EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۶۷۶۰

جنگ سرد ترامپ علیه ایران

در شرایط کنونی ایران و امریکا در وضعیت سکوت جنگی قرار دارند؛ بدین معنا که تهران با تکیه بر اهرم تنگه‌هرمز و مدیریت هوشمندانه این آبراه و واشنگتن با محاصره دریایی ایران به دنبال آن هستند تا میزان تاب‌آوری یکدیگر را سنجیده و ضمن تاکید بر خواست و امتیازهای مورد نظر خود رقیب را به عقب‌نشینی وادارند

جنگ سرد ترامپ علیه ایران
اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

در شرایط کنونی ایران و امریکا در وضعیت سکوت جنگی قرار دارند؛ بدین معنا که تهران با تکیه بر اهرم تنگه‌هرمز و مدیریت هوشمندانه این آبراه و واشنگتن با محاصره دریایی ایران به دنبال آن هستند تا میزان تاب‌آوری یکدیگر را سنجیده و ضمن تاکید بر خواست و امتیازهای مورد نظر خود رقیب را به عقب‌نشینی وادارند. اما نکته این است که آتش‌بس حاکم شکننده است و هر زمان این احتمال وجود دارد که واشنگتن تجاوزاتش به ایران را از سر بگیرد؛ کنشی که بسیار پرهزینه است و بی‌پاسخ نخواهد ماند. در شرایطی که گروهی از تحلیلگران از بن‌بست حاکم بر مذاکرات به واسطه خواسته‌های حداکثری ایالات متحده می‌گویند و درباره پیامدهای حاصل از آن هشدار داده‌اند، تهران اخیرا و همزمان با تور منطقه‌ای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان طرحی تازه را در اختیار میانجی‌ها قرار داد تا به دست واشنگتن برسانند؛ طرحی که فارغ از بی‌اعتمادی‌ها نشان از آن دارد که تهران هم در میدان آماده واکنش جدی است و هم در دیپلماسی فعال. براساس گزارش رسانه‌ها در بسته پیشنهادی اخیر تهران بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ را به عنوان شروط اصلی برای رایزنی درباره پرونده هسته‌ای ایران قلمداد کرده (هرچند مقام‌های رسمی کشورمان این‌بار نیز بر خطوط قرمز تهران در این باره تاکید دارند تا نشان دهند که به خواسته‌های زیاده‌خواهانه واشنگتن در هیچ شرایطی تن نخواهند داد) . همزمان نشریه وال استریت ژورنال با انتشار گزارشی مدعی شد که ترامپ به واسطه مقاومت ایران و هزینه‌های حاصل از بازگشت به رویارویی نظامی به دنبال آن است تا محاصره دریایی ایران را طولانی‌تر کند؛ رخدادی که می‌تواند پیامدهای جدی برای بازارهای انرژی جهانی به همراه داشته باشد. بنابراین فعلا تنگه هرمز به نقطه کانونی رویارویی جدی تهران و واشنگتن تبدیل شده؛ آبراهی که ایران از آن به شکلی هوشمندانه به عنوان اهرم فشار علیه امریکا و اروپا استفاده کرده و قرار نیست از موضع خود عقب‌نشینی کند. با این حال امریکا فعلا در سطح بین‌الملل هنوز ظرفیت سازمان‌دهی فشار چندجانبه علیه تهران را دارد، اما حساسیت بازار انرژی، نگرانی اروپا از هزینه‌های امنیتی و احتیاط برخی بازیگران آسیایی این ظرفیت را محدودتر از گذشته کرده و شماری از کشورها را به سمت مسیرهای کم‌هزینه‌تر و راه‌حل‌های جایگزین سوق داده است.در میانه این تنش‌ها تحریم پالایشگاه خصوصی چین به عنوان خریدار نفت ایران توسط ایالات متحده نیز سیگنالی مستقیم به پکن فرستاد، اما پاسخ چین نیز روشن بود؛ مخالفت با تحریم‌های یکجانبه، محکوم کردن فشار فرامرزی و تأکید بر دفاع از منافع شرکت‌های چینی، که همه نشان می‌دهد این نزاع پتانسیل آن را دارد تا درگیری میان ایران و امریکا را به رویارویی پرهزینه میان دو رقیب یعنی چین و ایالات متحده تبدیل کند.در همین راستا، روزنامه «اعتماد» با هدف بررسی ابعاد تحولات اخیر و چشم‌انداز پیش‌روی روابط تهران و واشنگتن، با مجید محمدشریفی، عضو هیات علمی و استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی، گفت‌وگو کرده است. مشروح گفت‌وگو در ادامه آمده است: 

مجید محمد شریفی در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبنی بر ارزیابی‌اش از واکنش دولت ترامپ به طرح جدید پیشنهادی ایران گفت: ظاهرا دولت ترامپ با طرح پیشنهادی ایران موافقت نکرده، زیرا ارزیابی رییس‌جمهوری ایالات متحده این است که با محاصره دریایی اعمال‌شده، تهران را از نظر اقتصادی در شرایط بسیار دشوار قرار داده است.این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: برآورد مقام‌های امریکایی این است که هرچه محاصره دریایی ادامه پیدا کند، ایران به‌تدریج ظرفیت خود را برای ذخیره‌سازی منابع نفتی از دست خواهد داد و در نتیجه دیگر امکان نگهداری بخشی از ذخایر نفتی خود را نخواهد داشت و این وضعیت می‌تواند به زیرساخت‌های انتقال انرژی آسیب جدی وارد کند و خسارت زیادی به صنایع نفت و صادرات انرژی کشور بزند. به گفته این استاد دانشگاه، مقام‌های امریکایی در محاسباتشان در مورد زمان دقیق وقوع این وضعیت اختلاف‌نظر دارند، اما درباره اصل این جمع‌بندی که تداوم محاصره دریایی و شرایط فعلی می‌تواند چنین پیامدی داشته باشد، اختلاف جدی دیده نمی‌شود. شریفی با اشاره به محاسبات راهبردی دولت ترامپ تصریح کرد: تا زمانی که این ارزیابی در ذهن ترامپ وجود دارد که با ادامه محاصره دریایی، هم از نظر اقتصادی می‌تواند ضربه قابل‌توجهی به ایران وارد کند و هم صنایع نفتی کشور را با اختلالی جدی روبه‌رو سازد، او به خواسته‌ها و طرح‌های پیشنهادی تهران تن نخواهد داد و بر تداوم فشار تکیه خواهد کرد. در ذهن ترامپ این تصور شکل گرفته که با ادامه فشارها می‌تواند به آنچه به عنوان خواسته‌های حداکثری خود مدنظر دارد، دست پیدا کند.

این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی در بخش دیگری از تحلیل خود با اشاره به ابعاد نظامی بحران حاکم بیان کرد: نباید این واقعیت را نادیده گرفت که ترامپ همچنان گزینه اقدام نظامی علیه ایران را مدنظر دارد و با توجه به اینکه برای پایان آتش‌بس ضرب‌الاجل مشخصی تعیین نشده و در حال حاضر یک آتش‌بس شکننده حاکم است، احتمال ازسرگیری حملات نظامی در هر لحظه وجود دارد. او یادآور شد: ترامپ تعداد قابل‌توجهی از نیروها و تجهیزات نظامی امریکا، از جمله ناوها و شناورهای نظامی، را به منطقه اعزام کرده و تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که چنین آرایشی معمولا بدون در نظر داشتن امکان استفاده از آن صورت نمی‌گیرد.مجید محمد شریفی در جمع‌بندی این بخش از تحلیل خود آورد: آرایش نظامی گسترده امریکا در منطقه، افزایش تعداد ناوها و نیروهای مستقر و تداوم محاصره دریایی نشان می‌دهد که احتمال اقدام نظامی جدید علیه ایران همچنان قابل توجه است و می‌توان پیش‌بینی کرد که در صورت شکست مسیر فشار و مذاکره، سناریوی عملیات نظامی علیه ایران از دید دولت ترامپ منتفی نیست.

محمد شریفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» مبنی بر میزان شکاف در خواسته‌های دو‌طرف و احتمال دستیابی به توافق در چنین شرایطی گفت: سطح شکاف و تضادی که میان مطالبات ایران و دولت ترامپ وجود دارد بسیار بالاست و این واقعیتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خواسته‌های مطلوب ایران با آنچه ترامپ در سر دارد، «فرسنگ‌ها» فاصله دارد و عملا در دو سوی متفاوت قرار گرفته است.این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: هر دو طرف، خواسته‌های خود را از منظر خود معقول و منطقی تلقی می‌کنند، اما این خواسته‌ها در تعارض جدی با یکدیگر قرار دارد. ریشه این وضعیت، این است دو بازیگر برداشت مطلوب خود را از موقعیتی که در آن قرار دارند ارایه می‌دهند؛ به این معنا که ترامپ بر این باور است با شرایطی که ایجاد کرده، به تعبیر خودش همه «کارت‌های بازی» را در اختیار دارد.شریفی خاطرنشان کرد: از منظر ترامپ، حملات نظامی انجام‌شده، فشار اقتصادی شدید و محاصره دریایی، موجب شده امریکا دست برتر را داشته باشد و با تکیه بر امکان رجوع به گزینه‌های نظامی، این تصور در آنها شکل گرفته که می‌توانند حتی فشارها را بیش از این هم افزایش دهند؛ به همین دلیل تا زمانی که چنین احساس خود برتر بینی در آنها وجود دارد، از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه نخواهند آمد. از سوی دیگر، ایران نیز با اتکا به توان نظامی‌اش و بهره‌گیری از اهرم تنگه هرمز برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی، برای خود موقعیتی برتر قائل است و بر این اساس، طرح مطالبات مطلوبش را حق طبیعی خود می‌داند.

این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی تصریح کرد: تا زمانی که هر دو طرف بر این باور باشند که «دست بالا» را دارند و گذر زمان به نفع آنها عمل می‌کند، احتمال عقب‌نشینی از خواسته‌های حداکثری‌شان اندک است. در این میان عامل تعیین‌کننده در اینکه کدام‌یک زودتر در مواضع خود تجدیدنظر و نوعی تعدیل و انعطاف‌پذیری نشان دهد، «زمان» و سطح تاب‌آوری است؛ اینکه ایران تا چه حد در برابر فشارهای اقتصادی و تهدیدات نظامی تاب می‌آورد و در مقابل، اقتصاد جهانی تا چه زمانی می‌تواند محدودیت‌ها و فشار ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز را تحمل کند. هر قدر ظرفیت تحمل فشار در یک طرف کاهش یابد، احتمال حرکت آن طرف به سمت تعدیل مطالبات و پذیرش توافق بیشتر خواهد شد.مجید محمد شریفی همچنین درباره امکان یافتن یک راه‌حل میانه برای مدیریت تنگه هرمز اظهار کرد: در شرایط کنونی، بعید به نظر می‌رسد راه‌حل میانه‌ای برای این موضوع وجود داشته باشد، زیرا هر دو طرف در پی آن هستند که کنترل تنگه هرمز از اختیار طرف مقابل خارج شود. بر اساس نشانه‌های موجود، ایالات متحده نه در کوتاه‌مدت، نه در میان‌مدت و نه در بلندمدت مایل نیست مدیریت و کنترل ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد و بنابراین تلاش خواهد کرد با تمام ظرفیت خود مانع این امر شود.

این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به رویکرد تهران بیان کرد: در مقابل، تهران در وضعیت فعلی، تنگه هرمز را مهم‌ترین اهرم فشار خود برای پیگیری و تحمیل مطالباتش می‌داند و طبیعی است که نسبت به رها کردن این ابزار کلیدی تمایل چندانی نداشته باشد.حال از منظر این استاد دانشگاه پرسش این است که آیا میان این دو خواسته حداکثری می‌توان به راه‌حلی میانه رسید؟ پاسخی که از دل معادلات میدانی و سیاسی برمی‌آید این است که چنین راه‌حلی بسیار دشوار و دور از دسترس به نظر می‌رسد.شریفی در ادامه تحلیل خود تصریح کرد: در پرونده تنگه هرمز و یافتن هرگونه راه‌حل، این توان نظامی و سطح تاب‌آوری دو طرف است که در نهایت نتیجه را رقم خواهد زد؛ تا این لحظه نشانه‌ای جدی از آمادگی برای سازش میانه دیده نمی‌شود. شریفی افزود: واقعیت این است که یکی از طرفین باید در عمل توان و اراده خود را بر طرف دیگر تحمیل کند و تا زمانی که این اتفاق نیفتد، تداوم وضعیت کنونی محتمل خواهد بود؛ به عبارت دیگر، یک طرف باید «دست بالا» را چه از نظر اقتصادی و چه از نظر نظامی به‌طور ملموس به دست آورد تا معادله تغییر کند.این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی در ادامه خاطرنشان کرد: با توجه به روندهای موجود، نه‌تنها چشم‌انداز روشنی از یک راه‌حل میانه برای مدیریت تنگه هرمز دیده نمی‌شود، بلکه هرچه بحران ادامه یابد، اراده و تمایل هر دو طرف برای در دست گرفتن کامل مدیریت این گذرگاه راهبردی افزایش خواهد یافت و رقابت بر سر کنترل آن شدت بیشتری پیدا خواهد کرد.

مجید محمد شریفی در پاسخ به واکنش احتمالی منطقه و جهان به کنش تهران گفت: اخیرا نشست اضطراری شورای همکاری خلیج فارس برگزار شد آن هم در شرایطی که این نهاد به‌ویژه از سوی برخی مقامات اماراتی، به دلیل واکنش بسیار ضعیف نسبت به تحولات و جنگ اخیر در منطقه، با موجی از انتقادها روبه‌رو بوده. به نظر شریفی، محمد بن سلمان در واکنش به این فشارها تصمیم گرفته این نشست را فعال کند تا سران شورا درباره نحوه مواجهه جمعی با تحولات مرتبط با جمهوری اسلامی ایران به یک جمع‌بندی مشترک برسند. حال با توجه به تنوع منافع و ملاحظات امنیتی کشورهای عضو، بعید است همه اعضا خواهان رویکرد کاملا سخت‌گیرانه و تشدید تنش نظامی باشند، چرا که برخی کشورها عملا با چنین رویکردی همراهی نخواهند کرد. با این حال، باید در نظر داشت که عربستان و امارات به‌دلیل آسیب‌پذیری بیشتر و شرایط دشوارتری که در نتیجه این جنگ تجربه کرده‌اند، تلاش خواهند کرد سایر اعضا را برای اتخاذ مواضع و اقدامات سخت‌گیرانه‌تر علیه جمهوری اسلامی ایران ترغیب کنند.در چنین شرایطی یکی از سناریوهای محتمل این است که ریاض و ابوظبی بکوشند دیگر کشورهای عضو شورا را قانع کنند که در قالب کمک‌های مالی و پشتیبانی‌های غیرمستقیم، از استراتژی مخرب امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران حمایت کنند، حتی اگر خود این کشورها در مرحله فعلی تمایلی به ورود مستقیم نظامی نداشته باشند. شریفی با این حال یادآور شد: اگر جنگ و حملات به عربستان و امارات ادامه یابد، نمی‌توان احتمال ورود مستقیم این دو کشور به درگیری نظامی با ایران را به‌طور کامل منتفی دانست، هرچند چنین سناریویی برای آنها نیز پرهزینه و پرریسک خواهد بود.

این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی با اشاره به یکی دیگر از سناریوهای محتمل درباره ائتلاف منطقه‌ای احتمالی درباره ایران خاطرنشان کرد: عربستان و امارات می‌توانند دیگر اعضای شورا را به استمرار حمایت مالی و سیاسی از ایالات متحده و متحدانش ترغیب کنند تا از این طریق، آنها دست بالا را در اعمال فشار و اقدامات نظامی علیه ایران حفظ کنند. شریفی در ادامه با اشاره به اظهارات اخیر انور قرقاش، مقام اماراتی، که ایران را تهدیدی بلندمدت برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس توصیف کرده، افزود: در نگاه بخش مهمی از نخبگان حاکم در این کشورها، وضعیت کنونی با وجود همه تهدیدها، هم‌زمان نوعی فرصت برای شکل‌دهی به یک اراده جمعی و تقویت هماهنگی‌های منطقه‌ای نیز تلقی می‌شود. به گفته او، آنها در پی آن هستند که این شرایط را به سکویی برای رسیدن به یک تصمیم مشترک و تقویت انسجام درون شورا تبدیل کنند تا از دید خودشان، در برابر آنچه تهدید بلندمدت تلقی می‌کنند، موضعی منسجم‌تر و محکم‌تر اتخاذ کنند؛ مسیری که در هر حال با مقاومت، محاسبه‌گری و ابتکارات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران نیز روبه‌رو خواهد شد.

مجید محمد شریفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چشم‌انداز تداوم محاصره دریایی و احتمال تعریف مسیرهای جایگزین برای تنگه هرمز توسط بازیگران ثالث چون ترکیه تشریح کرد: بحث یافتن راه‌های جایگزین برای انتقال انرژی، موضوع تازه‌ای نیست و از همان زمانی که احتمال مسدود شدن این شاهراه توسط ایران مطرح شد، در دستور کار برخی کشورها قرار گرفته است. در این بازه زمانی، تلاش‌ها و اقدامات متعددی برای ایجاد خطوط لوله و مسیرهای جدید صورت گرفته و برخی از این پروژه‌ها نیز به مرحله اجرا رسیده، اما با وجود همه این اقدامات، هنوز این مسیرهای جایگزین، به‌ویژه در کوتاه‌مدت، پاسخ‌گوی نیاز کامل بازار جهانی انرژی نیستند و در بهترین حالت، این مسیرها می‌توانند تا حدی تلاطم بازار انرژی را کنترل کنند، اما حداقل در مقطع فعلی، قادر نخواهند بود به عنوان راه‌حلی پایدار و کامل برای عبور از بحران ناشی از محدودیت تنگه هرمز تلقی شوند؛ از همین‌رو، حفظ جریان عبور و مرور در این تنگه همچنان نخستین اولویت کشورهای اروپایی و ایالات متحده است. شریفی افزود: در عین حال، نباید از نظر دور داشت که اگر مساله تنگه هرمز، به هر نحوی - چه از مسیر سیاسی و چه در چارچوب توافقات امنیتی - حل‌وفصل شود و جریان انرژی به حالت عادی بازگردد، می‌توان انتظار داشت که تلاش‌ها برای تقویت و توسعه مسیرهای جایگزین نه تنها متوقف نشود، بلکه شتاب بیشتری بگیرد.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: صرف‌نظر از آنکه در ایران چه دولتی یا چه ترکیبی از حاکمیت بر سر کار باشد، این واقعیت که یک بازیگر مهم منطقه‌ای می‌تواند در شرایط خاص از تنگه هرمز به عنوان اهرم قدرت استفاده کند، برای بسیاری از کشورها یک هشدار راهبردی تلقی می‌شود. به گفته او، برداشت کشورها از این سطح آسیب‌پذیری، در بلندمدت به محرک و انگیزه‌ای جدی تبدیل خواهد شد تا با سرمایه‌گذاری بیشتر، به‌دنبال مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی بروند و در نتیجه، تلاش‌ها برای ایجاد و تقویت این مسیرها در افق بلندمدت نه‌تنها تداوم می‌یابد، بلکه احتمالا تقویت هم خواهد شد.

مجید محمد شریفی همچنین درباره موضع چین در قبال بسته‌شدن تنگه هرمز و تشدید تنش‌ها گفت: بدون تردید چین از جمله کشورهایی است که از انسداد تنگه هرمز و اختلال در بازار جهانی انرژی آسیب جدی می‌بیند، زیرا اقتصاد این کشور وابستگی بالایی به واردات انرژی دارد. او در عین حال تأکید کرد: پرسش اصلی این است که پکن تا چه حد قادر است برای تأمین انرژی خود، مسیرهای جایگزین پیدا کند و مهم‌تر از آن، تا چه اندازه آمادگی دارد در برابر اقدامات به‌ویژه اقدامات نظامی امریکا علیه ایران واکنشی جدی و هزینه‌ساز نشان دهد. شواهد فعلا حاکی از آن است که چین تمایل چندانی ندارد که دست‌کم بر سر موضوع ایران وارد یک رویارویی فراگیر با امریکا شود؛ هرچند ممکن است در برخی حوزه‌ها با ایران همکاری کند، اما علاقه‌ای به تبدیل پرونده ایران به محور یک تقابل آشکار و پرتنش با واشنگتن ندارد. از همین رو جهت‌گیری اصلی دیپلماسی چین حول این محور است که همه طرف‌ها، به‌ویژه امریکا و ایران، را به سمت کاهش تنش، رفع محاصره دریایی و بازگشت تنگه هرمز و جریان انتقال انرژی به وضعیت عادی ترغیب کند.شریفی افزود: در این چارچوب، پکن تلاش خواهد کرد هم در واشنگتن و هم در تهران پیام گفت‌وگو، خویشتن‌داری و پرهیز از تشدید درگیری نظامی را منتقل و بر لزوم بازگشایی کامل مسیرهای کشتیرانی تأکید داشته باشد. 

مجید محمد شریفی در جمع‌بندی گفت‌وگو با «اعتماد» و در پاسخ به پرسش نهایی درباره چشم‌انداز تنش میان ایران و امریکا اظهار کرد: در حال حاضر دو‌طرف در وضعیتی قرار گرفته‌اند که می‌توان آن را نوعی «سکوت جنگی» توصیف کرد؛ به این معنا که ایران با بسته نگه داشتن تنگه هرمز و امریکا با دنبال کردن محاصره دریایی، فعلا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در کوتاه‌مدت ضرورتی برای ورود به یک رویارویی نظامی گسترده وجود ندارد. به گفته او، این وضعیت می‌تواند موقتا برخورد مستقیم را به تعویق بیندازد تا هر طرف منتظر بماند و ببیند که کدام ابزار فشار - محاصره دریایی از سوی امریکا یا تداوم بسته ماندن تنگه هرمز از سوی ایران - تأثیر بیشتری بر طرف مقابل خواهد گذاشت.شریفی با تأکید بر شکننده بودن این وضعیت افزود: هرچند در کوتاه‌مدت می‌توان انتظار داشت که دو طرف از آغاز یک جنگ تمام‌عیار اجتناب کنند، اما این به معنای کنار گذاشته شدن کامل گزینه نظامی از سوی امریکا نیست. او خاطرنشان کرد: اگر واشنگتن در مقطعی احساس کند فرصت هدف‌گیری یک نقطه حساس فراهم شده و تبعات آن قابل مدیریت است، بعید نیست برای انجام حمله محدود و هدفمند وسوسه شود، هرچند چنین اقدامی نیز برای امریکا بدون ریسک و پاسخ نخواهد بود.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار