EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۷۵۷۴

جامعه به حرف ‌زدن و شنیده‌ شدن نیاز دارد

جامعه ایران امروز در وضعیتی ایستاده که کمتر می‌توان آن را با یک واژه ساده توصیف کرد. ترکیبی از فشارهای اقتصادی مزمن، نااطمینانی نسبت به آینده، فرسایش امید و کاهش اعتماد اجتماعی، لایه‌های مختلف زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار داده است.

جامعه به حرف ‌زدن و شنیده‌ شدن نیاز دارد
آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

  جامعه ایران امروز در وضعیتی ایستاده که کمتر می‌توان آن را با یک واژه ساده توصیف کرد. ترکیبی از فشارهای اقتصادی مزمن، نااطمینانی نسبت به آینده، فرسایش امید و کاهش اعتماد اجتماعی، لایه‌های مختلف زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار داده است. همین وضعیت باعث شده نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری متوجه «زیر پوست شهر» شود. اگر به اظهارات جامعه‌شناسان و اقتصاددانان در روزهای اخیر مراجعه کنیم می‌بینیم که در سخنانشان نکات مهمی چون برجسته شدن نشانه‌های نارضایتی، خستگی و در عین حال تلاش برای بقا هم‌زمان دیده می‌شود. در عین حال همه می‌‌خواهیم بدانیم که فردا برای ما چگونه خواهد بود؟ آینده کشور چگونه رقم می‌خورد؟ همه می‌خواهند بدانند که در کشورمان چه می‌گذرد و این مسیر به کجا می‌انجامد؟ چون جامعه ایران این روزها تشنه دانستن است. در سال‌های گذشته شاهد اعتراض‌هایی در جامعه بوده‌ایم. اعتراض‌هایی که صرفا به مطالبات اقتصادی محدود نمی‌شود. بررسی شعارهای معترضان نشان می‌دهد که مطالبات مردم از برنامه‌محوری فاصله گرفته و به بیان خشم انباشته تبدیل شده‌ است. خشمی که ریشه در احساس شنیده نشدن، طردشدگی و بی‌قدرتی اجتماعی دارد. وقتی مسیرهای رسمی گفت‌وگو بسته یا کم‌اثر می‌شود، زبان اعتراض نیز تغییر می‌کند. طبیعی است که تندتر، کلی‌تر و گاه رادیکال‌تر شود. این تغییر زبان را می‌توان نشانه‌ای از انسداد ارتباطی میان جامعه و نهادهای تصمیم‌گیر دانست.

ضرورت ورود نخبگان برای گفت و گو

به گفته روانشناسان اجتماعی، انبوه خلق شکل می‌گیرد که در آن هیجان، تقلید و تلقین پررنگ است و کاهش عقلانیت و متنازل شدن قوه تحلیل رخ می‌دهد. در این شرایط حرفی شنیده نمی‌شود. گاه در فضای مجازی می‌توان این پدیده را دید، دو طرفی وجود دارند که به یک طرف منجر می‌شوند، مثل اتاق پژواک که فقط بازتاب حرف خود آدم شنیده می‌شود و حرف دیگری حذف می‌شود، جامعه ما نیاز به حرف زدن و شنیده شدن دارد و هرچه با ایجاد میدان‌های گفت‌وگویی و نهادهای وسط استدلال‌های دو طرفه و همه‌جانبه، از فضای دو قطبی دور شویم، رسانه‌ها هم کار خود را می‌توانند انجام دهند.

هادی خانیکی جامعه‌شناس و استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در این رابطه می گوید: باید در جامعه زمینه حرف زدن نخبگان فراهم شود؛ در فضای دوقطبی، «حرف» سخت شنیده می‌شود. برخی از نخبگان مایوسند و برخی آینده را آنچنان مبهم می‌بینند که حرفشان درست شنیده نشود و برایشان هزینه‌زا باشد. فراهم کردن میدان‌هایی برای گفت‌وگو و بررسی تحلیلی و عاقلانه که بتوانند سهم هر اشتباه و رویکرد غلطی را بیان کنند؛ ضروریست و به نظرم به میدان آمدن و سخن گفتن نخبگان بهتر است.

وی معتقد است که در هر شرایطی با اولویت دادن به حل مسایل مردم می‌توان کارهایی انجام داد. اگر صدای همدیگر شنیده و امکان گفت‌وگو فراهم شود، حتی در همین شرایط جامعه آسیب دیده که بسیاری از جوانان رنجور و نگرانند و آسیب دیده‌اند، وقتی همه اینها را بپذیریم، به جای اینکه بگوییم هر چه بادا باد، این آسیب‌ها، ضعف‌ها و کمبودها، تخریب‌ها و از بین رفتن انسان‌ها و سرمایه‌های مادی و معنوی باید دیده شود و تلاش کنیم از این شرایط خارج شویم. آنچه من می‌فهمم این است که با به رسمیت شناختن اعتراض و شرایط سخت، می‌توان چشم‌انداز روشنی را برای جامعه ترسیم کرد و به سوی آن رفت. وقتی پاسخِ چه باید کرد، خیلی سخت می‌شود، باید به «چه نباید کرد؟» اندیشید. از نظر ارتباطی در یک فضای گفت‌وگویی در میان نخبگان، کارشناسان، نهادهای مدنی و شهروندان، مسایل بهتر روشن می‌شود. بدترین وضعیت، دوقطبی شدن فضای عمومی و جامعه است. در فضای قطبی، هر کسی فقط به دنبال آن می‌رود که برای برداشت و تصمیم خود شواهد و مستندات تهیه کند، نه اینکه به تحلیل بپردازد.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار