EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۶۷۵۲

خلیج فارس، خلیج فارس است تا به ابد

در سنت نام‌گذاری پهنه‌های خشکی و آب، آب‌ها همواره آیینه‌ بازتاب‌کننده‌ هویت سرزمین‌های خشکی مجاور خود بوده‌اند.

 خلیج فارس، خلیج فارس است تا به ابد
اطلاعات

طه حسین فراهانی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:

خلیج فارس، خلیج فارس است تا به ابد                                                              

که این قباله به نامِ نیاکانِ ماست

هر آن‌کسی که کند دشمنی به نامِ خلیج

یقین بدان که به تاریخِ ما به جنگ و نزاع است

شاید نام سراینده این ابیاتِ پرصلابت در حافظه روزمره من کمرنگ شده باشد، اما طنینِ حق‌طلبانه آن در گوش تاریخ می‌پیچد. در تقویم ما، ۱۰ اردیبهشت ماه، «روز ملی خلیج فارس»، تنها یادآورِ اخراج بیگانگان از تنگه هرمز نیست؛ بلکه بهانه‌ای است تا تقویم ادبیات و تاریخ خود را ورق بزنیم و ببینیم چگونه یک پهنه آبی، به جای نقشه جغرافیا، در سینه و دیوان شاعران و نویسندگانمان جای گرفته است.

در سنت نام‌گذاری پهنه‌های خشکی و آب، آب‌ها همواره آیینه‌ بازتاب‌کننده‌ هویت سرزمین‌های خشکی مجاور خود بوده‌اند. برخلاف بسیاری از نام‌های جغرافیایی که در گذر زمان دستخوش تغییرات و تحولات بسیاری شده‌اند، نام «خلیج فارس» آنچنان ریشه‌دار و مستحکم است که نه تنها گذشتگان ایرانی، بلکه جغرافی‌دانان و مورخان جهان باستان و قرون وسطا، این نام را همچون نشانه‌ای قطعی بر پیشانی این پهنه آبی حک کرده‌اند.

نام «خلیج فارس» از دوران کهن ایران زمین تاکنون، یک عنوان تاریخی و ثابت بوده است که پیوسته هویت این پهنه آبی را به ایرانیان پیوند زده است. این نامِ دیرینه نخستین بار در دوران هخامنشیان، یعنی بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، در آثار و نقشه‌ها و کتیبه‌های رسمی دیده می‌شود. پیدایش امپراتوری هخامنشیان و گستردگی قلمرو آن، خلیج فارس را به یکی از مراکز مهم تجارت، گذرگاه دریایی و راهبردی تبدیل کرد و همین موضوع باعث شد این پهنه آبی، به صراحت به نام «خلیج فارس» در منابع تاریخی آن عصر ثبت شود.

کتیبه‌های داریوش بزرگ در بیستون و نقش برجسته‌های تخت جمشید که توسط مورخان یونانی همچون هرودوت و یونانی‌های دیگر مورد بررسی قرار گرفته، اشاره‌هایی به «سرزمین فارس» و دریاچه‌ها و خلیج‌های مرتبط با آن دارند. در قرون بعدی، در دوره اشکانیان و ساسانیان این نام همچنان پابرجا ماند و متون فارسی و پهلوی، نقشه‌های جغرافیایی و سفرنامه‌های آن دوران بارها و بارها به «دریای پارس» اشاره کرده‌اند، به گونه‌ای که خلیج فارس به عنوان یک عنصر ثابت جغرافیایی و هویتی در مرکز شاهنشاهی ایران مطرح بود.

با ورود اسلام و گسترش فرهنگ و دانش جغرافیایی در جهان اسلام، جغرافی‌دانان و مورخان عرب و مسلمان ایرانی، نام «بحر فارس» یا «الخلیج الفارسی» را در نوشته‌های خود به کار بردند. ابن خردادبه، مسعودی، یاقوت حموی و دیگران در بزرگ‌ترین کتاب‌های جغرافیایی و تاریخی، این نام را به عنوان نام رسمی و معتبر خلیج ثبت کردند، بی‌هیچ گونه تغییر یا ابهامی در آن.در سده‌های بعد، با پیشرفت علم جغرافیا و ساختن نقشه‌های دقیق‌تر، نام «خلیج فارس» در تمامی نقشه‌ها و اسناد بین‌المللی نیز ثبت شد. کشورهای اروپایی از جمله پرتغال، هلند، انگلیس و فرانسه نیز در اسناد دریایی خود این نام را به رسمیت شناخته و به کار بردند.

امروزه، این نام به عنوان یک میراث تاریخی، فرهنگی و سیاسی نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی، از سوی سازمان‌های بین‌المللی و مجامع علمی به عنوان نام رسمی این پهنه آبی پذیرفته شده است و اسناد و کتاب‌های مرجع معتبر همواره از «خلیج فارس» یاد می‌کننداما خلیج فارس تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ این نام حامل مفهومی فرهنگی و ادبی است که در بطن فرهنگ و هنر ایرانی جاودانه شده است. دریای پارس بیشتر از آن که تنها جلوه‌ای از نقشه و مرزهای فیزیکی باشد، معشوقه‌ای شاعرانه است که شاعران و حکمای نامدار ایران زمین با هر بیتی به آن ادای احترام کرده‌اند. بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ایران، حکیم ابوالقاسم فردوسی، در شاهنامه خویش که تجلی شیرین هویت ایرانی است، خطوط پهناور این دریا را نه تنها به عنوان محدوده‌ای از قلمرو جغرافیایی، بلکه به عنوان نشان اقتدار و عظمت ایران باستان معرفی می‌نماید.در شاهنامه فردوسی دریای پارس را به عنوان خط مرزی و سپر استقرار قدرت‌های اشکانی و ساسانی به تصویر می‌کشد. بیت مشهور:

ببین این شگفتی که دهقان چه گفت

بدانگه که بگشاد راز از نهفت

به شهر کجاران به دریای پارس

چه گوید ز بلا و پهنای پارس...

که در آن دریای پارس به نمادی از وسعت، عظمت و اقتدار تبدیل می‌شود، و یادآور این است که این دریا نه فقط آب و نمک، که تمدن‌ها و تاریخ‌هایی به سان همیشگی را در خود جای داده است. این خلیج پهناور شاهد مناسبات، تعاملات و گاهی درگیری‌های قدرت‌های بزرگ بوده و همیشه بخشی از ماهیت و هویت ایرانی به شمار می‌رفته است.

با رسیدن به دوران معاصر و وزیدن بادهای مسمومِ تحریف، شاعران ما قلم‌ها را چون شمشیر از نیام برکشیدند. 

در این کارزار فرهنگی، نام کسانی می‌درخشد که با تیزهوشی از کلام خود سنگری برای دفاع از هویت ملی ساختند. «ابوالقاسم حالت»، طنزپرداز و شاعر نام‌آشنای معاصر، از جمله همین چهره‌هاست. او که سال‌ها با قلم طنز ظریف و نیش‌دار خود در عرصه مطبوعات و ادبیات، کژی‌ها و ناهنجاری‌های جامعه را به چالش کشیده بود، این بار سلاح طنز را در خدمت صیانت از تاریخ به کار بست.

قلم طنزِ حالت در مواجهه با این تحریف تاریخی، نه برای خنداندن مخاطب، بلکه به عنوان ابزاری بُرنده برای افشای جهالت و رسوا ساختنِ جاعلان وارد میدان شد. او با بهره‌گیری از همان نگاه نقادانه و طنازانه‌اش که توانایی شکافتن لایه‌های پنهانِ وقایع را داشت، دستِ استعمار را خواند و در قصیده‌ای غرّا، دسیسه‌های استعماری برای تغییر این نام کهن را به رسواترین شکل ممکن نقد کرد. او در این ابیات نشان می‌دهد که چگونه بیگانگان از حربه تغییر نام برای ایجاد شکاف و دشمنی استفاده می‌کنند:

بدین خلیج، عرب نام تازه‌ای داده است                          

چنان نه بهره و بی‌جا که جای استهزاست

ز نام تازه غرض چیست؟ عاقلان دانند

که این سخن ز دهان کدام هرزه‌دراست…

خلیج فارس اگر می‌شود «خلیج عرب»

برای تفرقه اندر میان ما و شماست

ابوالقاسم حالت با این شعر ثابت کرد که طنزِ متعهد، فراتر از یک سرگرمیِ ساده، می‌تواند خط مقدمی محکم و استوار برای دفاع از شناسنامه نیلگون این سرزمین باشد.

عشق به این پهنه نیلگون، مرزهای جغرافیایی و سیاسی امروزی را درنوردیده و به نمادی از همبستگی و هویت مشترک در گستره «ایران فرهنگی» تبدیل شده است. خلیج فارس، تنها یک پهنه آبی برای اهالی فلات ایران نیست، بلکه میراثی معنوی و دریای پدریِ تمام پارسی‌زبانان جهان است؛ از کرانه‌های اروند تا کوهپایه‌های پامیر و هندوکش.

گواه روشن این پیوند ناگسستنی، استاد«مؤمن قناعت» شاعر بلندآوازه و فقید تاجیکستان است. او با وجود هزاران کیلومتر فاصله از آب‌های جنوب، قلبش برای این نماد هویتی می‌تپید و پاسداری از آن را رسالت خود می‌دانست. در دهه هشتاد میلادی، در نشستی که جمعی از امرای عرب حضور داشتند و زمزمه‌های تحریف نام این خلیج کهن به گوش می‌رسید، این شاعر تاجیک به عنوان نماینده‌ای از اصالت و صلابتِ زبان پارسی بپا خاست.

او با شجاعتی ستودنی و بیانی که از استواری کوه‌های بدخشان و لطافت نسیم شیراز سرچشمه می‌گرفت، اشعاری را قرائت کرد که پاسخی قاطع و ادیبانه به تحریف‌گران بود. شعر او تنها یک دفاعیه تاریخی نبود، بلکه یادآوریِ شکوه، ریشه‌داری و مظلومیتِ زبان و هویت پارسی در برابر ثروت‌های بادآورده بود؛ کلامی چنان نافذ که سکوتی سنگین و پرمعنا را بر آن محفل حاکم کرد. این ابیات، تجلیِ پیوند روحی عمیقی است که هیچ مرز ساختگی‌ای نمی‌تواند آن را از هم بگسلد:

از خلیج فارس می‌آید نسیم پارسی

   ابر از شیراز می‌آید چو سیم پارسی

دُر از این دریا نمی‌جویم چو دور افتاده است

 از تگ دریا، ته چشم یتیم پارسی

می‌رسد از کشتی بشکسته شعر بی‌شکست                                       

شعر هم بشکست با بند قدیم پارسی

شیخ را سرمست دیدم یک شبی از بوی نفت

 رفت با عطر کفن، عطر و شمیم پارسی

روز ملی و جهانی خلیج فارس، یادآور این حقیقت است که موج‌های این دریا، پیش از آنکه به صخره‌های ساحل بخورند، بر دیواره‌های تاریخ و ادبیات ما کوبیده‌اند. تا زمانی که در گوشه‌ای از این کره خاکی کسی به زبان فردوسی، حافظ و مؤمن قناعت سخن می‌گوید، «خلیج فارس، خلیج فارس است تا به ابد…».

 

ارسال نظر

آخرین اخبار