عقلانیت و راهجویی در میانه جنگ
این نوشته مصادف شده است با چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی، سیاستمدار و معلم فلسفه که در سختترین روزهای جنگ، به عنوان دبیر شورای امنیت ملی، میبایست انجام وظیفه میکرد
سیدمسعود رضوی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
وَاِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاِصلاح
امام حسین(ع)
این نوشته مصادف شده است با چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی، سیاستمدار و معلم فلسفه که در سختترین روزهای جنگ، به عنوان دبیر شورای امنیت ملی، میبایست انجام وظیفه میکرد تا همچون عنوان واپسین کتابش «عقل و سکون در حکمرانی»، نقطه اتکایی به وضعیت نامتوازن این جنگ نامتقارن و نابرابر میبخشید. بیتردید، لاریجانی یکی از نمادهای عقلانیت و اعتدال در سیاست کشور و صاحب تجربههای گرانبهایی بود که کمتر کسی در عرصههای مختلف سیاسی، نظامی، مدیریتی، قانونگذاری، وزارت و بالاخره، دبیری شورای امنیت ملی میتوانست کسب کرده و از آن بهرهمند باشد.
از دست رفتن و شهادت او در بمبارانی که قصابان تلآویو به واسطه جاسوسان نفوذی انجام دادند، از بزرگترین خسارتها به سیاستگری و مدیریت عالی کشور در این شرایط بحرانی بود. روزی پرونده این جنایت و خیانت بزرگ باز خواهد شد و عوامل و نتایج شهادت علی لاریجانی بر تاریخ و مردم گشوده میشود. اما آنچه میراث او بود، عقل و سکون در سیاست و تکیه بر کیفیت والایی از دیپلماسی و مذاکره در هنگامه نبرد با خصم بود. او سیاست را امری پویا میدانست که میتواند در تمام لحظات خاموش صلح یا پرهیاهوی جنگ، جاری باشد. آنچه ملتها و دولتها را در تعامل و تداوم با یکدیگر میتواند متوازن سازد و از نابودی و خسارات بیش از حدّ تحمل بشریت جلوگیری کند، دیپلماسی است.لاریجانی، سخنور و عقلگرا بود. آرام و اهل استدلال و منطق و مذاکره، در عین حال سرسخت و در دفاع از مواضع درست و اصیل خود و سرزمین و آرمانهای خویش کوشنده و بردبار. در آخرین نوشتههای کوتاه او، پاسخهای دندانشکن به دشمن غدار داده میشد، اما پروژه بزرگی هم برای پیشبردن دیپلماسی در کنار رزمندگان میدان داشت که میتوانست گامهای بلندی در مواجهه با هیئتهای مقابل محسوب شود و انعطاف و تحوّل در دیدگاهها و خواستها به وجود آورد، به نحوی که موازنهای آشکار در تراز منافع ملی ایران تأمین شود و تضمین لازم برای آرامش و صلح منطقه در غیاب جنایات جنگ طلبان اورشلیم به دست آید.
شاید این دیدگاهها هم متحقق نمیشد، اما لاریجانی نقطه وصل میان تمام جریانها و نیروهای مختلف، و مرکز ثقل ادراک و معرفت و تجربههای برآمده از نیم قرن اخیر محسوب میشد. خیانت و جنایتی که سبب کشتن و شهادت او شد، ضربه بزرگی به ایران و مردم میهن زد و شخصیت خاصی را از میان مدیران کشور ما کاست.پس از درگذشت و شهادت علی لاریجانی، چندین شخصیت و فرمانده دیگر را نیز از دست دادیم. داس جنگ، بیرحمانه فرود آمده بود و ایران به تنهایی مقاومت میکرد.
در این یادداشت چند نکته مهم را به اجمال گوشزد میکنم و میگذرم. بحث و استدلال و جدل هم نباید کرد که این جامعه به قدر کفایت مشکلات دارد و درگیر مصائب و نگرانیها و کمبودهای بالفعل و بالقوه هست. مردم در صبوری و بزرگواری مقاومت میکنند و از فرزندان دلاور و کشور گرامی و عزت و شرف مملکت دفاع میکنند. اگرچه دشواری معیشت و گرانی و برخی فشارهای تازه بر زندگی اضافه شده و طبقات متوسط را هم دچار ضعف و گرفتاریهای فراوان، از جمله فقر درآمدها و نگرانی نسبت به آینده کرده است. وضعیت نامشخص کنونی ممکن است این حس و حال را برای برخی از فعالان سابق و لاحق در سیاست که اهل خطابه و امر و نهی هم بودهاند ایجاد کند که بر همان نهج و همان روش سابق سخن گفته و تفصیل هم به کلام و منبر و خطابه بدهند. از جمله یک نماینده مجلس که مذاکره را به گوساله سامری تشبیه و از دیپلماتهای کشور که با هیئت آمریکایی در اسلامآباد دیدار کردند با ادبیاتی ناپسند سخن گفته است.
واقعیت این است که کشور ما درگیر جنگی هولناک شده و این جنگ نه با یک همسایه یابا یک کشور متعارف، بلکه با بزرگترین ارتش کنونی جهان و متحد بیرحم و جنایتکارش در خاورمیانه به نام اسرائیل مستقیماً درگیری پیدا کردهایم. این جنگ به صورت پنهان مدتها ادامه داشته و به صورت آشکار در جنگ ۱۲روزه و سپس از آغاز جنگ رمضان تا همین امروز دوام یافته است.
اگر دست در دست ندهیم و دچار تفرقه و تشتت شویم، کار همه تمام است. زیرا تنها این دو دشمن پشت مرزها نیستند، بلکه متحدان ریز و درشت و ثروتمند آنها نیز با پترو دلار و پایگاههای اطلاعاتی و فرودگاههای نظامی و زمین و آسمان و دریایی که در اختیار دشمنان مذکور گذاشتهاند، از هیچ ضربه و خسارت و زخمی که بر پیکر وطن و ملت ما وارد شود، ابایی ندارند.
همکاران ریز و درشت آمریکا و اسرائیل در منطقه و حضور نفوذیهایی که در جنگ ۱۲ روزه و پیش و پس از آن دیده و دانستهایم، باید ما را نگران کند. پس به جای ضربه زدن به سیاستمداران و تعیین خط مشی مذاکرهکنندگانی که وظایف اصلی و ذاتی خود را با شجاعت و درایت انجام میدهند، کاری مفید انجام دهیم یا مشکلی از راه دولت و ملت برداریم که در این روزهای سخت، نیکو ترین کارها نزد خدا و خلق همین است و بس.
متأسفانه برخی گزارهها، همراه با چندین نوشته، مصاحبه، خطابه و سخنرانیهایی که در رسانههای پربازدید کشور منتشر و به صورت گسترده بازنشر میشود، در یک امر اتفاق دارد و آن تحقیر و بلکه تباهی دیپلماسی و مذاکره است. گویی کسانی هستند که میخواهند مغز و عاقله میدان و جنگ افزار را از آن جدا سازند و زبان گویای قدرت را خاموش کنند. تمام نظریهپردازان بزرگ جنگ و سیاست از امام علی(ع) در نهج البلاغه، سون تزو در هنر جنگ، خواجه نظامالملک در سیاستنامه، حکیم فردوسی در شاهنامه، و بسیاری دیگر، گفتگو را نوعی دیگر جنگ و صلح را غایت جنگ دانستهاند. اگر نتوان مذاکره کرد، پس هیچگاه صلح هم محقق نخواهد شد. باید همواره در جنگ و بحران زیست و این شیوه حیات، شایسته انسان متمدن و مؤمن نیست، شیوه قاتلان و ددمنشانی همچون صهیونیستهاست. ما برای صلح و صلاح میجنگیم.