EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۲۵۵۰

زیرساخت و برنو

صبح دیروز –یکشنبه- ناخواسته گفت‌وگوی دو مرد را شنیدم. یکی گفت: «نامردا! دارن زیرساخت می‌زنن. بابا! اینا دیگه کی هستند؟!» دیگری گفت: «معلومه که ما هم بدجور زدیم‌شون که اینطور آتیش گرفتن.» این روزها واژه‌های «زدند» و «زدیم» در گفت‌‌وگوهای روزمره ایرانیان زیاد است.

زیرساخت و برنو
ایران

مرتضی گل‌پور در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت:

صبح دیروز –یکشنبه- ناخواسته گفت‌وگوی دو مرد را شنیدم. یکی گفت: «نامردا! دارن زیرساخت می‌زنن. بابا! اینا دیگه کی هستند؟!» دیگری گفت: «معلومه که ما هم بدجور زدیم‌شون که اینطور آتیش گرفتن.» این روزها واژه‌های «زدند» و «زدیم» در گفت‌‌وگوهای روزمره ایرانیان زیاد است. منظور از «زدند»، تجاوز نظامی دشمن به میهن است و منظور از «زدیم»، پاسخ‌های دفاعی ماست. این روزها ایرانی‌ها به‌شدت دنبال این هستند که «ما هم باید بزنیم.» بعد از هر تجاوز جدید دشمنان به خانه‌ها و کارخانه‌ها، ایرانیان اخبار را دنبال می‌کنند تا ببینند «ما» در پاسخ به این تجاوزات، «کجا را زدیم؟» جمله آن مرد که «معلومه که ما هم بدجور زدیم‌شون که اینطور آتیش گرفتن»، واقعاً چطور ممکن است؟ چطور ممکن است که «ما»، یعنی توان دفاعی ملت ایران که از بازوی نیروهای مسلح ما عمل می‌کند، دارای چنین توانایی‌ باشیم که بتوانیم دشمنان را به آتش بکشیم؟ در یک جنگ متعارف و متقارن، این اتفاق طبیعی نیست. اما در یک نبرد نامتقارن و با محاسبه ظرفیت‌های دشمن متجاوز، توانایی ما و انتظار مردم برای به «آتش کشیدن دشمن» قدری عجیب به‌نظر می‌رسد. به این دلیل که ما در حال دفاع در جنگی کاملاً نابرابر هستیم. یک طرف این جنگ تحمیل شده، ارتش متجاوز ایالات متحده است که بزرگ‌ترین نیروی نظامی جهان محسوب می‌شود. فقط در یک قلم، رئیس دولت آمریکا از کنگره این کشور بیش از هزار میلیارد دلار بودجه اضافه خواسته تا نیازهای جنگی ادامه تجاوز نظامی به ایران را تأمین کند. مسأله فقط این فاصله اقتصادی ما و دولت متجاوز آمریکا نیست. سوی دیگر این جبهه تجاوزگر، ارتش تروریستی صهیونیستی است که متکی به فناوری‌های نظامی و حمایت‌های لجستیک و مالی غرب، دنباله نظامی ارتش آمریکا محسوب می‌شود. به اینها باید برخی کشورهای منطقه را اضافه کرد که پایگاه و آسمان و زمین در اختیار آمریکا قرار داده‌اند؛ به‌علاوه یک کشور اروپایی که سامانه‌ دفاع هوایی و جنگنده‌ و خلبان‌ به کشورهای منطقه ارسال کرده‌، و به‌علاوه یک کشور دیگر اروپایی که هواپیماهای باری حامل بمب‌‌هایش روزانه به سرزمین‌های اشغالی فرود می‌آیند تا صهیونیست‌ها با آنها ما را بمباران کنند. آنچه جهان را به حیرت و تحسین واداشته همین است. در مقابل این جبهه متجاوز وسیع، ایران درحالی از خود دفاع می‌کند که 20 سال تحت شدیدترین تحریم‌های اقتصادی بود و 47 سال تحت تحریم تسلیحاتی. همه سلاح‌هایی که امروز با آنها از خود دفاع می‌کنیم و دشمنان را عقوبت، خودمان ساخته‌ایم. درست در همین جبهه نابرابر، ما کاری کردیم که «معلومه ما بدجور زدیم‌شون که اینطور آتیش گرفتند و دارند به زیرساخت‌های ما حمله می‌کنند.» دیروز خبرگزاری‌های غربی اعلام کردند شرکت‌های فروشنده تصاویر ماهواره‌ای، بنا به خواست رئیس‌جمهور آمریکا، دیگر تصاویر ماهواره‌ای غرب آسیا به‌ویژه تصاویر پایگاه‌های آمریکا را منتشر نمی‌کنند. مشخص است که این خواست ترامپ برای این است که دنیا، به‌خصوص مردم آمریکا متوجه نشوند نیروهای مسلح ایران چه بلایی بر سر پایگاه‌های متجاوزان آورده‌اند، وگرنه بنا به منطق ترامپ که روزانه ادعا می‌کند ایرانی‌ها شکست خورده‌اند، باید تصاویر پایگاه‌های ارتش متجاوز آمریکا منتشر می‌شد تا جهان بفهمد که ایرانیان نتوانستند آسیبی وارد کنند. اما این ممنوعیت ترامپ نشان می‌دهد که؛ «معلومه ما بدجور زدیم‌شون که اینطور آتیش گرفتند.» یک دلیل گسترش تجاوزات نظامی دشمن از شهرها به زیرساخت‌ها همین است. در نبرد با نیروهای مسلح ما قافیه را باخته‌اند، می‌خواهند از مردم انتقام بگیرند، نه فقط همه ایرانیان حاضر و ساکن در این سرزمین، بلکه نسل‌های آینده. ما ساعت 10 صبح شنبه 9 اسفند، موشکباران سرزمین‌های اشغالی را آغاز کردیم و پایگاه‌های ارتش آمریکا در منطقه را هدف قرار دادیم، اما آنان بودند که نیم ساعت قبل‌تر با ترور رهبران ما این جنگ را به ما تحمیل کردند. از آن ساعت به بعد، هر حمله ما «پاسخ دفاعی مشروع» محسوب می‌شود. در این دفاع مشروع، ایران هیچ‌گاه آغازگر حمله به زیرساخت‌ها نبود. حملات «متقابل» ایران به زیرساخت‌های دشمنان وقتی آغاز شد که زیرساخت‌های ما را هدف قراردادند؛ شرکت‌های فولاد، پل‌ها، بنادر غیرنظامی. فهرست این تجاوزات طولانی است. فقط شنبه گذشته، این اهداف زیرساختی غیرنظامی هدف حملات نظامی قرار گرفتند: کارخانه سیمان بندر خمیر، بیمارستان روان‌پزشکی دل‌آرام سینا که باعث تخلیه کامل بیمارستان شد، سوله نگهداری برنج در بندرلنگه متعلق به بخش خصوصی، پایانه مرزی شلمچه و پتروشیمی ماهشهر درست در ابتدای ساعت کاری روز شنبه که باعث شهادت 8 کارگر و مهندس شد. این تجاوزات و گسترش حملات نظامی به زیرساخت‌ها و همه آنچه به زیست مدنی انسان‌ها ارتباط دارد، به معنای لجام‌گسیختگی و از هم‌پاشیدگی ذهن تصمیم‌گیران ارشد دشمنان است. یک دلیل این از‌هم‌پاشیدگی ذهنی، شکست در میدان رزم است، دلیل دیگر شکست در جامعه و میان مردم. ساعتی پس از آغاز تجاوز نظامی به ایران، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در یک ویدئو تلاش کرد این تجاوز را کمک به ایرانیان جا بزند. در هفته نخست تجاوز نظامی، این «نجات و کمک» سخن مشترک سران دو متجاوز، نتانیاهو و ترامپ، بود. ادعا می‌کردند «ما فرماندهان و رهبران را هدف قرارداده‌ایم و وقت آن است که مردم به خیابان بیایند.» نتیجه این خیال‌ خام، نه تنها حضور گسترده مردم در خیابان‌ها برای دفاع از کشور بود، بلکه حتی یک نیروی دفاعی سازمان رزم خود و یک نیروی دولتی، محل خدمت خود را ترک نکرد. با نزدیک‌شدن به چهارشنبه‌سوری، دست به اقدامات وحشیانه‌ای زدند. با پهپاد به گشت‌های انتظامی و امنیتی حمله کرده و نیروهای بی‌سلاح مردمی را ترور کردند. مردم در پاسخ به این شرارت‌ها به خیابان آمدند، اما نه در راستای آرزوی خام دشمن، بلکه برای پر کردن جای خالی شهدای امنیتی که به دست دشمن، ناجوانمردانه ترور شدند. کلانتری‌ها و پایگاه‌های بسیج را هدف گرفتند و هر تجاوز دیگری که به زعم‌شان باعث می‌شد مردم به خیابان بیایند. حمله به زیرساخت‌ها وقتی شروع شد که کاملاً از مردم قطع امید کرده و دیدند مردم به جای آنکه براساس دعوت آنان به خیابان بیایند، تا ظهر دیروز نزدیک به 12 میلیون ایرانی با گرایش‌های سیاسی مختلف در سامانه «جان‌فدا» ثبت‌نام کرده‌اند تا در صورت نیاز مقابل دشمنان متجاوز بایستند. حمله به زیرساخت‌ها پس از این تحولات شروع شد؛ با این هدف که از این مردم انتقام بگیرند. «کنت راث»، استاد دانشگاه پرینستون آمریکا اظهارکرد: «برای حمله آمریکا به پل B1 هیچ توجیه نظامی وجود نداشت.» اما این استاد دانشگاه آمریکا نکته مهم‌تری هم گفت، نکته‌ای که نشان می‌دهد دولت متجاوز آمریکا تا چه میزان از مردم ایران به خشم آمده است. راث گفت: «نخستین مسأله اینکه پل در حال ساخت بوده و معلوم نیست که کاربرد نظامی داشته باشد. نکته دوم ماهیت حمله «دبل تپ» DOULE TAP است، یعنی هدف قراردادن یک مکان برای بار دوم پس از حمله اولیه.» مطابق قوانین بین‌المللی، حمله دوم به یک مکان جنایت جنگی محسوب می‌شود زیرا پس از حمله اول، نیروهای امدادی و مردم عادی امداد را آغاز می‌کنند. حمله دوم ارتش متجاوز آمریکا به پل B1 درست در لحظه‌ حضور امدادگران و تلاش برای نجات مردم رخ داد که باعث شد در این جنایت جنگی دوم، بیش از 5 امدادگر به شهادت برسند. پس از حمله رژیم صهیونیستی به پتروشیمی ماهشهر، نخست‌وزیر این رژیم ادعا کرد «ما 70درصد ظرفیت تولید فولاد ایران را نابود کردیم. امروز تأسیسات پتروشیمی ایران را هدف قراردادیم و به این حملات ادامه خواهیم داد.» دلیل مضحک نتانیاهو برای توجیه این جنایت‌ها، همیشه ثابت است: فولاد و محصولات و درآمد پتروشیمی صرف تولید موشک می‌شود! مضحک بودن ادعای «قصاب غزه» به این دلیل است که حتی اقتصاددانان مستقل ایرانی و خارجی براساس داده‌های آماری تولید و صادرات فولاد و پتروشیمی ایران نه تنها این ادعاها را رد می‌کنند، بلکه براساس مستندات اثبات خواهند کرد که این زیرساخت‌ها، نقش مهمی در تأمین درآمدهای ملی همه ایرانیان داشته‌اند. به‌ویژه اینکه در مواجهه با تحریم‌های فرساینده و ظالمانه غرب که باهدف نابودی اقتصاد و کاهش درآمدهای ملی ایرانیان صورت گرفت، نقش این صنایع در جبران خسارت‌های درآمدی تحریم‌ها افزایش یافته بود. به نظر می‌رسد این حملات نظامی با هدف قطع درآمدهای ملی و به عنوان مکمل تحریم‌ها انجام شد. اساساً حق هر ملت آزاد و مستقلی است که به هر نحوی که بخواهد و تشخیص بدهد نیازهای تسلیحات دفاعی خود را تأمین کند. اما حتی با کنار گذاشتن همه این مفروضات، اگر فرض کنیم هدف دشمنان از این تجاوزات قطع زنجیره صنایع نظامی و موشکی بوده، این کار می‌بایست در روزهای نخست تجاوز نظامی به ایران انجام می‌شد، نه یک ماه بعد از آغاز تجاوز نظامی! آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بعد از ترور اولیه و تهاجم همه‌جانبه روز نخست، گفتند ایرانی‌ها تسلیم می‌شوند. بعد گفتند مردم به خیابان می‌آیند. مردم به خیابان آمدند، اما هر شب و برای دفاع از کشور و میهن آمدند. درنهایت هم دیدند که پس از اصابت جنگنده آمریکایی و گم شدن خلبانان دشمن در ایران، عشایر لر ایران با تفنگ برنو به سمت هلیکوپتر بلک‌هاوک و سوخت‌رسان‌هایی که برای جست‌وجوی خلبانان آمده بودند شلیک می‌کنند. ویدئوهای درگیری عشایر لر با پرنده‌های آمریکایی حیرت‌انگیز است. در یک صحنه، پدری با برنو هلیکوپتر آمریکایی را هدف  می‌گیرد، درحالی که دختر کوچکش فریاد می‌زند: «بابا بزن، بزن!» در ویدئوی دیگری، یک عشایر لر، پس از دیدن هواپیمای آمریکایی، اول به آمریکا ناسزا می‌گوید و بعد به دوستانش می‌گوید: «سوخت‌رسان را بزن، سوخت‌رسان را بزن.» هدف قراردادن سوخت‌رسان یا هلیکوپتر بلک‌هاوک آمریکایی با تفنگ برنوی عشایر ایران چه معنایی دارد؟ احتمالاً اعضای دولت متجاوز آمریکا از دیدن ویدئوهای شلیک لرهای ایران با تفنگ برنو به سمت پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی به حیرت افتادند. ادعا می‌کردند برای مردم ایران، تجاوز به سرزمین این مردم را آغاز کردند، حالا همان مردم، یا با ناسزا یا با تفنگ برنو مقابل دشمن می‌ایستند. می‌توان حدس زد که دشمنان از این ایستادگی عشایر برنو به دست ایران به خشمی مهارناپذیر دچار شده‌اند. همین خشم مهارناپذیر از دست مردم ایران است که کسی مانند «لائورل لومر» روزنامه‌نگار نزدیک به ترامپ را وادار می‌کند تا درباره مردم ایران چنین هذیانی بگوید: «باید مردم ایران را به جایی برسانیم که برای دریافت کمک‌های غذایی بشردوستانه از صلیب سرخ جهانی التماس کنند. زمان آن رسیده که زیرساخت‌ها را بمباران کنیم. باید ایران را از تمام امکانات یک جامعه مدرن محروم کنیم.» 46 سال پیش شهید بهشتی پاسخ این یاوه‌ها را داد: «آمریکا! از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.»

 

ارسال نظر

آخرین اخبار