بوی توافق در تهران
مأموریت هیئت پاکستانی در تهران و احتمال بازشدن گره دور تازه مذاکرات در معادلات منطقه
روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
این روزها فضای سیاسی و رسانهای پیرامون آینده روابط تهران و واشنگتن همچنان در وضعیت سیال و چندلایهای قرار دارد. با این وجود، نشانهها حاکی از تقویت گمانهزنیها درباره برگزاری دور دوم مذاکرات میان ایران و ایالات متحده است؛ روندی که پس از نشست شنبه و بامداد یکشنبه در اسلامآباد وارد فاز جدیدی شده و اکنون با اظهارات تازه دونالد ترامپ به نقطه اوج خود رسیده است. رئیسجمهور آمریکا در مواضعی متناقض اما معنادار، از یک سو پایان قریبالوقوع جنگ را مطرح میکند و در سوی دیگر از عدم تمایل به تمدید آتشبس سخن میگوید؛ موضعی که بر پیچیدگی معادلات میافزاید. همزمان، طرحهایی همچون محاصره دریایی و فشارهای میدانی، در کنار تلاشهای دیپلماتیک برای ازسرگیری گفتوگوها، نوعی دوگانگی استراتژیک را به نمایش گذاشته است؛ بهخصوص آنکه والاستریت ژورنال مدعی شده که آمریکا حدود ۱۰ هزار نیروی اضافی و چندین ناو جنگی به خاورمیانه اضافه خواهد کرد تا در صورت عدم توافق، آماده حمله زمینی باشد. به ادعای این رسانه، در حال حاضر ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه حضور دارند. ضمنا گفته میشود ناو جورج بوش نیز در حال عزیمت به آبهای خلیج فارس است.
در چنین شرایطی، اگرچه تهدیدها و فشارها همچنان پابرجاست، اما مجموعهای از تحرکات سیاسی، میانجیگریها و سیگنالهای طرفین نشان میدهد که همچنان میتوان روزنههایی برای احیای دیپلماسی متصور بود. این امیدواری البته شکننده است و در بستری از بیاعتمادی تاریخی، رقابتهای ژئوپلیتیک و فشارهای داخلی و خارجی شکل میگیرد. در همین راستا عصر دیروز ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در رأس یک هیئت عالیرتبه سیاسی–امنیتی وارد تهران شد. پیش از عزیمت او گفته میشد این هیئت حامل پیام جدیدی از سوی واشنگتن برای مقامات ایرانی بوده و قرار است درباره روند و جزئیات دور دوم مذاکرات گفتوگو کنند.
طبق این ادعاها، یکی از محورهای اصلی این سفر، بررسی مقدمات دور بعدی مذاکرات میان ایران و آمریکاست که احتمالا در اسلامآباد برگزار خواهد شد. همزمان، گمانهزنیها درباره زمان نزدیک برگزاری این مذاکرات افزایش یافته است. مجموعه شرایط مؤید آن است که آنچه اکنون در برابر ناظران قرار دارد، نه یک مسیر روشن و قطعی، بلکه تقاطع پیچیدهای از جنگ، مذاکره و بازیهای قدرت است که آینده آن به تصمیمات روزهای پیشرو گره خورده است. اظهارات دونالد ترامپ در روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگری بر پیچیدگی وضعیت کنونی افزوده است. او در گفتوگو با فاکسنیوز مدعی شد که جنگ با ایران «به پایان نزدیک است» و در عین حال تأکید کرد که اگر اکنون از جنگ عقبنشینی کند، بازسازی ایران ممکن است «۲۰ سال» طول بکشد. این دوگانه، همزمان با ادعای تمایل شدید ایران برای دستیابی به توافق، نشان میدهد که کاخ سفید در حال حرکت در مسیری چندوجهی است؛ مسیری که همزمان فشار و مذاکره را دنبال میکند.
ترامپ همچنین از احتمال برگزاری مذاکرات در روزهای آینده، حتی طی دو روز، سخن گفت و پاکستان را یکی از گزینههای محتمل برای میزبانی معرفی کرد؛ هرچند در موضعی دیگر احتمال انتقال مذاکرات به ترکیه یا یکی از کشورهای اروپایی را نیز مطرح کرد. این تغییر مداوم در روایتها، از نبود یک چارچوب مشخص در سیاستگذاری واشنگتن حکایت دارد. البته آسوشیتدپرس خبر داد که میانجیها روز چهارشنبه به تمدید آتشبس بین آمریکا و ایران و ازسرگیری مذاکرات برای نجات آتشبس شکننده پیش از انقضای آن در هفته آینده، نزدیکتر شدند. با این وجود، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان، در نشست خبری دیروز، چهارشنبه، عنوان کرد که «زمان مشخصی برای دور بعدی مذاکرات تعیین نشده است».
در همین حال، شبکه سیانان گزارش داده که چهرههایی همچون جیدی ونس و جرد کوشنر پس از نشست ۲۱ساعته اسلامآباد، تماسهای فشردهای با طرف ایرانی و میانجیها داشتهاند. ونس نیز با تشریح «معامله بزرگ ترامپی» تأکید کرده که هدف، توافقی فراتر از یک توافق محدود است؛ توافقی که شامل توقف برنامه هستهای ایران و ادغام این کشور در اقتصاد جهانی باشد. با این حال، در داخل آمریکا نیز اجماع روشنی وجود ندارد. بیل فاستر، عضو کنگره، از نبود تخصص فنی در تیم مذاکرهکننده انتقاد کرده و برخی سناتورهای جمهوریخواه نیز نسبت به طولانیشدن جنگ و تبعات اقتصادی آن، ازجمله افزایش قیمت انرژی، ابراز نگرانی کردهاند. گزارش والاستریت ژورنال نشان میدهد این نگرانیها میتواند بر معادلات سیاسی داخلی آمریکا نیز تأثیرگذار باشد.
دیپلماسی در سایه میانجیگریها؛ از اسلامآباد تا گزینههای اروپایی
همزمان با این اظهارات سیال مقامات آمریکایی، تحرکات دیپلماتیک در سطح منطقهای و بینالمللی بهطور محسوسی افزایش یافته است. گزارشهای رویترز، الجزیره و انبیسینیوز همگی بر احتمال ازسرگیری مذاکرات در همین روزهای پایانی هفته یا اوایل هفته آینده تأکید دارند؛ هرچند هنوز تاریخ قطعی تعیین نشده و گزینههایی مانند پنجشنبه، جمعه یا یکشنبه برای دیدار احتمالی مطرح شده است، البته که پاکستان در این میان نقشی محوری ایفا میکند. به گفته منابع مختلف، اسلامآباد تلاشهای خود را برای میزبانی دور دوم مذاکرات تشدید کرده و حتی احتمال حضور بازیگران مهمی مانند رهبران عربستان، ترکیه و مصر نیز مطرح شده است. در همین راستا، ولی نصر، مشاور اوباما نیز تأکید کرده که پاکستان بهطور فعال در حال میانجیگری است. نیویورکتایمز نیز گزارش داده که هنوز مشخص نیست سطح مذاکرات چگونه خواهد بود؛ آیا در سطح عالی سیاسی ادامه مییابد یا به کارشناسان فنی واگذار میشود. این ابهام، نشاندهنده وجود اختلافات جدی بر سر موضوعاتی کلیدی مانند برنامه هستهای و وضعیت تنگه هرمز است.
در همین حال رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرده که شواهدی از وجود یک برنامه نظاممند برای تولید سلاح هستهای در ایران وجود ندارد؛ اظهارنظری که میتواند به شکل مثبت بر فضای مذاکرات تأثیرگذار باشد؛ هرچند وی همچنان خواستار همکاری بیشتر تهران شده است. از سوی دیگر، مقامان کشورمان نیز بر چارچوب حقوق بینالملل تأکید دارند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور تصریح کرده که تهران به دنبال حقوق خود در همین چارچوب است و تأکید کرده که نمیتوان حقوق یک کشور را نادیده گرفت و همزمان انتظار ثبات داشت.
در کنار این تحرکات دیپلماتیک مثبت و زمزمه دور جدید مذاکرات، فشارهای میدانی همچنان ادامه دارد. موضوع محاصره دریایی و کنترل تنگه هرمز به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف تبدیل شده است. به گزارش انبیسینیوز، بازگشایی تنگه هرمز و مسئله هستهای دو مانع بزرگ در مسیر هرگونه توافق هستند. یان برمر، تحلیلگر سیاسی، این وضعیت را نوعی «عقبنشینی نسبی» از سوی ترامپ توصیف کرده و معتقد است ترکیب محاصره با آتشبس، نشانهای از تلاش برای یافتن راه خروج از بحران است. او همچنین تأکید دارد که ایران احتمالا در موضوع غنیسازی انعطاف بیشتری نشان خواهد داد تا در مسئله حاکمیت بر تنگه هرمز.
در همین حال، یک مقام کاخ سفید اعلام کرده که «همه عناصر لازم برای یک توافق» وجود دارد، اما هنوز توافق نهایی شکل نگرفته است. این ارزیابی، در کنار گزارشهایی مبنی بر ادامه تماسها و بازبودن مسیر مذاکرات، نشان میدهد که دیپلماسی همچنان زنده است؛ هرچند با موانع جدی مواجه است. در سطح بینالمللی نیز حمایتهایی از ادامه مذاکرات دیده میشود. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، بر لزوم ادامه گفتوگوها تأکید و اعلام کرده که مسکو و پکن آماده حمایت از این روند هستند. او همچنین بر حق ایران در غنیسازی تأکید کرده است. تا اینجای کار آنچه از مجموع این تحولات برمیآید، تصویری پیچیده از آیندهای نامطمئن است؛ آیندهای که در آن، دیپلماسی و تقابل بهطور همزمان پیش میروند. اگرچه نشانههایی از تمایل به توافق وجود دارد، اما اختلافات بنیادین، بیاعتمادی متقابل و فشارهای میدانی، همچنان مسیر دستیابی به یک توافق پایدار را دشوار و پرچالش کرده است.
تهران: تبادل پیام میان ایران و آمریکا ادامه دارد
پیرو این فضای ضد و نقیض، دیروز، چهارشنبه، شاهد برگزاری نشست خبری سخنگوی وزارت خارجه بودیم؛ عمده گفتههای اسماعیل بقایی درباره روند اخیر مذاکرات اسلامآباد و گفتوگوهای احتمالی پیشرو بود. با این حال، مواضع سخنگوی دستگاه دیپلماسی حکایت از رویکردی متفاوت با ادوار پیشین داشت؛ مذاکراتی که به گفته بقایی با هدف «توقف کامل جنگ و احقاق حقوق ایران» دنبال شده و صرفا محدود به رفع تحریمها نبوده، بلکه موضوعاتی مانند جبران خسارات ناشی از درگیری با آمریکا و رژیم صهیونیستی را نیز دربر گرفته است. این دیپلمات کشورمان با اشاره به ترکیب هیئت ایرانی در پاکستان تأکید کرد که «حضور مقامات عالیرتبه ازجمله نمایندگانی از قوای مختلف، شورای عالی امنیت ملی، وزارت امور خارجه و حتی نهادهایی مانند بانک مرکزی، حامل پیام روشنی برای طرف مقابل و جامعه بینالمللی بوده است». به گفته او، «این سطح از مشارکت نشاندهنده عزم جدی جمهوری اسلامی برای پیگیری یک توافق جامع و چندبعدی است. در مقابل، طرف آمریکایی نیز با ارتقای سطح نمایندگی خود در مذاکرات شرکت کرده است». سخنگوی وزارت خارجه در ادامه «خبر از سفر هیئت پاکستانی به تهران داد». به گفته بقایی، «تبادل پیامها با طرف آمریکایی ادامه دارد و از همان روز یکشنبه که هیئت ایران به تهران برگشت تا امروز پیامهای متعددی از طریق واسطه پاکستانی تبادل شده است». با این حال درخصوص اختلافات مطرحشده درباره غنیسازی، سخنگو تصریح کرد «گمانهزنیهای رسانههای غربی قابل تأیید نیست». سخنگوی دستگاه دیپلماسی این را هم عنوان کرد که «موضوع آزادسازی اموال مسدودشده ایران در گفتوگوها مطرح شده، اما به جمعبندی نهایی نرسیده است». دیپلمات ارشد کشورمان با رد ادعاهای مطرحشده از سوی مقامات آمریکایی تصریح کرد: «ایران اساسا برای پذیرش شروط آمریکا وارد مذاکره نمیشود». او خاطرنشان کرد: «معیار اصلی تیم مذاکرهکننده، تأمین منافع و حقوق ملت ایران است و هرگونه مذاکرهای که مبتنی بر تحمیل شروط یکجانبه باشد، از نظر ایران فاقد اعتبار و خارج از چارچوب واقعی گفتوگو است».
او همچنین به بسته پیشنهادی ۱۰بندی ایران ورود کرد که در واکنش به طرح ۱۵بندی آمریکا ارائه شده و شامل موضوعاتی همچون پرونده هستهای، رفع تحریمها، جبران خسارات و توقف جنگ است. به گفته بقایی، «در مذاکرات اسلامآباد، دو طرف صرفا دیدگاههای خود را مطرح کردند و انتظار آمریکا برای پذیرش بیقیدوشرط پیشنهاداتش، غیرواقعبینانه و مغایر با اصول مذاکره است». سخنگوی وزارت امور خارجه این را هم اعلام کرد که هنوز زمان مشخصی برای دور بعدی مذاکرات تعیین نشده و افزود: «برخی دیدگاههای مطرحشده از سوی آمریکا، بهویژه در حوزه هستهای، از نظر ایران غیرمعقول بوده و پیشتر نیز موضع کشور در قبال آنها بهروشنی بیان شده است».
او تأکید کرد که «حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، حقی تثبیتشده در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است و قابل سلب یا معامله نیست. با جود این، ایران همواره آمادگی خود را برای گفتوگو درباره «نوع و سطح غنیسازی» اعلام کرده، مشروط بر اینکه این گفتوگوها در چارچوب نیازهای کشور و حفظ حقوق اساسی آن باشد». سخنگوی وزارت خارجه همچنین به موضوع پیشنهاد روسیه درباره پذیرش اورانیوم غنیشده ایران اشاره کرد و گفت: «در هر توافق احتمالی، گزینههای متعددی برای حل مسائل فنی وجود دارد. تجربههای پیشین، ازجمله توافق برجام، نشان داده که راهکارهای مختلفی قابل آزمون است، اما هنوز مذاکرات به مرحلهای نرسیده که بتوان درباره جزئیات اجرائی چنین پیشنهادهایی تصمیمگیری کرد».
او در ادامه با انتقاد از عملکرد آمریکا در روندهای قبلی، به «بدعهدی» و حتی اقدام نظامی علیه ایران اشاره کرد و گفت: «این اقدامات باعث شده اعتماد به طرف مقابل بهشدت کاهش یابد». به گفته بقایی، «همین تجربهها موجب شده ایران با احتیاط بیشتری در مسیر دیپلماسی حرکت کند». در پاسخ به نگرانیها درباره احتمال سوءاستفاده از مذاکرات برای اقدام نظامی، بقایی تأکید کرد: «نیروهای مسلح ایران بهصورت مستمر و ۲۴ساعته تحولات را رصد میکنند و آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه تهدید را دارند». او این هوشیاری را نهتنها مربوط به شرایط فعلی، بلکه بخشی از یک رویکرد دائمی در مواجهه با تهدیدهای خارجی دانست. در بخش دیگری از نشست خبری دیروز، بقایی به موضوع آتشبس و احتمال تمدید آن پرداخت و تصریح کرد «هیچیک از گمانهزنیهای مطرحشده در این خصوص قابل تأیید نیست». به گفته او، «مذاکرات همچنان از طریق واسطه پاکستانی ادامه دارد و قضاوت درباره آینده آن به میزان جدیت واقعی آمریکا بستگی دارد». این دیپلمات کشور با تأکید بر سابقه آمریکا در تغییر مواضع و نقض تعهدات، خاطرنشان کرد: «نمیتوان بهسادگی به توافقات احتمالی اعتماد کرد». از نظر بقایی، هرگونه تفاهم باید بهصورت یک «بسته کامل» دیده شود و نمیتوان اجزای آن را جداگانه بررسی یا نهایی کرد.
فرشید باقریان: ایران و آمریکا به نقطه توازن در جنگ و مذاکره رسیدهاند
در حالی که تهران اعلام کرده هنوز زمان مشخصی برای دور بعدی مذاکرات تعیین نشده، ابهام درباره راهبرد واشنگتن بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. آیا دونالد ترامپ به دنبال جنگ است یا مذاکره؟ آیا هدف، آتشبس موقت است یا توافقی پایدار؟ این پرسشها در فضای پس از مذاکرات اسلامآباد، به یکی از محورهای اصلی تحلیلها تبدیل شده است. در گفتوگوی «شرق» با فرشید باقریان تلاش شده این رفتار متناقض از زاویهای متفاوت بررسی شود. تحلیلگر ارشد حوزه بینالملل در توصیفی استعاری میگوید: «ترامپ را میتوان به گیاه آفتابگردان تشبیه کرد؛ سیاستمداری که مدام در حال چرخش به سمت منابعی است که به او جهت میدهند». به اعتقاد او، این «نور» در واقع مجموعهای از بازیگران و جریانهایی است که بر تصمیمات ترامپ اثر میگذارند؛ از مجتمعهای نظامی و امنیتی تا لابیهای اقتصادی و انرژی.
این کارشناس معتقد است: «یکی از مشکلات اصلی در رفتار ترامپ، فقدان یک چارچوب منسجم تصمیمگیری است؛ چون ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار کلاسیک باشد، بازتابدهنده دیدگاههایی است که از محیط اطرافش دریافت میکند. او این دیدگاهها را بدون پردازش عمیق، مستقیم در مواضع خود منعکس میکند. به همین دلیل است که گاهی در فاصله چند ساعت، مواضع متفاوت و حتی متناقضی از او میبینیم».
به گفته باقریان، «این ویژگی باعث شده راهبرد مشخصی بهویژه در قبال ایران قابل تشخیص نباشد. بنابراین به نظر میرسد طرح اولیه یا همان پلن A در قالب فشار و حتی جنگ نظامی تا حدی به بنبست رسیده و اکنون واشنگتن در جستوجوی یک پلن B است و در این میان تلاش برای ادامه مذاکرات در اسلامآباد را میتوان تلاشی برای آزمودن مسیرهای جایگزین دانست». تحلیلگر حوزه سیاست خارجی با اشاره به اهمیت مذاکرات احتمالی پیشرو در پاکستان یا در هر کشور دیگری اذعان دارد: «آنچه در دور اول در اسلامآباد رخ داد، از نظر سطح و شکل، کمسابقه و حتی بیسابقه بود و حضور مقامات عالیرتبه از دو طرف نشان میدهد که هر دو کشور، با وجود تنشها، به دنبال یافتن راهی برای مدیریت بحران هستند. از اینرو میتوان به دور تازه مذاکرات خوشبین بود».
با این حال تحلیلگر مسائل بینالملل تأکید میکند: «بخش قابل توجهی از مواضع تند و تهدیدآمیز ترامپ علیه ایران در این روزها بیش از آنکه کارکرد خارجی داشته باشد، مصرف داخلی دارد. یعنی در هر درگیری، نوعی کنش سیاسی وجود دارد؛ اظهاراتی که بیشتر برای افکار عمومی داخلی بیان میشود تا ارسال پیام واقعی به طرف مقابل. بنابراین معادلات دولتها علیه یکدیگر از طریق کانالهای اطلاعاتی و امنیتی رصد میشود، نه از طریق توییتها یا تیتر روزنامهها».
در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان به موفقیت مذاکرات جدید و حصول توافق امیدوار بود، باقریان با احتیاط پاسخ میدهد که «این را نمیتوان خوشبینی نامید، اما نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد دو طرف به نقطهای رسیدهاند که ادامه وضعیت فعلی برایشان پرهزینه است». او در توضیح این وضعیت به مفهوم «نقطه اوج» یا Culmination Point ورود کرده و اشاره میکند: «در علوم نظامی و سیاسی، لحظهای وجود دارد که طرفین درگیر به نقطهای از توازن میرسند؛ نه یکی توان پیشروی دارد و نه دیگری امکان عقبنشینی بدون هزینه. این همان نقطهای است که زمینه را برای حرکت به سمت مذاکره فراهم میکند». به گفته این تحلیلگر، وضعیت فعلی ایران و آمریکا شباهت زیادی به همین شرایط دارد که «دو طرف عملا در حالت تقابل ایستادهاند، بدون آنکه درگیری گستردهای رخ دهد. نوعی آتشبس نانوشته برقرار است، اما این آتشبس شکننده و بیاعتماد است. حال باید دید تمایل طرفین بر مذاکره به نتیجه میرسد یا خیر».
امیرعلی ابوالفتح: ترامپ به دنبال تحمیل اراده است، نه مذاکره
در تحلیل شرایط جاری، امیرعلی ابوالفتح نیز بهعنوان دیگر کارشناس در گفتوگوی خود با «شرق» ابتدا تأکید میکند که «مجموعه تناقضات رفتاری ترامپ از تمایل به مذاکرات و توافق تا هشدار به تهران، در واقع بخشی از یک راهبرد واحد است؛ اینکه تمام این اقدامات، چه در قالب دیپلماسی و چه در چارچوب تهدید نظامی یا فشار اقتصادی و بستن تنگه هرمز، در راستای یک هدف مشخص دنبال میشود و آن واداشتن تهران به پذیرش خواستههای ایالات متحده است». به گفته تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا، «این خواستهها جدید نیستند و ریشه در همان طرحی دارند که ترامپ در دولت اولش از سال ۲۰۱۸ مطرح کرده و همچنان نیز بر آن تأکید دارد».
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: «برای آمریکا تفاوتی ندارد این هدف از چه مسیری محقق شود؛ مذاکره، جنگ یا محاصره اقتصادی و...؛ چون همه ابزارهایی هستند برای رسیدن به نتیجه مطلوب. اگر مذاکرات به نتیجه مورد نظر واشنگتن منجر شود، طبیعتا گزینه ترجیحی خواهد بود، اما تجربه نشان داده که چنین نتیجهای حاصل نشده و همین موضوع احتمال توسل به گزینههای دیگر را افزایش میدهد». این کارشناس حوزه بینالملل در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال همزمانی مذاکره و درگیری نظامی وجود دارد؟ تصریح میکند: «این دو الزاما در تقابل با یکدیگر نیستند. حتی ممکن است در آستانه یا حین مذاکرات، اقدام نظامی صورت گیرد. به بیان دیگر، جنگ و مذاکره میتوانند همزمان پیش بروند و این مسئلهای است که در رفتار آمریکا مسبوق به سابقه است».
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند شرایط بینالمللی و داخلی آمریکا ازجمله رویدادهایی مانند جام جهانی یا انتخابات کنگره ممکن است مانعی برای تشدید تنشها علیه ایران باشد که ابوالفتح در اینباره دیدگاه متفاوتی دارد و به اذعان او، «شخصیت دونالد ترامپ را نمیتوان در چارچوبهای معمول تحلیل کرد. او یک سیاستمدار ساختارشکن است که بارها نشان داده به قواعد مرسوم پایبند نیست؛ بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت که مثلا به دلیل یک رویداد جهانی یا ملاحظات انتخاباتی از اقدام نظامی صرفنظر خواهد کرد». تحلیلگر مسائل آمریکا با اشاره به برخی مواضع غیرمتعارف ترامپ در سیاست خارجی میافزاید: «رفتارهای پیشین او نشان داده حتی اقداماتی که برای سایر رهبران غیرقابل تصور است، برای ترامپ کاملا محتمل است. بنابراین تحلیل رفتار او نیازمند در نظر گرفتن همین ویژگی غیرقابل پیشبینی بودن است».
در بخش دیگری از این گفتوگو، موضوع شکافهای داخلی در جریان «ماگا» و نقش افرادی مانند جیدی ونس در نشست اسلامآباد و احتمال توافق ایران در آینده نزدیک با معاون اول ترامپ مطرح میشود؛ افرادی که برخی آنها را مخالف درگیری نظامی با تهران میدانند و ابوالفتح در این زمینه معتقد است «حتی اگر چنین صداهای صلحخواهانهای توسط ونس وجود داشته باشد، او بهتنهایی بهعنوان معاون اول رئیسجمهور آمریکا تأثیر تعیینکنندهای ندارد؛ چون ساختار قدرت در آمریکا، چه در میان جمهوریخواهان و چه دموکراتها در موضوعاتی مانند مهار ایران تا حد زیادی همسو است».
به تعبیر ابوالفتح، «هدف کلی در سیاست آمریکا نسبت به ایران، محدودسازی توان هستهای، موشکی و منطقهای جمهوری اسلامی است و این سیاست محدود به یک حزب یا یک فرد نیست. اختلافها ممکن است در روشها باشد، اما در هدف نهایی، اجماع نسبی وجود دارد». در ادامه، بحث به امکان حل اختلافات بنیادین میان ایران و آمریکا میرسد؛ اختلافاتی که به گفته بسیاری از ناظران، ریشهای و چنددههای است و با یک یا دو نشست در پاکستان قابل حل نخواهد بود که ابوالفتح در پاسخ باور دارد: «مسئله فراتر از چند موضوع مشخص مانند غنیسازی، تنگه هرمز و اموال بلوکهشده ایران است؛ مشکل اصلی در نوع نگاه طرف آمریکایی، بهویژه در دوره ترامپ به مفهوم مذاکره است». این مدرس دانشگاه توضیح میدهد: «ترامپ اساسا به دنبال یک توافق مبتنی بر بدهبستان نیست؛ نگاه او بیشتر شبیه تحمیل خواستههاست. یعنی انتظار دارد طرف مقابل بدون چانهزنی، شرایط مورد نظر آمریکا را بپذیرد. این همان منطقی است که در پایان جنگ جهانی دوم درباره آلمان و ژاپن اعمال شد؛ یعنی تسلیم کامل». ابوالفتح با تأکید بر همین نکته نتیجه میگیرد که «در چنین چارچوبی، دیپلماسی به معنای متعارف آن کارایی چندانی ندارد. وقتی یک طرف مذاکره، اساسا به دنبال توافق برابر نیست و خود را در موقعیت تحمیل میبیند، رسیدن به یک راهحل پایدار بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین به نظر میرسد در شرایط فعلی، ترکیب پیچیدهای از فشار، تهدید و دیپلماسی در سیاست آمریکا نسبت به ایران در جریان است؛ ترکیبی که بیش از آنکه نشاندهنده سردرگمی باشد، بیانگر راهبردی چندلایه برای دستیابی به اهدافی مشخص است؛ اهدافی که تحقق آنها همچنان با موانع جدی مواجه است».