EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۹۹۸۶

انسداد باب‌المندب، تنگنای استراتژیک ترامپ

همانگونه که پیش از این گفته شد، ایالات متحده در حال ضریب دادن به شیب صعودی تقابل با ایران از حدود دو هفته پیش تاکنون است که این رفتار را باید بر پایه «نمودار تصاعد تنش» محوربندی و تحلیل کرد

انسداد باب‌المندب، تنگنای استراتژیک ترامپ
آرمان ملی

آرمان ملی در گزارشی نوشت:

همانگونه که پیش از این گفته شد، ایالات متحده در حال ضریب دادن به شیب صعودی تقابل با ایران از حدود دو هفته پیش تاکنون است که این رفتار را باید بر پایه «نمودار تصاعد تنش» محوربندی و تحلیل کرد؛ به عبارتی دیگر آمریکایی‌ها در این شرایط تمام تلاش خود را بر این الگو معطوف کرده‌اند که بتوانند به هر جهت و از هر سویی که شده، ضربات متعدد ریز و درشت را بر پیکره کشور و به خصوص استان‌های جنوبی و سپس مرکزی ایران وارد آوردند که بتوانند نوعی بهم‌ریختگی در سازوکار نظامی بومی و توان تقابلی را به تصویر بکشند.

در فاز دوم ایالات متحده سعی دارد تا با هدف قرار دادن زیرساخت‌های مشخص جاده‌ای و ریلی و همچنین برخی دیگر از تاسیسات حساس و مهم، تلاش کند تا ضربات جدیدی بر پیکره محور‌های مواصلاتی کشور بزند و اخلال جدی و عمیق در این خصوص ایجاد کند که این مورد هم تا به امروز نتوانسته آنگونه که واشنگتن فکر می‌کند در توان و ظرفیت داخلی کشور خلل ایجاد کند و حالا به نظر می‌رسد که این حملات به سمت و سوی برخی دیگر از اماکن پیش می‌رود که با بافته‌های ذهنی محافظه‌کاران آمریکا و راستگرایان اسرائیل همخوانی دارد. به عنوان مثال روز گذشته سازمان انرژی اتمی ضمن محکومیت حمله آمریکا به سایت نیروگاه هسته‌ای در حال ساخت دارخوین اعلام کرد که رژیم تروریستی و جنایتکار آمریکا که سرشتی جز قلدری و قانون‌شکنی ندارد، طی اقدامی تجاوزکارانه و وحشیانه خلاف قوانین بین‌المللی با تعدادی پرتابه به سایت در حال ساخت نیروگاه دارخوین حمله کرد. 

 
 

انسداد باب‌المندب؟

فارغ از تحلیل الگوریتم و رفتار لاحِق و سابق ترامپ در قبال ایران، باید توجه داشت که ادامه این روند و افزایش شیب و دامنه حملات آمریکا به ایران ممکن است که جنگ را به سمت و سویی بکشاند که دیگر صرفاً تنگه هرمز محور اصلی و ستون فقرات ماهیتی این تقابل نباشد و حتی کار به دریای سرخ، خلیج عدن و در نهایت تنگه باب‌المندب کشیده شود. از ماه‌های گذشته بحث انسداد باب‌المندب مطرح بوده، اما در شرایط کنونی که ترامپ و تیم او تفاهم اسلام‌آباد را یکجانبه نقض و در نهایت حملات به ایران را آغاز کردند، این تئوری مجدداً مطرح شده و حتی احتمال اجرای آن افزایش پیدا کرده است. در این راستا اخیراً رویترز به نقل از منابع آگاه مدعی شد که ایران از جنبش انصارا... خواسته در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های انرژی ایران، برای بستن تنگه باب‌المندب و بستن مسیر انتقال نفت از طریق دریای سرخ آماده باشد و یمنی‌ها با استقرار موشک و پهپاد در نزدیکی این آبراه، آمادگی خود را تکمیل کرده‌اند. رویترز همچنین مدعی شده که یک منبع نزدیک به جنبش انصارا... یمن اعلام کرده که این گروه با استقرار موشک‌ها و پهپاد‌ها در نزدیکی تنگه باب‌المندب، ورودی دریای سرخ، در ارتفاعات مشرف به الحدیده و خلیج عدن، آمادگی خود را برای حمله به کشتی‌ها تکمیل کرده و اکنون در انتظار صدور دستور آغاز عملیات است. فارغ از اینکه این گزارش رویترز و ادعا‌های آن صحت دارد یا خیر، باید به اظهارات اخیر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز توجه کرد. او در کنفرانس مطبوعاتی پس از دیدارش با جیحون بایراموف، وزیر خارجه جمهوری آذربایجان، صراحتاً اعلام کرد که «این خطر بسیار جدی است که تنگه باب‌المندب نیز مسدود شود، تنگه‌ای که از سمت غرب با شبه‌جزیره عربستان هم‌مرز بوده و در آن صورت، به احتمال زیاد شرایط برای تجارت جهانی به هیچ‌وجه مطلوب نخواهد بود». 

هزینه‌تراشی برای ترامپ 

موضوع بسیار مهم دیگر این است که اغلب رسانه‌های منطقه‌ای طی سه روز گذشته، بخشی از تمرکز خود را بر تحلیل انسداد احتمالی باب‌المندب و تاثیرات آن قرار داده‌اند. برای نمونه، روزنامه هاآرتص اسرائیل در گزارشی نوشته است که «دونالد ترامپ در حالی میان تنگه‌هرمز و تنگه باب‌المندب گرفتار شده و همچنان بر حملات علیه ایران و انصارا... یمن اصرار می‌ورزد که در داخل ایران راهبرد «مقاومت همراه با دیپلماسی» تاکید دارند و از سوی دیگر عربستان و پاکستان به‌دلیل منافع اقتصادی و پیمان‌های دفاعی، تمایلی به همراهی با آمریکا ندارند و فشار‌ها بر ترامپ برای عقب‌نشینی از تهدیدهایش روزافزون است». هاآرتص در این گزارش به این موضوع اشاره می‌کند که «از منظر تئوری، حتی اگر تنگه باب‌المندب بسته شود، عربستان هنوز می‌تواند از طریق کانال سوئز نفت صادر کند، اما سازمان کانال سوئز به نفتکش‌های غول‌پیکر اجازه عبور نمی‌دهد، بنابراین عربستان فقط مسیر شرقی به سمت آسیا را خواهد داشت و اگر انصارا... یمن ترانزیت در تنگه باب المندب را متوقف کنند، عربستان دیگر مسیر صادراتی امنی نخواهد داشت و اینجا ترامپ و اقتصاد بین‌الملل با مشکل مواجه می‌شود». روزنامه الاخبار نیز در گزارش خود به این موضوع اشاره می‌کند که «با توجه به اینکه آمریکا، علیرغم برتری نظامی خود، فاقد ظرفیت دستیابی به یک پیروزی نظامی قاطع است، این روند می‌تواند به یک جنگ فرسایشی طولانی منجر شود که ایران نه مایل به آن است و نه آن را می‌پذیرد و در نتیجه، ایران احتمالاً اوضاع را در مناطق دیگری تشدید خواهد کرد که از تنگه هرمز فراتر می‌رود و تا تنگه باب المندب و دریای مدیترانه گسترش خواهد یافت». اما نکته نهایی این است که انسداد باب‌المندب و حتی ایجاد اختلال در روند عبور و مرور در این تنگه به وضوح می‌تواند نه تنها نرخ انرژی را بالا ببرد بلکه بر پیکره اقتصاد بین‌الملل خدشه وارد خواهد کرد. بر این اساس افزایش قیمت نفت تنها به معنای گران‌تر شدن سوخت نیست، بلکه اثر آن به تمام بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود. هزینه حمل‌ونقل افزایش پیدا می‌کند، هزینه تولید کالا‌ها بالا می‌رود و در نهایت مصرف‌کنندگان با قیمت‌های بالاتر مواجه می‌شوند. برای اقتصاد‌های بزرگ واردکننده انرژی مانند چین، هند، ژاپن و بسیاری از کشور‌های اروپایی، افزایش قیمت نفت می‌تواند فشار قابل توجهی ایجاد کند؛ چراکه این کشور‌ها برای حفظ سطح تولید صنعتی و فعالیت اقتصادی خود نیازمند جریان پایدار انرژی هستند و هرگونه اختلال در مسیر‌های انتقال، هزینه‌های آنها را افزایش خواهد داد که در قضیه تنگه‌هرمز هم شاهد همین موضوع بودیم. حال سوال اصلی و نهایی این است که آیا ترامپ حاضر به تحمل گله و شکایت شرکای ایالات متحده و همچنین بهم خوردن وضعیت اقتصادی آمریکا در آستانه انتخابات میاندوره‌ای که می‌تواند از انسداد باب‌المندب منبعث شود، هست یا خیر!

 

ارسال نظر

آخرین اخبار