EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۵۰۳۴

نحوه تبدیل «اعتراض» به فرصت گفت وگو ، اصلاح و ترمیم اعتماد

در سال‌های اخیر، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، تعمیق شکاف‌های نسلی و گسترش رسانه‌های اجتماعی، مسئله سرمایه اجتماعی در ایران به یکی از دغدغه‌های جدی تحلیلگران حوزه بحران و حکمرانی تبدیل شده است.

نحوه تبدیل «اعتراض» به فرصت گفت وگو ، اصلاح و ترمیم اعتماد
آرمان امروز

آرمان امروز گفتگوئی را با مهدی زارع منتشر کرده است:

در سال‌های اخیر، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، تعمیق شکاف‌های نسلی و گسترش رسانه‌های اجتماعی، مسئله سرمایه اجتماعی در ایران به یکی از دغدغه‌های جدی تحلیلگران حوزه بحران و حکمرانی تبدیل شده است. مهدی زارع، پژوهشگر، با نگاهی مبتنی بر مدیریت بحران و پدافند مدنی، اعتراضات را نه صرفاً یک رویداد سیاسی یا اجتماعی، بلکه نشانه‌ای از اختلال در لایه‌های پدافندی و کاهش تاب‌آوری ملی می‌داند. او در این گفت‌وگو بر این نکته تأکید می‌کند که سرمایه اجتماعی مهم‌ترین دارایی نامشهود هر جامعه برای عبور از بحران‌هاست و بدون بازسازی آن، چرخه «اعتراض، مدیریت ضعیف بحران و تشدید بی‌اعتمادی» می‌تواند پرهزینه‌تر و عمیق‌تر تکرار شود.

– در سال‌های اخیر، اعتراضات در ایران را چگونه باید در چارچوب تحولات ساختاری، نسلی و اقتصادی تحلیل کرد؟

تحلیل اعتراضات از منظر مدیریت بحران (Crisis Management) و پدافند مدنی (Civil Defence) مستلزم نگاهی کارکردگرا، فرایندی و مبتنی بر کاهش آسیب‌پذیری‌ها و افزایش تاب‌آوری ملی است. در این چارچوب، اعتراضات به‌عنوان یک «تهدید نرم» یا «بحران داخلی» در نظر گرفته می‌شود که می‌تواند به پایداری ملی آسیب بزند. برای تحلیل اعتراضات در چارچوب مدیریت بحران، اعتراضات اخیر را باید حاصل انباشت «عوامل تنش‌زا» در سیستم اجتماعی دانست که سیستم را به آستانه بحران رسانده است؛ اختلال در لایه‌های پدافندی: در پدافند مدنی، لایه‌های پدافندی شامل لایه نظامی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی است. اعتراضات نشان‌دهنده شکست در لایه پدافند اجتماعی -جذب نارضایتی-و اقتصادی -تامین معیشت- است. از سوی دیگر شاخص‌های هشداردهنده مانند افزایش قیمت‌ها، کاهش اعتماد عمومی، افزایش خودکشی و آسیب‌های اجتماعی- به‌موقع شناسایی و به اقدامات پیشگیرانه منجر نشدند.

در این شرایط جنگ دوازده روزه در خرداد و تیر گذشته، تحریم‌های طولانی مدت، فشار اقتصادی و تضعیف سرمایه اجتماعی، ظرفیت سیستم را برای تحمل شوک‌ها کاهش داده و واکنش‌ها را خشن‌تر کرده است.

– اگر سرمایه اجتماعی را به‌عنوان سطح اعتماد، انسجام و مشارکت مدنی تعریف کنیم، به نظر شما اعتراضات اخیر چه نسبتی با وضعیت کنونی سرمایه اجتماعی در ایران دارند؟ آیا این اعتراضات محصول فرسایش اعتماد نهادی‌اند یا خودشان به تشدید آن کمک می‌کنند؟

نسبت اعتراضات و سرمایه اجتماعی در رویکرد پدافندی و مدیریت بحران، قابل بررسی است. سرمایه اجتماعی به‌عنوان مهم‌ترین «دارایی نامشهود» برای تاب‌آوری در برابر بحران‌ها شناخته می‌شود. رابطه اعتراضات با سرمایه اجتماعی دوگانه است:اعتراضات به‌عنوان «نشانگر خرابی سیستم» (System Failure Indicator) : از منظر پدافند مدنی، کاهش اعتماد نهادی یعنی کاهش ظرفیت خودکنترلی و خودسامان‌دهی جامعه. وقتی این اعتماد به زیر آستانه بحرانی برسد، سیستم در برابر شوک‌ها «شکننده» می‌شود. هر بار که بحران اعتراضی به‌درستی مدیریت نشود -مدیریت ضعیف بحران- سرمایه اجتماعی بیشتر تخریب می‌شود و هزینه بازسازی آن در چرخه بعدی افزایش می‌یابد. این یک «چرخه معیوب پدافندی» است.

-در تجربه‌های جهانی، بحران‌های اعتراضی گاه به بازسازی اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی منجر شده‌اند. در شرایط کنونی ایران، چه سازوکارهایی می‌توانند اعتراض را از یک چرخه تنش‌زا به فرصتی برای گفت‌وگو، اصلاح و ترمیم اعتماد تبدیل کنند؟

در دانش مدیریت بحران، هر بحران دارای «فرصت‌های بازسازی بهتر» است. برای تبدیل چرخه تنش‌زا به فرصت، چهار سازوکار پدافندی پیشنهاد می‌شود:

بازتعریف تهدید از «امنیتی» به «ملی»؛ در پدافند مدنی، تهدیدات داخلی گاه با رویکرد صرفاً امنیتی مدیریت می‌شوند. رویکرد نوین بر «مدیریت یکپارچه بحران» تأکید دارد که شامل گفت‌وگوی ملی -به‌عنوان ابزار کاهش خسارت- است.

ایجاد «کریدورهای ایمن اعتراضی»؛ در برخی کشورها، با تعریف فضاها و قواعد مشخص برای اعتراض مشابه پناهگاه‌های اجتماعی: از سرریز خشونت و درگیری جلوگیری می‌شود.

بهره‌گیری از ظرفیت‌های محلی؛ پدافند مدنی مدرن بر شبکه‌های محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد به‌عنوان «خط مقدم تاب‌آوری» تأکید دارد. تقویت این شبکه‌ها می‌تواند خواسته‌ها را به‌جای خیابان، به اتاق‌های گفت‌وگو هدایت کند.

شفافیت اطلاعاتی؛ در بحران‌ها، شایعه و اطلاعات غلط به‌شدت آسیب‌زا هستند. مدیریت بحران اقتضا می‌کند که یک «سیستم ارتباطات بحران» شفاف و فعال، اطلاعات صحیح را به‌موقع به جامعه منتقل کند.

– با توجه به روندهای اقتصادی، شکاف‌های نسلی و گسترش رسانه‌های اجتماعی، آینده سرمایه اجتماعی در ایران را چگونه می‌بینید؟ و مهم‌ترین مداخله‌های کوتاه‌مدت و اصلاحات ساختاری بلندمدتی که می‌تواند از تعمیق شکاف‌ها جلوگیری کند چیست؟

آینده سرمایه اجتماعی در ایران با روندهای فعلی، کاهشی و شکننده خواهد بود مگر اینکه «برنامه‌های بازدارنده» و «اقدامات پدافندی مدنی» به‌کار گرفته شوند:

تأمین امنیت معیشتی؛همان‌طور که در پدافند مدنی از انبارهای راهبردی غذا و دارو محافظت می‌شود، باید شبکه تأمین معیشت اقشار آسیب‌پذیر در برابر شوک‌های تورمی ایمن شود.

مدیریت رسانه‌ای بحران؛ ایجاد یک «اتاق وضعیت رسانه‌ای» برای پاسخ سریع به شایعات و مدیریت افکار عمومی ضروری است. از سوی دیگر اصلاحات ساختاری بلندمدت -مقاوم‌سازی سیستمی مورد نیاز است.

تقویت پدافند اجتماعی؛ سرمایه‌گذاری در آموزش شهروندی، تفکر انتقادی و گفت‌وگوی بین‌نسلی به‌عنوان بخشی از برنامه‌های پدافند مدنی.

ایجاد «ساختارهای انعطاف‌پذیر حکمرانی»؛ پدافند مدنی به ما می‌آموزد که سیستم‌های متمرکز و خشک در برابر شوک‌ها شکننده‌اند. تمرکززدایی، تفویض اختیار به استان‌ها و ایجاد نهادهای محلی پاسخگو، تاب‌آوری ملی را افزایش می‌دهد.

· بازتعریف امنیت به‌عنوان «امنیت انسانی»؛ در رویکرد مدرن پدافندی، امنیت صرفاً مرزها نیست، بلکه امنیت غذایی، شغلی، قضایی و روانی شهروندان است. تأمین این ابعاد، بنیادی‌ترین اقدام برای پیشگیری از بحران‌های آتی است.

در مدیریت بحران، «پیشگیری» بسیار کم‌هزینه‌تر از «مقابله» است. اعتراضات اخیر زنگ خطری برای سیستم پدافند ملی بود که نشان می‌دهد اگر به بازسازی سرمایه اجتماعی و اصلاح ساختارهای اقتصادی-سیاسی توجه نشود، بحران‌های بعدی عمیق‌تر و پرهزینه‌تر خواهند بود.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار