چرا اعتراض اقتصادی به آشوب کشیده شد؟
آزاد ارمکی گفت: اعتراضات بازاریان و کسبه در هفتههای گذشته، حکایت از مجموعهای از نارضایتیها، چالشها و گرفتاریهای انباشتهای دارد که به آن یا توجهی نمیشد یا اینکه دولت و حاکمیت با تصور اینکه اینها مسأله اساسی جامعه نیست، از آن عبور کرده بود.
روزنامه اطلاعات گفتگوئی را با آزاد ارمکی منتشر کرده است:
اطلاعات نوشت: تحولات اخیر در کشور در زمینه اصلاحات اقتصادی و تک نرخی شدن ارز بدل به یکی از چالش برانگیزترین تصمیمات دولت شده است. این اقدام با هدف برچیده شدن رانت و فساد از بازار کالاهای اساسی، تخصیص بهینه ارز دولتی و همچنین بهبود کیفیت زندگی مردم از طریق انتقال یارانهها به انتهای زنجیره مصرف صورت گرفت اما در ادامه با واکنش منفی بازاریان به دلیل افزایش افسارگسیخته قیمت ارز، ناتوانی آنها در تامین کالا و کاهش فروش و مشکلات ناشی از آن روبرو شد و در ادامه اشکالی از اعتراضات در چند روز اخیر در نقاط مختلف کشور ظهور و بروز کرد که در مواردی به درگیری و خشونت کشیده شد و جان شماری از هموطنان را گرفت.
دکتر «تقی آزاد ارمکی»، استاد دانشگاه و جامعه شناس در گفتگویی با روزنامه اطلاعات ابعاد این تحولات را بررسی کرده است:
* چرا اعتراض بازاریان و کسبه به شرایط اقتصادی درادامه تبدیل به یک معضل اجتماعی و آشوب شد؟
آزاد ارمکی: اتفاقات اخیر به ویژه اعتراضات بازاریان و کسبه در هفتههای گذشته، حکایت از مجموعهای از نارضایتیها، چالشها و گرفتاریهای انباشتهای دارد که به آن یا توجهی نمیشد یا اینکه دولت و حاکمیت با تصور اینکه اینها مسأله اساسی جامعه نیست، از آن عبور کرده بود. در حالی که برای جامعه این موارد، موضوع اصلی بود. برای مثال، در بحث نابرابریها، بحران سرزمینی، محیط زیست، رابطه با جهان، مشکلات اقتصادی و... تصور این بود که جامعه با این موارد همزیستی پیدا کرده است. به همین دلیل، حاکمیت و دولت به آن اعتنایی نمیکرد یا ورود و خروج آن به این موارد از نظر من بسیار مقطعی و سطحی بود.
در این موقعیت، جامعه واکنش نشان داد تا بگوید موارد فوق برایش مسائل مهمی است. درخواست جامعه این بود که کالاها نباید به این سادگی گران شود؛ مراقب ارزش پول ملی باشید و نگذارید ارزش آن بریزد و در نهایت اینکه معیشت ما با مشکل مواجه شده است.
اینها مطالبات اصلی مردم و بازاریان بود. اندکی بعد موضوع تبدیل به یک ماجرای سیاسی شد و گروههای ذینفوذ در آن مداخله کردند. برای مثال، مجاهدین، چپها، جدایی طلبان و براندازان و... با مداخله خود مسأله را به یک معضل سیاسی تبدیل کردند و جنبش و اعتراض اجتماعی و اقتصادی مردم با مداخله این گروهها تبدیل به شورش سیاسی همراه با خشونت مسلحانه شد. سئوال اینجاست که به چه شکل این گروهها مداخله کردند تا جنبش اجتماعی مردم را تصاحب کنند؟ این به نظر نشانه ضعفی است که درکشور با آن مواجه هستیم و نمیتوانیم جنبش اجتماعی را در حد خود حفظ کنیم. نتیجهاش این میشود که این شورشها از مردم قربانی میگیرد و موجب ناامنی در سطح کشور میشود.
* چرا نمیتوانیم ماجرای اعتراض مردم را مدیریت کنیم؟
آزاد ارمکی: این در وهله اول قدرت بیگانه نیست بلکه از ضعف ما ست.
* پیام تجمعاتی مانند آنچه که دیروز در نقاط مختلف کشور شاهد بودیم چیست؟
آزاد ارمکی: راهپیمایی که از سوی مردم شکل گرفته درحقیقت واکنشی به همین موضوع است که ما اعتراض را میپذیریم، اما فروپاشی و براندازی را نمیپذیریم؛ بنابراین، تجمع مردم اتفاقی خوب و نشاندهنده پذیرش و به رسمیت شناختن حق اعتراضات از سوی حاکمیت، دولت و البته مردم است.
* چه باید کرد که اعتراضها تبدیل به شورش و خرابکاری با ورود بیگانگان نشود؟
آزاد ارمکی: راههای بسیاری وجود دارد. اول اینکه در مورد تصمیمهای کلان و اساسی، به طور مستمر به مردم گزارش داده شود. منظور نخبگان، گروههای ذینفع، طبقه متوسط، سیاستمداران و سایر افراد تأثیرگذار در جامعه هستندکه باید دائماً با آنهادر ارتباط بود و تصمیمات مهم را به گوش آنها رساند. برای مثال، اگر قرار است در حوزه سیاست خارجی جهت حرکت و نگاهمان را از جهان غرب به شرق ببریم، باید در این باره توضیح و توجیه داشته باشیم. اما میبینیم که در این باره هیچ توضیحی داده نشده است. اینکه نباید با آمریکا ارتباط داشته باشیم، ولی با روسیه و چین مشکلی ندارد، به مردم توضیح داده نشده است. درباره قراردادهای راهبردی با روسیه و چین هیچ توضیحی داده نشده است تا جامعه آن را بپذیرد. در اینکه این قطع کردنها و ایجاد ارتباط با غرب و شرق چه مزیتهایی دارد، هیچ توضیحی از سوی مسئولان، شورای عالی امنیت ملی، نماینده ایران و رؤسای جمهوری دولتهای سیزدهم و چهاردهم، ارائه نشده است و اطلاعاتی دراین زمینه وجود ندارد.
درحالی که این باید تبدیل به یک کار کارشناسی شود تا مردم توجیه شوند. در این صورت است که مردم میگویند: «ما قطع ارتباط با غرب را تحمل میکنیم تا منافع ایجاد ارتباط با شرق را ببینیم.»
* نقش سرمایههای اجتماعی در این برهه از تاریخ ایران چیست؟
آزاد ارمکی: ما انباشتی از سرمایههای اجتماعی در کشور داریم؛ روشنفکران، نخبگان، تحصیلکردهها، متخصصان (طبقه متوسط) و بعد سیاستمداران که باید فعال شوند. سیاستمداران داخلی که سرمایه ملیاند و تجربه سیاست خارجی دارند، باید هرچه زودتر به صحنه بیایند چون اینها در حقیقت نمایندگان جامعه هستند که مطالبات مردم را پیگیری میکنند و منفعت گروههای اجتماعی و جامعه را تضمین میکنند. این مهم از طریق تشکیل حزب، گروه و کار کارشناسی و مطالبه گری انجام خواهد شد. امروز سیاستمداران باید مسئولیت بپذیرند. ما مجموعه ای از اصحاب هنر و اندیشه داریم. یک نویسنده، شاعر، خواننده، بازیگران و افراد نخبه و تأثیرگذار کسانی هستند که صدای رسایی در جامعه دارند و در فضای مجازی هم طرفداران آنها بسیار است. پس حاکمیت باید با این افراد آشتی کند. باید از این قشر دعوت شود و با توضیح شرایط مجاب شوند به صحنه بیایند و کمک کنند. اگر این قشر به صحنه نیاید، بحران میماند و دوباره سرباز خواهد کرد و دوباره جامعه دچار تنش جدی میشود.
* آیا تصمیمات و اصلاحات اقتصادی دولت همزمان با اعتراضات بازار اقدام درستی بود؟
آزاد ارمکی: تصمیمگیری در ارتباط با اصلاح ساختار اقتصادی، جراحی آنچنان بزرگی نبود. برای مثال ارز ترجیحی حذف شده است. آیا دولت جلوی کسانی را که دستشان در خزانه است وازآن به نفع خود استفاده میکنند، گرفته است؟!
چرا دولت جلوی قاچاق سوخت و سایر کالاها را نمیگیرد؟ اگر قرار است دولت جراحی مهم اقتصادی بکند، باید جلو رانتخواران در حوزههای حتی اجتماعی و فرهنگی را در کنار رانت خواران سیاسی و اقتصادی بگیرد.
نکته مهم دیگر این است که جمهوری اسلامی ایران همیشه رابطه اش با جهان قطع بوده است. سفرای ما در کشورهای دیگر باید از بهترین و زبدهترین نیروها باشند. شک ندارم که مردم حتی اسامی این سفرا را هم نمیدانند. این سفرا در بحرانهای بینالمللی امروز برای ایران چه کنش مهم سیاسی انجام داده اند؟ این رانت است. سیاستمدار و نماینده یک کشور در خارج ایران باید مثل یک رئیس جمهوری عمل کند. این سفرا در یکی از بحران های ما با غرب چه اقدام مهمی انجام دادهاند؟ دولتی که میخواهد جلو رانتها را بگیرد باید جراحیهای مهم از این نوع انجام دهد. این مسند، جایگاه آدمهای درجه یک و خبره است که بیایند و برای کشور مفید و در بحران کمک حال ایران باشند.
اما دولت فقط به سراغ ارز ترجیحی رفته است که نتیجه آن به توده مردم آسیب میزند. اشکالی ندارد، اما گام بعدی دولت باید قطع دست رانتخواران از خزانه دولت باشد و در مراحل بعد به سراغ رانت خواران سیاسی و فرهنگی و ... برود.
به این ترتیب وقتی جامعه ببیند دولت اقداماتی انجام داده است که به نفع آنهاست قطعاً به خیابانها نمیآیند.
*از نظر شما اقدام مهم دولت در واکنش به اعتراضات چه بود؟
آزاد ارمکی: کار مثبت و مهمی که دولت انجام داد این بود که اعتراضات را به رسمیت شناخت و صدای مردم را شنید. این گام بلندی بود که دولت باید آن را ادامه دهد تا اعتراضات اجتماعی به آشوب تبدیل نشود و راه حلی برای مشکلات مردم پیدا کند.
* اکنون، مهمترین اقدام اقتصادی که دولت میتواند برای کاهش التهاب در جامعه انجام دهد، چیست؟
آزاد ارمکی: این واقعیت است که در جامعه یک قشر محروم و آسیبپذیر وجود دارد. وقتی کالایی مثل روغن گران میشود، این افزایش فقط شامل چند کالا نیست، همه کالاها شامل این گرانی می شود. این افزایش چند صد هزار تومانی که در قیمت کالایی مثل روغن اتفاق افتاد، در آینده شامل افزایش چند میلیونی هزینه زندگی برای اقشار مختلف جامعه می شود و بیشترین فشار را به قشر ضعیف و محروم وارد میکند. این مسأله باعث میشود قشر آسیب پذیر ناچاربه خیابان بیاید چون دیگر چیزی جز نان ندارد که بخورد.
دولتها برای اینکه اعتراضات را کاهش دهند معمولاً به دو نیروی خود امتیاز می دهند: ۱. قشر محروم و فقیر ۲. شانیت بخشیدن به طبقه متوسط تا این قشر مجوز تغییر، انقلاب و براندازی را به جامعه ندهد. جامعه ما متأسفانه هم به فقرای خود بی اعتناست و هم طبقه متوسط را حذف کرده است. در اتفاقات اخیر دیدیم که هم فقرا صدایشان بلند شد و هم طبقه متوسط به کف خیابان آمد.به این دو قشر باید اهمیت داد تا از بحران عبور کنیم و سپس به مسیر سازندگی و توسعه برگردیم.