EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۳۱۳۱

آتش‌بس با مُهر ایران

سرانجام پس از ۴۰ روز نبرد نفس‌گیر و مقاومت ایران در دومین جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، منطقه وارد مرحله‌ای جدید شد؛ مرحله‌ای که با اعلام آتش‌بسی دوهفته‌ای و آغاز مسیر مذاکرات سیاسی همراه شده است.

آتش‌بس با مُهر ایران
شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

سرانجام پس از ۴۰ روز نبرد نفس‌گیر و مقاومت ایران در دومین جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، منطقه وارد مرحله‌ای جدید شد؛ مرحله‌ای که با اعلام آتش‌بسی دوهفته‌ای و آغاز مسیر مذاکرات سیاسی همراه شده است.

جنگی که از نخستین روزهای آغاز آن بسیاری از تحلیلگران درباره پیامدهای گسترده‌اش برای امنیت منطقه، اقتصاد جهانی و معادلات ژئوپلیتیکی هشدار می‌دادند، اکنون در نقطه‌ای ایستاده که به اعتراف خود ترامپ، «با پذیرش اصول و شروط ایران» وارد فاز سیاسی شده است.

در این 40 روز، میدان‌های نبرد از مرزهای ایران تا گستره‌ای از منطقه خاورمیانه کشیده شد و آنچه رخ داد، صرفا یک درگیری نظامی محدود نبود؛ بلکه نبردی ترکیبی بود که هم‌زمان عرصه‌های نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و رسانه‌ای را در بر گرفت. ایران و محور مقاومت از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، در یکی از پیچیده‌ترین مواجهه‌های منطقه‌ای سال‌های اخیر قرار گرفتند؛ مواجهه‌ای که اکنون با توافق بر سر یک آتش‌بس موقت، وارد مرحله‌ای جدید شده است.

آنچه اهمیت این آتش‌بس را دوچندان می‌کند، نه صرفا توقف موقت درگیری‌ها، بلکه چارچوبی است که برای مذاکرات آینده ترسیم شده است؛ چارچوبی که بر‌اساس گزارش‌ها بر پایه پیشنهاد ۱۰‌ماده‌ای ایران شکل گرفته و به موضوعاتی فراتر از یک آتش‌بس ساده می‌پردازد؛ از امنیت منطقه و برنامه هسته‌ای گرفته تا تحریم‌های چند دهه‌ای علیه ایران. در چنین شرایطی، فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران نیز وارد مرحله‌ای جدید شده؛ مرحله‌ای که در آن هم‌زمان دو روایت در حال شکل‌گیری است؛ از یک سو روایت «پیروزی در میدان و تثبیت آن در دیپلماسی» و از سوی دیگر تلاش برای تبدیل دستاوردهای نظامی به توافقی پایدار در میز مذاکره. در همین راستا نیز مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آتش‌بس با پذیرش اصول کلی مدنظر ایران، ثمره خون رهبر شهیدمان خامنه‌ای بزرگ و دستاورد حضور همه مردم در صحنه بود. از امروز نیز همچنان کنار هم خواهیم ماند. چه در میدان دیپلماسی، چه در میدان دفاع، چه در صحنه خیابان و چه در عرصه خدمت‌رسانی».

 آتش‌بس 2هفته‌ای و آغاز مذاکرات در اسلام‌آباد

براساس گزارش منتشر‌شده از سوی ایسنا، ایران و ایالات متحده سه‌شنبه‌شب و بامداد چهارشنبه در مذاکراتی که با میانجیگری پاکستان انجام شد، بر سر یک آتش‌بس دو‌هفته‌ای به توافق رسیدند. طبق این توافق، آتش‌بس از ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه اجرائی شد و مقرر شده است که هیئت‌های مذاکره‌کننده دو کشور روز جمعه در اسلام‌آباد مذاکرات رسمی خود را آغاز کنند. به ادعای ایسنا ریاست هیئت مذاکره‌کننده ایران در این گفت‌وگوها بر‌عهده محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، خواهد بود و هیئت آمریکایی نیز به ریاست جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، در این مذاکرات شرکت خواهد کرد. اما تسنیم به نقل از یک منبع آگاه خبر داد که برخلاف خبر برخی رسانه‌ها مبنی بر قطعی‌شدن سرپرست تیم مذاکره‌کننده ایرانی، هنوز این موضوع نهایی نشده است. این منبع آگاه خاطرنشان کرد که دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی و قوای سه‌گانه و دیگر مسئولان مرتبط کشور با یک انسجام مثال‌زدنی در حال بررسی همه ابعاد و شرایط لازم درباره مذاکره هستند و به‌زودی در این زمینه اطلاع‌رسانی‌های رسمی انجام خواهد گرفت. این فرد خطاب به رسانه‌ها توصیه کرد که با توجه به حساس‌بودن شرایط، از گمانه‌زنی‌های نالازم و انتشار اخباری که واقعیت یا قطعیت ندارد، پرهیز کنند. مسعود پزشکیان نیز در تماس تلفنی با شهباز شریف تأیید کرد که تهران در مذاکرات آتی اسلام‌آباد شرکت خواهد کرد.

در کنار گمانه‌زنی‌ها، آنچه این گفت‌وگوها را از بسیاری از مذاکرات پیشین متمایز می‌کند، سطح رؤسای هیئت مذاکره‌کننده و نیز چارچوب پیشنهادی ایران است که گفته می‌شود به‌عنوان مبنای آتش‌بس پذیرفته شده است. این چارچوب ۱۰ ماده‌ای تنها به موضوعات هسته‌ای محدود نمی‌شود و طیفی از مسائل راهبردی را در بر می‌گیرد؛ از امنیت منطقه‌ای و حضور نظامی آمریکا گرفته تا مسئله تحریم‌ها. براساس اطلاعات منتشر‌شده از سوی یک منبع آگاه، مهم‌ترین محورهای این طرح عبارت‌اند از توقف کامل هرگونه تجاوز به ایران و گروه‌های مقاومت هم‌پیمان، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و استفاده‌نکردن از پایگاه‌ها برای حمله به ایران، عبور محدود روزانه کشتی‌ها از تنگه هرمز تحت پروتکل عبور امن، لغو تحریم‌های اولیه و ثانویه و همچنین تحریم‌های سازمان ملل، تأمین خسارات ایران از طریق ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری، تعهد ایران به عدم ساخت سلاح هسته‌ای، پذیرش حق غنی‌سازی ایران از سوی آمریکا و مذاکره درباره سطح آن، مذاکره درباره پیمان‌های صلح منطقه‌ای، تسری اصل عدم تجاوز به همه متجاوزان علیه گروه‌های مقاومت، پایان‌یافتن قطع‌نامه‌های شورای حکام و شورای امنیت درباره ایران. به گفته این منبع، ایران پیش‌از‌این طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا را رد کرده و اعلام کرده بود که هرگونه توقف جنگ تنها در صورت پذیرش طرح پیشنهادی تهران ممکن خواهد بود.

در نهایت نیز دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد که واشنگتن طرح ۱۰ ماده‌ای ایران را پذیرفته است. ترامپ پس از اعلام آتش‌بس در پیامی اعلام کرد «یک روز بزرگ برای صلح جهانی است. ایران می‌تواند روند بازسازی خود را آغاز کند». او همچنین تأکید کرد که این آتش‌بس فرصتی دو‌هفته‌ای برای نهایی‌کردن توافقی بلندمدت فراهم می‌کند. در همین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز در پیامی به نمایندگی از شورای‌عالی امنیت ملی از نخست‌وزیر پاکستان و فرمانده ارتش این کشور به دلیل تلاش‌های‌شان برای پایان‌دادن به جنگ قدردانی کرد و نوشت: «از برادر عزیز جناب شهباز شریف، نخست‌وزیر محترم پاکستان و جناب فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده محترم ارتش پاکستان، به خاطر تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ایشان برای خاتمه جنگ در منطقه تشکر و قدردانی می‌کنم».

مسئول سیاست خارجی کشور ادامه داد «در پاسخ به درخواست برادرانه نخست‌وزیر پاکستان مندرج در توییت ایشان، و با توجه به درخواست آمریکا برای مذاکره در پیشنهادهای ۱۵ بندی آن کشور، و اعلام رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادهای ۱۰ بندی ایران به‌عنوان مبنای مذاکره، بدین‌وسیله از طرف شورای‌عالی امنیت ملی ایران اعلام می‌کنم: ۱. چنانچه حملات به جمهوری اسلامی ایران متوقف شود، نیروهای مسلح قدرتمند ما نیز حملات دفاعی خود را متوقف می‌کنند. ۲. به مدت دو هفته تردد امن در تنگه هرمز در هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با نظرداشت محدودیت‌های فنی موجود مقدور خواهد بود». واکنش‌ها در منطقه نیز عمدتا مثبت بود. وزارت خارجه عربستان سعودی و عمان از آتش‌بس استقبال کرده و از تلاش‌های پاکستان برای میانجیگری قدردانی کردند. عمان همچنین تأکید کرد که باید تلاش‌ها برای دستیابی به یک آتش‌بس دائمی ادامه یابد. وزارت خارجه مصر هم در واکنشی به آتش‌بس انجام‌شده عنوان کرد که ما از اعلام ترامپ مبنی بر تعلیق عملیات نظامی در منطقه استقبال می‌کنیم و این گام را یک تحول مثبت مهم در راستای آرامش می‌دانیم.

در کنار این تحولات، گزارش‌هایی نیز منتشر شده که بر‌اساس‌آن در چارچوب آتش‌بس، ایران و عمان اجازه خواهند داشت از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، هزینه دریافت کنند؛ منابعی که گفته می‌شود برای بازسازی خسارات ناشی از جنگ استفاده خواهد شد. گفتنی است که عصر سه‌شنبه روسیه و چین به‌عنوان دو عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد هم پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای را که از سوی بحرین درباره تنگه هرمز ارائه شده بود، وتو کردند؛ اقدامی که مانع از تصویب این طرح در شورای امنیت شد. بحرین در ماه آوریل ۲۰۲۶ ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر‌عهده دارد و این پیش‌نویس را با هدف رسیدگی به موضوع کشتیرانی در تنگه هرمز مطرح کرده بود. شورای امنیت روز سه‌شنبه برای بررسی و رأی‌گیری درباره این قطع‌نامه تشکیل جلسه داد، اما در نهایت به دلیل استفاده روسیه و چین از حق وتوی خود، این پیش‌نویس به تصویب نرسید.

بر‌اساس گزارش‌ها، در متن جدید این قطع‌نامه از کشورهایی که به استفاده از مسیرهای دریایی تجاری در تنگه هرمز علاقه‌مند هستند، خواسته شده بود برای تضمین امنیت کشتیرانی، تلاش‌های دفاعی خود را به شکلی هماهنگ و متناسب با شرایط انجام دهند. این در حالی است که در نسخه قبلی پیش‌نویس، به کشورهای عضو اجازه داده شده بود برای تأمین عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز، حداقل به مدت شش ماه از «همه ابزارهای دفاعی لازم و متناسب» استفاده کنند. این بند بعدا با هدف کاهش احتمال وتوی روسیه و چین تغییر داده شد، اما با وجود اصلاحات انجام‌شده، این دو کشور همچنان با قطع‌نامه مخالفت کردند.

 بیانیه شورای‌عالی امنیت ملی؛ تأکید بر پیروزی در میدان و احتیاط در مذاکره

در میانه این تحولات، شورای‌عالی امنیت ملی ایران با صدور بیانیه‌ای مفصل به تشریح نگاه رسمی جمهوری اسلامی به تحولات اخیر پرداخت؛ بیانیه‌ای که در آن تأکید شده است ایران در این نبرد به یک «پیروزی عظیم» دست یافته و ایالات متحده را مجبور کرده است اصول طرح ۱۰ ماده‌ای ایران را بپذیرد. در این بیانیه، آنچه در ۴۰ روز گذشته رخ داد، یکی از «سنگین‌ترین نبردهای ترکیبی تاریخ» توصیف شده است؛ نبردی که به گفته شورا با حضور گسترده مردم و نقش‌آفرینی نیروهای نظامی ایران و متحدان منطقه‌ای آن همراه بوده است.

در بخش‌های مختلف بیانیه، به ضربات وارد‌شده به زیرساخت‌ها و نیروهای دشمن، ناکامی اهداف اولیه جنگ و درخواست‌های مکرر برای آتش‌بس از سوی طرف مقابل اشاره شده است. شورای‌عالی امنیت ملی همچنین اعلام کرده که تصمیم برای پذیرش آتش‌بس موقت تنها پس از تحقق بخش مهمی از اهداف جنگی ایران اتخاذ شده است. با این حال، مهم‌ترین بخش بیانیه در پاراگراف‌های پایانی آن دیده می‌شود؛ جایی که به صورت مستقیم به مذاکرات پیش‌رو در اسلام‌آباد پرداخته شده است. در این بخش تأکید شده است که مذاکرات با ایالات متحده با «بی‌اعتمادی کامل» نسبت به طرف آمریکایی آغاز خواهد شد. به بیان دیگر، ورود ایران به مسیر دیپلماتیک به معنای اعتماد به واشنگتن نیست، بلکه صرفا تلاشی برای تثبیت دستاوردهای میدان در عرصه سیاسی تلقی می‌شود. نکته مهم دیگر در این بخش، تأکید بر ضرورت حفظ وحدت ملی در داخل کشور است. شورای‌عالی امنیت ملی از مردم خواسته است که جشن‌های پیروزی و حضور در صحنه را ادامه دهند و فضای اجتماعی کشور همچنان بر محور انسجام و همبستگی ملی حفظ شود.

در همین راستا، بیانیه تصریح می‌کند که مذاکرات پیش‌رو «یک مذاکره ملی» و در امتداد میدان نبرد است و همه گروه‌ها، نخبگان و جریان‌های سیاسی باید از آن حمایت کنند. شورای‌عالی امنیت ملی به‌صراحت هشدار داده است که هرگونه اظهارنظر تفرقه‌افکنانه یا تخریب روند مذاکرات می‌تواند به ضرر منافع ملی تمام شود. در‌واقع یکی از پیام‌های اصلی این بیانیه خطاب به فضای سیاسی داخلی است؛ پیامی که تأکید می‌کند در شرایط حساس کنونی، هیچ جریان سیاسی نباید مذاکرات را به محل نزاع و رقابت سیاسی تبدیل کند که مبادا تجربه‌های تلخ پیشین تکرار شود.

‌در کنار این موارد، شعام تأکید کرده‌ آغاز مذاکرات به‌هیچ‌وجه به معنای خوش‌بینی به نتیجه آن نیست. در این بیانیه آمده‌ ایران همچنان آماده ادامه نبرد است و اگر مذاکرات به نتیجه نرسد یا طرف مقابل تعهدات خود را نقض کند، پاسخ ایران فوری و قاطع خواهد بود. عبارت کلیدی در پایان بیانیه نیز دقیقا بر همین موضوع تأکید دارد که «دست‌های ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچک‌ترین خطایی از دشمن سر بزند، با قدرت کامل به آن پاسخ داده خواهد شد». به این ترتیب، پیام راهبردی تهران روشن است: «دیپلماسی آغاز شده، اما در سایه قدرت نظامی و با حفظ آمادگی کامل نیروهای مسلح ادامه خواهد یافت».

 از انتقادهای گسترده به ترامپ و نتانیاهو تا اذعان تحلیلگران به برتری راهبردی تهران

پس از اعلام آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده و آغاز روند مذاکرات برای تثبیت آن، موجی از واکنش‌های سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای در سطح جهان شکل گرفت؛ واکنش‌هایی که از یک سو با استقبال گسترده از توقف درگیری‌ها همراه بود و از سوی دیگر با انتقادهای جدی از سیاست‌های دونالد ترامپ و اذعان برخی مقامات و تحلیلگران غربی به تقویت موقعیت راهبردی ایران در پی تحولات اخیر همراه شد. مجموعه این مواضع نشان می‌دهد‌ پس از حدود ۴۰ روز درگیری در منطقه، فضای بین‌المللی به سمت حمایت از تثبیت آتش‌بس و حرکت به سوی راه‌حل سیاسی تغییر کرده است.

در نخستین واکنش‌ها، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد‌ آنتونیو گوترش از اعلام آتش‌بس دو‌هفته‌ای میان ایران و آمریکا استقبال کرده است. به گفته او، دبیرکل سازمان ملل از همه طرف‌های درگیر خواسته است به تعهدات خود بر اساس قوانین بین‌المللی و شروط توافق آتش‌بس پایبند باشند. در اروپا نیز رهبران و مقامات مختلف از این تحول استقبال کردند. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، اعلام آتش‌بس را «خبر بسیار خوبی» دانست و تأکید کرد اجرای مفاد این توافق باید در سراسر منطقه رعایت شود. او همچنین گفت توافق آتش‌بس باید شامل لبنان نیز باشد تا ثبات منطقه‌ای به شکل کامل‌تری برقرار شود. هم‌زمان اتحادیه اروپا نیز از تلاش‌های دیپلماتیک برای دستیابی به این توافق حمایت کرد. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اعلام کرد در گفت‌وگو با وزیر خارجه پاکستان از نقش اسلام‌آباد در میانجیگری برای دستیابی به توافق آتش‌بس میان تهران و واشنگتن قدردانی کرده است؛ اقدامی که نشانه‌ای از نقش فعال پاکستان در کاهش تنش‌ها ارزیابی می‌شود. در ادامه این تحرکات دیپلماتیک، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در تماس تلفنی با الینا والتونن، وزیر خارجه فنلاند درباره تحولات منطقه‌ای و روابط دوجانبه گفت‌وگو کرد. هم‌زمان فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، تأکید کرد‌ اکنون هدف اصلی باید دستیابی به یک توافق پایدار و پایان دائمی جنگ در روزهای آینده باشد و برلین از تلاش‌های دیپلماتیک برای تحقق این هدف حمایت می‌کند.

پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا نیز در واکنش به این تحولات گفت آنچه اکنون منطقه و جهان به آن نیاز دارند «دیپلماسی، مشروعیت بین‌المللی و صلح» است. در همین راستا یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان نیز هشدار داد ادامه جنگ می‌تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد و آتش‌بس باید نخستین گام در مسیر صلح پایدار باشد. کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا نیز با استقبال از آتش‌بسی که به گفته او «در مدت کوتاهی حاصل شد»، اعلام کرد این توافق فرصتی برای آرامش در منطقه و جهان فراهم کرده است. او همچنین اعلام کرد برای حمایت از این روند و رایزنی با متحدان منطقه‌ای به خاورمیانه سفر خواهد کرد و افزود لندن با شرکای خود برای حفظ آتش‌بس، تبدیل آن به توافقی دائمی و تثبیت امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز همکاری خواهد کرد.

در کنار این مواضع دیپلماتیک، برخی تحلیلگران و مقامات غربی نیز ارزیابی‌هایی ارائه کردند که در بسیاری موارد به تقویت موقعیت ایران اشاره داشت. بن رودز، دستیار سابق باراک اوباما، در تحلیلی نوشت حتی در بهترین سناریو، توافقی که ترامپ به آن رسیده نتیجه‌ای جز تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز و احتمال دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری ندارد؛ در حالی که این تنگه پیش از آغاز جنگ نیز باز بوده است. او همچنین تأکید کرد این جنگ هزینه‌های سنگین اقتصادی و نظامی برای آمریکا به همراه داشته است.

آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده ارشد سابق آمریکا نیز اعلام کرد اگر این آتش‌بس آغاز پایان جنگ باشد، برای آمریکا یک شکست راهبردی تلقی خواهد شد؛ زیرا ایران همچنان در قدرت باقی مانده، ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را حفظ کرده و نفوذ بیشتری بر تنگه‌های راهبردی منطقه به دست آورده است. ند پرایس، سخنگوی پیشین وزارت خارجه آمریکا نیز گفت نتیجه جنگ ممکن است به وضعیتی منجر شود که ایران کنترل تنگه هرمز و دریافت عوارض از آن را در اختیار داشته باشد و هم‌زمان تحریم‌های نفتی علیه تهران کاهش یابد؛ وضعیتی که به گفته او نشان می‌دهد آمریکا هزینه‌های زیادی پرداخت کرده تا ایران در موقعیت راهبردی قوی‌تری قرار گیرد.

در عرصه سیاست داخلی آمریکا نیز برخی مقامات به‌شدت از سیاست‌های دونالد ترامپ انتقاد کردند. چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا، اعلام کرد خوشحال است که ترامپ عقب‌نشینی کرده و به دنبال راهی برای خروج از «لاف‌های مضحک» خود است. جیم مک‌گاورن، نماینده کنگره آمریکا نیز با لحنی طعنه‌آمیز گفت ترامپ بمباران ایران را متوقف کرده تا تنگه هرمز باز شود؛ در حالی که این تنگه پیش از آغاز حملات نیز باز بوده است. در همین حال جیمز اکتون، عضو ارشد اندیشکده کارنگی‌ نیز پذیرش پیشنهاد ایران از سوی آمریکا را «امتیاز بزرگی برای تهران» توصیف کرد و نوشت بعید است واشنگتن در نهایت به اهداف راهبردی خود دست یابد.

در اسرائیل نیز واکنش‌ها به آتش‌بس با انتقادهای تند همراه بود. یائیر لاپید، رئیس اپوزیسیون اسرائیل، اعلام آتش‌بس را «یک فاجعه سیاسی بی‌سابقه در تاریخ اسرائیل» توصیف کرد و گفت‌ اسرائیل حتی در تصمیم‌گیری درباره مسائل مهم امنیت ملی نیز در میز مذاکرات حضور نداشته است. او افزود دولت نتانیاهو از نظر سیاسی و راهبردی شکست خورده و حتی به هیچ‌یک از اهدافی که خود تعیین کرده بود دست نیافته است. لاپید همچنین هشدار داد خسارت‌های سیاسی و راهبردی ناشی از این تصمیمات برای سال‌ها باقی خواهد ماند و دلیل آن را «تکبر، بی‌توجهی و نبود برنامه‌ریزی راهبردی» در دولت نتانیاهو دانست. با وجود این انتقادات، ارتش اسرائیل اعلام کرد به آتش‌بس با ایران پایبند است اما هم‌زمان آمادگی کامل برای پاسخ به هرگونه نقض آن را دارد. پایگاه خبری آکسیوس نیز گزارش داد‌ دونالد ترامپ پیش از اعلام رسمی توافق با بنیامین نتانیاهو گفت‌وگو کرده تا از پایبندی او به آتش‌بس اطمینان حاصل کند. در حالی که طبق توافق اعلام‌شده حملات در منطقه از جمله لبنان نیز باید متوقف شود، نتانیاهو مدعی شد‌ این توافق شامل لبنان نمی‌شود. این در حالی است که شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان پیش‌تر اعلام کرده بود آتش‌بس مورد توافق ایران و آمریکا شامل همه جبهه‌ها از جمله لبنان است. نتانیاهو در عین حال گفت اسرائیل از تصمیم ترامپ برای تعلیق حملات علیه ایران حمایت می‌کند مشروط بر اینکه ایران تنگه‌ها را باز و حملات را متوقف کند.

رسانه‌های اسرائیلی نیز ارزیابی‌های انتقادی منتشر کردند. روزنامه معاریو نوشت با وجود خسارت‌های گسترده، جنگ اخیر در نهایت به «پیروزی قاطع ایران» منجر شده و آمریکا و اسرائیل با نوعی «تسلیم راهبردی» از آن خارج شده‌اند. این روزنامه افزود برخلاف پیش‌بینی‌ها، ساختار سیاسی ایران پس از ترور رهبر انقلاب فرونپاشیده و برنامه هسته‌ای و توان موشکی این کشور نیز بدون محدودیت ادامه یافته است. معاریو همچنین نوشت ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کرده و بدون واگذاری ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده توانسته توافقی را که خود طراحی کرده بود به واشنگتن تحمیل کند. این روزنامه همچنین به تحولات جبهه لبنان اشاره کرد و نوشت آتش‌بس بدون خلع سلاح حزب‌الله اجرا خواهد شد و این گروه حتی «قوی‌تر از گذشته» ظاهر شده است.

آوی اشکنازی، تحلیلگر نظامی اسرائیل نیز با کنایه عنوان داشت عملیات «غرش شیر» پس از شکست رؤیاهای نتانیاهو و ترامپ به «میومیوی گربه‌ها» تبدیل شده است. خبرنگار نظامی شبکه آی۲۴ نیز از آمریکا خواست در تعیین زمان آتش‌بس‌های آینده دقت بیشتری داشته باشد. شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل هم نوشت ترامپ در چه دنیایی زندگی می‌کند که توافق تسلیم را یک دستاورد برای خود می‌داند و افزود او به یک «جوک بین‌المللی» تبدیل شده است. در سطح بین‌المللی، روسیه نیز واکنش نشان داد. دیمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه اعلام کرد «عقل سلیم پیروز شده است» و هشدار داد‌ پس از این تحولات دیگر نفت ارزان در بازار جهانی وجود نخواهد داشت. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه نیز گفت رویکرد حمله تهاجمی شکست خورده است.

هم‌زمان خبرگزاری رویترز گزارش داد انتظار می‌رود یک محموله نفتی ایران پس از هفت سال به هند ارسال شود که می‌تواند نشانه‌ای از تغییر فضای تجاری درمورد نفت ایران باشد. در همین حال گزارش‌هایی منتشر شده که بر اساس آن ایران و عمان ممکن است در چارچوب توافق آتش‌بس از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند عوارض دریافت کنند و این درآمدها برای بازسازی خسارات جنگ استفاده شود. همچنین منابعی در کاخ سفید اعلام کرده‌اند پرداخت غرامت به ایران ممکن است به میلیاردها دلار برسد؛ موضوعی که در صورت تحقق می‌تواند یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی توافق احتمالی باشد.

 میان میدان و دیپلماسی؛ آینده مذاکرات چه خواهد بود؟

اکنون که آتش‌بس موقت برقرار شده و مذاکرات در اسلام‌آباد در آستانه آغاز است، پرسش اصلی درباره آینده این روند مطرح می‌شود؛ آیا این گفت‌وگوها می‌تواند به توافقی پایدار منجر شود یا صرفا مرحله‌ای موقت در یک تقابل طولانی‌تر خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به سرنوشت همان طرح ۱۰ماده‌ای ایران وابسته است؛ طرحی که در صورت تبدیل‌شدن به توافقی رسمی و حتی تصویب آن در قالب قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل، می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی منطقه در دهه‌های اخیر باشد.

‌در صورت تحقق کامل این چارچوب، پیامدهای آن فقط به ایران و آمریکا محدود نخواهد بود، بلکه می‌تواند معادلات امنیتی خاورمیانه، وضعیت حضور نظامی آمریکا در منطقه و حتی ساختار نظام تحریم‌ها علیه ایران را نیز دگرگون کند. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است‌ مسیر تبدیل توافق‌های اولیه به توافق‌های پایدار، مسیری پیچیده و پرچالش است. بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، اختلافات منطقه‌ای و فشارهای سیاسی داخلی در هر دو کشور از جمله عواملی هستند که می‌توانند این روند را دشوار کنند. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد راهبرد تهران ترکیبی از دو مسیر است؛ از یک سو تلاش برای تثبیت دستاوردهای میدان در میز مذاکره و از سوی دیگر حفظ آمادگی کامل برای بازگشت به میدان در صورت شکست دیپلماسی. به همین دلیل است که در کنار آغاز مذاکرات، تأکید بر هوشیاری نظامی و حفظ وحدت داخلی همچنان در صدر پیام‌های رسمی قرار دارد. اکنون منطقه در آستانه دوره‌ای حساس قرار گرفته است؛ دوره‌ای که ممکن است به یک توافق تاریخی منجر شود یا بار دیگر شعله‌های جنگ را برافروزد. آنچه مسلم است این است که 40 روز گذشته معادلات بسیاری را تغییر داده و فصل تازه‌ای در روابط ایران، آمریکا و منطقه گشوده است؛ فصلی که سرنوشت آن در روزها و هفته‌های پیش‌رو مشخص خواهد شد.

 محمدعلی وکیلی: اگر آتش‌بس جاری به توافق پایدار تبدیل شود، ایران 50 سال جلو خواهد افتاد

پیرو نکات یاد‌شده و در تحلیل دقیق‌تر فضای جدید پس از آتش‌بس و روند معادلات پیش‌رو در آستانه مذاکرات اسلام‌آباد، محمدعلی وکیلی طی گفت‌وگویی با «شرق» تأکید کرد: «اگر این آتش‌بس جاری به توافقی پایدار تبدیل شود، ایران عملا 50 سال به جلو پرتاب شده و پرونده‌های طولانی و پرهزینه امنیتی و سیاسی کشور بسته خواهد شد». به گفته نماینده ادوار مجلس: «این توافق نه‌تنها پرونده جنگ و صلح معلق را به پایان می‌رساند، بلکه مسائلی مانند ادعاهای ارضی در جزایر سه‌گانه و اختلافات تاریخی در خلیج فارس را نیز حداقل برای پنج دهه حل‌وفصل می‌کند». این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اهمیت پارامتر «جغرافیا» و موقعیت سرزمینی در تبیین قدرت ملی، یادآور شد: «این جنگ نشان داد جغرافیا چه مؤلفه‌ حیاتی و حتی مهم‌تری از تسلیحات هسته‌ای است». چون به تعبیر او: «موقعیت برتر تهران در تنگه هرمز اکنون به برگ برنده ایران در موازنه قدرت تبدیل شده است». این فعال رسانه‌ای افزود: «توانمندی دفاعی، تاب‌آوری اجتماعی و انسجام نظامی ایران در این نبرد نقش کلیدی داشت، اما قدرت جغرافیا و موقعیت راهبردی ایران بود که جنگ منطقه‌ای را به مسئله‌ای با اثرات جهانی تبدیل کرد».

این فعال سیاسی به نقش چارچوب پیشنهادی ایران در مذاکرات اسلام‌آباد هم ورود و تصریح کرد: «طرح ۱۰‌ماده‌ای ایران پذیرفته شد و شامل توقف تجاوز به ایران و گروه‌های مقاومت، خروج نیروهای رزمی آمریکا، عبور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز، لغو تحریم‌ها و تضمین حقوق هسته‌ای کشور است». به گفته وکیلی: «طرح آمریکایی ۱۵ماده‌ای پیش از این رد شده بود و پذیرش طرح ایران، شکست غرور و استراتژی آمریکا را نشان می‌دهد». او افزود: «پیروزی ایران در این جنگ نه‌تنها تاریخی، بلکه نقطه عطفی در قدرت ملی و امنیت منطقه‌ای است». البته وکیلی به اهمیت انسجام داخلی و جلوگیری از «جنگ روایت‌ها» اشاره کرد و هشدار داد: «پیروزی ایران در این نبرد با وفاق ملی و اجماع نخبگان شکل گرفت و مهم‌ترین خطر کنونی، تفرقه داخلی و استفاده از موفقیت برای عقده‌گشایی است». نماینده پیشین مجلس متذکر شد: «در سابقه جنگ رمضان اتحاد میان ایران‌دوستان و جمهوری‌ اسلامی‌خواهان، به‌ویژه حمایت نخبگان و فعالان اجتماعی، پایه‌ای محکم برای تثبیت دستاوردها فراهم کرده است و هرگونه اختلاف داخلی می‌تواند این سرمایه ملی را تهدید کند».

تحلیلگر سیاسی در ادامه توضیح داد: «تجربه جنگ ۱۲‌روزه و پیامدهای ناشی از فرصت‌سوزی در آن جنگ نشان داد‌ بهره‌برداری تلخ از پیروزی‌ها می‌تواند زمینه‌ساز بحران‌های بعدی شود، اما اکنون با مدیریت مناسب و تمرکز بر چارچوب مذاکرات، ایران توانسته در جنگ رمضان موقعیتی بی‌سابقه و پایدار به دست آورد».  ازاین‌رو وکیلی افزود: «هماهنگی میان قوای سه‌گانه، شورای عالی امنیت ملی و سایر نهادهای تصمیم‌گیر کشور، پشتوانه‌ای محکم برای اجرای موفقیت‌آمیز این آتش‌بس است». این فعال سیاسی درباره اهمیت آتش‌بس برای اقتصاد و اعتبار بین‌المللی ایران هم گفت: «این توافق، باز‌شدن مسیر اقتصادی و تجاری کشور را ممکن می‌کند و حتی ایران و عمان می‌توانند از کشتی‌های عبوری در تنگه هرمز هزینه دریافت کنند که برای بازسازی خسارات جنگ مورد استفاده قرار خواهد گرفت». به گفته وکیلی: «این فرصت باید با پروتکل‌های حقوقی و مدیریت هوشمند اقتصادی تقویت شود تا قدرت جغرافیایی ایران به منبع تولید ثروت و اعتبار جهانی تبدیل شود».

وکیلی همچنین به پیامدهای منطقه‌ای آتش‌بس اشاره‌ و خاطرنشان کرد: «واکنش مثبت کشورهای عربی، از جمله عربستان، عمان و مصر، نشان می‌دهد‌ بازیگران منطقه‌ای نیز این توافق را فرصتی برای ثبات و کاهش تنش می‌دانند». او ادامه داد: «این آتش‌بس سایه جنگ را حداقل برای پنج دهه از ایران دور می‌کند و موجب تثبیت جایگاه ایران در امنیت و موازنه قدرت منطقه‌ای خواهد شد».

‌فعال حوزه رسانه درباره تجربه تاریخی و درس‌های جنگ اخیر اعتقاد دارد: «ایران ثابت کرد توانایی مدیریت بحران‌ها و بازدارندگی را دارد و هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند به‌سادگی نظم و ثبات داخلی و منطقه‌ای ما را تهدید کند. موفقیت در این جنگ، اثبات این است که ملت ایران ماندگار و تمدن آن مقاوم است». وکیلی این را هم افزود: «این پیروزی حاصل انسجام نخبگان، مشارکت اجتماعی و مدیریت هوشمند جغرافیا و قدرت بازدارنده کشور بوده است و این تجربه باید به‌ عنوان یک نقطه عطف تاریخی ثبت شود». وکیلی در ادامه گپ‌وگفتش با «شرق»، به اهمیت مذاکره‌کنندگان و سطح نمایندگی ایران در مذاکرات هم اشاره‌ و عنوان کرد: «چه قالیباف باشد، چه پزشکیان، مهم این است که نماینده ایران به چارچوب ملی پایبند باشد و بتواند از مواضع ثابت کشور دفاع کند. توافق نباید با بازی‌های حداکثری یا فشارهای داخلی آسیب ببیند». وکیلی افزود: «پیروزی واقعی زمانی تثبیت می‌شود که توافق به‌صورت حقوقی و سیاسی ضمانت شود‌ و منافع ملی ایران بدون تردید و واسطه حفظ شود».

‌در ادامه، نماینده ادوار مجلس با اشاره به ضرورت حکمت و سیاست‌ورزی در مدیریت دستاوردهای جنگ تأکید کرد: «این پیروزی‌ها نیازمند مدیریت دقیق، وفاق ملی و انسجام نخبگان است تا نه‌تنها از تهدیدهای خارجی، بلکه از آسیب‌های داخلی جلوگیری شود». او یادآور شد: «جغرافیا، قدرت بازدارنده، انسجام اجتماعی و توان دفاعی ایران اکنون در یک نقطه تاریخی و تاریخ‌ساز قرار گرفته است و باید این سرمایه ملی با حکمت و سیاست‌ورزی حفظ شود». محمدعلی وکیلی در پایان سخنانش‌ این دستاورد را نه‌تنها نقطه عطفی در قدرت ملی ایران، بلکه فصل تازه‌ای در امنیت و سیاست منطقه‌ای و جهانی دانست و تأکید کرد: «اگر این آتش‌بس با وفاق ملی و مدیریت هوشمند تثبیت شود، ایران 50 سال آینده را با ثبات، اعتبار و امنیت بالا آغاز خواهد کرد».

 شهاب طباطبایی: باید پشت سر رهبری و فرایند مشترک میدان و دیپلماسی ایستاد

پس از 40 روز نبرد و مقاومت ایران و آتش‌بسی که با میانجیگری پاکستان حاصل شد، بسیاری از تحلیلگران معتقدند‌ کشور وارد یک فصل تازه در روابط بین‌الملل و سیاست داخلی خود شده است و در تبیین و تشریح این نکته، شهاب طباطبایی طی گفت‌وگویش با «شرق» و ذیل نگاهی دقیق به این رخدادها، باور دارد: «جنگ رمضان در 40 روز گذشته، نقطه عطفی تاریخی را برای ایران رقم زد».

به تعبیر دبیر کل حزب ندای ایرانیان: «این مسیر و فضای تازه از ۴۰ روز پیش و با تحمیل جنگ به کشور شروع‌ و بامداد چهارشنبه در سایه حصول آتش‌بس، تکمیل شد». با این حال عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت چهاردهم متذکر می‌شود: «مهم‌ترین نکته در این فضای تازه در ایران آن است که جامعه جهانی فهمید ایران هیچ‌گاه جنگ را شروع نکرده و همواره در مقام دفاع، از توانایی خارق‌العاده‌ای برخوردار بوده است. به بیان دیگر این 40 روز نشان داد ایرانِ صلح‌طلب، توان دفاعی خود را به وقت حمله متجاوزان با اقتدار به نمایش گذاشت».

با چنین قرائتی، فعال سیاسی در ادامه تحلیلش به نکته دیگری ورود کرده و خاطر‌نشان می‌کند: «تجربه اخیر در جنگ رمضان ثابت کرد‌ میدان و دیپلماسی می‌توانند هم‌زمان و هماهنگ عمل کنند. اکنون روشن شده که موفقیت در مسائل کشور فقط از مسیر ترکیب قدرت میدان و استراتژی دیپلماسی ممکن است. در این مسیر، برخی سکوت‌ها یا سخنان نابجا می‌توانست به روند مثبت آسیب برساند و دو‌قطبی‌های داخلی را دامن بزند، اما خوشبختانه وفاق ملی حفظ شد».

طباطبایی با تأکید بر اهمیت حمایت از رهبری و اعتماد به فرایندهای مشترک میدان و دیپلماسی، این را هم افزود: «فارغ از هر نگاه جناحی و سیاسی باید پشت سر رهبری و فرایندی که محصول تعامل میدان و دیپلماسی است، ایستاد؛ چرا‌که پیروزی در میدان، پیروزی در دیپلماسی را تضمین می‌کند و ما در این مسیر همواره شاهد بودیم که کنار‌هم‌بودن و همدلی ملی، معادلات را به سود منافع ملی به نتیجه می‌رساند».

در فراز دیگری از گپ‌وگفت شهاب طباطبایی با «شرق»، او به تجربه سال ۱۴۰۴ و درس‌هایی که از آن باید برای سال جدید و فضای تازه کشور گرفته شود، ورود کرد و در تبیین و تشریح آن افزود: «سال گذشته سالی بی‌سابقه و پرحادثه بود؛ از جنگ ۱۲‌روزه تا اتفاقات تلخ دی‌ماه و جنگ رمضان و در این بین فقدان جان‌های ارزشمند از رهبر شهید عزیزمان تا کودکان میناب و فرماندهان و سرداران و مردم بی‌دفاع را به نظاره نشستیم. اما این تجربه‌ها، به‌ویژه حضور مردم در خیابان و مدافعان دلیر در میدان، نشان داد‌ کنار‌هم‌بودن و انسجام ملی، تنها راه جلوگیری از آسیب‌های داخلی و تهدیدات خارجی است». طباطبایی در تکمیل گفته‌های خود، یادآور شد: «دولت چهاردهم نیز در این مدت سهم خود را در خدمت‌رسانی به مردم، حمایت از آسیب‌دیدگان و پشتیبانی از مدافعان کشور به‌خوبی انجام داد و مدافعان غیور با تمام توان ایستادند. مردم نیز پشتیبانی کردند و این همکاری متقابل، دشمنان را ناکام گذاشت. نتیجه این تجربه تاریخی، اثبات این نکته کلیدی بود که انسجام ملی و هماهنگی میان مردم و نهادهای تصمیم‌گیر، کلید موفقیت کشور است».

دبیر کل حزب ندای ایرانیان درباره خطرات احتمالی ناشی از مصادره موفقیت‌های جنگ رمضان توسط جریان‌های داخلی هم قرائت خوش‌بینانه‌ای دارد و به زعم او: «نگرانی من از این بابت زیاد نیست؛ چون آنچه‌ اکنون در تصمیم‌گیران کشور می‌بینم، هم‌گرایی و وفاق است». به تعبیر طباطبایی: «این اتحاد حاصل خون شهدای بزرگوار، درک دقیق از دشمن و تجربه‌های 40 روز گذشته است. لذا به باورم‌ این انسجام غیرقابل گسست و شکست خواهد بود. البته‌ مراقبت دائمی نیز می‌طلبد».

این چهره سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به اهمیت استمرار وفاق ملی، تأکید کرد: «پیروزی در میدان باید به تثبیت دستاوردها در عرصه سیاسی و دیپلماسی منجر شود. اکنون تجربه ثابت کرده است‌ هرگونه دو‌قطبی یا اختلاف داخلی می‌تواند زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم کند. به همین دلیل، حفظ همبستگی ملی، اعتماد به رهبری و احترام به فرایندهای مشترک میدان و دیپلماسی اهمیت حیاتی دارد». عضو جبهه اصلاحات در ادامه متذکر شد: «این فصل تازه برای ایران، فرصتی بی‌سابقه برای تثبیت دستاوردهای ملی، بازسازی اقتصادی و تقویت و تثبیت جایگاه کشور در منطقه و جهان است. تجربه 40 روز گذشته ثابت کرده است‌ توان دفاعی، دیپلماسی هماهنگ و انسجام داخلی، پایه‌های اصلی قدرت و موفقیت ایران هستند. اکنون مهم‌ترین وظیفه، حفظ این سرمایه ملی و تداوم هم‌گرایی برای آینده‌ای امن و پرتوان و بازسازی ایران است». طباطبایی با اطمینان خاطر تأکید کرد: «مسیر پیش‌روی ایران با وجود همه چالش‌ها روشن است و اگر انسجام و همدلی ملی حفظ شود، پیروزی‌های میدانی و دیپلماتیک کشور تثبیت خواهد شد و ایران فصل تازه‌ای از اقتدار و اعتبار جهانی را آغاز خواهد کرد». به اعتقاد او: «بازهم در خیابان کنار یکدیگر خواهیم بود، یا برای جشن پیروزی هم‌زمان میدان و مذاکره، یا پشتیبانی دوباره از میدان و مدافعان ایران برای پاسخ به کارشکنی و بدعهدی احتمالی دشمن، به هرحال می‌دانیم با هم‌ بودنمان، پیروزی است».

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار