تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه به سود ایران
در دو جنگ اخیر، موسوم به ۱۲روزه و جنگ موسوم به ۴۰روزه یا جنگ رمضان هم شیطنت ها و شرارت های نتانیاهو، عامل اصلی در شروع درگیری ها و وارد کردن آمریکا در شروع و ادامه جنگ بوده است.
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
در سالگرد جنگ ۱۲روزه و در شرایطی که پیامدهای جنگ ۴۰روزه همچنان بر معادلات منطقهای سایه افکنده است، سه کارشناس حوزه روابط بین الملل، پارلمانی و حقوقی در گفتگو با اطلاعات به بررسی اهداف آمریکا و اسرائیل از آغاز درگیریها، عوامل ناکامی آنان در تحقق اهداف اعلامی، نقش انسجام داخلی و قدرت بازدارندگی ایران و همچنین دلایل تداوم بحران و تبدیل یک جنگ محدود به نبردی فرسایشی پرداختند؛ موضوعی که همچنان یکی از مهمترین پرسشهای افکار عمومی درباره تحولات اخیر غرب آسیا به شمار میرود.
در همین زمینه، سید جلال ساداتیان کارشناس روابط بین الملل و سفیرسابق ایران در انگلیس در پاسخ به این سئوال خبرنگار اطلاعات که هدف واقعی آمریکا و همچنین اسرائیل از تحمیل دو جنگ علیه ایران چه بوده؟ معتقد است: اسرائیل از بدو تأسیس همواره با ترور، خشونت و شرارت اهداف توسعه طلبانه و تجاوزات به همسایگان را پیش برده است.
این رژیم جعلی به تصور این که ایران بزرگترین مانع در برابر جاه طلبی ها و گسترش تسلط او بر منطقه و تحقق دستیابی به سرزمین های از نیل تا فرات است، با انواع مکر و حیله در صدد همراه کردن رؤسای جمهوری آمریکا با خود برای توسعه طلبی هایش بوده است.
در دو جنگ اخیر، موسوم به ۱۲روزه و جنگ موسوم به ۴۰روزه یا جنگ رمضان هم شیطنت ها و شرارت های نتانیاهو، عامل اصلی در شروع درگیری ها و وارد کردن آمریکا در شروع و ادامه جنگ بوده است.
وی افزود: هدف آنها سرنگونی جمهوری اسلامی و انتصاب یک عامل دست نشانده در ایران و به دست گرفتن مقدرات منطقه غرب آسیا است که همه تصورات و خیالاتشان نقش بر آب شده و خود و آمریکا را به ورطه بیچارگی کشانده و حالا ایالات متحده به دنبال خلاصی از این بن بست است.
ساداتیان، در زمینه ریشه اختلافات ایران و آمریکا خاطرنشان کرد: اختلافات بین دو کشور، از سویی به دیدگاه ایدئولوژیک ایران به دلیل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شمسی علیه مردم ایران، دخالت های اوایل پیروزی انقلاب و بعد کودتای نوژه و در مقابل، اشغال لانه جاسوسی و حمله و حادثه صحرای طبس و بعد کمک به جنگ ۸ ساله علیه ایران مرتبط است.
وی افزود: حمله به سکوهای نفتی ایران و ساقط کردن هواپیمای مسافربری، شهادت مسافرین آن هواپیما و دهها مورد ریز و درشت دیگر تا خروج از برجام و تحریم های ظالمانه علیه ایران و بد عهدی ها در بسیاری از توافقات دو جانبه و چند جانبه، دیگر موارد ریشه اختلافات ایران و آمریکاست. در این اواخر هم زور گویی ها و خواسته های مغرورانه که به طور طبیعی با ماهیت انقلاب و جمهوری اسلامی ایران سازگار نیست را باید علت تخاصم و تقابل طرفین به حساب آورد. حرکت در مسیر خواسته های اسرائیل در دو جنگ اخیر هم مزید بر علت دشمنی های آمریکا با مردم و حاکمیت ایران می توان تلقی کرد.
دشمن تصوری از قدرت مقاومت ما نداشت
به گفته این کارشناس روابط بین الملل، دشمنان در جنگ های اخیر تصوری از میزان و قدرت مقاومت مردم و نیروهای مسلح کشور نداشتند و لذا ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، ناباورانه با تبعات اقدامات نابخردانه خود در داخل و خارج از آمریکا مواجه شد که بسیاری آنها را شکست های سخت برای سیاست های وی می دانند.
وی افزود: ترامپ هم در دور اول ریاست جمهوری و هم در دور اخیر با شدت بیشتر، شعار اول آمریکا را سر داد، یعنی در راستای برتری همه جانبه ایلات متحده نسبت به دیگر کشورها و بلوک های قدرت حرکت خواهد کرد. لذا اعلام کرد که کانادا ایالت پنجاه و یکم آمریکا شود! به همین دلیل، بریتانیا و فرانسه و کانادا موضع گرفتند، گرینلند را از دانمارک مطالبه کرد، مجموعه اروپایی ها علیه او موضع گرفتند و به صورت دستوری خواست مشکل اوکراین را حل کند که با دیوار بسته روبرو شد و همچنین مزورانه برای مشکل غزه راه حل ارائه کرد که هنوز هم حاصلی نداشته است!
سفیر سابق ایران در انگلیس تصریح کرد:ترامپ درخصوص ایران، از سرِ غرور، فریب نتانیاهو را خورد و در موقعیتی قرار گرفت که پشیمانی از سویی و عصبانیت از عدم موفقیت در یافتن راه حل آبرومندانه از این موقعیت از سوی دیگر، رفتار های متناقض و دروغ های فراوان را باعث شده که مورد تمسخر و استهزای داخل و خارج از آمریکا قرار گرفته است.
ساداتیان یادآور شد: همه اینها به دلیل آنست که آمریکا بر عهد پیشینیان خود بعد از جنگ دوم جهانی که بنای همکاری ها و چند جانبه گرایی را گذارده بودند، وفادار نماند و راه یک جانبه گرایی و خود محوریت را در پیش گرفت.
وی در زمینه تاثیر سکوت مجامع جهانی و عدم قاطعیت کشورهای صاحب رای وتو در شورای امنیت در تشجیع و تحریک آمریکا در حمله به کشورهای چون ونزوئلا و ایران تصریح کرد: بعد از جنگ جهانی دوم و ورود رسمی ایالات متحده به صحنه بین الملل که عملا جهان از اروپا محور به پاسفیک محور تبدیل شد و منشور ملل متحد مورد پذیرش اکثریت کشورهای جهان قرار گرفت، همکاری های جمعی به عنوان میثاق و پیمان اداره امور جهان، حداقل روی کاغذ، مورد قبول واقع شد.
ولی قدرت هایی که برای خود، حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل قائل شدند، کماکان فقط منافع خود را با تکیه بر روش واقع گرایی که آن هم صرفا بر مبنای قدرت عمل می کرد، منازعه و درگیری را در راستای تأمین امنیت خویش دنبال می کردند، هر چند در لفظ و بیان، خود را کاملا تابع همکاری های جمعی و در قالب سازمان های بین المللی نشان می دادند.
سفیر سابق ایران در انگلیس با اشاره به اینکه دونالد ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید با رویکردی یکجانبهگرایانه، از برخی نهادهای بینالمللی از جمله سازمان بهداشت جهانی و یونسکو خارج شد و با قطع کمکهای مالی آمریکا به این نهادها، صرفاً در چارچوب منافع ملی کشورش عمل کرد، گفت: طبیعی است که سایر کشورها نیز مواضع و رفتار خود را بر اساس منافعشان تنظیم کنند. از این رو، در ارزیابی مواضع بازیگران مختلف در تحولات اخیر باید عملکرد و رفتار عملی آنها را ملاک قرار داد؛ چرا که دولتها هر جا منافع خود را در خطر یا تأمینشده ببینند، وارد عمل میشوند و در غیر این صورت، سکوت یا حتی موضعی متفاوت اتخاذ میکنند.
حضور مردم موجب ناکامی آمریکا شد
این کارشناس روابط بین الملل با بیان اینکه آمریکا تصور میکرد با آغاز جنگ دوم، شهادت رهبر معظم انقلاب و بسیاری از مسئولان و فرماندهان نیروهای مسلح، کار جمهوری اسلامی به پایان خواهد رسید، اما در نهایت حتی از باز کردن تنگه هرمز نیز عاجز ماند، افزود: انسجام ملی و حضور مستمر مردم در صحنه، از جمله حضور بیش از ۱۰۰شب در خیابانها و میادین و اعلام حمایت از حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی، نقش مهمی در ناکامی آمریکا
داشت. همچنین روحیه مقاومت مردم در برابر تهاجمات و اقدامات تروریستی مهاجمان، در کنار قدرت آتش نیروهای مسلح و حملات کوبنده به پایگاههای آمریکا در منطقه، سرزمینهای اشغالی و ناوهای هواپیمابر این کشور، بخشی از عوامل شکست اهداف واشنگتن بود.
ساداتیان تصریح کرد: تلاش وافر و صادقانه دولت چهاردهم و شخص آقای دکتر پزشکیان در تأمین نیازمندی های مردم، به خصوص معیشتی به وجهی که کمبودی در دوران جنگی حس نشود تا روحیه آحاد مردم برای داشتن نشاط طبیعی حفظ شود هم امر بسیار مهمی بود.
همچنین حضور پر رنگ و به موقع دیپلماسی در کنار اقدامات نظامی و باصطلاح، میدان، برای بهره گیری معقول و به موقع از تدبیر و درایت در اداره امور سیاسی و بین الملل هم نفش بسزایی در این زمینه داشته است.
مسئولان مردم را در جریان مذاکرات قرار دهند
وی در پاسخ به این سئوال که ایران چگونه میتواند از اهرمهای مهمی مانند تنگه هرمز استفاده کند و همزمان آثار منفی تحریمها و فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره دریایی و تحریم را کاهش دهد، گفت:نکته اصلی در این باره به نحوه تعامل و استفاده از دستاورد های مهم، و همچنین هوش دیپلماتیک هیأت مذاکره کننده ایران بر می گردد که اولا، از همه ظرفیت های خوب و اثرگذار شخصیت های شناخته شده گذشته و حال، اعم از رؤسای جمهوری، وزرای امور خارجه، دیگر وزرا و رؤسای مجالس و بعضا نمایندگان دارای صلاحیت دیپلماتیک و چهره های شناخته شده ملی، برای تبیین و تشریح حقوق و حقانیت های ایران در گفتگوهای رسانه ای و سفرهای برنامه ریزی شده خارجی با موافقت شورایعالی امنیت ملی و توسط وزارت امور خارجه استفاده شود. ثانیا، هیأت دیپلماتیک و سخنگوی آنان، مردم را در جریان روند مذاکرات و کم و کیف آن قرار دهند تا هم اعتماد سازی صورت گرفته حفظ و هم جلوی هر نوع شایعه سازی و تخریب روند مذاکرات گرفته شود.
ساداتیان اضافه کرد: ثالثاً آنجایی که باید برای حفظ منافع و امنیت ملی، امتیازاتی داده شود، بی هیچ واهمه آن را با مردم در میان بگذارند، در مقابل امتیازاتی که دریافت می کنند.
وی با اشاره به اینکه، ایران در شرایط کنونی از امتیازات خوب تسلط بر تنگه هرمز و در صورت ضرورت، تنگه باب المندب و کمک یمن در سایه توان موشکی و پهپادی و تقویت بنیه دفاع هوایی برخوردار است، گفت: اما مسئولان، مشکل ادامه محاصره دریایی و کاهش درآمدها و اثرات آن بر معیشت مردم فراتر از روزهای فعلی را هم باید در نظر داشته باشند که هر چه سریعتر بتوانند با حفظ عزّت و افتخارات،کشور را وارد مدار سازندگی و توسعه کنند که آنهم با مشارکت گسترده مردمی به دست می آید.
جنگ برای تغییر حکومت و تجزیه کشور
حسین امامی راد نماینده چناران، طرقیه، شاندیز و گلهبار در مجلس هم درباره چرایی بروز جنگ ۱۲ روزه و مقابله ایران دربرابر زیاده خواهی متجاوزان صهیونی –آمریکایی به خبرنگار اطلاعات گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ تحمیلی اخیر را با هدف تغییر حکومت، تجزیه کشور و تصاحب منابع نفتی ایران، آغاز کردند و با ترکیب فشار نظامی، تحریم اقتصادی، عملیات روانی و بیثباتسازی داخلی تصور کردند میتوانند اراده ملت ایران را در هم بشکنند؛ اما ایستادگی مردم رشید و آگاه ایران، رشادتهای غیورمردان نیروهای مسلح و تدابیر مؤثر رهبر معظم انقلاب و همه ارکان نظام، ورق را برگرداند و نه تنها متجاوزین به اهداف خود نرسیدند، بلکه بسیاری از معادلات منطقهای هم دستخوش تغییر شد.
وی درباره ناکامی آمریکا در پیشبرد اهدافش گفت: پروژهای که قرار بود موازنه قدرت را علیه ایران تغییر دهد، خود به عاملی برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه تبدیل شد. امروز آنچه در غرب آسیا جریان دارد، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از درگیریهای نظامی یا رفتوآمدهای دیپلماتیک باشد، نشانه ورود منطقه به مرحلهای جدید از بازتعریف موازنه قدرت و نظم امنیتی است.
در این میان، رخدادهای مرتبط با لبنان، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، نقشآفرینی بازیگران منطقهای و تحولات پیرامون تنگه هرمز و بابالمندب، همگی قطعات یک پازل بزرگتر را تشکیل میدهند؛ پازلی که موضوع اصلی آن نه صرفاً جنگ یا صلح، بلکه تعیین قواعد امنیتی و سیاسی آینده منطقه است.
واشنگتن به دنبال جلوگیری از فراگیر شدن جنگ
امامی راد تصریح کرد: از طرفی، شواهد متعدد نشان میدهد که واشنگتن بیش از هر چیز به دنبال جلوگیری از گسترش جنگ به یک درگیری تمامعیار منطقهای بوده است؛ جنگی که میتواند امنیت انرژی، اقتصاد جهانی و منافع آمریکا در منطقه را با چالشهای جدی مواجه سازد.
همزمان، فشار افکار عمومی، هزینههای اقتصادی جنگ و ملاحظات سیاسی داخلی هم، آمریکا را به سمت کنترل بحران و کاهش تنش ناگزیر ساخته است.
این نماینده مجلس با اشاره به اینکه، آتشبس شکننده شکلگرفته را نمیتوان به معنای پایان جنگ و برقراری صلح پایدار تلقی کرد، گفت: تجربه هفتهها و روزهای گذشته نشان داده است که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از یک سو از مذاکرات و کاهش تنش سخن میگویند و از سوی دیگر، با نقض توافقات، تشدید فشارها و تداوم اقدامات خصمانه، تلاش میکنند معادلات میدانی را به سود خود تغییر دهند.
به کفته وی حملات مکرر به لبنان توسط اسرائیل و با چراغ سبز آمریکا، تعرض به خاک ایران، استمرار محاصره اقتصادی و فشارهای سیاسی در نهادهای بینالمللی، همگی نشان میدهد که طرف مقابل همچنان به دنبال تضعیف محور مقاومت و ضربه زدن به آن و کسب امتیاز از طریق فشار، برای پیشبرد راهبرد «مذاکره زیر آتش» است. اگرچه که چنین رفتاری نه با اصول ایران و نه با منطق دیپلماسی سازگاری ندارد و مؤثر نخواهد بود.
امامی راد تأکید کرد: در این میان، لبنان در نگاه راهبردی ایران، بخشی از معماری بازدارندگی منطقهای و یکی از ارکان ثبات در برابر سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی محسوب میشود و حمایت از آن به عنوان یک متحد راهبردی که در جنگ رمضان هم به کمک ایران آمد، خط قرمزی است که از آن عدول نخواهد کرد.
این نماینده مجلس درباره اینکه چرا ایران در مقطع اخیر تصمیم گرفت بهصورت فعالتر وارد میدان شود؟ اظهار داشت: پاسخ را باید در تلاش آمریکا و اسرائیل برای پیشبرد الگویی جستجو کرد که در آن فشارهای نظامی، امنیتی و اقتصادی بهصورت مستمر اعمال میشود، اما هیچگاه رسماً در قالب یک جنگ فراگیر تعریف نمیشود. الگویی که در آن طرف مقابل باید همزمان تحریم شود، تهدید شود، هدف حمله قرار یگیرد و در عین حال پای میز مذاکره هم باقی بماند. اما تجربه ماههای اخیر نشان داده است که این محاسبه درباره ایران کاملاً غلط است و ایران هیچگاه نه جنگ تحمیلی را میپذیرد و نه مذاکره تحمیلی را.
امامی راد تصریح کرد: بدیهی است، پذیرش چنین وضعی به معنای تغییر تدریجی موازنه قدرت به زیان ملت ایران و جبهه مقاومت بود. از همین رو، ایران در چارچوب حق ذاتی دفاع مشروع خود، وفق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، تصمیم گرفت مانع تثبیت این معادله شود.
پاسخ ایران صرفاً یک اقدام نظامی نبود؛ بلکه پیامی راهبردی داشت. این پیام روشن بود که لبنان خارج از معادلات امنیتی منطقه نیست، ضاحیه خارج از میدان نیست و دشمن نمیتواند تصور کند که با اقدامات محدود اما مستمر، قواعد جدیدی را بر منطقه تحمیل خواهد کرد؛ به همین دلیل، اهمیت تحولات اخیر بیش از آنکه ماهیت نظامی داشته باشد، حاوی یک پیام راهبردی است؛ مفهوم «وحدت ساحات» دیگر یک شعار سیاسی نیست، بلکه به یک واقعیت عملیاتی تبدیل شده است.
امامی راد درباره راهبرد نه ترک میدان، نه ترک دیپلماسی هم توضیح داد: ایران همواره نشان داده است که اهل منطق، گفتگو و راهحلهای سیاسی است. آنچه ایران رد میکند، اصل مذاکره نیست؛ بلکه سوءاستفاده از دیپلماسی و نهادهای بینالمللی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار است. از همین رو، راهبرد ایران بر یک اصل روشن استوار است؛ نه میدان را ترک میکنیم و نه دیپلماسی را. تجربه نشان داده است که میدان و دیپلماسی دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو مؤلفه مکمل قدرت ملیاند.
قدرت دفاعی، امکان مذاکره از موضع اقتدار را فراهم میکند و دیپلماسی هم دستاوردهای میدانی را به نتایج پایدار سیاسی تبدیل میسازد. ما به وقت خود از دیپلماسی استفاده میکنیم و به وقت خود از قدرت بازدارندگی بهره میبریم.
وی تأکید کرد: آنچه امروز در منطقه جریان دارد را میتوان «مذاکره شمشیرها» نامید؛ وضعی که در آن گفتگو و قدرت سخت بهطور همزمان در حال اثرگذاری بر یکدیگر هستند. آمریکا تلاش میکند از طریق ترکیب مذاکرات دیپلماتیک و فشارهای میدانی، به اهداف خود برسد و هزینه عدم توافق را افزایش دهد.
اما ایران هم با تکیه بر حق ذاتی دفاع مشروع، ظرفیتهای بازدارندگی، عمق راهبردی منطقهای و اهرمهای ژئوپلیتیکی خود، نشان داده است که هم در میدان مقتدر است و هم در دیپلماسی مسلط و به دنبال جنگ نبوده و در برابر فشار هم تسلیم نخواهد شد.
تعارض منافع در شورای امنیت
پیمان حسین زاده حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی هم درسالگرد وقوع جنگ ۱۲روزه درباره اهداف واقعی دشمن آمریکایی – صهیونیستی از حمله به کشورمان و علل ناکامی آنها به خبرنگار اطلاعات گفت: از نگاه حقوقی، این مداخلات چالشهای جدی در تفسیر منشور ملل متحد و مفهوم حاکمیت ملی ایجاد کرده است. در این بین، پیامدهای حقوقی این جنگها بر نظم منطقهای تأثیرات انکار ناپذیری گذارده است.
وی تصریح کرد: آمریکا بهعنوان عضو دائم شورای امنیت، طبق منشور ملل متحد در اصل باید در جهت حفظ صلح و امنیت بینالمللی عمل کند؛ با این حال، اگر کشوری در جریان مذاکره به اقدام نظامی متوسل شود، این رفتار از دید بسیاری از حقوقدانان میتواند با اصل منع توسل به زور و حسن نیت در مذاکرات در تعارض باشد.
درباره علت این اقدام، نمیتوان با قطعیت از دلیل واقعی سخن گفت، اما تحلیلها معمولاً به عواملی مانند ملاحظات امنیتی ادعایی، بازدارندگی، فشار سیاسی یا تغییر موازنه منطقهای اشاره میکنند.
این استاد دانشگاه درباره سکوت مجامع جهانی شورای امنیت سازمان ملل در برابر اقدامات متجاوزانه آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران گفت: ساختار فعلی شورای امنیت سازمان ملل که بر پایه حق وتو بنا شده، همواره مورد نقد حقوقدانان بینالمللی بوده است. از منظر حقوقی، سکوت یا عدم اجماع در شورای امنیت در قبال تحولات مربوط به کشورهایی نظیر ایران، چین یا ونزوئلا، اغلب ناشی از تعارض منافع میان اعضای دائم است.
این «عدم قاطعیت» یا «انفعال ساختاری»، از نگاه تحلیلگران، میتواند به نوعی تفسیر موسع از حاکمیت و در برخی موارد تضعیف بازدارندگی، حقوق بینالملل منجر شود. در واقع، وقتی سازوکارهای نظارتی شورا به دلیل حق وتو دچار بنبست میشوند، قدرتهای بزرگ فضای مانور بیشتری برای پیشبرد سیاستهای ملی خود، خارج از چارچوبهای اجماع جهانی، پیدا میکنند.
حسین زاده درباره استفاده ایران از اهرمهای حیاتی در اختیار، برای خنثی سازی عملیات محاصره دریایی و تحریم های آمریکا توضیح داد: محاصره ایران میتواند با استناد به کنوانسیون حقوق دریاها(UNCLOS)، بر حق حاکمیت خود و قواعد عبور بی ضرر ( Innocent Passage) در آبهای سرزمینی و همچنین حقوق ناوبری در تنگه هرمز (که بخشی از آبراه بینالمللی است) تأکید کند. این رویکرد، هرگونه اقدام محدودکننده از سوی آمریکا را از منظر حقوقی چالشبرانگیز میسازد.
از طرفی، تقویت همکاریهای اقتصادی و امنیتی با کشورهای منطقه که منافع مشترکی در ثبات تنگه هرمز دارند، میتواند فشار متقابل را افزایش داده و زمینه را برای مقابله با تحریمها فراهم کند.
تنوعبخشی به منابع درآمدی دولت از طریق توسعه صنایع غیرنفتی، گردشگری، و دانشبنیانها هم میتواند آسیبپذیری اقتصاد را در برابر تحریمهای نفتی کاهش دهد. همچنین تمرکز بر بازارهای آسیایی (مانند چین و هند) و کشورهای همسایه که کمتر تابع فشارهای آمریکا هستند، میتواند جایگزینی برای بازارهای سنتی ایجاد کند.
وی افزود: کاهش اتکا به دلار و ایجاد سازوکارهای تهاتری یا استفاده از ارزهای ملی در مبادلات تجاری، میتواند اثربخشی تحریمهای مالی را هم کم کند. همچنین تمرکز بر خودکفایی در کالاهای اساسی و استراتژیک، و حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط، تابآوری اقتصادی در برابر فشارها را افزایش میدهد.
به گفته حسین زاده،حفظ و ارتقای توانمندیهای دفاعی و موشکی، به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر اقدامات نظامی مستقیم و همچنین به عنوان اهرمی برای مذاکره، اهمیت دارد. در مجموع، ترکیبی از دیپلماسی فعال مبتنی بر حقوق بینالملل، انعطافپذیری اقتصادی، و حفظ قدرت بازدارندگی میتواند به ایران کمک کند تا ضمن بهرهبرداری از اهرمهای خود، اثرات منفی تحریمها را مدیریت کند.