جنگ هنوز تمام نشده
برخی پروازها به فرودگاه امام برگشته، سفرهای هوایی آغاز شده و خرید و فروش ارز در مناطقی از شهر با حضور دلالان هم رونق گرفته است.
فتح الله جوادی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
برخی پروازها به فرودگاه امام برگشته، سفرهای هوایی آغاز شده و خرید و فروش ارز در مناطقی از شهر با حضور دلالان هم رونق گرفته است.
حجاج هم گرچه نه به میزان سالهای معمول و با محدودیت ۵۰درصدی ظرفیت پذیرش توسط عربستان، سفر به خانه خدا را آغاز کردهاند. در دل شهر هم برخی کسب و کارها جانی گرفتهاند، خیابانها دوباره شلوغ شده و ترافیک هم مهمان خیابانهاست، مغازهها و بانکها هم باز شدهاند و ادارات و مراکز و دادسراها و ... هم.
ظاهراً گویی جنگی در کار نیست و آرامش برقرار است اما آیا واقعاً چنین است؟ و باید آسوده باشیم و شادانه بخوانیم که خدا را شکر جنگ تمام شده است؟!
کاش چنین بود اما میدانیم که چنین نیست. همچنان ایران بر تنگه هرمز و عبور و مرور آن مسلط است و آمریکا هم در عوض به محاصره دریایی خود ادامه میدهد و گاه به دزدی دریایی هم روی میآورد و هیچ هیئتی هم از دو کشور در اسلامآباد نیست و فعلاً هم گویی قرار نیست باشد.
گرچه خوشبختانه اجتماعات پرشور شبانه و نمایش بیبدیل پیوند شور و سوگ و حماسه برپاست که غنیمت بیبدیل جنگ رمضان است و چه مولفه قدرتمندی در نمایش اقتدار و عظمت و انسجام ملی ایرانیان. با این همه، اما عادت به عادیشدن همه چیز، خود میتواند تنگه احدی را رقم بزند که غفلت از آن خطری جدی است.
در این ارتباط به فهم خویش به چند نکته اشاره می کنم: ۱ـ هم مردم قهرمان و هم دولت سختکوش و هم نیروهای مسلح فداکار کشور خوب میدانند که وضعیت عادی نیست و نباید هم عادی فرض شود. پس زندگی و کسب و کار و تجارت و اداره جامعه را باید با در نظر داشت شرایط جنگی جلو ببریم و از عادیشدن و عادیدانستن شرایط و به ویژه اصطلاحاً بازگشت به تنظیمات کارخانه و عادت مالوف گذشته اجتناب ورزیم.
۲ـ به استمرار وضعیت نه جنگ، نه صلح با خوشبینی ننگریم و به آن قانع نشویم و عادت نکنیم. در این وضعیت همهچیز موقتی و در معرض تهدید است و در حالت تعلیق، که هر برنامهریزی و سرمایهگذاری را به محاق میبرد.
۳ـ شاید این سخن چندان به مذاق برخی عزیزان خوش نیاید اما این فرض را هم در نظر بگیریم که استمرار این وضعیت و بلاتکلیفی وضعیت میدان به اندازهای که ما گمان میکنیم برای آمریکای ترامپ خطرآفرین نباشد. حتی بستن تنگه هرمز هم گرچه برای اقتصاد جهانی بسیار ضروری است و در خود آمریکا هم اثرات قابل توجهی دارد اما تبعات اقتصادیاش برچین به عنوان رقیب اصلی آمریکا و اروپا و آسیای جنوبشرقی و کشورهای همسایه حوزه خلیجفارس بیشتر است.
لذا شاید بد نباشد به جای اندیشه به بستن کامل آن و توقف در آن به استفاده این گلوگاه به عنوان یک برگ برنده مهم در تحقق اهدافمان مثلا در ازای رفع تحریمها و جبران خسارات هم فکر کنیم.
۴ـ در اینکه آمریکا و حتی جهان، گرفتار یک رئیسجمهور غیرعادی و حراف و دروغگو شده که شأن چندانی برای آمریکای مدعی دموکراسی و حقوق بشر نگذاشته تردیدی نیست اما تکیه به این گزاره که هر چه میگوید از سر بلاهت و نادانی است و اصلا فاقد هر اهمیتی است.
به هر حال در پشت صحنه، دستگاههای امنیتی و نهادهای کنترلکنندهای هم هستند که تا حدی کنترلش کنند و لذا چون او خود را در حد یک رسانه جا زده، روایتسازیهایی میکند که حتماً باید در حد وسع با روایتهای بخردانه خودمان پاسخ درخور بشنود تا روایتهایش نقش بر آب شود.
۵ـ حال که از جنگ روایتها صحبت شد، بد نیست به ضعف خودمان هم اشاره کنیم. اینکه هر فردی نباید در هر جمعی یک روایت از جنگ یا مذاکره و ترجیح این بر آن ارائه دهد. مثلا دو نفر در یک برنامه تلویزیونی بنشینند و در گعدهای خودمانی برای ملک و ملت تعیین تکلیف کنند یا در برنامههای خبری با نوع گزارشگرفتنهای مثلا مردمی، نسخه دیپلماسی را بپیچند گویی فقط آنها انقلابیاند و تیم دیپلماسی کشور سازشکار خائن تا آن قمارباز هم توهم برش دارد که در ایران چند صدایی است، به همین خاطر به گمان حقیر شاید لازم باشد که درست مثل زمان جنگ در دهه ۶۰ یک قرارگاه واحد مثل شورای تبلیغات جنگ که شهید خرازی عزیز متولیاش بود دوباره مسئول تبلیغات جنگ باشد تا از تعدد روایتها به وحدتروایی برسیم.
۶ـ بارها اشاره شد که در حال حاضر ما در ۳ جبهه در حال نبردیم؛ جبهه جنگ و دفاع که قهرمانان جان بر کف سلحشورمان در نیروهای مسلح کشور آن را به خوبی اداره و مدیریت میکنند و تا به حال نیز دستاوردهای فراوانی داشتهاند که میدانیم و میدانید.
دوم جبهه خیابان که شاهد بیبدیلترین عرصه مقاومت رنگینکمانی ملت و اتحاد و انسجام ملی مثالزدنی ایرانیان است و سرانجام جبهه دیپلماسی که باید میوه مقاومت در دو جبهه دیگر را در چانهزنیهای سخت و دشوار به بار بنشاند. اتحاد و انسجام و تدبیر و درایت و وحدت و هماهنگی در هر سه جبهه و حمایت از همه آنها ضروری است. کوتاه سخن آنکه همگی در این میان باید به آنچه که رهبر انقلاب به تشخیص رسیده تمکین کنیم.