فرش قرمز چین برای «ائتلاف شرق»
سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به چین در شهریور ۱۴۰۴ برای شرکت در اجلاس سازمان همکاریهای شانگهای و نشستهای مرتبط، یکی از مهمترین تحرکات دیپلماتیک ایران در سالهای اخیر است.

روزنامه آرمان امروز در گزارشی نوشت:
سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به چین در شهریور ۱۴۰۴ برای شرکت در اجلاس سازمان همکاریهای شانگهای و نشستهای مرتبط، یکی از مهمترین تحرکات دیپلماتیک ایران در سالهای اخیر است.
این سفر که با هدف تقویت پیوندهای استراتژیک با چین و دیگر قدرتهای شرقی انجام میشود، نهتنها برای روابط دوجانبه ایران و چین، بلکه برای بازآرایی معادلات ژئوپلیتیکی در برابر تحرکات آمریکا اهمیت دارد.
پزشکیان در این سفر با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین و دیگر رهبران کشورهای عضو پیمان شانگهای دیدار میکند تا زمینههای همکاری در حوزههای اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی را گسترش دهد.
این دیدارها در فضایی رخ میدهد که ایران، تحت فشار تحریمهای سنگین غرب، به دنبال شرکای قابلاعتمادی برای کاهش انزوای بینالمللی خود است.
این سفر از چند جهت حائز اهمیت است. نخست، ایران به دنبال عملیاتی کردن توافق ۲۵ ساله با چین است که شامل سرمایهگذاریهای کلان در بخشهای انرژی، زیرساخت و فناوری میشود. چین، بهعنوان بزرگترین مصرفکننده انرژی جهان، به نفت و گاز ایران نیاز دارد و در مقابل، ایران از سرمایهگذاریهای چینی برای احیای اقتصاد خود بهره میبرد.
این همکاری اقتصادی، بهویژه در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده»، ایران را بهعنوان پل ارتباطی بین آسیا و خاورمیانه برجسته میکند. موقعیت جغرافیایی ایران، که دسترسی به دریای خزر، خلیج فارس و مسیرهای ترانزیتی آسیای مرکزی را فراهم میکند، برای چین ارزش استراتژیک دارد.
این طرح میتواند با ایجاد زیرساختهای حملونقل و بندری، وابستگی ایران به اقتصاد غربی را کاهش دهد و در عین حال، نفوذ چین در منطقه را تقویت کند.
دومین بعد اهمیت این سفر، تقویت جایگاه ایران در سازمان همکاریهای شانگهای است. این سازمان که ایران از سال ۲۰۲۳ به عضویت کامل آن درآمده، بستری برای همکاریهای چندجانبه بین کشورهای غیرغربی فراهم کرده است. حضور پزشکیان در کنار رهبرانی از چین، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، پیام روشنی به غرب، بهویژه آمریکا، ارسال میکند.
ایران شاید بخشی از یک بلوک قدرتمند شرقی است. این بلوک، که با محوریت چین و روسیه شکل گرفته، به دنبال ایجاد نظمی جهانی است که سلطه آمریکا را به چالش بکشد.
یکی از اهداف این ائتلاف، کاهش وابستگی به غرب در تجارت جهانی و ایجاد سیستمهای مستقل است.
ایران، که سالها تحت تحریمهای مالی آمریکا قرار داشته، از این ایده استقبال میکند و در اجلاسهای مرتبط با بریکس و شانگهای، بر لزوم ایجاد مکانیسمهای مالی جدید تأکید کرده است.
سومین جنبه این سفر، زمینهسازی برای یک ائتلاف استراتژیک در برابر آمریکا است. روابط رو به رشد ایران و چین، بهویژه در حوزههای دفاعی و امنیتی، برای آمریکا نگرانکننده است. اگرچه چین بهطور سنتی از درگیری مستقیم در مناقشات خاورمیانه پرهیز کرده، اما حمایت این کشور از ایران در برابر فشارهای غرب، نشانهای از تغییر رویکرد پکن است.
همکاریهای احتمالی در زمینه فناوریهای نظامی یا سایبری میتواند معادلات منطقهای را به نفع ایران تغییر دهد. در عین حال، حضور ایران در کنار چین و روسیه در مانورهای نظامی یا رژههای نمادین، مانند آنچه در پکن برگزار میشود، پیامی سیاسی به غرب است: ائتلافی در حال شکلگیری است که میتواند نظم تکقطبی را تضعیف کند.
با این حال، این ائتلاف چالشهایی نیز دارد. ایران و چین، با وجود منافع مشترک، در برخی حوزهها اختلافاتی دارند. برای مثال، چین به دنبال حفظ روابط تجاری با کشورهای عربی خلیج فارس است و نمیخواهد این روابط را فدای همکاری با ایران کند.
همچنین، پزشکیان در داخل ایران با فشارهایی از سوی گروههای سیاسی مواجه است که نگران وابستگی بیش از حد هستند. این گروهها معتقدند که همکاری نزدیک با پکن ممکن است استقلال ایران را به خطر بیندازد. با این وجود، پزشکیان با تکیه بر سیاست «نگاه به شرق و غرب»، تلاش میکند تعادلی بین نیازهای اقتصادی و استقلال سیاسی کشور برقرار کند.
در نهایت، سفر پزشکیان به چین نهتنها گامی برای تقویت روابط دوجانبه است، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای ایجاد یک جبهه متحد در برابر فشارهای آمریکا محسوب میشود.
این ائتلاف، با محوریت قدرتهای شرقی، میتواند نظم جهانی را به سمت چندقطبی شدن سوق دهد و ایران را از انزوای تحمیلی غرب خارج کند. موفقیت این سفر به توانایی ایران در عملیاتی کردن توافقات و مدیریت چالشهای داخلی و خارجی بستگی دارد. هرچند جنبه مهم آن نیز ایجاد یک رابطه متوازن به صورت همزمان با شرق و غرب است.