درس «محله جاجرودی» برای خروج مراکز نظامی از دل شهرها
هنوز رد انفجار بر دیوارهای خیابانهای تهران باقی مانده، نمونه این خرابی ها در خیابان جاجرودی در محله رسالت به وضوح دیددیده میشود،. برخی ساختمانها با داربستهای فلزی سرپا ماندهاند، اما برخی دیگر یا موج انفجاری که هدف آن منطقه نظامی بود، شیشه ها و دَر و پنجره را شکسته، یا یک عمر زندگی را نابود کرده است
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
هنوز رد انفجار بر دیوارهای خیابانهای تهران باقی مانده، نمونه این خرابی ها در خیابان جاجرودی در محله رسالت به وضوح دیددیده میشود،. برخی ساختمانها با داربستهای فلزی سرپا ماندهاند، اما برخی دیگر یا موج انفجاری که هدف آن منطقه نظامی بود، شیشه ها و دَر و پنجره را شکسته، یا یک عمر زندگی را نابود کرده است. برخی دیگر از ساختمان ها به تلی از آهن و بتن تبدیل شدهاند و ساکنانشان ماههاست میان خانه اقوام، هتل لاله، واحدهای استیجاری و وعدههای بازسازی در رفتوآمد هستند. در میان این حجم از خسارت، یک پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است؛ آیا قرار گرفتن مراکز نظامی در دل بافتهای متراکم شهری، شهروندان را ناخواسته در معرض خطر قرار نمیدهد؟. حمله موشکی به محدوده جاجرودی در منطقه چهار تهران که به گفته مسئولان شهری یکی از شدیدترین حملات جنگ رمضان بود، تنها یک نقطه از پایتخت را هدف قرار نداد؛ این حادثه بحثی قدیمی اما کمتر شنیدهشده را دوباره به صدر گفتوگوهای عمومی آورد؛ ضرورت بازنگری در جانمایی مراکز حساس نظامی در کلانشهرها. بر اساس آمار اعلامشده از سوی شهرداری، چهار موشک سنگین به این محدوده اصابت کرد و نزدیک به ۴۰۰ واحد مسکونی به طور کامل یا جزئی آسیب دیدند. صدها خانواده خانههای خود را از دست دادند و هزاران نفر در منطقه چهار با تبعات مستقیم یا غیرمستقیم جنگ مواجه شدند. اکنون در حالی که عملیات بازسازی در جریان است، مسئولان شهری از موضوعی سخن میگویند که به اعتقاد آنان میتواند از تکرار چنین خسارتهایی جلوگیری کند.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از ارسال نامهای به شورای عالی امنیت ملی خبر داده و خواستار انتقال ابنیه نظامی و امنیتی مستقر در بافتهای مسکونی به خارج از محدودههای شهری شده است. پیشنهادی که هرچند در نگاه نخست امنیتی به نظر میرسد، اما در واقع به یکی از مهمترین اصول مدیریت بحران و پدافند غیرعامل مربوط میشود؛ کاهش آسیبپذیری شهروندان در شرایط جنگی.
امنیت مردم یا ملاحظات استقرار؟
یک کارشناس حوزنه شهری به «آرمان امروز» می گوید: یکی از وظایف پدافند غیرعامل این است که میان «امنیت تأسیسات» و «امنیت شهروندان» توازن برقرار کند. در بسیاری از کشورهای جهان، پس از تجربه جنگها و حملات موشکی، مراکز حساس نظامی به خارج از مناطق پرتراکم شهری منتقل شدهاند یا حداقل پیرامون آنها حریمهای ایمنی تعریف شده است.» ایمانی جاجرمی، با اشاره به اینکه منطق این رویکرد ساده است؛ در جنگهای مدرن، مراکز نظامی، پادگانها، و برخی زیرساختهای دفاعی جزو اهداف بالقوه حملات دشمن محسوب میشوند، و می افزاید: «هرچه این مراکز به مناطق مسکونی نزدیکتر باشند، احتمال سرایت خسارت به غیرنظامیان افزایش مییابد. حتی اگر هدف مستقیم یک مرکز نظامی باشد، موج انفجار، آوار، آتشسوزی و تخریب زیرساختهای شهری میتواند هزاران شهروند را تحت تأثیر قرار دهد. تجربه منطقه چهار تهران نیز از همین منظر قابل تحلیل است. حجم خسارت واردشده به واحدهای مسکونی نشان داد که در جنگهای امروز، مرز میان هدف نظامی و محیط زندگی مردم تا چه اندازه شکننده شده است. از این رو پیشنهاد شهرداری را میتوان فراتر از یک مطالبه شهری، بهعنوان یک موضوع ملی در حوزه مدیریت ریسک و حفاظت از جان غیرنظامیان ارزیابی کرد.»
پدافند غیرعامل؛ حلقه مفقوده توسعه شهری
در خیابانهای اطراف محدوده آسیبدیده، هنوز صدای چکش و دستگاههای ساختمانی شنیده میشود. بازسازی آغاز شده اما زندگی به سادگی به وضعیت سابق بازنمیگردد. بسیاری از خانوادهها علاوه بر خسارت مالی، با آسیبهای روانی ناشی از تجربه جنگ روبهرو هستند. شهرداری منطقه چهار اعلام کرده است که بیش از ۱۰ هزار واحد مسکونی در این منطقه آسیب دیدهاند و تاکنون ۷۸۵۰ واحد تعمیر و به ساکنان تحویل داده شده است. همچنین ۵۵۰ واحد در فهرست تخریب و نوسازی قرار دارند. این اعداد صرفاً آمار ساختمانی نیستند؛ پشت هر عدد، خانوادهای قرار دارد که ناچار شده بخشی از زندگی خود را از نو بسازد. جاجرمی با تاکید بر این نکته که اقتصاد شهری نیز از چنین رخدادهایی آسیب میبیند، خاطرنشان می کند: «تخریب واحدهای مسکونی، افت ارزش املاک، جابهجایی جمعیت، اختلال در کسبوکارهای محلی و هزینههای سنگین بازسازی، بخشی از پیامدهایی است که بر دوش شهر و دولت قرار میگیرد. به همین دلیل بسیاری از متخصصان معتقدند پیشگیری از وقوع خسارت، به مراتب کمهزینهتر از جبران آن است. در دهههای گذشته، توسعه شتابزده شهرها باعث شده است که بسیاری از مراکز نظامی و خدماتی که زمانی در حاشیه شهرها قرار داشتند، امروز در دل مناطق مسکونی محصور شوند. رشد جمعیت و گسترش ساختوسازها، فاصله میان کاربریهای نظامی و سکونتگاههای شهری را از بین برده است. این مسئله فقط مختص تهران نیست. در بسیاری از کلانشهرهای کشور، پادگانها، مراکز لجستیکی و تأسیسات حساس در مجاورت بافتهای مسکونی قرار دارند. در شرایط عادی، این همجواری شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد، اما در زمان بحران، به یکی از مهمترین نقاط ضعف تبدیل میشود. پدافند غیرعامل دقیقاً برای کاهش چنین آسیبپذیریهایی طراحی شده است. انتقال تدریجی مراکز حساس به خارج از شهر، ایجاد کمربندهای ایمنی، بازنگری در طرحهای جامع شهری و لحاظ کردن ملاحظات دفاعی در توسعه آینده شهرها از جمله اقداماتی است که میتواند ریسک تلفات انسانی را کاهش دهد.»
فرصتی برای یک تصمیم راهبردی
نامه شهردار تهران به شورای عالی امنیت ملی را میتوان آغاز یک گفتوگوی جدی درباره آینده ایمنی شهری دانست. موضوعی که فراتر از رقابتهای سیاسی و مدیریتی، مستقیماً با جان شهروندان ارتباط دارد. تجربه جنگ رمضان نشان داد که تهران، مانند بسیاری از کلانشهرهای جهان، نیازمند بازنگری در برخی الگوهای استقرار زیرساختهای حساس است. اگرچه انتقال مراکز نظامی فرایندی پیچیده، زمانبر و پرهزینه خواهد بود، اما در مقابل، کاهش احتمال تلفات انسانی و خسارتهای گسترده شهری، ارزشی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. امروز در خیابان جاجرودی، کارگران مشغول بازسازی ساختمانها هستند و خانوادهها چشمانتظار بازگشت به خانههای خود. اما شاید مهمترین درس این محله نه درباره بازسازی دیوارها، بلکه درباره بازاندیشی در مفهوم امنیت شهری باشد؛ امنیتی که تنها با سامانههای دفاعی تأمین نمیشود، بلکه با دور نگه داشتن خطر از محل زندگی مردم معنا پیدا میکند. جنگ نشان داد که هزینه بیتوجهی به این اصل را در نهایت شهروندان پرداخت میکنند؛ همان مردمی که خانههایشان نباید در خط مقدم هیچ نبردی قرار گیرد.