EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۳۷۰۷

از غبار میدان تا جوهر توافق

دفاع تحسین‌برانگیز جان برکفان میدان نبرد، ملت ایران را روسفید کرد و اکنون نوبت رزمندگان دیپلماسی است که با همان صلابت تلاش کنند این پیروزی بزرگ را تثبیت کنند

از غبار میدان تا جوهر توافق
اعتماد

قادر باستانی تبریزی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

دفاع تحسین‌برانگیز جان برکفان میدان نبرد، ملت ایران را روسفید کرد و اکنون نوبت رزمندگان دیپلماسی است که با همان صلابت تلاش کنند این پیروزی بزرگ را تثبیت کنند. اگر تا دیروز صدای اقتدار از میدان به گوش می‌رسید، امروز این صدا باید در قالب کلمات، توافق‌ها و تصمیم‌های دقیق و حساب‌شده بازتولید شود. تا اینجای کار، مجموعه مقاومت در میدان و دیپلماسی، هماهنگ و قابل قبول عمل کرده‌اند و این ترکیب اگر حفظ شود، می‌تواند ایران را از یک مرحله سخت عبور دهد. اما از اینجا به بعد، نقش جامعه، رسانه و نخبگان پُررنگ‌تر از همیشه است. همه باید کمک کنند تا این مسیر به نتیجه برسد، نه اینکه با تردیدها و توقعات غیرواقعی، آن را فرسایشی کنیم. مهم‌ترین کمک در این مقطع، مدیریت توقعات است. توافق را نباید به تابو تبدیل کرد، همان‌طور که نباید آن را یک رویای دست‌نیافتنی جلوه داد. تیم مذاکره‌کننده با فشاری سنگین، هم از بیرون و هم از درون مواجه است که این فشارها فقط سیاسی نیست، بلکه روانی و حتی جسمی است. تجربه همین چند هفته‌ گذشته نشان داده که این تیم به ‌شدت نسبت به فضای داخلی حساس است. بالا بردن توقعات، طرح مطالبات انتزاعی و غیرقابل راستی‌آزمایی، کمکی به بهبود نتیجه نمی‌کند و لابد دست منتقدان بی‌پایه را باز می‌گذارد تا در آینده بگویند «از اول هم معلوم بود.» این مسیر، مسیر کسب نتیجه مقدور است، نه اثبات حقانیت‌های فردی و جناحی. واقعیت این است که در جهان امروز، هیچ توافق بین‌المللی، تضمین مطلق حقوقی ندارد. آنچه یک توافق را پایدار می‌کند، توازن منافع است؛ اینکه ماندن در توافق برای همه طرف‌ها سودمندتر از خروج از آن باشد... 

 بنابراین راه‌حل اصلی، حرکت به سمت یک حل ‌و فصل جامع است، نه توافق‌های نیم‌بند و موقتی که هر لحظه در معرض فروپاشی‌اند. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد، انسجام داخلی است. همان‌گونه که در میدان، پشت رزمندگان ایستادیم و به آنها افتخار کردیم، اکنون نیز باید بدون بهانه‌گیری‌های بی‌مورد، از مذاکره‌کنندگان حمایت کنیم. آنها نیز فرزندان همین سرزمین‌اند و بی‌تردید برای منافع کشور تلاش می‌کنند.

مساله دیرپای ما ایرانیان، ناتوانی در یافتن نقطه تعادل میان «میدان» و «دیپلماسی» بوده است. گاهی دیر از جنگ خارج شده‌ایم و هزینه داده‌ایم و گاهی زود به صلح تن داده‌ایم و فرصت‌ها را از دست داده‌ایم. این‌بار، شاید مهم‌ترین آزمون ما همین باشد؛ اینکه بتوانیم با همان صلابتی که جنگیدیم، با همان میزان تدبیر مذاکره کنیم. این یعنی درک زمان، شناخت موقعیت و پرهیز از تصمیم‌های احساسی.

شاید بتوان گفت در ساختار سیاسی کشور، سطح اعتماد به نیروهای نظامی غالبا بالاتر از اعتماد به دیپلمات‌ها بوده و لابد دلیل آن این است که دستاوردهای نظامی ملموس، سریع و قابل اندازه‌گیری‌اند، اما دستاوردهای دیپلماسی معمولا بلندمدت، پیچیده و تفسیرپذیرند. همین ویژگی باعث می‌شود که به‌راحتی در معرض مناقشه و حتی تخریب قرار بگیرند. ازسوی دیگر، در فرهنگ سیاسی چند دهه اخیر، مذاکره با امریکا هیچ‌گاه امری ممدوح تلقی نشده و همین پیش‌فرض ذهنی، کار دیپلماسی را سخت‌تر کرده است. در کنار آن، قدرت رسانه‌ای طرف مقابل و رقابت‌های سیاسی داخلی، می‌تواند هر دستاوردی را کوچک جلوه دهد یا حتی بی‌ارزش نشان دهد، گویی اصلا اتفاقی نیفتاده است. ما گاهی در خودتحقیری و خائن‌پنداری دیگران، بیش از حد مهارت پیدا کرده‌ایم.

در چنین فضایی، شفافیت یک ضرورت است، نه یک انتخاب. باید واقعیت‌ها را، بدون اغراق و در بالاترین سطح، با مردم در میان گذاشت. تجربه‌های تاریخی نشان داده که صداقت، حتی اگر تلخ باشد، اعتماد می‌سازد. همچنین اگر قرار است توافقی شکل بگیرد، لازم است در عالی‌ترین سطح از آن حمایت شود تا حداقل در میان حامیان نظام، شکاف و دوگانگی ایجاد نشود. جامعه‌ای که در میدان یکپارچه بوده، نباید بر سر میز مذاکره دچار چنددستگی شود.

پیروزی واقعی در گرفتن چند امتیاز موقت روی کاغذ نیست، بلکه در عزم ساختن آینده‌ای است که در آن میدان و سیاست، دو بال یک پیکر باشند. اگر بتوانیم از این گذرگاه با فهمی مشترک، صبری سنجیده و حمایتی مسوولانه عبور کنیم، آن‌گاه این پیروزی در زندگی جاری مردم تداوم خواهد یافت. اگر امروز از سایه‌ تردیدها عبور کنیم و به عزیزان مذاکره‌کننده‌ خود همان اعتمادی را هدیه دهیم که به مدافعان میهن دادیم، برگی زرین در تاریخ ورق خواهد خورد. 

مخلص کلام، همه ‌چیز در مسیری معنا پیدا می‌کند که از غبار میدان آغاز شده و اگر درست فهم و مدیریت شود، با جوهر توافق به سرانجامی ماندگار خواهد رسید. توافقی که از پس اقتدار بیاید و با تدبیر صیقل بخورد، فردا به ثباتی تبدیل می‌شود که نسل‌های بعدی با اطمینان به آن تکیه خواهند کرد و آنجاست که تاریخ به قامت بلند عقلانیت ایرانی، آفرین خواهد گفت.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار