سخنگوی مذاکرات چه کسی است
مجید رضاییان : پشتوانههای تئوریک «اتاق متمرکز اطلاعرسانی در جنگ»چیست
روزنامه اعتماد گفتگوئی را با مجید رضاییان منتشر کرده است:
در شرایطی که فضای سیاسی و رسانهای کشور تحت تأثیر تحولات منطقهای و مذاکرات قرار دارد، برخی اظهارنظرها از سوی افرادی مطرح میشود که مسوولیت مستقیم در حوزه مذاکرات یا دسترسی به اطلاعات ندارند. طیف دیگری از اطلاعات هم از سوی کسانی مطرح میشود که هرچند در تیم مذاکرات حضور دارند اما مواردی را مطرح میکنند که بر خلاف منافع ملی است. این موضوع گاه به ایجاد ابهام در افکار عمومی منجر شده و پرسشهایی درباره مرجعیت رسانهای و نحوه اطلاعرسانی در شرایط تنش ایجاد کرده است. در همین راستا با مجید رضاییان استاد ارتباطات و رسانه درباره نحوه شکلگیری مرجعیت رسانهای در شرایط جنگ و بحران و شیوه درست اطلاعرسانی گفتوگو کردهایم. مجید رضاییان، استاد ارتباطات و رسانه، با تأکید بر ضرورت تمرکز مرجعیت خبری در شرایط تنش و جنگ میگوید در چنین موقعیتهایی اطلاعرسانی باید از یک اتاق فکر تخصصی هدایت شود؛ زیرا اظهارنظرهای پراکنده و بدون دسترسی به اطلاعات میتواند محاسبات راهبردی و قدرت تصمیمگیری کشور را تضعیف کند. او با بازخوانی تئوری بازیها به این نکته اشاره میکند که ایران باید صحنه را طوری هدایت کند که نهایتا منافع ملی ایران تامین شود.
در شرایطی که کشور با تنشهای بینالمللی یا مذاکرات حساس با امریکا مواجه است، پشتوانههای علمی و تئوریک چیست و چگونه مرجعیت رسانهای شکل میگیرد؟
نخستین نکتهای که باید به آن توجه کرد، مسالهای است که در روابط بینالملل از آن با عنوان «تئوری بازیها» یاد میشود. یکی از اصول مهم در روابط بینالملل این گزاره است که شما باید صحنهای را از نظر رسانهای طراحی کنید که طرف مقابل دچار محاسبهای شود که شما میخواهید! در واقع رسانه در اینجا ابزاری برای اثرگذاری بر تصمیم و رفتار طرف مقابل است.به همین دلیل در چنین شرایطی مرجعیت رسانهای باید متمرکز باشد. این تمرکز به این معناست که اطلاعرسانی و تولید پیام از یک مرکز تصمیمگیری هدایت شود. این مرکز باید برخوردار از یک اتاق فکر تخصصی باشد که در آن متخصصان روابط بینالملل، افرادی آشنا با تئوری بازیها و کارشناسان حوزه رسانه حضور داشته باشند.در کنار این متخصصان، نمایندگانی از نهادهای مختلف نیز باید حضور داشته باشند؛ از جمله وزارت امور خارجه، نهادهای امنیتی، شورای عالی امنیت ملی و حتی نمایندگانی از نیروهای مسلح. ترکیب این افراد در یک اتاق فکر باعث میشود تصمیمهای رسانهای بر اساس تحلیلهای دقیق و هماهنگ اتخاذ شود.
چرا تمرکز اطلاعرسانی هوشمندانه و درست در چنین شرایطی تا این اندازه اهمیت دارد؟
تجربه جهانی نشان میدهد هر زمان که تنشهای سیاسی یا احتمال درگیری نظامی مطرح میشود، کشورها اطلاعرسانی را بهشدت متمرکز میکنند. دلیل آن هم روشن است؛ تمرکز باعث میشود قدرت تصمیمگیری در بالاترین سطح قرار گیرد. اگر فضای رسانهای آشفته و پراکنده باشد و هر فردی از زاویه خود اظهارنظر کند، قدرت تصمیمگیری بهشدت کاهش پیدا میکند. در چنین وضعیتی پیامهای متناقض به جامعه و حتی به طرف مقابل ارسال میشود و این مساله میتواند در محاسبات سیاسی و امنیتی تأثیر منفی بگذارد.در اتاق فکر رسانهای، همه این مسائل به صورت تحلیلی بررسی میشود؛ از جمله اینکه چه پیامی باید منتشر شود، چه زمانی منتشر شود و چه تأثیری بر افکار عمومی داخلی و خارجی خواهد داشت. اگر این روند به صورت پراکنده و بدون هماهنگی انجام شود، عملا استراتژی رسانهای کشور تضعیف میشود.بنابراین تمرکز اطلاعرسانی یک ضرورت است و تقریبا در همه کشورهای جهان تجربه شده است. این موضوع نه یک امر سلیقهای، بلکه یک اصل حرفهای در مدیریت بحرانهای سیاسی و امنیتی است.
اما باید قبول کرد که مساله صفکشی رسانهها هم در یک چنین صورتبندیهایی مهم است. در چنین شرایطی نقش رسانهها و شیوه کار آنها باید چگونه باشد؟
در زمان جنگ یا بحرانهای جدی، فعالیت رسانهای باید به شکل کمپینی انجام شود. یعنی رسانهها نباید پراکنده و بدون برنامه عمل کنند. در یک کمپین رسانهای، ابتدا یک سوژه یا محور اصلی تعریف میشود و سپس همه رسانهها با هماهنگی آن را دنبال میکنند.در این مدل، جریانسازی اهمیت بسیار زیادی دارد. یک پیام یا روایت باید به صورت مداوم و در قالبهای مختلف تکرار شود تا بتواند اثرگذاری لازم را داشته باشد. اگر هر رسانه یا هر فردی به شکل مستقل و بدون هماهنگی حرکت کند، نتیجه آن تأثیرگذاری محدود و سطحی خواهد بود.برای مثال ممکن است وزارت امور خارجه از ابزارهایی مانند تولید محتوای تصویری یا حتی استفاده از فناوریهایی مثل هوش مصنوعی برای روایتسازی استفاده کند. اما این اقدامات زمانی اثرگذار است که در چارچوب یک برنامه جامع و هماهنگ قرار گیرد و سایر رسانهها و نهادها نیز در همان مسیر حرکت کنند.در واقع باید همه این اقدامات در یک چارچوب مشترک تعریف شوند تا بتوانند به یک جریان رسانهای قدرتمند تبدیل شوند.
در این چارچوب، استفاده از رسانهها و شبکههای مختلف چگونه باید مدیریت شود؟
در مرحله نهایی، آنچه در اتاق فکر تصویب میشود وارد مرحله اجرا میشود. در این مرحله معمولا چیزی طراحی میشود که در ادبیات رسانهای از آن با عنوان «مدیا پلن» یا جدول رسانهای یاد میکنند.در این جدول مشخص میشود که پیام مورد نظر از طریق چه رسانههایی منتشر شود؛ از رسانههای رسمی داخلی گرفته تا رسانههای بینالمللی. همچنین نقش شبکههای اجتماعی، فعالان رسانهای، چهرههای تأثیرگذار و حتی شخصیتهای عمومی نیز در این جدول مشخص میشود.در چنین ساختاری، هر رسانه یا هر فرد نقش مشخصی در انتقال پیام دارد و همه این اقدامات در کنار یکدیگر یک جریان رسانهای هماهنگ را شکل میدهند.
برخی معتقدند اظهارنظرهای پراکنده از سوی افراد یا جریانهای سیاسی میتواند به فضای رسانهای آسیب بزند. آیا این دیدگاه درست است یا نه با آزادی بیان تعارض دارد؟
وقتی یک ساختار متمرکز برای اطلاعرسانی شکل میگیرد، طبیعی است که اظهارنظرهای پراکنده میتواند این تمرکز را برهم بزند. اگر افراد مختلف بدون دسترسی به اطلاعات دقیق یا بدون هماهنگی با ساختار رسمی اظهارنظر کنند، ممکن است پیامهای متناقضی به جامعه منتقل شود.این مساله نه تنها به روشنتر شدن موضوع کمک نمیکند، بلکه در بسیاری موارد باعث افزایش ابهام میشود. در شرایط حساس، چنین وضعیتی میتواند حتی در محاسبات طرف مقابل نیز اثر بگذارد.به همین دلیل در بسیاری از کشورها در زمان بحران یا جنگ، اطلاعرسانی از طریق کانالهای مشخص انجام میشود و سایر افراد و نهادها نیز تلاش میکنند از این چارچوب پیروی کنند. آزادی بیان در شرایط جنگ با اصلی به نام روزنامهنگاری تحلیلی در زمینه«بررسی پیامدها» ایرادی ندارد اما پس از اطلاعرسانی متمرکز، این امر معنا مییابد.
یکی از مهمترین رسانههای کشورمان، رسانه ملی است که هم بودجههای هنگفتی صرف آن میشود و هم دسترسی مطلوبی به خبر و منابع خبری دارد. اما عملکرد آن از نظر برخی اثر گذاری قابل توجهی ندارد . نقش نهادهای مسوول و رسانه ملی در این میان چیست؟
نهادهای مسوول باید از انتشار اخبار کذب یا فضاسازیهای جناحی جلوگیری کنند و اجازه ندهند فضای رسانهای دچار آشفتگی شود. در چنین شرایطی، مدیریت حرفهای اطلاعرسانی اهمیت بسیار زیادی دارد.از سوی دیگر رسانه ملی نیز باید رفتار حرفهایتری داشته باشد. یکی از مسائل مهم در این حوزه، تفکیک خبر از تحلیل است. تحلیل در هر سطحی میتواند مطرح شود و محدودیتی برای آن وجود ندارد، اما انتشار اخبار یا ادعاهایی که فاقد سند و مدرک هستند میتواند به فضای رسانهای آسیب بزند.بنابراین رسانهها باید در انتشار اخبار دقت بیشتری داشته باشند و از انتشار مطالبی که صحت آنها تأیید نشده خودداری کنند.
در مجموع شما به عنوان یک استاد رسانه چه راهکاری برای مدیریت بهتر فضای رسانهای در دوران مذاکرات یا تنازع و... پیشنهاد میکنید؟
مهمترین راهکار همان تمرکز و هماهنگی است. اگر یک ساختار متمرکز همراه با اتاق فکر تخصصی شکل بگیرد و رسانهها نیز در قالب یک کمپین هماهنگ فعالیت کنند، میتوان انتظار داشت که پیامهای کشور با قدرت بیشتری منتقل شود. در شرایط عادی شاید نیاز به چنین هماهنگی گستردهای کمتر باشد، اما در زمان بحران یا تنشهای جدی، این موضوع به یک ضرورت تبدیل میشود. در واقع در چنین موقعیتهایی بخش عمده فعالیت رسانهای باید معطوف به اثرگذاری و جریانسازی باشد.اگر این اصول رعایت شود، رسانه میتواند نقش موثری در مدیریت افکار عمومی و حتی در معادلات بینالمللی ایفا کند. اما اگر فضای رسانهای پراکنده و بدون هماهنگی باشد، نه تنها اثرگذاری کاهش مییابد، بلکه ممکن است به منافع ملی نیز آسیب وارد شود.