اینجا جنگ زنده است
روایتی از روزهای نبرد در تابستان آتشین اهواز
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
جنگ زنده است. اینبار، استانهای جنوبی کشور هدف موشکبارانی هستند که بعد از سه ماه آتشبس شکننده دوباره شعلهور شده است. در میانه تابستان آتشین، جنگ در نوار جنوبی از سرگرفته شده و استانهای سیستانوبلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان روزها و شبهای پرالتهابی را سپری میکنند. وزارت بهداشت اعلام کرده: «در حملات هوایی ۶ تا ۲۷ تیرماه، ۵۰ نفر شهید و بیش از ۵۰۰ نفر مصدوم شدند.» حالا شهرهای خوزستان نیز دوباره میدان جنگ شدهاند. 12 شهرستان در این استان در این مدت هدف بمباران شبانه قرار گرفتهاند. اهواز، آبادان، اندیمشک، امیدیه، بهبهان، دشتآزادگان، حمیدیه، دزفول، شادگان، ماهشهر، هویزه و هندیجان در حالی زیر آتش جنگ بودهاند که هواشناسی سومین هشدار قرمز افزایش دما و رخداد دماهای بالای 50 درجه را در خوزستان صادر کرده و امروز (دوشنبه) تمام ادارات برای دومین بار دورکار اعلام شدهاند. در روزهای اخیر خوزستانیها روزهای دشواری را از سر گذراندهاند. بیمارستان بقایی2 تخلیه شده است؛ امتحانات نهایی 70 هزار دانشآموز خوزستانی لغو شده، چند انبار گندم خوزستان در بمباران تخریب شده و علاوه بر همه اینها زلزله 5 ریشتری در روز یکشنبه سالند دزفول را لرزانده است. نخستین تهاجم هوایی امریکا به خوزستان 17 تیر رقم خورد و سه نقطه موشکباران شدند. پس از یک وقفه چهار روزه، از 21 تیر حملات هوایی دوباره از سرگرفته شد. بر اساس اعلام «ولیالله حیاتی»، معاون امنیتی و انتظامی استاندار خوزستان در مدت 10 روز (تا 27 تیر) ۹۵ نقطه در ۱۲ شهرستان هدف قرار گرفته که در پی آن هشت نفر از شهروندان خوزستانی به شهادت رسیدند.
شبی که از آسمان آتش بارید
تاکنون اهواز، مرکز استان، بیشترین حملات را شاهد بوده است. شدیدترین آنها چهارشنبه شب بود که پنج نقطه در این شهر موشکباران شد. مرکز نظامی مجاور بیمارستان بقایی2 که تنها مرکز تخصصی خون و سرطان استان به ویژه برای کودکان است، در این شب بمباران شد که تخلیه 211 بیمار این بیمارستان را به دنبال داشت. اگرچه به دلیل نیاز بیماران به شیمیدرمانی بعد از چند ساعت دوباره به چرخه خدمت بازگشت. بمباران شبانه چهارشنبه در تمام شهر اهواز شنیده شد و مناطق مسکونی تا چند کیلومتری بیمارستان بقایی2 از شدت انفجارها به لرزه درآمدند.
ساعت 10:45 چهارشنبه شب، «امعلی» از اهالی کوی پیام که در نزدیکی بیمارستان بقایی2 قرار دارد، حال خوشی نداشت و تنهایی در آشپزخانه ظرفها را میشست که ناگهان صدای انفجار شدیدی خانه را میلرزاند. با موج انفجار شیشههای گلخانه فرو میریزد و درها و پنجرهها با شدت باز میشود. «امعلی» شیر آب را رها میکند و پابرهنه به کوچه میدود. او در گفتوگو با «اعتماد» وقایع آن شب را اینگونه روایت میکند: «دست و پایم میلرزیدند. مردم از خانهها بیرون آمده بودند و جمعیت زیادی در کوچه و خیابان بود. صدای جیغ و فریادشان بلند بود و پابرهنه در کوچه از این طرف به آن طرف میدویدند و نمیدانستند به کجا پناه ببرند. قیامت شده بود. مردم دختر و پسرشان را جستوجو میکردند، انگار گیج شده بودند، اصلا نمیدانستند کجا دارند میروند. نمیدانم از ترس انفجارها بود یا از درد پاهایم که اشکهایم ناخودآگاه سرازیر میشد. خیلی ترسیده بودم و نگران بچههایم که دور از من بودند. پسرم و بستگانم و همسایهها تماس میگرفتند و اصرار میکردند که از خانه بروم. در نهایت به خانه یکی از بستگان رفتم و صبح زود برگشتم.»
«امعلی» هنوز خاطرات جنگزدگی هشت ساله با عراق را به یاد دارد که بارها خانهاش را ترک کرده و به همراه خانواده بین اهواز و سوسنگرد و عبدالخان سرگردان بودند. حالا همه این خاطرات تلخ دوباره زنده شده. او میگوید: «آن شب شش بار صدای انفجار شنیدم. روی زمین مینشستم و میگفتم دیگر تمام شده ولی باز هم صدای وحشتناک انفجار میآمد. انگار از آسمان آتش میبارید. همه جا را غبار و دود انفجارها پر کرده بود. این بمباران از جنگ قبلی بدتر بود، تقریبا تا ساعت یک شب طول کشید. خیلی از همسایهها آن شب خانههایشان را گذاشتند و از منطقه رفتند.»
اهواز در این روزها، همچون جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه تحت تاثیر انفجارهای شدید بوده است. جعفر یکی از اهالی اهواز به «اعتماد» میگوید: از آغاز دوباره بمبارانها هر شب در این منطقه شاهد انفجارهای شدید هستیم و آرامش نداریم. این انفجارها معمولا مربوط به اطراف پلیسراه اندیمشک است. خیلی شرایط بدی داریم، هر شب از ساعت10 تا 12 از صدای انفجار و بمباران خواب به چشممان نمیآید. خانهها و دیوارها و پنجرهها به شدت میلرزد و احساس میکنیم هر آن ممکن است سقف روی سرمان آوار بشود.» او نیز شدیدترین انفجار را مربوط به چهارشنبه شب عنوان میکند: «آن شب صدای انفجارها مهیب و وحشتناک بود. فقط من و همسرم در مجتمع مانده بودیم و همه همسایهها خانههایشان را ترک کرده بودند. در جنگ 12 روزه و 40 روزه هم بیشتر ساکنان این منطقه خانههایشان را گذاشتند و رفتند ولی ما جای دیگری نداریم که برویم و ناچاریم که بمانیم. از طرفی به خاطر شغلم، مجبورم هر روز سرکار بروم و نمیتوانم غیبت کنم.» جعفر این بلاتکلیفی را بسیار آزاردهنده توصیف میکند: «نمیدانیم فردا چه اتفاقی میافتد و آینده چه میشود و چه سرنوشتی خواهیم داشت. همه چیز برایمان مبهم است. نمیدانیم بمانیم یا برویم؟»
شهلا از اهالی جنوب غرب اهواز نیز به «اعتماد» میگوید: «هر شب تقریبا صدای انفجار میشنویم، اما چهارشنبه شب از همیشه بدتر بود. صدای حدود 9 انفجار شنیدیم و شدت انفجارها به حدی بود که خانه ما در طبقه ششم به شدت تکان میخورد و در و پنجرهها میلرزید. خیلی شرایط ترسناکی بود بهطوری که مهمانهایمان از ترس رفتند و نماندند. ما هم به خاطر توصیههای ایمنی در خانه مانده بودیم و نمیدانستیم چه کنیم.»
70 هزار دانشآموز در بلاتکلیفی
شهلا همچنین از لغو امتحانات نهایی دخترش که در پایه دوازدهم مشغول تحصیل است و بلاتکلیفی گلایه میکند: «امتحانات کلاس دوازدهم بارها لغو شد و به تاخیر افتاد. الان یکی از امتحانات برگزار شده و به خاطر بمبارانها امتحان دوم و سوم که قرار بود پنجشنبه و یکشنبه برگزار شود باز هم لغو شده است. بچهها بلاتکلیف هستند و با توجه به اینکه امسال کنکور هم دارند، فشار و اضطراب زیادی را تحمل میکنند. مسوولان تکلیف خانوادهها را روشن نمیکنند که قرار است همه امتحانات لغو شود یا فقط چند امتحان. خواسته ما این است که امتحانات به صورت آنلاین برگزار شود تا بچهها مجبور نباشند به مدرسه بروند. ما نگرانی زیادی داریم مخصوصا اینکه حوزه امتحانی دخترم در منطقه امانیه و پرخطر است و میترسیم در زمان امتحان اتفاقی برایش بیفتد.» شهلا میگوید: «از پارسال به خاطر آنلاین بودن کلاسها، دانشآموزان نتوانستند خوب درس بخوانند. حالا هم سراسر کشور امتحان دادهاند جز خوزستان و چند استان دیگر. این تبعیض مضاعفی است در حق دانشآموزان خوزستانی که اینطور دچار عقبماندگی تحصیلی بشوند. این بچهها از دوره کرونا به سختی کلاسها را به صورت آنلاین گذراندند، بعد هم آلودگی هوا و حالا هم جنگ باعث شد آموزشها به خوبی انجام نشود. بچههایمان دیگر هیچ امیدی به آینده ندارند.»
«فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، جمعه در سفر یک روزهاش به خوزستان پیام «همراهی دولت با مردم خوزستان» را آورده بود. این پیام اما راهگشای مشکلات این استان از قطعی مکرر آب و برق تا بمبارانها و بلاتکلیفی دانشآموزان نبود. به گفته «ناصر علیفر»، مدیرکل آموزشوپرورش خوزستان، 70 هزار دانشآموز در پایههای یازدهم و دوازدهم در این استان مشغول تحصیل هستند که به خاطر شرایط جنگی درگیر لغو امتحانات شدهاند.
براساس اطلاعیه ستاد عالی آزمونهای وزارت آموزشوپرورش «با توجه به استمرار شرایط ناپایدار در جنوب کشور، آزمونهای نهایی تمامی رشتههای تحصیلی پایه یازدهم و دوازدهم در روزهای یکشنبه و دوشنبه ۲۸ و ۲۹ تیر ۱۴۰۵ صرفا در استانهای هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستانوبلوچستان، لغو و به زمان دیگری موکول شد. تا زمان تنظیم این گزارش، تصمیمگیری برای امتحانات بعدی هنوز اعلام نشده است.»
اما «علیرضا کاظمی»، وزیر آموزش و پرورش در آخرین اظهارنظرش در روز یکشنبه از ادامه بلاتکلیفی دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم در چهار استان جنوبی خبر داده است. بنا بر گزارش روابطعمومی وزارت آموزشوپرورش، کاظمی گفته است: «امتحانات تاکنون به خوبی برگزار شده و تنها در چهار استان خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستانوبلوچستان به دلیل شرایط خاص امنیتی امکان برگزاری آزمون فراهم نبود. هنگام تصمیمگیری درباره تعویق آزمونها، دو سناریو پیشرو داشتیم یا امتحانات حدود ۲۰۰ هزار دانشآموز چهار استان درگیر شرایط ویژه به تعویق بیفتد یا برنامه آزمونهای بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار دانشآموز سایر استانهای کشور تغییر کند. در نهایت، با جمعبندی کارشناسی و هماهنگی با سایر مراجع، تصمیم بر آن شد که تنها آزمونهای چهار استان به تعویق بیفتد، زیرا تعویق سراسری امتحانات تصمیمی منطقی نبود و میتوانست نظام آموزشی کشور، تقویم آموزشی دانشگاهها و روند پذیرش دانشجو را با مشکلات جدی مواجه کند.»
به گفته او، «اگر در چهار استان درگیر شرایط ویژه تا ۱۵ شهریور امکان برگزاری امتحانات نهایی فراهم نشود، برای جلوگیری از وقفه در ادامه تحصیل دانشآموزان، ارزشیابی و امتحانات داخلی برای ارتقای پایه آنان انجام خواهد شد و برگزاری امتحانات نهایی و ثبت سوابق تحصیلی پس از عادی شدن شرایط دنبال میشود.»
کاظمی همچنین درباره نگرانیها نسبت به عدالت آموزشی نیز توضیح داد: «همترازسازی نمرات آزمونهایی که در زمانهای مختلف برگزار میشوند، فرآیندی کاملا علمی و شناخته شده است و سالهاست در نظام سنجش کشور اجرا میشود؛ بنابراین نگرانی درباره سختتر یا آسانتر بودن آزمونهای برگزار شده در زمانهای مختلف مبنای علمی ندارد.»
موشک در انبار گندم
خوزستان سومین هدف جنگندههای امریکایی-اسراییلی در جنگ 40 روزه بود و 26 شهرستان درگیر این جنگ بودند. بنا بر اعلام استانداری خوزستان نتیجه آن شلیک یکهزار پرتابه به 210 نقطه بوده است. بمباران زیرساختها و شرکتهای بزرگ از جمله فولاد خوزستان و پنج پتروشیمی از جمله خسارتهای سنگین این جنگ در خوزستان بوده است. آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته هدف قرار گرفتن انبارهای گندم خوزستان در جنگ است. آخرین آنها انبار گندم در هویزه که 23 تیر ماه رخ داد. اگرچه ارتش امریکا (سنتکام) این حمله را رد کرد و مدعی شد: «نیروهای امریکایی در ۲۳ تیر اهداف نظامی ایران را هدف قرار دادند تا توان ایران را برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز کاهش دهند.»
«عدنان لویمی»، معاون خدمات فنی و بازرگانی تعاون روستایی خوزستان در گفتوگو با «اعتماد» از آسیب به 54 انبار گندم در استان خبر میدهد: «این سازمان 68 مرکز خرید و انبار گندم دارد که 54 مورد از آنها طی جنگ 40 روزه و حملات روزهای اخیر آسیب دیده است. از این تعداد 20 مرکز، بیش از 70 درصد تخریب شده و مابقی بین 70-50 درصد آسیب دیدهاند. تعدادی از آنها مثل مرکز حمیدیه، دشتآزادگان، بهبهان و شوش به کلی تخریب شدهاند.»
به گفته او، «امسال یک میلیون و 438 هزار تن گندم در خوزستان از کشاورزان خریداری شد که از این مقدار 857 هزار تن توسط تعاون روستایی بوده است.»
لویمی میگوید: «با وجود این تخریبها نگذاشتیم در زمان برداشت محصول امسال که از نیمه فروردین تا نیمه تیر انجام میشود، وقفه یا اختلالی در کار خرید گندم اتفاق بیفتد و با توجه به آسیبدیدگی برخی مراکز تلاش شد، خرید گندم، همزمان با صادرات و حملو نقل آن به داخل و خارج استان صورت گیرد. امسال شبانهروز کار کردیم تا جلوی خسارت را بگیریم و نگذاشتیم حتی یک تن گندم تلف بشود. برآورد خسارات در حال انجام است و بعد از جمعبندی از طریق مراجع ذیصلاح به استانداری اعلام میشود تا بتوان بودجهای برای بازسازی و ترمیم اختصاص داده شود.»