شوک ریسک به بازارهای جهانی
بازارهای جهانی معمولاً منتظر پایان جنگها نمیمانند. برای معاملهگران انرژی و سرمایه، نتیجه سیاسی درگیریها اهمیت ثانویه دارد؛ آنچه قیمتها را جابهجا میکند، ریسک اختلال در عرضه و نااطمینانی است.
روزنامه ایران در گزارشی نوشت:
بازارهای جهانی معمولاً منتظر پایان جنگها نمیمانند. برای معاملهگران انرژی و سرمایه، نتیجه سیاسی درگیریها اهمیت ثانویه دارد؛ آنچه قیمتها را جابهجا میکند، ریسک اختلال در عرضه و نااطمینانی است. تحولات اخیر پس از تشدید تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل نیز از همین قاعده پیروی کرده و بازار نفت، فرآوردهها و داراییهای امن را وارد فاز واکنش کرده است.
دادههای قیمتی نشان میدهد شوک اخیر، تنها به نفت خام محدود نمانده و برخلاف بسیاری از بحرانهای مقطعی، اینبار فرآوردهها و طلا نقش پیشرو را در واکنش بازار ایفا کردهاند؛ نشانهای که تحلیلگران آن را علامت ورود ریسک ژئوپلتیک به اقتصاد واقعی میدانند.
جهش دیزل
هشدار زودهنگام بازار
بر اساس دادههای OilPrice، قیمت دیزل در بازارهای جهانی طی چند روز تا ۱۷ درصد افزایش یافته؛ در حالی که نفت برنت در همین بازه حدود ۶ تا ۸ درصد رشد را تجربه کرده است. این شکاف واکنش از نظر بازار انرژی معنادار است، زیرا دیزل مستقیماً به حملونقل، کشاورزی و صنعت متصل است.
بهطور متوسط، بیش از ۴۵ درصد جابهجایی کالای جهانی به سوختهای دیزلی وابسته است. به همین دلیل، افزایش سریع قیمت دیزل معمولاً بهعنوان هشدار اولیه بحران عرضه تلقی میشود؛ هشداری که میتواند با تأخیر به قیمت کالاهای مصرفی منتقل شود.
نفت بالا، بورس پایین
بازگشت رفتار ریسکگریز
در بازار نفت خام، قیمت برنت پس از تشدید تنشها به محدوده ۸۸ تا ۹۲ دلار در هر بشکه نزدیک شد و فاصله آن با نفت WTI به بیش از ۶ دلار رسید؛ نشانهای از افزایش پرمیوم ریسک ژئوپلتیک.
طبق برآوردهای بلومبرگ، حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان و نزدیک به ۳۰ درصد تجارت دریایی نفت از مسیر خلیج فارس عبور میکند.
همین نسبتها باعث شده که بازار حتی بدون اختلال فیزیکی، ریسک تنگه هرمز را در قیمتها لحاظ کند.
طلا؛ بازگشت دارایی امن
همزمان با جهش انرژی، بازار طلا نیز فعال شده است. قیمت هر اونس طلا در واکنش به افزایش نااطمینانی ژئوپلتیک به محدوده ۲,۳۵۰ تا ۲,۴۰۰ دلار رسید و بازدهی هفتگی آن به حدود ۳ درصد نزدیک شد.
تحلیل دادههای Morningstar نشان میدهد ورود سرمایه به صندوقهای مبتنی بر طلا در هفتههای اخیر افزایش یافته؛ رفتاری که معمولاً در دورههای بیثباتی سیاسی و افزایش ریسک جهانی مشاهده میشود. طلا در این شرایط نه بهعنوان ابزار سفتهبازی، بلکه بهعنوان پوشش ریسک مورد توجه قرار میگیرد.
بنزین در آمریکا
اثر سریع شوک انرژی
اثر تحولات اخیر بهسرعت در بازار بنزین آمریکا نیز منعکس شده است. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد میانگین قیمت بنزین در برخی ایالتها طی چند روز ۲۰ تا ۳۰ سنت در هر گالن افزایش یافته و در برخی مناطق به بالای ۴ دلار نزدیک شده است.
برای اقتصاد آمریکا، هر افزایش ۱۰ سنتی قیمت بنزین میتواند سالانه میلیاردها دلار هزینه اضافی به مصرفکنندگان تحمیل کند و به گفته تحلیلگران، فشار تورمی کوتاهمدت ایجاد کند؛ موضوعی که حساسیت سیاستگذاران را افزایش میدهد.
تنگه هرمز
قیمتگذاری بر اساس ریسک، نه رویداد
تحلیلگران بازار کشتیرانی میگویند حتی افزایش محدود ریسک امنیتی در تنگه هرمز میتواند هزینه بیمه نفتکشها را تا ۲ تا ۳ برابر افزایش دهد. همین عامل، بدون بسته شدن رسمی مسیر، قیمت تمامشده نفت را بالا میبرد.
برآوردها نشان میدهد اگر تنها ۵ درصد از جریان نفت عبوری از هرمز با تأخیر یا اختلال مواجه شود، بازار میتواند واکنشی فراتر از آن در قیمتها نشان دهد؛ زیرا نفت کالایی است که به شوکهای کوچک، واکنش بزرگ میدهد.
سناریوهای قیمتی
هشدار بازار، نه پیشبینی
برخی تحلیلها سناریوی رسیدن نفت به ۱۰۰ دلار در هر بشکه را مطرح میکنند. هرچند این سناریو به تشدید بحران وابسته است، اما تجربه نشان داده بازار نفت به ریسکهای کماحتمال اما پرهزینه وزن بالایی میدهد.
طبق مدلهای ریسک بلومبرگ، تنها اضافه شدن ۵ تا ۱۰ دلار پرمیوم ژئوپلتیک به قیمت نفت میتواند بدون هیچ اختلال فیزیکی رخ دهد؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا قیمتها منتظر نتیجه سیاسی نمیمانند.
بازار جلوتر از سیاست حرکت کرد
مجموع تحولات اخیر نشان میدهد بازارهای انرژی و مالی پیش از آنکه نتیجهای سیاسی از درگیریها حاصل شود، واکنش خود را نشان دادهاند. رشد قیمت نفت و فرآوردهها، تقویت طلا و عقبنشینی بورسها حاکی از آن است که ریسک ژئوپلتیک دوباره به یکی از محرکهای اصلی قیمتها تبدیل شده است. حتی اگر درگیریها محدود بماند یا به آتشبس برسد، اثر نااطمینانی بهسادگی از بازارها حذف نخواهد شد. در شرایط فعلی، آنچه مسیر قیمتها را تعیین میکند نه نتیجه جنگ، بلکه ادراک بازار از امنیت عرضه و ثبات محیط اقتصادی است؛ متغیری که فعلاً همچنان شکننده به نظر میرسد.