دکترین جدید نظامی ایران و ارتقای عزت ملی
موضوعی که این روزها با عنوان «دکترین جدید نظامی ایران و ارتقای عزت ملی» مطرح میشود، بهویژه پس از تحولات اخیر، مورد توجه قرار گرفته است
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
موضوعی که این روزها با عنوان «دکترین جدید نظامی ایران و ارتقای عزت ملی» مطرح میشود، بهویژه پس از تحولات اخیر، مورد توجه قرار گرفته است. در جریان جنگ موسوم به «رمضان» یا جنگ ۴۰ روزه، نشانههایی از یک رویکرد تازه در حوزه نظامی ایران مشاهده شد؛ بهگونهای که با وجود بضاعت محدود در مقایسه با توان ایالات متحده بهعنوان یک ابرقدرت و همچنین سطح بالای توان نظامی اسرائیل، ایران توانست از خود دفاعی عزتمندانه به نمایش بگذارد. این در حالی است که از منظر راهبردی، طرف مقابل با نوعی ناکامی مواجه شد.
در ادامه این تحولات، راهبرد دفاعی ایران در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه، از حالت صرفاً دفاعی به رویکردی تهاجمی تغییر پیدا کرد. همین تغییر رویکرد موجب شد تصویری که پیشتر از ایرانِ ضعیف ارائه میشد، جای خود را به تصویری از ایرانِ قدرتمند بدهد. در واقع، یکی از دستاوردهای مهم این دکترین نظامی، تبدیل تصویر ایران ضعیف به ایران قوی بود؛ تغییری که در ادراک طرف مقابل نیز اثرگذار بوده است.
از سوی دیگر، بُعد منطقهای جنگ نیز اهمیت ویژهای یافت. ایران در این چارچوب نشان داد که اجازه نخواهد داد فشارها صرفاً متوجه خود باشد، در حالی که دیگران در وضعیت امن قرار داشته باشند. این رویکرد، در امتداد تعریفی است که از بازدارندگی ارائه شده و نشان میدهد جنگ، در قالب دکترین جدید، بهعنوان ابزاری بازدارنده و مؤثر مورد استفاده قرار گرفته است.
یکی دیگر از نکات قابل توجه، بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی کشور بود. در این میان، تنگه هرمز بهعنوان یک مؤلفه مهم قدرت، نقشی برجسته ایفا کرد؛ بهطوریکه این گذرگاه راهبردی به ابزاری برای قدرتنمایی ایران تبدیل شد، امری که ظاهراً در محاسبات طرف مقابل پیشبینی نشده بود. اهمیت این منطقه تا حدی ارزیابی شد که حتی از آن بهعنوان عاملی با ارزشی بسیار بالا در معادلات قدرت یاد میشود.
در کنار این موارد، یکی دیگر از دستاوردهای مهم، احیای «برند تمدنی ایران» عنوان میشود. عملکرد راهبردی ایران و مواجهه با شرایط جدید، موجب شد طرف مقابل با پدیدهای متفاوت از ایران مواجه شود؛ پدیدهای که از انسجام و قدرت برخوردار است. در نتیجه این وضعیت، تهدیدهایی متوجه تمدن ایران شد که در نهایت به فرصتی برای برجستهسازی پیشینه تاریخی و فرهنگی کشور تبدیل شد. در این چارچوب، بر قدمت چند هزار ساله، فرهنگ غنی و ابعاد مادی و معنوی تمدن ایرانی تأکید شد.
در نهایت، این تحولات به بروز و نمایش قدرت ملی نیز انجامید. همراهی مردم با این شرایط و حضور آنان در صحنه، بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی، نقش مهمی در تقویت این روند ایفا کرد. مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر، به ارتقای عزت ملی منجر شد.
بر این اساس، میتوان گفت دکترین جدید نظامی ایران، که بهعنوان رویکردی حسابشده، اندیشیده و مبتنی بر خرد جمعی توصیف میشود، توانسته است دستاوردهایی را به همراه داشته باشد که در نهایت به تقویت و ارتقای عزت ملی انجامیده است.
در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز، محمود سلیمانی، کارشناس سیاسی و استاد دانشگاه، با اشاره به طرح مفهوم «احیای برند تمدنی ایران» در ادبیات تحولات اخیر، این موضوع را یکی از مهمترین ظرفیتهای نرم کشور برای عبور از شرایط بحرانی و حرکت به سمت بازسازی توصیف کرد. وی با بیان اینکه برند تمدنی ایران صرفاً یک مفهوم تاریخی یا نمادین نیست، اظهار داشت: آنچه از آن بهعنوان برند تمدنی یاد میشود، مجموعهای از سرمایههای انباشته فرهنگی، تاریخی، هویتی و حتی رفتاری یک ملت است که در بزنگاههای تاریخی میتواند بهعنوان پشتوانهای برای بازسازی و انسجام ملی عمل کند. به گفته او، در شرایطی که یک کشور با فشارهای خارجی یا آسیبهای داخلی مواجه میشود، رجوع به این سرمایه تمدنی میتواند نوعی خودآگاهی جمعی ایجاد کند که موتور محرک بازسازی خواهد بود.
سلیمانی در ادامه تأکید کرد: احیای این برند، در واقع بازتعریف تصویر ایران در ذهن خود ایرانیان و همچنین در نگاه بیرونی است. زمانی که جامعه به این درک برسد که ریشه در یک تمدن چند هزار ساله دارد، سطح تحمل، همبستگی و مشارکت اجتماعی افزایش پیدا میکند. این مسئله مستقیماً به فرآیند بازسازی کشور کمک میکند، چرا که بازسازی صرفاً یک امر فنی یا اقتصادی نیست، بلکه پیش از آن نیازمند بازسازی اعتماد، هویت و امید اجتماعی است.
این کارشناس سیاسی با اشاره به نقش این مفهوم در سیاستگذاری افزود: اگر احیای برند تمدنی بهدرستی درک و در سطوح مدیریتی نهادینه شود، میتواند به جهتدهی سیاستهای کلان نیز کمک کند. بهطور مشخص، در حوزههایی مانند دیپلماسی، اقتصاد فرهنگی، گردشگری و حتی تولید ملی، میتوان از این برند بهعنوان یک مزیت رقابتی استفاده کرد. کشورهایی که توانستهاند از هویت تاریخی خود بهره بگیرند، معمولاً در مسیر توسعه پایدار موفقتر عمل کردهاند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: در فرآیند بازسازی، یکی از چالشهای اصلی، ایجاد انگیزه در جامعه برای مشارکت است. برند تمدنی ایران این ظرفیت را دارد که این انگیزه را تقویت کند. وقتی مردم احساس کنند بخشی از یک روایت بزرگ تاریخی هستند، آمادگی بیشتری برای تحمل سختیها و مشارکت در بازسازی خواهند داشت. این همان نقطهای است که سرمایه نمادین به سرمایه عملی تبدیل میشود.
سلیمانی در پایان با تأکید بر ضرورت پرهیز از نگاه شعاری به این مفهوم گفت: احیای برند تمدنی ایران نباید صرفاً در حد گفتار باقی بماند، بلکه باید به برنامههای عملیاتی در حوزه آموزش، رسانه، فرهنگ و اقتصاد ترجمه شود. در غیر این صورت، این ظرفیت بزرگ بلااستفاده خواهد ماند. به باور او، اگر این مفهوم بهدرستی به کار گرفته شود، میتواند به یکی از ستونهای اصلی بازسازی کشور در ابعاد مختلف تبدیل شود.