کارت بازی نفت
انسداد تنگه هرمز در جنگ و صعود قیمت نفت توانسته است درآمد نفتی کشور را به حدود دو برابر برساند؛ اتفاقی که سبب شد آمریکا به تکاپو بیفتد تا صادرات نفت کشور را مختل کند و از بین دو گزینه اصلی تصرف جزیره خارگ و محاصره دریایی ایران، دستور کار کمهزینهتر محاصره دریایی را روی میز بگذارد و با اعلام آتشبس دوهفتهای، ارتش آمریکا از اجرائیشدن محاصره دریایی ایران خبر داد.
روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
انسداد تنگه هرمز در جنگ و صعود قیمت نفت توانسته است درآمد نفتی کشور را به حدود دو برابر برساند؛ اتفاقی که سبب شد آمریکا به تکاپو بیفتد تا صادرات نفت کشور را مختل کند و از بین دو گزینه اصلی تصرف جزیره خارگ و محاصره دریایی ایران، دستور کار کمهزینهتر محاصره دریایی را روی میز بگذارد و با اعلام آتشبس دوهفتهای، ارتش آمریکا از اجرائیشدن محاصره دریایی ایران خبر داد.
در جریان مذاکرات تهران و واشنگتن در اسلامآباد، ایران پذیرفت تنگه هرمز را بگشاید، اما آمریکا بر محاصره دریایی ایران اصرار ورزید؛ اتفاقی که اعتراض ایران و انسداد دوباره تنگه هرمز را به دنبال داشت. علاوهبراین، دوره دوم مذاکرات دو کشور را منتفی کرد، اما در نهایت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، آتشبس را تمدید کرد و خبر داد که محاصره دریایی ادامه پیدا میکند. وزارت انرژی آمریکا این اتفاق را «خشم اقتصادی» توصیف کرد که معادلی برای نام عملیات نظامی آمریکا علیه ایران یعنی «خشم حماسی» است. از آن سو مهلت قانونی ترامپ برای حضور در جنگ خارجی رو به اتمام است و با نزدیکشدن زمان جنگ به ۶۰ روز، ترامپ باید مجوز کنگره را برای ادامه جنگ دریافت کند. اما حالا سرنوشت جنگ بیشتر از مجوز کنگره، به آبهای خلیج فارس و اقتصاد نفت گره خورده است.
مذاکره به شرط پایان تقابل دریایی
جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران در نهایت به یک آتشبس موقت دوهفتهای ختم شد؛ آتشبسی که بنا بود فرصتی برای مذاکره بین ایران و آمریکا ایجاد کند. دوره اول این مذاکرات در اسلامآباد پاکستان برگزار شد، اما با وجود ساعات طولانی و فشرده بحث و گفتوگو به نتیجه نرسید و بنا شد مذاکرات بین تهران و واشنگتن ادامه داشته باشد. بااینحال، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اعلام کرد محاصره دریایی ایران را آغاز کرده و تنگه هرمز بازگشایی شده است. خبر بازگشایی تنگه هرمز همزمان با خبرهای دیگری مبنی بر نزدیکبودن توافق بین آمریکا و ایران شنیده شد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از بازشدن تنگه هرمز در مدت آتشبس خبر داد و این نشانهها سبب شد بازارها با تصور اینکه توافق نزدیک است، ریزش قیمت را تجربه کنند. در همین مدت قیمت هر بشکه نفت که به بالای صد دلار رسیده بود، به کانال قیمت ۸۰ دلار برگشت و بهای نفت برنت به انتهای کانال ۸۰ دلار رضایت داد.
با این حال، خبر توقیف کشتی ایران از سوی آمریکا سبب واکنش ایران شد. محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکرهکننده ایرانی، اعلام کرد آمریکا میخواهد تنگه هرمز برای تمام کشتیها بهجز کشتیهای ایرانی باز شود و این خواسته غیرمنطقی است.
پس از این مسئله، سپاه پاسداران اعلام کرد که تنگه هرمز دوباره بسته میشود و نفتکشهای عبوری بدون مجوز ایران حق عبور ندارند. پس از اعلام انسداد دوباره تنگه هرمز، تردد کشتیها از این تنگه تقریبا به صفر رسید. تسنیم در آخرین گزارش از وضعیت تردد کشتیها در تنگه هرمز روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ نوشت که طبق آخرین آمارها، تردد کشتیها در تنگه هرمز به حدود شش درصد میانگین رسیده و حجم عبوری بهشدت کاهش یافته است و به سمت صفر حرکت میکند. براساس این گزارش تعداد کشتیهای عبوری در ۲۴ ساعت روز دوشنبه حدود
۱۶ کشتی گزارش شده که تنها حدود ۶.۲ درصد از میانگین عادی روزانه (حدود ۱۳۰ کشتی) را تشکیل میدهد. براساس این گزارش در روز سهشنبه هم تنها هشت کشتی در حال عبور مشاهده شده و throughput (حجم بار عبوری) به حدود ۱۴.۶ درصد میانگین عادی (۱.۵ میلیون DWT در مقابل ۱۰.۳ میلیون DWT معمول) سقوط کرده است. بر مبنای این گزارش، در روزهای دیگر ترافیک کشتیها گاهی به سه تا پنج کشتی در روز یا حتی کمتر کاهش یافته و بسیاری از شناورها مجبور به تغییر مسیر یا بازگشت شدهاند.
انسداد دوباره تنگه هرمز قیمت نفت را تا حدی افزایش داد، اما امید به شکلگیری دوره دوم مذاکرات اسلامآباد باعث شد بازار نفت از صعود بیشتر بازمانده و منتظر نتیجه مذاکرات بماند. با این حال تهران اعلام کرد که به دلیل محاصره دریایی ایران، حاضر نیست در مذاکرات شرکت کند و آمریکا را با توقیف کشتیهای ایرانی به نقض آتشبس محکوم کرد. درعینحال آمریکا هم در جدالی لفظی انسداد دوباره تنگه هرمز را نقض آتشبس خواند.
جنگ درآمد نفت ایران را ۲ برابر کرد
اما پیش از محاصره دریایی، ایران توانسته بود درآمد نفت صادراتی خود را در طول دوران جنگ افزایش دهد؛ هرچند حجم صادرات نفت ایران تغییر چندانی نداشت، اما افزایش قیمت نفت توانست درآمد ایران را افزایش دهد. پیش از جنگ به دلیل افزایش عرضه، قیمت نفت به میانه کانال ۶۰ دلار سقوط کرده بود، اما با وقوع جنگ در خلیج فارس، بهای نفت تا ۱۱۷ دلار هم رسید. در این میان مشتری عمده نفت ایران، چین است که پیش از جنگ نفت تحریمی ایران را با تخفیف بالا خریداری میکرد، اما با وقوع جنگ، پکن ناچار شد به قیمت بالای نفت ایران تن دهد که شانه به شانه قیمت نفت برنت پیش میرود. براساس گزارش اویل پرایس، قیمت انواع نفت ایران بیش از چهار درصد افزایش داشته است.
بر این اساس، قیمت هر بشکه نفت سبک ایران برای تحویل در منطقه شمال غربی اروپا به ۹۲.۷۹ دلار رسیده است. نفت سنگین ایران و نفت فروزان نیز به ترتیب با قیمتهای ۹۰.۸۹ و ۹۱.۱۴ دلار در این منطقه معامله شدند. بالاترین قیمت نفت ایران مربوط به بندر سیدی کریر مصر است که قیمت هر بشکه نفت سبک ایران در این منطقه ۹۴.۰۴ دلار قیمت خورده است. نفت سنگین ایران در این منطقه ۹۱.۸۹ دلار و نفت فروزان ۹۲.۱۴ دلار در هر بشکه اعلام شده است. پیش از جنگ یعنی در ۹ اسفند، ایران روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت با متوسط قیمت ۶۵ دلار به ازای هر بشکه صادر میکرد که معادل درآمد روزانه در حدود صد میلیون دلار بود. اما در ۴۰ روز اخیر و همزمان با افزایش قیمتها تا سطح ۹۵ دلار برای هر بشکه، درآمد روزانه صادرات نفت ایران به حدود ۱۴۵ میلیون دلار رسیده است. این به معنای افزایش روزانه ۴۵ میلیون دلاری در درآمدهای نفتی است؛ رقمی که در مقیاس ۴۰روزه، به افزایشی در حدود ۱.۸ میلیارد دلار بالغ میشود. همچنین مؤسسه تحلیلی آمریکایی کوبیسی لتر گزارش داده است که درآمدهای روزانه نفتی ایران در مقایسه با ماه گذشته، ۲۵ میلیون دلار افزایش یافته و به رقم ۱۳۹ میلیون دلار در روز رسیده است.
در همین زمینه، اقتصادنیوز نوشت که تریتا پارسی، تحلیلگر سیاسی و بنیانگذار مؤسسه کوئینسی، در صفحه شخصی خود قید کرده است: «جنگ ترامپ و اسرائیل عملا به کاهش تحریمها علیه ایران منجر شده است. این یعنی ایران انگیزه کمتری برای پایاندادن به جنگ دارد، مگر اینکه توافقی حاصل شود که بهطور رسمی شامل رفع تحریمها باشد». او در ادامه توضیح داده است: «پیش از جنگ، ایران حدودا نزدیک به ۱.۱ میلیون بشکه نفت در روز صادر میکرد و آن را با قیمت ۶۵ دلار به ازای هر بشکه، با کسر ۱۸ دلار تخفیف (یعنی حدود ۴۷ دلار) میفروخت. امروز، ایران روزانه ۱.۵ میلیون بشکه صادر میکند و آن را با قیمت ۱۱۰ دلار و تنها با دو تا چهار دلار تخفیف میفروشد».
برگ برنده ایران؛ جنگ یا مذاکره؟
این گزارشها سبب شد آمریکا اعلام کند که محاصره دریایی ایران را سفتوسخت اجرا میکند؛ موضوعی که ایران با آن مخالفت کرده و شرط حضور در مذاکرات را رفع محاصره دریایی اعلام کرده است. با این حال با پایان آتشبس دوهفتهای در روز گذشته و غیبت ایران در دوره دوم مذاکرات در اسلامآباد پاکستان، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اعلام کرد که آتشبس برای ادامه مذاکرات تمدید میشود و البته محاصره دریایی برداشته نمیشود؛ محاصره دریایی که از سوی وزارت انرژی آمریکا «خشم اقتصادی» توصیف شد و معادلی برای عملیات نظامی آمریکا یا «خشم حماسی» به حساب میآید. از آن سو ادامه جنگ نظامی آمریکا با ایران با یک مانع قانونی مواجه است؛ مطابق قانون آمریکا موسوم به قانون «اختیارات جنگی ۱۹۷۳»، رئیسجمهوری بدون مجوز کنگره تنها ۶۰ روز میتواند در جنگ با یک کشور بماند و پس از آن برای ادامه جنگ نیاز است که مجوز جنگ را از کنگره دریافت کرده یا ثابت کند که برای خروج منظم نیروهای آمریکا از منطقه به زمان بیشتری نیاز دارد. با این حال رسانههای آمریکایی مینویسند که ترامپ میتواند این قانون را دور بزند. خبرآنلاین با استناد به این گزارشها نوشته است که «کارشناسان میگویند اگر قبل از اول ماه می صلحی برقرار نشود، ترامپ باید از بین دو گزینه یکی را انتخاب کند. او میتواند به ارتش دستور دهد که به جنگ ادامه دهد؛ که این قانون را نقض میکند و او را تحت فشار بیشتری قرار میدهد و دموکراتها و رقبا با صدای بلندتری او را سرزنش میکنند.
یا میتواند نیروهای آمریکایی را از خلیج فارس فرا بخواند و ایران را به پیروزی واقعی و اخلاقی برساند، اگرچه احتمالا تبلیغات کاخ سفید در آن زمان برای بازتعریف عقبنشینی بهعنوان «کار خوب انجامشده» شروع خواهد شد». خبرآنلاین در ادامه نوشته است: «با این حال، آنچه احتمالا اتفاق میافتد، این است که ترامپ به دنبال مجوز استفاده از نیروی نظامی خواهد بود، قانونی که در سپتامبر ۲۰۰۱، چند روز پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، لازمالاجرا شد. اگر مجوز AUMF (قانون اختیارات جنگی) اعطا شود، به این معنی است که ترامپ میتواند عملیات نظامی ایالات متحده را بدون تاریخ پایان ادامه دهد». اما سناریوی دیگر آن است که جنگ با ایران متوقف شود اما محاصره دریایی بهعنوان «ابزار اعمال تحریم» علیه ایران ادامه داشته باشد.
حمید حسینی، دبیر اتحادیه فراوردههای نفتی و کارشناس انرژی، به «شرق» میگوید که ایران باید قبل از آنکه دیر شود، از برگه تنگه هرمز و بازار نفت برای چانهزنی در مذاکرات استفاده کند و نباید در استفاده از این برگه تا زمان تضعیف تابآوری کشور تعلل کند و فرصت را از دست بدهد.
او توضیح میدهد که درحالحاضر ایران ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون بشکه نفت روی آب دارد که خارج از آبهای خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد. به گفته حسینی این میزان نفت روی آب، معادل سه ماه صادرات نفت کشور است و باعث افزایش تابآوری صادرات نفتی کشور از محاصره دریایی میشود. بهجز این رویترز نوشته است که در صورت محاصره دریایی ایران، این کشور میتواند تا دو ماه بدون صادرات و کاهش تولید، نفتکشهای خود را پر کند اما از ماه سوم به بعد، میزان تولید روزانه نفت ایران ۵۰۰ هزار بشکه کاهش خواهد داشت.
در همین زمینه، حسینی تأکید میکند که ایران میتواند واردات کالاهای اساسی و صادرات را از مرزهای زمینی ادامه دهد اما برای صادرات نفت، گاز، متانول و برخی فراوردههایی که نیاز به مخازن نفتکشها دارند، ناچار به صادرات دریایی است.
او در ادامه توضیح میدهد: ادامه محاصره دریایی کشور میتواند به افزایش هزینه واردات و صادرات و تورم بیشتر منجر شود و نارضایتی ایجاد کند، درحالیکه جنگ نظامی میتواند مردم را در حمایت از کشور و حاکمیت متحد کند. از آن سو ادامه جنگ علاوه بر اینکه میتواند برای بازار نفت و گاز و اقتصاد جهان هزینه ایجاد کند، برای اقتصاد کشور هم هزینه سنگین به دنبال خواهد داشت و مصداق آن آسیبهایی است که جنگ به زیرساختهای اقتصادی کشور ایجاد کرده است. بنابراین من تصور میکنم بهترین راه این است که ایران هماکنون از برگه تنگه هرمز و بازار نفت استفاده کند و در مذاکرات چانهزنی کند؛ چراکه با تداوم جنگ و کاهش تابآوری اقتصاد کشور، ممکن است همین برگه هم برای چانهزنی از دست برود.
به گفته حسینی چنانچه تولید نفت ایران کاهش پیدا کند و چاههای در مدار مسدود شوند، بازگرداندن آنها به چرخه تولید بسیار دشوار است و نیاز به سرمایهگذاری درخور توجهی دارد.
این کارشناس توضیح میدهد که برگرداندن تولید یک بشکه نفت حدود چهار تا پنج هزار دلار هزینه دارد و تولید نفت ایران در زمان امضای برجام به چهارمیلیونو ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز رسیده بود، اما با تحریم نفت ایران و کاهش ظرفیت تولید نفت، هماکنون تولید نفت ایران به ۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده و در تمام سالهای تحریم کشور نتوانسته است تولید ازدسترفته را احیا کند. این در حالی است که جنگ خسارات وسیعی به زیرساختهای کشور رسانده و دولت میزان خسارت جنگ را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده است.