام داد.

 در چنین فضایی، تفاهم اسلام‌آباد نه‌تنها به چارچوبی پایدار برای کاهش تنش تبدیل نشد، بلکه اختلاف بر سر اجرای تعهدات، به عاملی برای تشدید بی‌اعتمادی متقابل بدل شد. ۱۷ تیر، دونالد ترامپ در حاشیه نشست سران ناتو در آنکارا مدعی شد که تعامل با مقام‌های ایرانی اتلاف وقت بوده و از نظر او، تفاهم و آتش‌بس پایان یافته است.

۵. اظهارات سخنگوی سپاه؛ حمله‌ای خودسرانه یا تصمیمی هماهنگ؟

در دو ماه گذشته، برخی روایت‌ها چنین القا کرده‌اند که حمله به دو نفتکش عامل از بین رفتن تفاهم اسلام‌آباد بوده و ایران مسئول شکست آن است؛ همچنین، این حمله به‌عنوان اقدامی خودسرانه معرفی شده است. اما سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه، در روزهای گذشته روایتی متفاوت ارائه کرد. او گفت که ایالات متحده دو بار در جریان مذاکرات نقض عهد کرده و دست به حمله زده و بار سوم نیز پس از امضای تفاهم‌نامه، تعهدات خود را نقض کرده‌است. به گفته او، حمله به کشتی‌های متخلف پس از امضای تفاهم‌نامه، نه اقدامی خودسرانه بوده و نه بدون هماهنگی با مسئولان بالاتر انجام شده است؛ بلکه پاسخی قاطع به سومین مورد نقض عهد آمریکا بوده است.

اهمیت این اظهارات در آن است که، اگر روایت سخنگوی سپاه را مبنا قرار دهیم، حمله به نفتکش‌ها را نمی‌توان صرفاً تصمیمی مستقل و خارج از سازوکار تصمیم‌گیری رسمی تلقی کرد. این سخنان، دست‌کم، ادعای خودسرانه بودن اقدام را باطل می‌کند. در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، چند روز پیش در دیدار با فعالان سیاسی گفته بود که از حمله به دو نفتکش اطلاع نداشته است؛ روایتی که به نقل از بهزاد نبوی، فعال سیاسی حاضر در آن جلسه، منتشر شده است. این دو روایت، پرسشی اساسی درباره سازوکار تصمیم‌گیری در ایران مطرح می‌کنند: اگر رئیس‌جمهور از چنین اقدامی اطلاع نداشته، اما سخنگوی سپاه بر هماهنگی آن با مسئولان بالاتر تأکید می‌کند، تصمیم در چه سطحی اتخاذ شده و چه کسانی در جریان آن بوده‌اند؟ سمت ریاست جمهوری در این مواقع در چه جایگاهی قرار دارد؟ البته ناآگاهی رئیس‌جمهور از یک عملیات، به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که آن عملیات بدون هماهنگی با دیگر سطوح عالی تصمیم‌گیری انجام شده است؛ همان‌طور که ادعای هماهنگی نیز بدون شواهد تکمیلی، همه جزئیات زنجیره تصمیم‌گیری را روشن نمی‌کند.

۶. نتیجه‌گیری:

 آیا تفاهم اسلام‌آباد اساساً برای اجرا طراحی شده بود؟ با کنار هم گذاشتن این رویدادها، می‌توان به فرضیه‌ای فراتر از اختلاف بر سر یک عملیات نظامی رسید:

شاید بخشی از بدنه اجرایی و دیپلماتیک در ایران و آمریکا خواهان دستیابی به تفاهم بوده‌اند، اما اراده سیاسی لازم برای اجرای کامل آن در سطوح عالی تصمیم‌گیری دو کشور وجود نداشته است.

به بیان دیگر، ممکن است تفاهم اسلام‌آباد بیش از آنکه محصول توافقی پایدار بر سر اهداف و تعهدات مشترک باشد، ابزاری موقت برای مدیریت بحران، خرید زمان یا مهار تنش بوده باشد؛ توافقی که طرفین می‌توانستند در مقطعی به آن نیاز داشته باشند، بی‌آنکه الزاماً برای اجرای تمام مفاد آن آمادگی یا اراده کافی داشته‌باشند.

اگر بیانیه رهبری پس از تفاهم نیز حاوی نشانه‌هایی از فاصله‌گذاری با مفاد یا جهت‌گیری آن بوده باشد، می‌توان این موضوع را در کنار تحولات بعدی، قرینه‌ای برای بررسی احتمال وجود اختلاف در سطوح عالی تصمیم‌گیری دانست. بااین‌حال، برای اثبات این ادعا که تفاهم از ابتدا با هدف اجرا نشدن تنظیم شده بود، شواهد بیشتری درباره مواضع واقعی تصمیم‌گیرندگان، متن کامل توافق و سازوکار اجرای آن لازم است.

بنابراین، شاید پرسش اصلی این نباشد که چه کسی تفاهم اسلام‌آباد را نقض کرد. پرسش بنیادی‌تر این است که آیا در دو سوی میز مذاکره، اراده سیاسی کافی برای تبدیل تفاهم به توافقی پایدار وجود داشت؟

اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، حمله به نفتکش‌ها نه لزوماً علت اصلی شکست تفاهم، بلکه می‌تواند یکی از نشانه‌های آشکارشدن شکنندگی توافقی باشد که از ابتدا بر پایه‌ای سست از اعتماد و تعهد متقابل شکل گرفته بود.

 میوه دیپلماسی برای پایدار ماندن نیازمند مراقبت تا منزل آخر است. اتفاقی که برای تفاهم اسلام‌آباد رخ نداد.

ارسال نظر

آخرین اخبار